شنبه ۶ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت| وحدت ساحات؛ راهبردی فرهنگی در بطن گفتمان مقاومت

یادداشت| وحدت ساحات؛ راهبردی فرهنگی در بطن گفتمان مقاومت
عصر قم - روایت‌های تاریخی، ادبیات مقاومت، هنر، رسانه و حتی آیین‌های جمعی می‌توانند تجربه‌های پراکنده مقاومت را به یک حافظه مشترک تبدیل کنند. در چنین شرایطی، وحدت ساحات به معنای هم‌افزایی این منابع فرهنگی و نمادین است؛ به گونه‌ای که تجربه‌های گوناگون مقاومت در مناطق مختلف، به صورت بخشی از یک روایت کلان بازنمایی شوند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - روایت‌های تاریخی، ادبیات مقاومت، هنر، رسانه و حتی آیین‌های جمعی می‌توانند تجربه‌های پراکنده مقاومت را به یک حافظه مشترک تبدیل کنند. در چنین شرایطی، وحدت ساحات به معنای هم‌افزایی این منابع فرهنگی و نمادین است؛ به گونه‌ای که تجربه‌های گوناگون مقاومت در مناطق مختلف، به صورت بخشی از یک روایت کلان بازنمایی شوند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی ایمانی‌پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی نوشت: جنایات رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان کماکان ادامه دارد و همین نقض عهد مسلم واشنگتن و تل آویو، منجر به اخلال در روند مذاکرات شده است. یکی از وجوه پررنگی که در سند تفاهم اسلام‌آباد مورد توجه قرار گرفته، پافشاری قاطعانه و مدبرانه جمهوری اسلامی ایران بر راهبرد "وحدت ساحات مقاومت" است.
این مسئله به اندازه‌ای مهم بود که در ماده نخست سند تفاهم مورد تاکید قرار گرفته و تلاش‌های وقیحانه طرف آمریکایی برای حذف یا تقلیل ابعاد حقوقی و اجرایی آن راه به جایی نبرده است. در خصوص ابعاد منطقه‌ای و نظامی راهبرد وحدت ساحات تاکنون سخن زیاد گفته شده است. اما در گفتمان مقاومت، مفهوم «وحدت ساحات» صرفاً یک اصطلاح تاکتیکی یا نظامی نیست، بلکه منبعث از یک نظم جدید با مولفه‌ها و مصادیقی کلان محسوب می‌شود.
در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه، تحولات چند دهه اخیر نشان داده است که منازعات سیاسی و ژئوپلیتیکی در جهان امروز، هم‌زمان در شکل گیری چیدمان و نظامات منطقه‌ای و جهانی نوپدید، موثر است. یکی از نظامات برخاسته از ایستادگی ملت ایران و هم‌پیمانان آن در جهان معاصر، نظم نوینی است که مشتمل بر کشورهای حوزه مقاومت است. این نظم مبتنی بر چارچوب مفهومی است که از آن به عنوان گفتمان مقاومت یاد می‌شود. این گفتمان برای حفظ کارآمدی و تداوم خود، نیازمند نوعی پیوند و هم‌افزایی میان کشورهای وفادار به این منظومه فکری است. «وحدت ساحات» دقیقاً در چنین بستری معنا می‌یابد. راهبردی که تلاش می‌کند میدان‌های متکثر اما هم افق را در قالب یک منظومه هماهنگ و هم‌راستا سامان دهد.
در نگاه گفتمانی، مقاومت بیش از آنکه صرفاً مجموعه‌ای از کنش‌های میدانی باشد، یک «نظام معنایی» است که در آن، هویت‌ها، ارزش‌ها و روایت‌های مشترک شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر، مقاومت قبل از آنکه ظهور میدانی پیدا کند در اذهان و افکار، شکل می‌گیرد. از همین رو است که مقاومت را در میدان‌ها نمی‌توان از بین برد.
گفتمان مقاومت از طریق زبان، نمادها و روایت‌ها تلاش می‌کند تصویری منحصر به فرد از وضعیت منطقه و جهان ارائه دهد؛ تصویری که مفاهیمی چون استقلال، عدالت، کرامت انسانی و مقابله با سلطه به عنوان عناصر مرکزی در آن، عمل می‌کنند. در چنین چارچوبی، وحدت ساحات به معنای آن است که این نظام معنایی بتواند در عرصه‌های مختلف اجتماعی بازتاب یابد و میان کنش‌های گوناگون پیوند برقرار کند. به بیان دیگر، وحدت ساحات نوعی «انسجام گفتمانی» ایجاد می‌کند که از طریق آن، کنشگران مختلف در جغرافیاهای متفاوت ،در ذیل این چارچوب معنایی مشترک قرار می‌گیرند.
نکته دوم مربوط به راهبرد "وحدت ساحات" از منظر فرهنگی است.از آنجا که فرهنگ بستر اصلی تولید و بازتولید معنا در جوامع است. هر گفتمان برای بقا، نیازمند آن است که بتواند خود را در قالب نمادها، آیین‌ها، روایت‌ها و حافظه جمعی تثبیت کند. در گفتمان مقاومت نیز فرهنگ، نقش واسطه‌ای میان میدان‌های مختلف کنش ایفا می‌کند.
روایت‌های تاریخی، ادبیات مقاومت، هنر، رسانه و حتی آیین‌های جمعی می‌توانند تجربه‌های پراکنده مقاومت را به یک حافظه مشترک تبدیل کنند. در چنین شرایطی، وحدت ساحات به معنای هم‌افزایی این منابع فرهنگی و نمادین است؛ به گونه‌ای که تجربه‌های گوناگون مقاومت در مناطق مختلف، به صورت بخشی از یک روایت کلان بازنمایی شوند.
از منظر تحلیل گفتمان، می‌توان گفت وحدت ساحات در واقع نوعی «برساخت شبکه‌ای از معنا» است. در این شبکه، نقاط مختلف جغرافیایی و حوزه‌های متفاوت کنش به یکدیگر متصل می‌شوند و نوعی هم‌پوشانی معنایی شکل می‌گیرد. این هم‌پوشانی باعث می‌شود که رخدادهای پراکنده، در قالب یک روایت مشترک فهم شوند. به بیان دیگر، گفتمان مقاومت از طریق وحدت ساحات تلاش می‌کند میان رویدادها و کنشگران مختلف نوعی پیوند معنایی ایجاد کند؛ پیوندی که سبب می‌شود یک رخداد محلی یا منطقه‌ای، در سطحی گسترده‌تر و در چارچوب یک منظومه معنا پیدا کند.
نکته سوم معطوف به پیامدهای تثبیت و تقویت راهبرد وحدت ساحات در عرصه گفتمانی -فرهنگی است. یکی از پیامدهای مهم این رویکرد، تغییر در درک سنتی از قدرت است. در گذشته، قدرت غالباً با توان نظامی یا اقتصادی سنجیده می‌شد؛ اما در جهان معاصر، قدرت به پدیده‌ای چندبعدی تبدیل شده است. قدرت نرم، قدرت روایت و توان شکل‌دهی به افکار عمومی، نقش تعیین‌کننده‌ای در موازنه‌های سیاسی و اجتماعی پیدا کرده‌اند. در چنین شرایطی، وحدت ساحات تلاش می‌کند میان انواع مختلف قدرت پیوند برقرار کند. کنش‌های فرهنگی و رسانه‌ای می‌توانند به تقویت مشروعیت سیاسی کمک کنند، همان‌گونه که تحولات سیاسی می‌توانند الهام‌بخش تولید روایت‌های فرهنگی جدید شوند. این پیوند متقابل، نوعی «قدرت ترکیبی» ایجاد می‌کند که کارآمدی آن از مجموع اجزای منفرد بیشتر است.
از سوی دیگر، وحدت ساحات را می‌توان تلاشی برای غلبه بر پراکندگی در میدان کنش دانست. در بسیاری از منازعات معاصر، یکی از چالش‌های اصلی نیروهای اجتماعی و سیاسی، پراکندگی منابع و روایت‌هاست. هنگامی که هر عرصه‌ای به‌طور مستقل عمل کند، امکان شکل‌گیری یک نیروی مؤثر کاهش می‌یابد. گفتمان مقاومت با طرح مفهوم وحدت ساحات، در واقع تلاش می‌کند نوعی هماهنگی ساختاری میان این عرصه‌ها ایجاد کند. این هماهنگی نه صرفاً در سطح سازمانی، بلکه در سطح توصیف ،تحلیل و روایت نیز اهمیت دارد زیرا آنچه کنشگران مختلف را به هم پیوند می‌دهد، بیش از هر چیز، اشتراک در یک افق معنایی است.
در نهایت، می‌توان گفت که راهبرد وحدت ساحات در گفتمان مقاومت، تلاشی برای تبدیل مقاومت به یک منظومه پایدار معنایی و عملی است. این راهبرد با پیوند دادن عرصه‌های مختلف قدرت و معنا، امکان آن را فراهم می‌کند که کنش‌های پراکنده در مواجهه با جبهه باطل، در قالب یک شبکه هم‌افزا سازمان یابند.
در چنین چارچوبی، مقاومت نه صرفاً یک کنش سیاسی یا نظامی، بلکه یک پدیده فرهنگی و گفتمانی است که در ذهنیت جمعی، حافظه تاریخی و روایت‌های فرهنگی جوامع ریشه می‌دواند. همین پیوند میان میدان عمل و میدان معناست که به گفتمان مقاومت امکان می‌دهد خود را در طول زمان بازتولید نموده و در برابر چالش‌های متغیر جهان معاصر دوام آورد.
...........
پایان پیام 


نظرات شما