عصر قم - مدیر ارتباط با سازمانها و نهادهای حاکمیتی حوزههای علمیه با تأکید بر ضرورت تقویت توان داخلی گفت: دیپلماسی باید از موضع عزت و اقتدار دنبال شود و نباید به وعدههای آمریکا اعتماد کرد.
اشاره: در پی تحولات سیاسی آمریکا و پیامدهای آن بر معادلات منطقهای و بینالمللی، بررسی نسبت میان سیاستهای تقابلی واشنگتن، مقاومت ملت ایران و ضرورت تقویت اقتدار ملی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در همین راستا، حجتالاسلام مهدی پناهی، مدیر ارتباط با سازمانها و نهادهای حاکمیتی حوزههای علمیه، در گفتوگویی تحلیلی با اشاره به هزینههای سیاست فشار علیه ایران، تأکید کرد که تغییر حزب حاکم در آمریکا لزوماً به معنای تغییر رویکرد این کشور در قبال جمهوری اسلامی نیست.
وی با تبیین درسهای تجربه مذاکرات گذشته، بر ضرورت تقویت توانمندیهای داخلی، پیگیری دیپلماسی از موضع عزت و اقتدار و نقش حوزههای علمیه در تقویت خودباوری و انسجام ملی تأکید کرد.
ارزیابی شما از نتایج انتخابات اخیر آمریکا و شکست جمهوریخواهان چیست؟
به اعتقاد من، نتایج انتخابات اخیر آمریکا را نمیتوان صرفاً در چارچوب رقابتهای حزبی و جابهجایی قدرت میان جمهوریخواهان و دموکراتها تحلیل کرد؛ چراکه این انتخابات پیامدهای مهمی از تحولات منطقهای و بینالمللی را نیز منعکس میکند. یکی از موضوعاتی که در این شکست نقش قابل توجهی داشته، هزینههای سنگین جنگ و تقابل با ایران و تأثیر آن بر زندگی روزمره مردم آمریکا بوده است. مقاومت ملت ایران، ایستادگی در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی و مسئله تنگه راهبردی هرمز، آثار خود را در بازار جهانی انرژی و افزایش هزینههای سوخت نشان داده است. طبیعی است که افزایش قیمت بنزین، سوخت و انرژی و فشارهای اقتصادی ناشی از این تحولات، به یکی از دغدغههای جدی مردم آمریکا تبدیل شود. به باور من، این انتخابات نشان داد که سیاستهای تقابلی دولت آمریکا حتی در داخل این کشور نیز هزینهساز است و نمیتوان بدون پرداخت هزینه، سیاست فشار و تهدید علیه ملت ایران را دنبال کرد.
آیا پیروزی دموکراتها را باید به فال نیک گرفت و آن را به معنای تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران دانست؟
خیر؛ ما از پیروزی دموکراتها خوشحال نمیشویم و نباید دچار سادهاندیشی سیاسی شویم. مسئله جمهوری اسلامی ایران با یک حزب خاص در آمریکا نیست؛ مسئله، ساختار سلطهطلبانه و رویکرد خصمانهای است که در سیاست خارجی این کشور نسبت به ملت ایران وجود دارد. تجربه نشان داده است که دموکراتها نیز در بزنگاههای مختلف از ابزار تحریم، فشار اقتصادی و خلف وعده برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردهاند. تجربه برجام و بدعهدیهای صورتگرفته در قبال تعهدات، نمونه روشنی از این واقعیت است. بنابراین نباید تصور کنیم که تغییر حزب حاکم در آمریکا الزاماً به معنای تغییر راهبرد این کشور در برابر جمهوری اسلامی ایران است. ممکن است ادبیات و روشهای اجرایی آنها متفاوت باشد، اما ملاک قضاوت ما باید رفتار عملی، پایبندی به تعهدات و احترام به حقوق ملت ایران باشد، نه شعارها و وعدههای انتخاباتی.
به نظر شما مهمترین درسی که مسئولان کشور باید از تحولات اخیر و تجربه مذاکرات با آمریکا بگیرند چیست؟
مهمترین درس این است که پیشرفت و اقتدار کشور را نباید به اراده و تصمیم دشمن گره بزنیم. ما باید از همه تجربههای گذشته، بهویژه مذاکرات قبلی با آمریکا، درس بگیریم و بدانیم که هیچ کشوری با تکیه بر وعدههای قدرتهای سلطهگر به پیشرفت پایدار نرسیده است. مذاکره اگر در چارچوب منافع ملی، با حفظ عزت و اقتدار و با تضمین منافع ملت انجام شود، میتواند یک ابزار دیپلماتیک باشد؛ اما مذاکره نباید جایگزین توانمندسازی داخلی، خودباوری ملی و تقویت قدرت کشور شود. مسئولان باید بدانند که نباید با هر تغییر دولت در آمریکا، محاسبات راهبردی کشور دچار نوسان شود. ما باید بر اساس منافع بلندمدت ملت ایران تصمیم بگیریم، نه بر اساس وعدههایی که ممکن است با تغییر شرایط سیاسی آمریکا بهراحتی کنار گذاشته شوند.
از منظر شما، چه عاملی موجب میشود آمریکا و سایر قدرتهای جهانی در برابر جمهوری اسلامی ایران رویکرد متفاوتی اتخاذ کنند؟
واقعیت این است که آنچه دیگران را در برابر یک ملت متواضع میکند، قدرت، اقتدار و توانمندی آن ملت است؛ نه صرفاً درخواستهای دیپلماتیک و ابراز تمایل برای تعامل. اگر میخواهیم دشمن در محاسبات خود نسبت به ایران تجدیدنظر کند، باید در عرصههای مختلف قوی شویم و قدرت علمی، اقتصادی، صنعتی، نظامی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی کشور را ارتقا دهیم. ملت ایران نشان داده است که در شرایط دشوار نیز از استقلال و منافع خود عقبنشینی نمیکند؛ همین ایستادگی باید با برنامهریزی دقیق، مدیریت کارآمد و تقویت زیرساختهای کشور همراه شود. ما باید به نقطهای برسیم که طرف مقابل بداند هرگونه تهدید و فشار علیه ایران، هزینهای سنگین خواهد داشت و تعامل با ایران تنها در چارچوب احترام متقابل و پذیرش حقوق ملت ایران امکانپذیر است.
با توجه به جایگاه حوزههای علمیه، این نهاد چه نقشی در تقویت این رویکرد و افزایش اقتدار ملی میتواند داشته باشد؟
حوزههای علمیه علاوه بر رسالت علمی، تربیتی و تبلیغی، در عرصه هدایت اجتماعی و کمک به حکمرانی کشور نیز مسئولیت دارند. حوزه باید با تبیین دقیق تجربه تاریخی ملت ایران، بهویژه تجربه مواجهه با قدرتهای استکباری، در تقویت روحیه خودباوری، استقلالطلبی و امید به توان داخلی نقشآفرینی کند. از سوی دیگر، ظرفیتهای علمی، فکری و کارشناسی حوزه باید در خدمت حل مسائل کشور قرار گیرد. تعامل مؤثر حوزههای علمیه با سازمانها و نهادهای حاکمیتی، دستگاههای اجرایی و مجموعههای اثرگذار کشور میتواند زمینهساز استفاده از این ظرفیتها در مسیر پیشرفت و اقتدار ملی باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت ملی، انسجام مسئولان، اعتماد به توان داخلی و ایستادگی هوشمندانه هستیم.
پیام نهایی شما به مسئولان کشور در شرایط کنونی چیست؟
پیام من به مسئولان این است که از تجربههای گذشته غفلت نکنند و اجازه ندهند خاطره وعدههای تحققنیافته و تجربههای تلخ اعتماد به آمریکا دوباره تکرار شود. البته این سخن به معنای نفی دیپلماسی نیست؛ بلکه تأکید بر این حقیقت است که دیپلماسی باید از موضع قدرت و عزت دنبال شود. مسئولان باید با تمام توان برای قوی شدن کشور تلاش کنند، از ظرفیتهای داخلی بهره بگیرند، اقتصاد را از وابستگیهای آسیبپذیر نجات دهند و با وحدت و انسجام، در برابر فشارهای خارجی بایستند. ملت ایران برای استقلال و عزت خود هزینههای فراوانی پرداخته است و امروز وظیفه همه ماست که از این سرمایه بزرگ صیانت کنیم. آینده کشور در گرو اعتماد به خدا، تکیه بر مردم، تقویت قدرت ملی و ایستادگی عزتمندانه است؛ نه امید بستن به تغییر رفتار دشمن.