عصر قم - نظریهپرداز و استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد در یادداشتی در مجله فارن پالیسی نوشت، ترامپ باید اعتراف کند که در جنگ ایران اشتباه کرده، محاسباتش اشتباه بوده و به فکر خروج آبرومندانه از این بحران باشد.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، استفان والت استراتژیست و استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد در تحلیلی درباره جنگ ایران نوشت، اگرچه هنوز جزئیات توافق احتمالی میان آمریکا و ایران مشخص نیست و حتی معلوم نیست اساساً چنین توافقی نهایی خواهد شد یا نه، اما هر کسی با حداقلی از درک سیاسی میتواند بفهمد که آمریکا و اسرائیل با آغاز جنگ علیه ایران مرتکب اشتباهی بزرگ شدند.
والت با این مقدمه تاکید کرد، هیچیک از اهداف اعلامی آنها محقق نشده است؛ نه حکومت ایران سقوط کرد، نه برنامه هستهایاش متوقف شد و نه توان موشکی و پهپادی تهران از بین رفت. ایران حتی نشان داد که همچنان قادر است در صورت لزوم تنگه هرمز را مختل کرده و هزینههای سنگینی به اقتصاد منطقه تحمیل کند. در نتیجه، بخش بزرگی از تهدیدها و لفاظیهای دونالد ترامپ و پیت هگزث در ماههای اخیر اکنون بیش از هر چیز شبیه نمایش سیاسی به نظر میرسد.
در یادداشتِ این نظریه پرداز برجسته روابط بینالملل آمده است، اگر در نهایت توافقی حاصل شود، دولت ترامپ تلاش خواهد کرد آن را بهعنوان یک «پیروزی استراتژیک» معرفی کند. اما بعید است افکار عمومی یا تحلیلگران این روایت را بهراحتی بپذیرند. واقعیت آن است که هیچ راه قانعکنندهای برای تبدیل این بحران به یک موفقیت وجود ندارد و هرچه بیشتر تلاش شود این شکست بهعنوان پیروزی عرضه شود، تصویر غیرواقعیتری از وضعیت ارائه خواهد شد.
بنداز گردن نتانیاهو و از این بحران خارج شو!
والت در ادامه اضافه کرد، همین مسئله پرسشی مهم را مطرح میکند؛ اینکه چه میشد اگر ترامپ بهسادگی میپذیرفت که در محاسباتش اشتباه کرده است؟ البته اعتراف به خطا هیچگاه ویژگی اصلی او نبوده، اما این موضوع فقط به ترامپ محدود نیست. سیاستمداران معمولاً حتی زمانی که اشتباهشان برای همه آشکار است، حاضر به پذیرش آن نمیشوند؛ بهویژه وقتی موضوع به مسائل کلان سیاست خارجی مربوط باشد. نمونههای زیادی از این مسئله وجود دارد؛ از ادامه دفاع بوریس جانسون از برگزیت گرفته تا اصرار مایک پمپئو بر درست بودن حمله آمریکا به عراق یا خروج از توافق هستهای ایران در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ.
در تاریخ آمریکا نمونههای معدودی از پذیرش اشتباه وجود دارد. کندی مسئولیت شکست عملیات خلیج خوکها را پذیرفت. باراک اوباما اشتباه خود در معرفی تام دشل برای وزارت بهداشت را قبول کرد و رونالد ریگان نیز تا حدی ماجرای ایران-کنترا را اشتباه دانست. اما چنین مواردی بسیار نادر هستند. جورج بوش پسر در سال ۲۰۰۴ حتی نتوانست یک اشتباه مشخص از دوره نخست ریاستجمهوریاش را نام ببرد. معمولاً اگر بخواهید سیاستمداری را در حال اعتراف به خطا ببینید، باید منتظر انتشار خاطراتش بعد از پایان دوران قدرت بمانید.
والت در ادامه تاکید کرد، او(ترامپ) میتوانست توضیح دهد که مسئله ایران دهههاست به معضلی پیچیده برای واشنگتن تبدیل شده و هیچیک از رؤسایجمهور پیشین هم موفق به حل آن نشدهاند. میتوانست بگوید تصور میکرد دور جدید حملات نظامی یا فشارها میتواند ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ بهویژه در شرایطی که حکومت ایران با نارضایتی داخلی و اعتراضات روبهرو بود. اما این محاسبه اشتباه از آب درآمد. ترامپ حتی میتوانست طبق سبک همیشگی خود تأکید کند که در سیاست هیچچیز صددرصد قطعی نیست و وظیفه رئیسجمهور گرفتن تصمیمات سخت است.
نمایش پیروزی به جای پذیرش شکست فقط هزینه جنگ را بیشتر میکند
او همچنین میتوانست بخشی از مسئولیت را متوجه بنیامین نتانیاهو کند؛ نخستوزیر اسرائیل که سیاستهای تهاجمیاش نهتنها کمکی به ترامپ نکرده، بلکه در آمریکا و حتی داخل اسرائیل نیز با انتقادات گسترده مواجه شده است. انداختن بخشی از تقصیرها بر گردن نتانیاهو شاید حتی از نظر سیاسی برای ترامپ سودمند هم باشد.
ترامپ میتوانست ادعا کند که از این بحران درس گرفته و برخلاف برخی رؤسایجمهور پیشین، حاضر است مسیر خود را اصلاح کند. اما احتمال وقوع چنین سناریویی بسیار کم است. او احتمالاً اعتراف به یک اشتباه بزرگ را تهدیدی برای تصویر قدرتمندی میداند که سالها برای ساختنش تلاش کرده است؛ تصویری که بر پایه قاطعیت، اعتمادبهنفس و نمایش شکستناپذیری شکل گرفته است.
در همین حال، ادامه دادن بحران و تلاش برای نمایش یک شکست بهعنوان پیروزی، فقط هزینههای بیشتری برای آمریکا و متحدانش ایجاد میکند. حملات نظامی نتوانست برنامه هستهای ایران را از بین ببرد و حتی نشان داد گزینههای نظامی واشنگتن محدودتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور میشد. آمریکا اکنون با این واقعیت روبهروست که هرگونه جنگ گسترده با ایران میتواند به یک درگیری فرسایشی و پرهزینه تبدیل شود؛ جنگی که نه افکار عمومی آمریکا آمادگی آن را دارد و نه ساختار سیاسی واشنگتن تمایل دارد دوباره وارد باتلاقی مشابه عراق و افغانستان شود.
در نهایت، شاید بهترین راه برای ترامپ این بود که بپذیرد محاسباتش درباره ایران اشتباه بوده و بهجای ادامه دادن مسیر پرهزینه تقابل، بهدنبال خروج آبرومندانه از بحران باشد.