عصر قم - فارس- دوره رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای را میتوان دوره «گذار از تثبیت به تعالی» توصیف کرد؛ دورهای که در آن جمهوری اسلامی بر پایه زیرساختهای شکلگرفته در دهههای گذشته، وارد مرحلهای جدید از تحقق آرمانهای خود میشود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در فارس، تحولات بزرگ در تاریخ ملتها معمولاً با ظهور رهبرانی همراه بوده است که ضمن حفظ اصول بنیادین یک مکتب و یک حرکت تاریخی، توانستهاند آن را با اقتضائات زمانه پیوند بزنند و افقهای تازهای پیش روی جامعه خود بگشایند.
اینک که حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای(حفظه الله) به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران مسئولیت هدایت انقلاب اسلامی را بر عهده گرفته است، پرسش اصلی این خواهد بود که ویژگیهای دوره جدید رهبری چیست و این دوره چه تمایزات و چه استمرارهایی با گذشته خواهد داشت؟
آنچه در نخستین نگاه به چشم میآید، این است که رهبری جدید در شرایطی آغاز میشود که جمهوری اسلامی دیگر یک نظام سیاسی نوپا نیست؛ بلکه تجربهای چند دههای از حکمرانی، مقاومت، پیشرفت علمی، توسعه زیرساختی، حضور منطقهای و مقابله با فشارهای بینالمللی را پشت سر گذاشته است.
بنابراین رهبر جدید با کشوری روبهرو نیست که در آغاز راه باشد، بلکه با مجموعهای از ظرفیتها، تجربیات و دستاوردهای انباشته مواجه است که میتواند سکوی پرتابی برای ورود به مرحلهای جدید از تحقق اهداف انقلاب اسلامی باشد.
رهبری جدید و «کاریزمای گفتمانی»
یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه تحلیلگران در آغاز هر دوره رهبری، مسئله کاریزما و قدرت تأثیرگذاری اجتماعی است. کاریزما در دنیای امروز دیگر صرفاً محصول جایگاه رسمی یا قدرت سیاسی نیست. عصر جدید، عصر نبرد روایتها، افکار و گفتمانهاست. رهبری موفق خواهد بود که بتواند در میان لایههای مختلف جامعه اعتماد ایجاد کند، چشمانداز روشن ارائه دهد و به مطالبات نسلهای جدید پاسخ دهد.
در این چارچوب، کاریزمای آیتالله سید مجتبی خامنهای را میتوان «کاریزمای گفتمانی» نامید؛ کاریزمایی که بیش از تکیه بر جلوههای شخصی، بر استمرار یک مکتب فکری و توانایی تولید ایدههای راهبردی استوار است. نسل جوان ایران که با مسائل متفاوتی نسبت به دهههای نخست انقلاب مواجه است، نیازمند آن است که آرمانهای انقلاب اسلامی را در قالبی متناسب با مسائل روز بازتعریفشده ببیند. رهبر جدید میان آرمانخواهی انقلابی و نیازهای عصر جدید پیوند برقرار خواهد کرد تا زمینه شکلگیری نوعی اقتدار نرم و پایدار فراهم شود.
رهبری جدید و میراث انقلاب
همانگونه که رهبر معظم انقلاب در آغاز دوران رهبری خود بر پایه دستاوردهای بنیانگذار جمهوری اسلامی حرکت کرد، رهبر جدید نیز بر بستری از زیرساختهای عظیم سیاسی، فرهنگی، علمی و راهبردی تکیه خواهد داشت.
در طول دهههای گذشته، ایران در حوزههای گوناگون به سطحی از توانمندی رسیده که قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه نیست. توسعه صنایع دفاعی، پیشرفت در فناوریهای نوین، افزایش نفوذ علمی، گسترش زیرساختهای ملی، ارتقای قدرت بازدارندگی و تثبیت جایگاه ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه، بخشی از این میراث است.
هنر رهبری جدید در این نخواهد بود که همه چیز را از نو آغاز کند، بلکه در آن خواهد بود که این ظرفیتهای انباشته را وارد مرحلهای جدید کند؛ مرحلهای که در آن ثمرات این سرمایهگذاریهای بلندمدت بیش از گذشته در زندگی مردم، اقتصاد ملی و جایگاه بینالمللی ایران نمایان شود.
در واقع، اگر دهههای گذشته را دوران تثبیت، مقاومت و ایجاد زیرساختها بدانیم، دوره جدید میتواند دوران بهرهبرداری راهبردی از این ظرفیتها باشد؛ دورانی که در آن جمهوری اسلامی بتواند مدل حکمرانی خود را با کارآمدی بیشتر و اثرگذاری گستردهتر به نمایش بگذارد.
عبور جهان از نظم تکقطبی
یکی از مهمترین ویژگیهای عصر حاضر، تغییر تدریجی ساختار قدرت در نظام بینالملل است. نظم تکقطبی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، امروز با چالشهای متعددی مواجه شده است. ظهور قدرتهای جدید، گسترش همکاریهای منطقهای، افزایش نقش اقتصادهای نوظهور و کاهش توان آمریکا برای اعمال اراده یکجانبه بر جهان، همگی نشانههایی از این تحول هستند.
در چنین فضایی، جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه بخشی از روند جهانی بازتوزیع قدرت محسوب میشود. رهبری جدید میتواند با تکیه بر این واقعیت، سیاست خارجی کشور را در مسیر تقویت همکاری با قدرتهای مستقل، گسترش روابط با کشورهای جنوب جهانی و توسعه ائتلافهای راهبردی پیش ببرد.
اگر این روند با موفقیت دنبال شود، ایران میتواند سهم بیشتری در شکلدهی به نظم جدید جهانی داشته باشد؛ نظمی که در آن تصمیمگیریهای بینالمللی دیگر صرفاً در اختیار چند قدرت محدود نباشد و ملتهای مستقل نقش پررنگتری در تعیین سرنوشت خود ایفا کنند.
کرامت انسانی؛ محور سیاست در دوران جدید
شاید مهمترین ویژگیای که بتوان برای دوره جدید رهبری ترسیم کرد، برجسته شدن مفهوم «کرامت انسانی» در عرصه سیاست باشد. بسیاری از بحرانهای جهان معاصر ریشه در نگاه ابزاری به انسان دارند؛ نگاهی که در آن منافع قدرتها بر حقوق ملتها ترجیح داده میشود.
گفتمان انقلاب اسلامی از ابتدا بر نفی این رویکرد تأکید داشته است. دفاع از مستضعفان، مقابله با استعمار و حمایت از استقلال ملتها، همگی از همین مبنا سرچشمه میگیرند. در دوره جدید، این مفاهیم میتوانند با زبان و ادبیات متناسب با مسائل قرن بیستویکم بازتعریف شوند.
کرامت انسانی در این چارچوب تنها یک شعار اخلاقی نیست؛ بلکه مبنایی برای سیاستگذاری داخلی و خارجی است. عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد، حفظ عزت ملی، حمایت از حقوق ملتها و تقویت مشارکت عمومی، همگی از لوازم تحقق این اصل به شمار میآیند.
نسل جدید و افقهای تازه انقلاب
یکی از مهمترین مأموریتهای رهبر جدید، برقراری ارتباط مؤثر با نسلی است که بسیاری از تحولات نخستین سالهای انقلاب را از نزدیک تجربه نکرده است. نسل جدید بیش از هر چیز به دنبال امید، پیشرفت، شفافیت، عدالت و نقشآفرینی در آینده کشور است.
موفقیت رهبری در دهههای آینده تا حد زیادی به توانایی پاسخگویی به این مطالبات وابسته خواهد بود. هر اندازه گفتمان انقلاب بتواند خود را با زبان نسل جدید بازآفرینی کند، ظرفیت آن برای تداوم و گسترش بیشتر خواهد شد.
سخن آخر؛
دوره رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای را میتوان دوره «گذار از تثبیت به تعالی» توصیف کرد؛ دورهای که در آن جمهوری اسلامی بر پایه زیرساختهای شکلگرفته در دهههای گذشته، وارد مرحلهای جدید از تحقق آرمانهای خود میشود. در این مسیر، شکلگیری یک کاریزمای نوین مبتنی بر تولید گفتمان، بهرهبرداری از ظرفیتهای انباشته کشور، نقشآفرینی فعال در نظم در حال تحول جهانی و ترویج کرامت انسانی در عرصه سیاست، میتواند از مهمترین ویژگیهای این دوره باشد.
اگر این اهداف محقق شوند، رهبری جدید نه صرفاً ادامه یک مسیر تاریخی، بلکه آغاز فصل تازهای از حضور انقلاب اسلامی در عرصه ملی، منطقهای و جهانی خواهد بود.