عصر قم - حجتالاسلام محمودی با تشریح شیوههای تفرقهافکنی دشمن از طریق رسانه، تأکید کرد: شناخت الگوی عملیات رسانهای دشمن، مهمتر از پرداختن به مصادیق پراکنده است؛ زیرا با درک منطق این عملیات، میتوان نمونههای آن را در هر مقطع زمانی شناسایی و تحلیل کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محمدرضا محمودی، کارشناس حوزه رسانه، در سیونهمین نشست موکب تبیینی ـ بصیرتی مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم، با تشریح شیوههای تفرقهافکنی دشمن از طریق رسانه، تأکید کرد: شناخت الگوی عملیات رسانهای دشمن، مهمتر از پرداختن به مصادیق پراکنده است؛ زیرا با درک منطق این عملیات، میتوان نمونههای آن را در هر مقطع زمانی شناسایی و تحلیل کرد.
حجتالاسلام محمودی با بیان اینکه هدف این نشست تبیین سازوکار عملیات رسانهای دشمن است، اظهار داشت: دشمن برای ایجاد شکاف در جبهه انقلاب، از الگوها و تکنیکهای مشخصی بهره میگیرد و شناخت این الگوها، زمینه تشخیص و مقابله با جنگ رسانهای را فراهم میکند.
وی با اشاره به سابقه تاریخی راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن»، این سیاست را یکی از قدیمیترین ابزارهای نظامهای سلطه برای حفظ و گسترش قدرت دانست و افزود: این راهبرد سه کارکرد اساسی دارد؛ جلوگیری از شکلگیری کنش جمعی و تضعیف اعتماد و همافزایی اجتماعی، منحرف کردن افکار عمومی از مسائل اصلی و مشکلات واقعی، و تسهیل مدیریت منابع و منافع قدرتهای سلطهگر.
کارشناس حوزه رسانه برای تبیین این موضوع، به نمونههایی از تاریخ اشاره کرد و گفت: جنگهای صلیبی، جنگهای سیساله اروپا، کنفرانس برلین و تقسیم استعماری آفریقا و همچنین سیاستهای استعمار بریتانیا در هند، همگی نمونههایی از بهرهگیری قدرتهای سلطه از راهبرد ایجاد تفرقه برای تثبیت نفوذ و منافع خود بودهاند.
وی در ادامه با تأکید بر اینکه میدان اصلی نبرد امروز، ذهن انسان است، به تشریح سازوکار اقناع رسانهای بر پایه علوم شناختی پرداخت و اظهار داشت: مغز انسان از سه بخش «مغز خزنده»، «سیستم لیمبیک یا مغز عاطفی» و «نئوکورتکس یا مغز منطقی» تشکیل شده و طراحان عملیات رسانهای، با شناخت دقیق کارکرد هر یک از این بخشها، پیامهای خود را طراحی میکنند.
حجتالاسلام محمودی درباره «مغز خزنده» توضیح داد: این بخش مسئول غریزه بقا و واکنشهای اولیه انسان است و رسانهها با برجستهسازی موضوعاتی همچون قحطی، فروپاشی اقتصادی، تهدیدهای وجودی و ایجاد هراسهای ناگهانی، این لایه از ذهن مخاطب را هدف قرار میدهند؛ در نتیجه، رفتار افراد بیش از آنکه عقلانی باشد، واکنشی و هیجانی خواهد شد.
وی «سیستم لیمبیک» یا مغز عاطفی را مهمترین عرصه عملیات رسانهای دشمن معرفی کرد و گفت: این بخش مسئول پردازش احساساتی همچون ترس، خشم، عشق، نفرت، حافظه عاطفی و روابط اجتماعی است. اگر دشمن بتواند به جای استدلال منطقی، احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، دیگر نیازی به اقناع عقلانی نخواهد داشت؛ زیرا مخاطب خود به دنبال محتواهایی میرود که همان احساسات را تقویت کند.
این کارشناس رسانه در تبیین این موضوع به ماجرای «حمزه الخطیب» در سوریه اشاره کرد و اظهار داشت: انتشار گسترده اخبار مربوط به شکنجه و مرگ این نوجوان، موجی از احساسات و خشم عمومی را برانگیخت و اعتراضات اولیه در شهر درعا را شکل داد. به گفته وی، تداوم این فضای احساسی و برخورد سخت دولت سوریه با معترضان، زمینه گسترش بحران و ورود گروههای افراطی همچون داعش را فراهم کرد.
حجتالاسلام محمودی در پایان با تأکید بر ضرورت ارتقای سواد رسانهای و شناخت سازوکارهای عملیات شناختی دشمن، خاطرنشان کرد: آگاهی از شیوههای اقناع رسانهای و تکنیکهای تحریک احساسات، از مهمترین الزامات حفظ انسجام اجتماعی و مقابله با جنگ شناختی در شرایط کنونی است.