عصر قم - استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، با تأکید بر اینکه آیین باشکوه تشییع رهبر شهید فراتر از یک مراسم سوگواری است، این رویداد را جلوهای از اقتدار، انسجام و سرمایه اجتماعی نظام اسلامی دانست و تصریح کرد: حضور گسترده مردم در این صحنه نمایش وحدت ملی حول محور و
اشاره: آیین باشکوه تشییع رهبر شهید را نمیتوان صرفاً در قالب یک مراسم سوگواری تحلیل کرد؛ این رخداد بزرگ اجتماعی، جلوهای از قدرت نرم جمهوری اسلامی، سرمایه اجتماعی نظام و عمق پیوند ملت ایران با ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی است. حضور پرشور مردم در این مراسم، علاوه بر نمایش وحدت و همبستگی ملی حول محور ولایت، بیانگر اعتماد عمومی به نظام اسلامی و حمایت از مسیر انقلاب است. همچنین این حضور گسترده، پیام روشنی از اقتدار، پایداری و روحیه استکبارستیزی ملت ایران را به افکار عمومی جهان منتقل میکند .
از سوی دیگر، چنین صحنههایی ظرفیت آن را دارند که فراتر از یک رویداد ملی، به بستری برای تقویت گفتمان مقاومت و بیداری اسلامی در سطح جهان تبدیل شوند. تحقق این ظرفیت نیازمند تبیین صحیح ابعاد فرهنگی، اجتماعی و تمدنی این حرکت و بهرهگیری هوشمندانه از توان رسانهای و علمی کشور است .
در این میان، حوزههای علمیه، نخبگان و مراکز فرهنگی وظیفه دارند با بازخوانی و ترویج اندیشهها و میراث فکری رهبر شهید، این سرمایه ارزشمند اجتماعی را در مسیر تقویت هویت دینی و انقلابی جامعه و پیشبرد اهداف تمدن نوین اسلامی به کار گیرند .
خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در همین زمینه با حجتالاسلام محمدهادی رحمانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، به گفتوگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه میخوانید .
رسا ـ حضور میلیونی و باشکوه مردم در آیین تشییع پیکر پاک امام شهید، چه پیامهایی را در سطح ملی و همچنین در عرصه بینالمللی درباره سرمایه اجتماعی نظام و جایگاه مردمی آن منتقل میکند؟
در پاسخ به پرسش درباره پیامهای ملی و بینالمللی مراسم تشییع رهبر شهید، باید تأکید کرد که این مراسم صرفاً یک آیین سوگواری یا تشییع عادی نیست، بلکه رویدادی مهم در عرصه جنگ نرم و قدرت نرم جمهوری اسلامی به شمار میرود. این حضور گسترده مردمی، نمایش اقتدار، مقاومت، استکبارستیزی و ایمان ملت ایران در برابر دیدگان جهانیان است و چهرهای از جامعهای مقاوم، مقتدر و پایبند به آرمانهای خود را به نمایش میگذارد .
در بُعد ملی، نخستین پیام این مراسم، تجلی وحدت و انسجام ملی است؛ اما وحدتی که حول محور ولایت شکل میگیرد. وحدت در جامعه اسلامی نیازمند محور و جهت است و این مراسم نشان میدهد که مردم در پرتو ولایت، بر ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی تجدید میثاق میکنند و همبستگی خود را به نمایش میگذارند .
پیام دوم، تقویت مقبولیت و پشتوانه مردمی نظام اسلامی است. هرچند مشروعیت حکومت دینی از جانب خداوند متعال است، اما مقبولیت و پذیرش اجتماعی آن با حضور مردم معنا مییابد. اجتماع عظیم مردم در چنین مناسبتهایی نشاندهنده حمایت و همراهی جامعه با نظام اسلامی است و همین پشتوانه مردمی، قدرت و توان بیشتری به مسئولان کشور در عرصههای مختلف، اعم از میدان و دیپلماسی، برای دفاع از منافع ملی میبخشد .
سومین پیام این مراسم، ایجاد امید، نشاط و اعتماد به آینده در جامعه است. حضور گسترده مردم این احساس را تقویت میکند که ملت ایران با وجود همه فشارها و تهدیدها، همچنان متحد، پرتوان و آماده ادامه مسیر است و همین امر سرمایهای مهم برای پیشرفت و مقاومت کشور محسوب میشود .
پیام دیگر این مراسم، نشان دادن عمق نفوذ و پذیرش گفتمان مقاومت در میان مردم است. این حضور گسترده بیانگر آن است که جامعه ایرانی همچنان به این تفکر باور دارد و از آن حمایت میکند .
در عرصه بینالمللی نیز این مراسم حامل پیامهای مهمی است. نخست آنکه اقتدار و استحکام ملت ایران را به جهانیان نشان میدهد. چنین حضوری این پیام را مخابره میکند که جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی برخوردار است و میتواند در برابر فشارها، تهدیدها و زیادهخواهیهای قدرتهای استکباری با قدرت از حقوق و منافع خود دفاع کند .
پیام دوم، ناامید ساختن دشمنان از ایجاد شکاف و بحران در جامعه ایران است. هر اندازه دشمن نسبت به امکان ایجاد اختلاف، آشوب و فتنه در کشور ناامیدتر شود، زمینه مداخلات و توطئههای او نیز محدودتر خواهد شد. حضور باشکوه مردم در چنین صحنههایی، این ناامیدی را به دشمنان القا میکند .
در نهایت، این مراسم میتواند زمینهساز بیداری و حرکت گستردهتر ملتها در سطح جهان باشد. همانگونه که از «انبعاث ملت ایران» سخن گفته شده است، چنین صحنههایی ظرفیت آن را دارد که الهامبخش ملتهای دیگر در مقابله با ظلم و استکبار باشد و موجی از آگاهی و مقاومت را در سطح جهان تقویت کند .
رسا ـ با توجه به ظرفیتهای عظیم اینگونه اجتماعات، مسئولان و نهادهای فرهنگی و تبلیغی چگونه میتوانند از این فرصت برای تبدیل بیداری و انبعاث ملت ایران به یک انبعاث فراگیر در سطح امت اسلامی بهرهبرداری کنند؟ در این زمینه چه راهبردها و توصیههای مشخصی را ضروری میدانید؟
باید توجه داشت که حوادث بزرگ تاریخی تنها با وقوع خود ماندگار نمیشوند، بلکه این روایتگری و تبیین صحیح آنهاست که به ماندگاری و اثرگذاریشان میانجامد. همانگونه که واقعه عاشورا به واسطه جهاد تبیین حضرت زینب سلاماللهعلیها و دیگر بازماندگان آن نهضت به جهان معرفی شد و در تاریخ ماندگار گردید، امروز نیز وظیفه نهادهای فرهنگی و رسانهای، روایتسازی و جریانسازی پیرامون این رخداد بزرگ اجتماعی است تا ظرفیتهای آن به درستی شناخته و بهرهبرداری شود .
نخستین نکته آن است که این اجتماع عظیم مردمی نباید صرفاً به عنوان یک مراسم سوگواری و تشییع جنازه بازنمایی شود، بلکه باید به عنوان یک حرکت بزرگ اجتماعی حول محور ولایت معرفی و روایت گردد؛ حرکتی که از عمق پیوند مردم با آرمانها و ارزشهای مورد اعتقادشان حکایت میکند .
نکته دوم، توجه به ابعاد گوناگون این رویداد است. نباید تنها یک وجه از این حرکت برجسته شود، بلکه لازم است ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مقاومتآفرین آن مورد توجه قرار گیرد. همچنین مفاهیمی همچون استکبارستیزی، مقابله با ظلم و بیعدالتی و تلاش برای اصلاح جامعه که در بطن این حرکت مردمی قابل مشاهده است، باید به درستی تبیین شود. حضور مردم و سخنان، دغدغهها و دیدگاههای آنان درباره مسائل مختلف نیز بخشی از این روایت جامع به شمار میآید .
سومین نکته، بهرهگیری از ظرفیتهای متنوع رسانهای است. استفاده از قالبهای چندرسانهای و شیوههای نوین روایت، میتواند جذابیت و اثرگذاری پیام را افزایش داده و مخاطبان گستردهتری را درگیر این موضوع کند .
و در نهایت، باید تلاش شود که این حرکت از یک رخداد محدود در جغرافیای داخلی فراتر رفته و به یک پیام جهانی تبدیل شود. وظیفه دستگاههای فرهنگی و تبلیغی آن است که این پیام را به درستی و با اتکا به ارزشهای حاکم بر آن به جهان منتقل کنند؛ به گونهای که این اجتماع عظیم مردمی به عنوان نمادی از حرکت ملت حول محور ولایت شناخته شود، نه صرفاً یک مراسم تشییع و سوگواری .
رسا ـ آیین تشییع رهبر شهید انقلاب، چه ظرفیتها و کارکردهایی در فرآیند تمدنسازی نوین اسلامی دارد و چگونه میتوان این رخداد را در مسیر تولید معنا، هویت و گفتمان تمدنی تبیین کرد؟
در پاسخ به این پرسش که چنین حرکتهایی در مسیر تمدنسازی اسلامی چه جایگاهی دارند، چند نکته قابل توجه است .
نخست آنکه یکی از ارکان اصلی هر تمدنی، فرهنگ است. این حرکت عظیم مردمی میتواند زمینهساز یک رشد فرهنگی و اجتماعی گسترده در جامعه باشد. تمدنی که از پشتوانه فرهنگی برخوردار نباشد و نسبت به مفاهیمی همچون عدالت، مبارزه با ظلم، استکبارستیزی، مقاومت اجتماعی و دیگر ارزشهای مثبت فرهنگی بیتوجه باشد، هرگز به معنای واقعی شکل نخواهد گرفت. از این رو، چنین حرکتهایی با تقویت فرهنگ مقاومت، وحدت، اخلاق و سایر ابعاد فرهنگ اجتماعی، به یکی از پایههای مهم تمدنسازی تبدیل میشوند و نقش مؤثری در رشد فرهنگی جامعه ایفا میکنند .
نکته دوم، مسئله الگوسازی برای جامعه جهانی است. در فرآیند تمدنسازی، ارائه الگوهای موفق از اهمیت ویژهای برخوردار است. هر جامعهای که بخواهد در تراز یک تمدن ظهور پیدا کند، نیازمند الگوهای الهامبخش است. در این میان، شخصیت و سیره رهبر شهید و همچنین نوع رهبری ایشان در جامعه اسلامی میتواند به عنوان الگویی برای ملتهای دیگر مطرح شود. این درخشش اجتماعی و مردمی، ظرفیت آن را دارد که تجربه جمهوری اسلامی را در سطح جهانی به عنوان یک الگوی تمدنی معرفی کند .
سومین نکته، معرفی و گسترش اندیشهها و ایدههای رهبر شهید در عرصههای مختلف است. هنگامی که چنین جریان عظیمی در جامعه شکل میگیرد و بازتاب گسترده پیدا میکند، طبیعی است که اندیشهها و مبانی فکری رهبر شهید نیز بیشتر شناخته شوند. دیدگاههای ایشان در حوزه عدالت اجتماعی و سیاسی، مقاومت و استکبارستیزی، سیاست خارجی، اقتصاد و مدیریت جامعه، میتواند به عنوان بخشی از یک گفتمان تمدنی به جهانیان معرفی شود .
در واقع، این حضور و درخشش بزرگ مردمی، فرصتی برای تبیین و معرفی مکتب فکری و مدیریتی رهبر شهید در سطح بینالمللی است؛ مکتبی که میتواند به عنوان نشانهای از ظرفیتهای تمدن نوین اسلامی مطرح شود و انشاءالله در مسیر تحقق آرمانهای بلند اسلامی و زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) نقشآفرین باشد .
رسا ـ رسالتها و وظایف علما، طلاب، حوزههای علمیه و سایر مراکز علمی و فرهنگی چیست؟ این نهادها چگونه میتوانند در تبیین، تثبیت و انتقال پیامهای این رخداد به جامعه و جهان اسلام نقشآفرینی کنند؟
نخستین نکته، توجه ویژه به «فقه تمدنی» و جایگاه آن در مسیر تمدنسازی اسلامی است. لازم است فقه از سطح فقه فردی و بیان تکالیف شخصی فراتر رفته و به عرصه فقه اجتماعی و تمدنی ارتقا یابد. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تولید نظریه و تعمیق مباحث مرتبط با فقه تمدنی هستیم تا بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه در مسیر شکلگیری تمدن نوین اسلامی باشد .
نکته دوم، اهتمام جدی به تبیین و استخراج ایدهها و اندیشههای رهبر شهید در عرصههای مختلف است. جامعه روحانیت و نخبگان باید بهصورت علمی و نظاممند به بررسی نظریات ایشان در حوزههای گوناگون از جمله مدیریت، فقه، سیاست، سیاست خارجی، نگاه به غرب و سایر عرصههای فکری بپردازند. این میراث ارزشمند باید در قالب مقالات، کتابها، پژوهشها و سایر ابزارهای علمی تدوین و عرضه شود تا به یک جریان فکری و علمی در سطح کشور و جهان اسلام تبدیل گردد .
سومین وظیفه، هدایت جامعه در مسیر تمدنسازی و زمینهسازی ظهور است. جامعه برای حرکت صحیح در این مسیر نیازمند راهنمایی، پاسخ به شبهات، تبیین مسائل و جلوگیری از انحرافات فکری و فرهنگی است. این مسئولیت بر عهده روحانیت، دانشگاهیان و همه نخبگان فکری جامعه قرار دارد تا از انحراف جامعه از مسیر اصلی جلوگیری کرده و زمینه حرکت صحیح آن را فراهم آورند .
نکته چهارم، ضرورت حضور فعال نخبگان و روحانیت در متن جامعه است. ارتباط مستمر با جوانان، حضور در میان مردم، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و همراهی با حرکتهای مردمی از الزامات این مسیر به شمار میرود. گسترش ایدهها و آرمانهای رهبر شهید و تبیین آنها برای افکار عمومی نیازمند ارتباط مستقیم با جامعه است .
در همین راستا، اقداماتی نظیر برپایی میزهای گفتوگو، مشاورههای فرهنگی و دینی، حضور در اجتماعات مردمی، راهپیماییها و مراسمهای عمومی از جمله فعالیتهای ارزشمندی است که میتواند در تبیین اندیشهها و هدایت جامعه نقش مؤثری ایفا کند .
امید است خداوند متعال همه ما را در انجام این مسئولیتها یاری فرماید و توفیق دهد که در مسیر خدمت به اسلام، انقلاب و زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر(عج) موفق و سربلند باشیم و از یاران و شیعیان خالص آن حضرت قرار گیریم .