عصر قم - کاشان- حجت الاسلام بصیرتی گفت: در روزهای سرنوشتساز تاریخ ایران، بیانیههای مسؤولان بخشی از ترسیم راهبرد کلان نظام اسلامی محسوب میشود.
حجتالاسلام مهدی بصیرتی در گفتوگو با خ برنگار خبرگزاری رسا در کاشان، با اشاره به بیانیه اخیر دکتر محمدباقر قالیباف گفت: در روزهای سرنوشتساز تاریخ ایران، بیانیههای مسؤولان بخشی از ترسیم راهبرد کلان نظام اسلامی محسوب میشود و افکار عمومی، نخبگان و حتی دشمنان، جهتگیری آینده جمهوری اسلامی را از خلال همین مواضع رصد میکنند.
وی با تأکید بر اینکه بیانیه رئیس مجلس حاوی نکات ارزشمندی همچون تأکید بر وحدت ملی، تبعیت از فرماندهی کل قوا، پیوند میدان و دیپلماسی، ضرورت مقاومت، حفظ امید اجتماعی و دعوت مردم به ایستادگی در برابر جنگ ترکیبی دشمن است، افزود: همین اهمیت، ضرورت نقدی منصفانه، دلسوزانه و درونگفتمانی را نیز ایجاب میکند.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان، نخستین نکته قابل تأمل را جایگاه گفتمان خونخواهی و انتقام در این بیانیه دانست و گفت: پس از شهادت رهبر شهید و تشییع باشکوه و پیامهای رهبر معظم انقلاب، خونخواهی و انتقام از دشمن به یکی از مطالبات ملی و محورهای راهبردی این مقطع تاریخی تبدیل شده است انتظار میرفت این گفتمان در بیانیه رئیس مجلس نیز جایگاهی پررنگتر و محوریتر داشته باشد، هرچند در متن اشارهای به انتقام خون رهبر شهید شده است، اما این مفهوم به محور اصلی بیانیه تبدیل نشده و در میان مباحث دیگر تا حدی کمرنگ جلوه میکند.
حجت الاسلام بصیرتی، نحوه روایت مسأله تنگه هرمز را دومین نکته قابل تأمل برشمرد و تصریح کرد: اگرچه ممکن است مقصود از بیان مطرحشده در بیانیه، تثبیت حقوقی دستاوردهای میدانی باشد، اما نحوه بیان میتواند این برداشت را ایجاد کند که جایگاه جمهوری اسلامی در تنگه هرمز محصول تفاهم یا مذاکره بوده است؛ در حالی که اقتدار ایران در این گذرگاه راهبردی، حاصل دههها قدرتسازی دفاعی، حضور مقتدرانه نیروهای مسلح و بازدارندگی میدانی جمهوری اسلامی است و دیپلماسی نیز بر پایه همین اقتدار معنا پیدا میکند.
وی، تبیین نسبت تصمیمات راهبردی با جایگاه ولایت را سومین محور نقد خود عنوان کرد و گفت: هرچند در ابتدای بیانیه به درستی تأکید شده که تشخیص جنگ یا مذاکره بر عهده فرمانده کل قواست، اما انتظار میرفت در بخشهای مربوط به مذاکرات و تفاهمنامه، نقش هدایت، تدبیر و راهبری رهبر معظم انقلاب با صراحت بیشتری تبیین شود، همچنین شایسته بود موضع صریح معظمله درباره مذاکره و تفاهم، که با تعبیر «علیالاصول» در ادبیات سیاسی کشور شناخته میشود، به روشنی مورد اشاره قرار گیرد تا روشن شود که میدان، دیپلماسی و همه ابزارهای قدرت، اجزای یک راهبرد واحد تحت فرماندهی ولایت فقیه هستند.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان، نسبت میان میدان و دیپلماسی را چهارمین محور این نقد دانست و اظهار داشت: هرچند بیانیه این دو را مکمل یکدیگر معرفی کرده که رویکردی صحیح است، اما در برخی فرازها سهم دیپلماسی در روایت دستاوردها پررنگتر از سهم میدان به نظر میرسد، در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده است هر موفقیت دیپلماتیک جمهوری اسلامی زمانی پایدار و مؤثر بوده که بر پشتوانه قدرت سخت، بازدارندگی و مقاومت استوار بوده است.
حجت الاسلام بصیرتی خاطرنشان کرد: مهمترین انتظار از چنین بیانیهای، ارائه روایتی تمدنی از شرایط امروز ایران بود؛ روایتی که در آن مقاومت، خونخواهی، وحدت ملی، امید، میدان، دیپلماسی و تبعیت از ولایت، اجزای یک منظومه واحد باشند، نقد دلسوزانه در تقابل با وحدت نیست، بلکه در خدمت تقویت آن قرار دارد و هرچه ادبیات مسؤولان به منظومه فکری رهبر انقلاب و مطالبات برخاسته از متن جامعه نزدیکتر باشد، سرمایه اجتماعی نظام و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی نیز بیش از پیش تقویت خواهد شد. /۱۳۰۷/
خبرنگار: محمد ملک آبادی