عصر قم - انتخاب / نقطه عزیمت آینهورن در پیشنهادی که ارائه کرده، این است که پذیرش "غنیسازی صفر" توسط ایران به دلیل "مخالفت سرسختانه تندروها ... و پیامدهای داخلی آن" ممکن نیست و احتمال چنین عقبنشینیای اندک است.
طی دو ماه و نیمی که از جنگ 12 روزه میگذرد، تلاشهایی در همه سطوح برای کمک به یافتن راهحلی برای رفع تقابل بین ایران و آمریکا در جریان بوده است. یکی از این آخرین تلاشها، پیشنهادی است که رابرت آینهورن، عضو اندیشکده بروکینگز ارائه کرده است. آینهورن که در وزارت خارجه آمریکا در دوره هیلاری کلینتون مشاور ویژه در امور عدم شاعه و خلع سلاح بود و در دولت اوباما نیز در تنظیم سیاست آمریکا در مورد ایران فعالیت داشت، طی مقالهای در فارین افیرز پیشنهادی با رویکری عملگرایانه ارائه داده است، که فکر میکنم خوب است مورد توجه مقامات ایرانی قرار گیرد.
بازار

تمرکز این مقاله که ترجمه خوبی نیز از آن در سایت انتخاب منتشر شده، بر یک راهحل مذاکراتی است که مورد قبول ایران و آمریکا باشد.
او در این پیشنهاد کوشیده است که نگرانیهای ایران و آمریکا را مد نظر داشته باشد و بر پایه واقعیات موجود و بدون نگاهی جزمی، یک راه برای برون رفت از بحران جاری ارائه دهد.
نقطه عزیمت آینهورن در پیشنهادی که ارائه کرده، این است که پذیرش " alt="عصر قم" width="100%" />
آینهورن بدوا پیشنهادهایی مثل تاسیس کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی (که برای ایران به خاطر محل غنیسازی در خارج نامطلوب است و برای واشنگتن به خاطر گسترش فنآوری غنیسازی در منطقه فاقد جذابیت است) و نیل به یک توافق کوتاه مدت که مسئله غنیسازی را فعلا مسکوت بگذارد (به خاطر دشواری یافتن فرمولی مناسب که شامل رفع تحریمها و نیز بلاتکلیف و مبهم ماندن غنیسازی) را دشوار ارزیابی میکند.
او اظهار عقیده کرده که به دلیل عملی نبودن این راهحلها و تداوم تهدیدهای امنیتی، ترامپ دو راه بیشتر ندارد. او یا باید به راهحل اطلاعاتی و حملات محدود دورهای برای زدن مراکز مشکوک در ایران رضایت دهد، یا به یک توافق که شامل غنیسازی بسیار محدود در ایران همراه با راستیآزمایی قوی باشد، فکر کند.
آینهورن راهحل اول را به دلیل تنش دائمی در منطقه و اطمینان بخش نبودن آن از جهت «عدم اشاعه» به خاطر امکان ایجاد سایتهای کوچک و زیرزمینی و حذف آژانس از معادله و امکان خروج ایران از «ان پی تی»، کارساز نمیداند.
پیشنهاد آینهورن "یک برنامه غنیسازی بسیار محدود برای پاسخ به نیازهای واقعی و فوری ایران" که "به شدت تحت راستیآزمایی سخت" باشد، است. او در این رابطه نیاز واقعی موجود ایران را صرفا تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران میداند. به این دلیل، او معتقد است که ذخیره کنونی اورانیوم غنی شده باید به شدت کاهش یابد؛ سانتریفیوژهای مازاد جمع آوری و به کشوری دیگر ارسال شود؛ ایران کلیه تاسیسات مربوطه را به آژآنس اطلاع دهد؛ فردو و نظنز بسته شوند و یک مرکز غنیسازی کوچک و روی زمین تاسیس شود. او همچنین بر راستیآزمایی فراتر از برجام و دسترسی نامحدود و سریع آژانس به همه جا در ایران تاکید میکند. از نظر او توافقی با این مختصات همچنین باید همراه با رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران و نیز تعهدات بازگشتپذیر در ازای مشوقهای بازگشتپذیر آمریکا از جمله کاهش تحریمهای اولیه آمریکا که امکان دسترسی آمریکا به بازار ایران را بدهد، همراه باشد. و نیز اینکه توافق میتواند دائمی باشد، بدون بندهای غروب یا با بندهای غروب طولانی مدت. همچنین معتقد است که چنین توافقی باید با تعهد ایران به عدم ارسال موشک و پهباد به گروههای منطقهای نیز همره باشد. او پیشنهاد میکند که توافق به شکل یک معاهده تنظیم شود و به تصویب کنگره آمریکا برسد. آینهورن معتقد است که چنین ترتیباتی طی 30 روز آینده میتواند مانع نهایی شدن مکانیسم ماشه شده و امکان تمدید قطعنامه 2231 را بدهد.
پیشنهاد آینهورن یا پیشنهادهای مشابه که امکان حداقلی از غنیسازی برای نیازهای موجود ایران را بدهد، این حسن را برای ایران دارد که میتوانند مانع استمرار دائمی تنش که برای شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی داخلی ایران سم مهلک است، شوند.
پیشنهاد ادامه حداقلی غنیسازی در یک محل جدید در حکم عبور از خط قرمز تهران که توقف غنیسازی در ایران است، نیز نخواهد بود و میتواند مهمترین مسئله موجود یعنی رفع بخش عمده تحریمها را ممکن کند.
با توجه به اینکه ایران با مشکلات عظیمی در حوزه آب، برق، گاز، کاهش تولید نفت به خاطر عدم سرمایه گذاری، مشکلات مالی و بودجهای ساختاری، فساد گسترده، بازسازی توان بازدارندگی و ... مواجه است، هر توافقی که خط قرمز مورد نظر حاکمیت را نقض نکند، میتواند و باید مطلوب باشد.
شواهد و قراینی وجود دارد که حاکی از آمادگی اروپا برای حمایت از چنین راهحلهایی است. اروپا نیز نشان داده است که بر غنیسازی صفر در ایران اصرار ندارد و تا کنون عمدتا ملاحظه مواضع ترامپ را داشته است. دشمن اصلی تحقق چنین پیشنهادهایی، افراطیون اسرائیلی خواهند بود که با هر گونه مذاکرهای بین ایران و آمریکا و هر نوع راهحل مذاکراتی مخالفاند و هدفشان پیشبرد سیاستهای تجاوزکارانهشان در منطقه و تثبیت موقعیت اسرائیل به عنوان هژمون منطقه از طریق تضعیف ایران است.