عصر قم - «با یک دست نمیتوان دو هندوانه برداشت.» آمریکا همزمان میخواهد هم با ایران معامله کند، هم اسرائیل را راضی نگه دارد و هم از فشار لابی یهودیان خلاص شود؛ نتیجهاش شده سردرگمی محاسباتی و شکاف راهبردی عمیق.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، سرویسهای امنیتی-اطلاعاتی دشمن با دقت و برنامهریزی، در حال شکلدهی به روایتهای دوگانه و مبهم پیرامون مذاکرات اخیر هستند. هدف اصلی، ایجاد شکاف میان افکار عمومی، نخبگان و بدنه تصمیمگیر نظام است تا هرگونه پیشرفت یا حتی تأخیر در فرآیند توافق، ابزاری برای تضعیف انسجام داخلی شود.
سیالیت زمانی توافق بهمثابه ابزار تولید ابهام
زمان امضای تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نه به یک تاریخ مشخص، که میدانی برای کشمکش روایتی شده است. آنگاه که دونالد ترامپ در هشتادمین سالروز تولد خود مدعی میشود توافق امروز امضا شده و تنگه هرمز بلافاصله به روی همگان گشوده خواهد شد، فاصله این ادعا با واقعیتِ اعلامشده از سوی سخنگوی وزارت خارجه ایران – که یکشنبه را تکذیب میکند اما «روزهای آتی را منتفی نمیداند» – چیزی جز یک شکاف زمانی ساده نیست؛ شکافی در مختصات اعتماد عمومی است. این فاصله، خوراک روزمره تحلیلهای شتابزده و سوژهای ایدهآل برای تزریق تردید در بستر اجتماعی ایران شده است.
دوگانهسازی اجتماعی بهمثابه پروژه؛ مأموریت سیا در افق دوماهه
هدف سازمان سیا در سناریوی کنونی، تخریب انسجام داخلی از طریق تولید «دوگانههای کاذب» تعریف شده است. مستندات رفتاری این نهاد اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که اولویت را بر دوقطبیسازی میان نخبگان حامی نظام و قشر حزبالله و نیز گیرانداختن مردم در جزئیات فنی و حاشیهای توافق قرار داده است. درخواست دو ماهه سازمان سیا برای برهم زدن انسجام داخلی ایران، بهروشنی نشان میدهد که گسل اصلی جنگ ترکیبی، در لایه «اعتماد اجتماعی» طراحی شده است.
فروپاشی شاخصهای ابرقدرتی؛ آمریکا در وضعیت «سردرگمی راهبردی»
امروز آمریکا نه در موضع یک قدرت مسلط که درگیر «خلأ راهبردی» است: هزینه امنیتسازی برای رژیم صهیونی با پول مالیاتدهندگان شهروندان ایالات متحده، تحت فشار لابی یهودیان سرمایه دار واشنگتنی، شکاف میان منافع ملی و الزامات فراملی را آشکار کرده و بدنه اجتماعی آمریکا را نیز دچار فرسایش مشروعیت داخلی کرده است. در چنین وضعیتی، شکاف عملیاتی میان واشنگتن و تلآویو – برخلاف روایت رایج –ریشه در تناقضات راهبردی دارد. آمریکا در اثر اشتباه راهبردی ترامپ در آغاز جنگ تحمیلی سوم، در «بنبست جهتیابی» گرفتار آمده و هر اقدام، واکنشی بزرگتر از اثر خود تولید میکند.
انسجام عمومی؛ تنها راه تغییر معادله و فروپاشی سناریوهای دشمن
تنها راه عبور از این معمای پیچیده، «تابآوری اجتماعی هوشمند» است: نه انفعال و نه شعارزدگی، بلکه حفظ پیوستگی افقی میان بدنه اجتماعی، نخبگان و هسته سخت نظام در برابر پروژه تردیدافکنی. تجربه تاریخی انقلاب اسلامی نشان داده که در لحظات «ابهام استراتژیک»، دشمن بیش از آنکه از کنش آشکار جمهوری اسلامی ایران آسیب ببیند، از «واکنشپرهیزی جمعی مبتنی بر چارچوب ولایتمحور» فلج میشود. راهکار قرآنی در این بستر، یک آموزه عملیاتی است: «ایمان به وعده الهی» در گرو «انسجام عمومی» و «عمل به رهنمودهای ولی فقیه» و این سهگانه، نقطهشکن سناریوهای دوقطبیسازی سازمان اطلاعاتی امنیتی دشمن است.
و دقیقاً در همین نقطه است که آمریکا معمای بیخروج خود را بازمییابد: هر روزی که جمهوری اسلامی ایران در سایه انسجام داخلی، میثاق نانوشته خود را با مردم بازتولید میکند، سیاست واشنگتن از «ابزار تهدید» به «مسئولیت بهای توافق» فرو میکاهد. آنگاه که جمهوری اسلامی ایران نیازی به امضای شتابزده ندارد، آمریکاست که در عمل، به التماس تلویحی یک توافق – هرچند بیامضا – میافتد و عاقبت، همان سرزمینی که امروز هدف دوگانهسازی سیاست خارجی است، با «نه» محکم خود به پروژه تردید، واشنگتن را وامیدارد تا در سکوت رسانهای، از «ابرتراژدی راهبردی» خود فیلمبرداری کند:
ابرقدرتی به نام آمریکا، برای نخستین بار، از «انسجام یک ملت» شکست میخور د.