عصر قم - رئیس دانشکده شیعه شناسی با تأکید بر ضرورت خروج از نگاههای جزیرهای در تفسیر آیات ولایت، رویکردِ «سیاقمحور» به سوره مائده را حرکتی ارزشمند اما نیازمندِ بازنگریهای روششناختی برای اقناع مخاطبان غیرشیعه دانست.
به گزارش خ برنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا ، دکتر محمد ملک ی نهاوندی، دانشیار دانشگاه صدا و سیما در سلسله کرسی های علمی ترویجی با محوریت غدیر خم، با موضوع سنجیدگی و تناسب موضع آیات العدیر در سوره مائده ضمن بیان نکاتی پیرامون واقعه غدیر خم ، ابراز داشت: نقد و بررسی رویکرد محققانه در تفسیر آیات ولایت و امامت با محوریت سوره مائده، نشاندهنده تلاش ارزشمندی برای خروج از خوانشهای جزیرهای و رسیدن به یک نگاه ساختارمند و کلنگر به کلام الهی است. این حرکت که به جای تکیه صرف بر روایات، بر خودِ سوره و سیاق آیات تمرکز دارد، میتواند نویدبخش افقهای تازهای در فهمِ پیوستگیِ مفاهیم قرآنی باشد. با این حال، برای آنکه این پژوهش از یک بحث درونمذهبی به یک استدلال قوی و اقناعکننده برای مخاطبان غیرشیعی یا منتقدان تبدیل شود، نیازمند بازبینی و تقویت در چندین محور اساسی است.
وی اثبات استدلالی را لازمه حقانیت انتساب آیات به حضرت علی دانست و خاطر نشان کرد: نخستین نکته این است که در حال حاضر، استدلالها بر پایه پیشفرضِ «حقانیتِ انتساب آیات تبلیغ به امیرالمؤمنین (ع)» استوار شدهاند. اگرچه این موضوع برای مخاطب شیعه امری مسلم و اثباتشده است، اما برای متقاعد کردن پژوهشگران دیگر، یا باید جایگاه این پیشفرض را به عنوان یک «اثباتِ استدلالی» در متن برجسته کرد و یا از راهکارهای جایگزین برای اثبات مدعا استفاده نمود. عدم توجه به این موضوع میتواند شائبه مصادره به مطلوب را تقویت کند.
رئیس دانشکده شیعه شناسی ادامه داد: در بحث سیاق که محور اصلی این پژوهش است، لازم است میان «سیاق» به معنای فنی و ساختاری آن و «تداعی معانی» تفکیک دقیقتری صورت گیرد. سیاق به معنای سوق دادنِ اجزای یک متن به سوی یک مقصد معنایی واحد است، اما بسیاری از پیوندهایی که در این پژوهش مطرح شده، بیشتر به تداعیِ مفاهیم میماند تا وحدتِ سیاقی. برای مثال، انتقال از بحث اضطرارِ فقهی به اضطرارِ سیاسی یا پیوند زدنِ اقامه تورات و انجیل به ضرورتِ امامت، نیازمند تبیینِ دقیقِ ملازمه است. آیا اضطرارِ فقهی در خوردن محرمات، ملازمه منطقی با اضطرار به امام در مسائل کلانِ حکومتی دارد؟ این پرسش نزد یک منتقد جدی باقی است و تا زمانی که ماهیتِ این پیوند و نحوهِ انتقال از «صغرویات» به «کبرویات» روشن نشود، استدلال دچار ضعف است.
دانشیار دانشگاه صدا و سیما ضمن بیان نکاتی پیرامون سیاق آیات قرآن درباره غدیر اظهار داشت: علاوه بر این، کاستی در استفاده از پشتوانههای تفسیریِ علمای شیعه به وضوح احساس میشود. بهرهگیری از آرای مفسران بزرگ، اعتبارِ علمی کار را به شدت افزایش میدهد و نشان میدهد که این نگاهِ نو، از دلِ سنتِ تفسیری ما برآمده است. همچنین، یکی از چالشهای اصلی که منتقدانِ رویکردِ سیاقی مطرح میکنند، مسئله فاصله زمانیِ نزول آیات و وقایع تاریخی (نظیر سقیفه) است. برای استحکامِ این پژوهش، لازم است پاسخ متقنی برای این ناهمگونیِ زمانی ارائه شود، چرا که فقدانِ آن، ضربه مستقیمی به محوریتِ سیاق میزند.
رئیس دانشکده شیعه شناسی در پایان بر استدلال درست و متقن در زمینه غدیر تاکید کرده و افزود: در نهایت، تبدیلِ گزارههایی مانند «اقامه کتاب بدونِ امام ممکن نیست» به یک مقدمه استدلالی، اگرچه برای شیعیان بدیهی است، اما برای یک مخالف، تنها یک ادعاست که نیازمند ترمیم و اثباتِ عمیقتر است. این مسیر اگر با تقویتِ مبانیِ استدلالی، فاصله گرفتن از تداعیهای ذهنی به نفعِ سیاقِ ساختاری، و تکیه بر پشتوانه غنیِ تفسیریِ علمای شیعه همراه شود، میتواند به متنی مرجع و تأثیرگذار در حوزه مطالعات قرآنی تبدیل شود.