عصر قم - تغییر رویکرد آمریکا از «تردیدآفرینی در سلامت» به «پذیرش اثرگذاری پنهان» رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای نشاندهنده گذار از انکار واقعیت به مدیریت ادراک در برابر یک نظام تصمیمگیری غیرمتمرکز اما متمرکز بر حکمت است.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، چرخش تدریجی رویکرد رسانهای-اطلاعاتی غرب خصوصا آمریکا نسبت به رهبر معظم سوم انقلاب اسلامی پس از تحولات اخیر (از جمله درگیریهای منطقهای و وضعیت آتشبس شکننده) پدیده ای شگفت انگیز و قابل تامل است. گزارش CNN بر پایه ارزیابی اطلاعاتی آمریکا به نقش محوری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در صدور دستورات راهبردی – از حفظ ذخایر موشکی تا هماهنگی حملات منطقهای و خط قرمزهای مذاکراتی – اشاره دارد. این گزارشها با خروجیهای مشابه در Newsweek و Al-Monitor همخوانی دارند که افزایش قیمت نفت از ایستادگی ایران و احتمال تغییر فتوا در شرایط جنگی را برجسته میکنند.
این اعترافها در حالی رخ میدهند که حضور علنی رهبر معظم انقلاب محدود بوده، اما بیانیههای ایشان با افزایش فرکانس و عمق محتوایی، ادراک اثرگذاری را در داخل تقویت کرده است. موانع داخلی نیز شناسایی شدهاند: از ادراک غلط ساختار تصمیمگیری تا عملیات روانی دشمن و شکافهای اطلاعرسانی.
تغییر در روایت رسانهای با تحولات موازنه قدرت پیوند خورده است. آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود فشار نظامی و تحریم، نتوانستهاند «تغییر رژیم» یا خلأ تصمیمگیری ایجاد کنند. دستورات مستقیم رهبر سوم انقلاب در حفظ ۷۵ درصد ذخایر موشکی و تمرکز بر تنگه هرمز، نشاندهنده راهبرد «جنگ فرسایشی معکوس» است که هزینههای امپراتوری آمریکا را بالا میبرد.
این مدل رهبری، بازدارندگی نامتقارن را تقویت کرده و محور مقاومت را منسجم نگه داشته، در حالی که ترامپ را به تغییر لحن واداشته. اگر این روند ادامه یابد، آیندهای محتمل است که در آن هژمونی دلار و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، با چالشهای عمیقتری مواجه شود – نه به دلیل سلاح هستهای (که هنوز فتوای پیشین حاکم است)، بلکه به دلیل انسجام تصمیمگیری پنهان اما کارآمد.
گفتمان غربی سالها بر دو ستون «تردید در سلامت» و «عدم اثرگذاری» استوار بود؛ روایتی که فوکو آن را «قدرت-دانش» مینامد، یعنی تولید دانش برای توجیه سلطه. اکنون گسست معنایی رخ داده: از انکار وجود رهبر مؤثر به اعتراف به «رهبر پنهان تعیینکننده». این چرخش، پیوست با گفتمان انقلاب اسلامی دارد که رهبری نهادی-حکیمانه و متکی به ولایت امر میبیند.
پیشفرض پنهان روایت غربی، فردگرایی لیبرال و تمرکز بر «رهبر کاریزماتیک قابل مشاهده» است که با مدل ایرانی – ترکیبی از فقه سیاسی، تصمیمگیری مشورتی و اراده جمعی انقلابی – ناسازگار است. عملیات روانی دشمن (مانند القای چندپارگی) تلاشی برای بازتولید حافظه اعتراضی است، اما بیانیههای فشرده رهبر، این روایت را با تأکید بر عدالت، مقاومت و پیشرفت به چالش میکشد.
آنها هنوز در پارادایم «پایان تاریخ» گیر کردهاند و نمیتوانند مدلی از قدرت را بپذیرند که سلطه را از درون با انسجام معنوی-سیاسی خنثی میکند. شکاف بین نظریه (واقعگرایی) و اجرا (سیاستهای شکستخورده ترامپ) اینجا مشهود است. نهادهای اطلاعاتی غرب، با تولید «دانشِ انکار»، خود را در موقعیت ادراکی ضعیف قرار دادهاند.
تصور کنید پرچم ایران بر فراز تنگه هرمز، در حالی که بادهای طوفانی رسانهای آن را تکان میدهند اما ریشهاش در خاک تاریخ و حکمت عمیقتر از هر موج است. این تصویر، فراتر از یک رهبر واحد، نماد یک تمدن است که در لایههای پنهان، مسیر را ترسیم میکند.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
شکستهتر باد هیمنه ایالات متحده
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمه إلی مدارج الکمال