عصر قم - حجتالاسلام لیالی گفت: گروهک فرقان با شعار «جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی» و تأکید بر «اسلام منهای روحانیت» در اوایل انقلاب دست به ترور شخصیتهای مؤثری چون شهید مطهری و آیتالله خامنهای زد.
حجتالاسلام محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، در تشریح جریانهای انحرافی پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تحلیل اقدامات گروهک «فرقان» پرداخت و آن را یکی از مهمترین جریانهای میلیتاری و شبهنظامی انحرافی دانست.
تأسیس گروهک فرقان توسط طلبهای بیست ساله
حجت الاسلام لیالی با اشاره به نامشخص بودن تاریخ دقیق تأسیس فرقان اظهار داشت: این گروهک حدود سالهای ۱۳۵۴-۱۳۵۵ توسط اکبر گودرزی، طلبهای حدوداً بیست ساله، تأسیس شد. گودرزی که متولد ۱۳۳۵ بود، سرانجام در سال ۱۳۵۹ دستگیر و اعدام شد. او در طول فعالیت کوتاه خود، از حوزههای علمیهٔ خوانسار، تهران و قم اخراج و سپس لباس روحانیت را کنار گذاشت و رهبری یک جریان چپِ میلیتاریست را بر عهده گرفت.
شعار «جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی» و تأکید بر اسلام بدون روحانیت
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شعار اصلی این گروهک را «جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی» و مبارزه با سرمایهداری و طبقهٔ حاکم (بهویژه روحانیت و بازار) عنوان کرد و گفت: فرقان متأثر از اندیشههای مرحوم شریعتی با رویکرد «اسلام منهای روحانیت»، و نیز متأثر از جریانهای چپ، مارکسیستی، سوسیالیستی و اندیشههای بنیانگذاران اولیهٔ سازمان مجاهدین خلق (مانند صمدیهٔ لباف، شریف واقفی و محسن سعید) بود. همچنین از برخی تفاسیر انقلابی و مارکسیستی قرآن، از جمله جلسات تفسیری محمد موسوی خوئینیها، تأثیر پذیرفت.
تفسیر تجربی-انقلابی از قرآن و رویکرد نظامیگری
حجت الاسلام لیالی، نگاه فکری فرقان را «تفسیر تجربی، انقلابی، سوسیالیستی و نظامیگرا از قرآن» توصیف کرد و افزود: گودرزی با گرایشهای شبهه فاطمی-اسماعیلی، ترور را مشروع میدانست. این گروهک اقدامات تروریستی موفقی مانند شهادت آیت الله مطهری و سپهبد قرنی، دکتر مفتح و قاضی طباطبایی داشت و در موارد متعددی نیز در ترور شخصیتهایی مانند آیتالله خامنهای، مرحوم هاشمی رفسنجانی، شهید بهشتی، شهید باهنر و آیتالله موسوی اردبیلی ناموفق بود.
وی با اشاره به ویژگیهای فردی اکبر گودرزی گفت: او روستازادهای سرخورده که از روحانیت و حوزه اخراج شده بود و دارای نفرت از روحانیت، جمود، تحجر و گرایشهای سوسیالیستی بود. نیروهای این گروه بیشتر از میان دانشآموزان، دانشجویان و معلمان جذب میشدند و از روحانیون در میان آنها دیده نمیشد. جذب نیرو از طریق جلسات قرآن و هیئتهای مذهبی و با نوعی شستشوی مغزی برای عملیات نظامی و ترور صورت میگرفت.
حجت الاسلام لیالی با بیان اینکه فرقان هیچ سابقهٔ مبارزاتی مؤثر علیه رژیم پهلوی ندارد و دلیل آن را «نیاز به تدوین ایدئولوژی» عنوان میکرد، خاطرنشان ساخت: این گروهک پس از انقلاب، بودجهٔ خود را از راه سرقت مسلحانه از بانکها تأمین میکرد و با استراتژی جنگ مسلحانه، مخالفت با رفراندوم جمهوری اسلامی و صدور اعلامیههایی با مضمون «قاتلوا ائمه الکفر» به ترور رهبران نظام اقدام میکرد.
نگاه فرقان به انقلاب؛ تبانی روحانیت با استکبار
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، فرقان را معتقد به «تبانی روحانیت با استکبار (بهویژه انگلیس و فرانسه) برای تصرف قدرت پس از انقلاب» دانست و افزود: آنها با شعار تشیع علوی در مقابل تشیع صفوی یعنی همان سخن دکتر شریعتی، نظام جمهوری اسلامی را «رژیم مرتجع آخوندی» میخواندند و خواستار حاکمیت تودهٔ مردم با رویکرد چپگرایانه و کمونیستی-سوسیالیستی به جای حاکمیت روحانیت، اصناف و بازار بودند.
برخورد قاطع در اوایل انقلاب و خطر «نوفرقان»
حجت الاسلام لیالی با اشاره به دستگیری و محاکمهٔ حدود بیست نفر از رهبران فرقان در سال ۱۳۵۹ (با مسئولیت ناطق نوری و معادیخواه) و اعدام اکبر گودرزی، از تلاش شخصیتهایی مانند جلالالدین فارسی و شهید لاجوردی برای بازگرداندن اعضای دیگر گروه به خط انقلاب یاد کرد و گفت: برخی از اعضای توبهکرده حتی به جبهههای جنگ رفتند. اما امروز زمینههای پیدایش اندیشههای فرقانی با قالبی جدید تحت عنوان «نوفرقان» وجود دارد که نیازمند پژوهش و توجه جدی است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این جریان خطرناک در آن مقطع از بین نمیرفت، بسیاری از رهبران نظام ترور میشدند و انقلاب اسلامی در رسیدن به اهداف متعالی خود با چالشهای جدی مواجه می شد.