عصر قم - تجربه روابط بینالملل نشان میدهد در بسیاری از بحرانها، نزاع اصلی تنها بر سر مفاد توافقها نیست، نزاع بر سر مدیریت ادراکات، جهتدهی افکار عمومی و حفظ یا فرسایش سرمایه اجتماعی شکل میگیرد.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، «آب گلآلود، صیادان زیاد دارد.» هرگاه تحولات حساس سیاسی به مرحله تصمیمگیری نزدیک میشود، حاشیهها و روایتهای متعارض نیز افزایش مییابد؛ گویی برخی بازیگران بیش از متن توافق، بر آشفتگی فضای ذهنی و اجتماعی حساب باز کردهاند.
در حالی که گمانهزنیها درباره زمان امضای تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا افزایش یافته، مواضع رسمی تهران نشان میدهد هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده و بررسی پیشنهادها ادامه دارد؛ وضعیتی که همزمان، میدان رقابت روایتها و جنگ ادراکی پیرامون مذاکرات را نیز فعالتر کرده است.

آنچه امروز پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا جریان دارد، گذشته از اختلاف بر سر یک تفاهمنامه، رقابتی چندلایه میان قدرتها برای شکلدهی به ادراک عمومی، مدیریت انتظارات و تأثیرگذاری بر انسجام داخلی بازیگران است.
در حالی که رسانهها از احتمال امضای توافق سخن میگویند، خبرها یکی پس از دیگری منتشر میشوند؛ برخی از توافق قریبالوقوع خبر میدهند و برخی از ادامه بررسیها. در چنین فضایی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا میکند، توانایی جامعه در تفکیک واقعیت از هیجان و حفظ انسجام در برابر آشفتگیهای روایی است.
نبردی فراتر از متن توافق
مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در شرایطی دنبال میشود که ابهام درباره زمان و شکل نهایی تفاهم احتمالی همچنان پابرجاست. اظهارات متناقض و گاه شتابزده برخی مقامات آمریکایی، در کنار تأکید مقامات ایرانی بر تداوم بررسیها، نشان میدهد فرآیند تصمیمگیری هنوز به نقطه نهایی نرسیده است.
تجربه روابط بینالملل نشان میدهد در بسیاری از بحرانها، نزاع اصلی تنها بر سر مفاد توافقها نیست، نزاع بر سر مدیریت ادراکات، جهتدهی افکار عمومی و حفظ یا فرسایش سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. از این منظر، میدان رسانهای و شناختی به اندازه میز مذاکره اهمیت یافته است.
انباشت بیاعتمادی و شکلگیری فضای چندروایتی
بستر مذاکرات کنونی بر زمینهای از چند دهه بیاعتمادی متقابل و مخاصمه ژئوپلیتیکی و دو جنگ به فاصله چند ماه شکل گرفته است. واقعگرایی در روابط بینالملل نشان میدهد دولتها بیش از آنکه بر مبنای اعتماد عمل کنند، منافع ملی و محاسبات قدرت خود را ملاک قرار میدهند. در چنین شرایطی، هرگونه توافق احتمالی پایان رقابت نبوده، بلکه مرحلهای نوین از بازتعریف مناسبات خواهد بود. از همین رو، بازیگران مختلف منطقهای و فرامنطقهای تلاش میکنند ضمن حفظ منافع خود، بر ادراک جامعهها از تحولات نیز اثر بگذارند.

رقابت روایتها و اهمیت سرمایه اجتماعی
همزمان با پیشرفت مذاکرات، حجم روایتهای متعارض افزایش یافته است. این وضعیت تنها مختص تنش آمریکا با ایران نیست؛ در بسیاری از بحرانهای بینالمللی، جنگ روایتها بخشی از سازوکار اعمال قدرت هوشمند است. تمرکز افراطی بر شایعات، اخبار غیرقطعی و دوقطبیسازیهای هیجانی سرمایه اجتماعی را فرسوده و ظرفیت تصمیمگیری عقلانی را کاهش می دهد. سازهانگاران در روابط بینالملل بر این نکته تأکید دارند که برداشتها، هویتها و معانی مشترک، خود بخشی از قدرت سیاسی هستند. از این منظر، انسجام عمومی یک متغیر راهبردی در معادلات قدرت است.
شکافهای نظام بینالملل و بازآرایی منافع
تحولات سالهای اخیر نشان داده که ساختار قدرت جهانی در حال گذار است. رقابتهای درون بلوک غرب، اختلاف اولویتها میان بازیگران مختلف و افزایش هزینههای امنیتی، نشانههایی از تغییر آرایشهای سنتی قدرت را نمایان کرده است.
در این میان، حمایت گسترده آمریکا از رژیم صهیونیستی، همواره موضوعی مناقشهبرانگیز در فضای سیاسی داخلی ایالات متحده بوده و بخشی از نخبگان آمریکایی نسبت به هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی این رویکرد هشدار دادهاند.
احتمال فروپاشی قریبالوقوع هژمونی و ابرقدرتی قدرت آمریکا نیز میتواند به خطای محاسباتی منجر شود. تجربه تاریخی نشان داده که قدرتهای بزرگ، حتی در شرایط فرسایش نسبی، همچنان از ظرفیتهای اقتصادی، فناورانه و امنیتی قابل توجهی برخوردارند.
نبرد معنایی؛ از مشروعیتسازی تا مشروعیتزدایی
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده تحولات اخیر، رقابت بر سر تعریف «انقلابیگری»، «مصلحت» و «مطالبهگری» است. هرگاه جامعه با مسائل پیچیده مواجه میشود، امکان ظهور خوانشهای متکثر و گاه رادیکال افزایش مییابد.
در این فضا، تبدیل اختلافنظرهای طبیعی به شکافهای هویتی زمینهساز فرسایش انسجام ملی است. گفتمانشناسی سیاسی نشان میدهد که دالهای مرکزی هر نظام سیاسی، هنگامی کارآمد باقی میمانند که توان مفصلبندی و جذب تنوع دیدگاهها را داشته باشند، نه آنکه هر اختلاف نظری به مرزبندیهای هویتی و دگرسازیهای گسترده تبدیل شود.

اهمیت تابآوری اجتماعی
فارغ از آنکه مذاکرات به ایستگاه توافق نهایی برسد یا نه، مسئله اصلی برای ایران در دوره پساجنگ چهلروزه، افزایش ظرفیت تابآوری اجتماعی و ارتقای کیفیت حکمرانی است.
تابآوری به معنای مقاومت در برابر فشارهای خارجی و شامل تقویت اعتماد عمومی، افزایش شفافیت، ارتقای کارآمدی نهادی و کاهش شکافهای اجتماعی است.
در سنت عقلانیت اسلامی نیز حفظ مصالح عمومی، صیانت از استقلال، تأمین عزت ملی و جلوگیری از شکلگیری سلطه خارجی، همواره در کنار حکمت و تدبیر مورد توجه قرار گرفته است. از این منظر، انسجام اجتماعی در مدیریت مشروع اختلافات و تبدیل آنها به ظرفیت ملی معنا پیدا میکند.

سناریوهای پیش رو
چشمانداز پیشرو را میتوان در سه سناریو ترسیم کرد.
سناریوی نخست، دستیابی به تفاهم و مدیریت نسبی تنشهاست که فرصتهایی را برای بازسازی اقتصادی و کاهش فشارهای امنیتی ایجاد می کند.
سناریوی دوم، تداوم وضعیت بینابینی و فرسایشی است؛ وضعیتی که نه به توافق کامل منجر میشود و نه به گسست کامل.
سناریوی سوم، بازگشت به چرخه تشدید تنشهاست که هزینههای بیشتری را بر همه بازیگران تحمیل خواهد کرد.
در هر سه حالت، آنچه اهمیت تعیینکننده دارد، کیفیت حکمرانی، توان مدیریت افکار عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و جلوگیری از تبدیل اختلافنظرها به شکافهای پایدار است.
معنای اصلی تحولات کنونی را باید در فراتر از متن یک توافق جستوجو کرد. آنچه امروز در حال شکلگیری است، رقابتی چندسطحی میان قدرت، روایت و سرمایه اجتماعی است؛ رقابتی که نتیجه آن تنها در اتاقهای مذاکره تعیین نمیشود، در میزان تابآوری جامعه، کیفیت حکمرانی و توان بازیگران برای حفظ انسجام و تبدیل تهدیدها به فرصت نیز معنا پیدا میکند.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
شکستهتر باد هیمنه ایالات متحده
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمه إلی مدارج الکمال