عصر قم - رهبر معظم انقلاب، وحدت را نقطه آغاز حرکت امت اسلامی از همگرایی و دفاع متقابل تا همکاری و همافزایی دانستند و آن را «سنگ بنای اصلی» دستیابی به تمدن نوین اسلامی معرفی کردند.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، وحدت اسلامی در نگاه رهبر معظم انقلاب یک مقصد نهایی نیست؛ بلکه نقطه آغاز یک مسیر بزرگتر است. اگر مسلمانان بتوانند اختلافات خود را مدیریت کنند، از یکدیگر دفاع کنند و ظرفیتهای علمی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی خود را در مسیر منافع مشترک به کار گیرند، آنگاه وحدت میتواند به مرحلهای بالاتر یعنی شکلگیری تمدن اسلامی منتهی شود.
این نگاه، یکی از مهمترین وجوه پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته وحدت است؛ جایی که ایشان مفهوم وحدت را در یک زنجیره فکری و عملی قرار میدهند.
رهبر معظم انقلاب در بخش پایانی پیام تصریح میکنند: «درس مهمّ اتّحاد و عدم تنازع، درس اوّل مکتب اسلام در مورد نوع مواجهه با دشمن و دوست است.»
این «درس اول» بودن، نشان میدهد که وحدت مقدمه مراحل بعدی است. جامعه اسلامی ابتدا باید از تنازع داخلی عبور کند؛ سپس باید نسبت به سرنوشت دیگر مسلمانان احساس مسئولیت داشته باشد و در نهایت به همکاری گسترده برای پیشرفت دست یابد.
رهبر معظم انقلاب بلافاصله مرحله دوم را معرفی میکنند: «امّا درس دوّم آن، دفاع از یکدیگر در مقابل کفر».
این جمله، وحدت را از یک همگرایی منفعلانه خارج میکند. امت اسلامی قرار نیست صرفاً کنار یکدیگر قرار بگیرد؛ بلکه باید نسبت به سرنوشت اعضای خود احساس مسئولیت داشته باشد.
در این نگاه، دفاع از یکدیگر تنها معنای نظامی ندارد. حمایت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی نیز میتواند مصداقی از همکاری میان مسلمانان باشد.
مرحله سوم اما گستردهتر است: «و درس سوّم، انواع همکاریها و همافزاییها در مسائل مختلف زندگی مادّی و معنوی مسلمانان از لحاظ ثروت، امنیّت، علم و پیشرفت است.»
این بخش، در واقع افق تمدنی پیام را روشن میکند. وحدت هنگامی میتواند به یک پروژه تمدنی تبدیل شود که از سطح شعار و حتی همکاریهای مقطعی فراتر رود و در ساختارهای واقعی زندگی مسلمانان جریان پیدا کند.
در اینجا چهار حوزه مورد اشاره قرار گرفته است: ثروت، امنیت، علم و پیشرفت.
ثروت را میتوان ناظر به ظرفیت اقتصادی جهان اسلام دانست. کشورهای اسلامی از منابع طبیعی، بازارهای بزرگ، نیروی انسانی و ظرفیتهای تجاری فراوانی برخوردارند. اما پراکندگی و فقدان همکاری کافی میتواند موجب شود این ظرفیتها به صورت کامل در خدمت منافع امت اسلامی قرار نگیرد.
همکاری اقتصادی میان کشورهای اسلامی میتواند از تجارت و سرمایهگذاری مشترک تا همکاری در فناوری و زیرساخت گسترش یابد.
حوزه دوم، امنیت است. امنیت پایدار در بسیاری از مناطق اسلامی زمانی تقویت خواهد شد که کشورهای منطقه بتوانند سازوکارهای همکاری و اعتماد متقابل را توسعه دهند.
حوزه سوم علم است. جهان امروز، جهان رقابت علمی و فناورانه است. اگر جهان اسلام بخواهد در آینده نقش مؤثری داشته باشد، نمیتواند صرفاً مصرفکننده دانش و فناوری دیگران باشد.
همکاری دانشگاهها، مراکز علمی، حوزههای علمیه و مراکز پژوهشی جهان اسلام میتواند بخشی از این ظرفیت را فعال کند.
حوزه چهارم نیز «پیشرفت» است؛ مفهومی که در پیام رهبر معظم انقلاب، نتیجه طبیعی پیوند میان ظرفیتهای مختلف امت اسلامی محسوب میشود.
این چهار حوزه نشان میدهد که وحدت از نگاه مطرحشده در پیام، صرفاً یک پروژه سیاسی نیست؛ بلکه میتواند زیربنای یک برنامه جامع برای زندگی امت اسلامی باشد.
رهبر معظم انقلاب نتیجه این مسیر را نیز صریحاً بیان میکنند: «که انتهای این مسیر، وصول به تمدّن نوین اسلامی خواهد بود.»
این عبارت، وحدت را در یک افق تمدنی قرار میدهد. تمدن نوین اسلامی بدون جامعهای منسجم و دارای توان همکاری، تحقق نخواهد یافت.
به بیان دیگر، وحدت «سنگ بنا» است، نه کل بنا. اگر سنگ بنا محکم نباشد، مراحل بعدی نیز با مشکل مواجه خواهند شد.
رهبر معظم انقلاب دقیقاً بر همین نکته تأکید میکنند: «بنابراین وحدت بین مسلمین سنگ بنای اصلی برای دستیابی به تمدّن اسلامیِ عزیز و غالب است.»
این جمله را میتوان یکی از کلیدیترین گزارههای پیام دانست. وحدت در این نگاه نه یک هدف محدود به مناسبات مذهبی، بلکه زیرساخت یک پروژه تمدنی است.
اما تحقق چنین هدفی نیازمند یک تغییر اساسی در نگاه به روابط میان مسلمانان است. مسلمانان نباید یکدیگر را صرفاً رقیبانی مذهبی یا سیاسی ببینند؛ بلکه باید ظرفیتهای یکدیگر را بخشی از سرمایه امت اسلامی بدانند.
این مسئله بهویژه در حوزه علم و فناوری اهمیت دارد. در جهان امروز، پیشرفت علمی نیازمند شبکهسازی و همکاری است. دانشگاهها و مراکز پژوهشی مسلمانان میتوانند در کنار یکدیگر شبکههایی ایجاد کنند که ظرفیتهای پراکنده را به هم پیوند دهد.
همین مسئله در حوزه فرهنگ نیز صادق است. جهان اسلام دارای میراث فرهنگی عظیمی است که میتواند زمینه گفتوگوی تمدنی میان ملتهای مسلمان را فراهم کند.
در اقتصاد نیز همکاری میان بازارهای اسلامی میتواند ظرفیتهای تازهای ایجاد کند.
در حوزه امنیت نیز اعتمادسازی و همکاری منطقهای میتواند زمینه کاهش بحرانها را فراهم کند.
بنابراین «وحدت» اگر به درستی فهم شود، یک پروژه چندبعدی است.
نکته قابل توجه در پیام رهبر معظم انقلاب آن است که ایشان این ایده را صرفاً به آیندهای نامعلوم حواله نمیدهند؛ بلکه از تجربه جمهوری اسلامی ایران نیز سخن میگویند: «این بستهی مفهومی و فکری که آرزوی ما برای عالم اسلام در آن نهفته است، به نوبهی خود تا حدّ قابل قبولی در ایران عزیز، صورتِ تحقّق یافته».
این اشاره، هفته وحدت را به تجربه داخلی جمهوری اسلامی نیز مرتبط میکند. وحدت در ایران، از نگاه رهبر انقلاب، نمونهای از امکان همزیستی و همکاری مسلمانان در یک جامعه متکثر است.
البته حفظ این سرمایه نیازمند مراقبت دائمی است. به همین دلیل ایشان در ادامه به آحاد ملت توصیه میکنند: «به هیچوجه اجازهی بروز هیچ اختلافی را در بین خود ندهند.»
این توصیه، نشان میدهد که وحدت امری تضمینشده و دائمی نیست؛ بلکه سرمایهای است که باید از آن مراقبت کرد.
در واقع، هر جامعهای ممکن است در معرض اختلاف قرار گیرد. مسئله مهم این است که اختلافات چگونه مدیریت شوند و آیا اجازه داده میشود به شکاف اجتماعی تبدیل شوند یا خیر.
اگر وحدت قرار است مقدمه پیشرفت باشد، حفظ آن باید بخشی از فرهنگ عمومی جامعه شود.
از سوی دیگر، تمدن اسلامی تنها با دولتها ساخته نمیشود. دانشگاه، حوزه، رسانه، خانواده، بازار، نخبگان و عموم مردم هر یک بخشی از این فرآیند هستند.
به همین دلیل، تحقق رویکرد تمدنی به وحدت نیازمند آن است که مفهوم همکاری از سطح روابط سیاسی به سطح جامعه منتقل شود.
در چنین نگاهی، وحدت میان مسلمانان میتواند زمینهساز شکلگیری شبکهای گسترده از همکاریهای علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی باشد. این شبکهها در بلندمدت میتوانند قدرت و استقلال جهان اسلام را افزایش دهند.
نکته دیگر آن است که تمدن نوین اسلامی صرفاً به معنای قدرت مادی نیست. رهبر انقلاب در پیام خود از همکاری در «مسائل مختلف زندگی مادّی و معنوی» سخن میگویند. بنابراین، علم و اقتصاد باید در کنار اخلاق، معنویت، عدالت و کرامت انسانی قرار گیرند.
این همان تفاوتی است که نگاه تمدنی اسلام را از الگوهای صرفاً مادی توسعه جدا میکند.
از این منظر، وحدت اسلامی باید بتواند هم قدرت ایجاد کند و هم اخلاق را حفظ نماید؛ هم پیشرفت علمی را دنبال کند و هم معنویت را تقویت کند؛ هم امنیت را فراهم سازد و هم عدالت و کرامت انسانی را مورد توجه قرار دهد.
در نهایت، پیام رهبر معظم انقلاب را میتوان یک نقشه راه سهمرحلهای دانست: نخست، پایان دادن به تنازع و تقویت برادری؛ دوم، دفاع و حمایت متقابل؛ و سوم، همکاری و همافزایی برای پیشرفت.
اگر مرحله نخست تحقق پیدا نکند، مرحله دوم دشوار میشود و اگر مرحله دوم شکل نگیرد، مرحله سوم نیز به یک آرمان دستنیافتنی تبدیل خواهد شد.
از همین رو، هفته وحدت را باید بیش از یک مناسبت مذهبی دانست. این هفته فرصتی برای اندیشیدن به آینده امت اسلامی است؛ آیندهای که در آن وحدت نه فقط در سخنرانیها، بلکه در اقتصاد، علم، امنیت، فرهنگ و روابط میان ملتها حضور داشته باشد.
آخرین فراز پیام رهبر معظم انقلاب نیز همین امید را دنبال میکند؛ امید به اینکه مسلمانان در سایه عمل به آموزههای الهی بتوانند مسیر عزت و پیشرفت را طی کنند.
اگر وحدت سنگ بنای تمدن اسلامی است، نخستین وظیفه آن است که این سنگ بنا در برابر اختلافات، تحریکها و نزاعهای فرسایشی استوار بماند.
تمدن نوین اسلامی از همین نقطه آغاز میشود: از جامعهای که اختلاف را میشناسد، اما اجازه نمیدهد اختلاف به دشمنی تبدیل شود؛ جامعهای که هویت خود را حفظ میکند، اما منافع مشترک امت را نیز میبیند؛ و جامعهای که وحدت را نه پایان مسیر، بلکه آغاز حرکت به سوی پیشرفت، عزت و تمدن میداند.