سه شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

چرا جنگ پیچیده‌ترین عرصه تصمیم‌گیری اجتماعی است؟

چرا جنگ پیچیده‌ترین عرصه تصمیم‌گیری اجتماعی است؟
عصر قم - جنگ را نمی‌توان صرفاً یک رویارویی نظامی دانست؛ بلکه پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده است که عرصه‌های سیاست، امنیت، اقتصاد، فرهنگ، فناوری و روابط اجتماعی را به‌طور هم‌زمان درگیر می‌کند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - جنگ را نمی‌توان صرفاً یک رویارویی نظامی دانست؛ بلکه پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده است که عرصه‌های سیاست، امنیت، اقتصاد، فرهنگ، فناوری و روابط اجتماعی را به‌طور هم‌زمان درگیر می‌کند.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، جنگ، پیچیده‌ترین پدیده‌ی اجتماعی است؛ البته اگر بخواهیم به مفاهیمی چون دولت، فرهنگ، تمدن و از این قبیل نگاه کنیم، با قدری تسامح جنگ را باید «یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های اجتماعی» دانست؛ اما تعبیر «پیچیده‌ترین پدیده» نیازمند احتیاط است زیرا پیچیدگی، معیار واحدی ندارد و اثبات برتری جنگ بر پدیده‌هایی چون دولت، تمدن، دین یا اقتصاد جهانی، دشوار است.‌
جنگ از آن رو پیچیدگی کم‌نظیری دارد که چند ویژگی را هم‌زمان گرد می‌آورد:
یک. جنگ یک کنش منفرد نیست؛ برآیند تصمیم‌های مختلف و تودرتوی سیاسی، نظامی، امنیتی، فناوری، اقتصادی، اجتماعی، سلامت و مناسبات بین‌المللی است.
دو. در جنگ، کنشگران با موجودی منفعل روبه‌رو نیستند؛ هر طرف می‌اندیشد، فریب می‌دهد، می‌آموزد و در واکنش به دیگری راهبرد خود را تغییر می‌دهد؛ بنابراین جنگ، معرکه‌ی تضارب ایده‌ها و خلاقیت‌ها و حیله‌ها و عصبیت‌ها و تزاحم‌ها و حمایت‌هاست.
سه. رابطه‌ی علت و معلول در جنگ، خطی نیست. یک حادثه‌ی کوچک ممکن است پیامدی تاریخی ایجاد کند و تصمیمی بزرگ ممکن است بی‌اثر بماند؛ همان چیزی که در زبان نظریه‌ی پیچیدگی «ناخطی‌بودن» خوانده می‌شود.
چهار. جنگ قواعد جامعه را به حالت استثنایی می‌برد: ساعات و روزهای کاری، تغییر می‌کند؛ مسافرت رفتن، کاری میشود برای نجات یافتن؛ مترو رایگان میشود؛ بنزین زدن، محدود میشود؛ ایست-بازرسی و کنترل‌های خیابانی، مرسوم میشود و خیلی از قواعد استثنایی، وضعیت مرسوم پیدا میکنند و به‌عکس. تغییر قواعد مرسوم زندگی، جنگ را به وضعیت زندگی بغرنج تبدیل میکند.
پنج. جنگ فقط نظمی را ویران نمی‌کند؛ هم‌زمان نظم‌های تازه، هویت‌های جمعی، مرزهای سیاسی، فناوری‌ها، نهادها و روایت‌های تاریخی جدیدی می‌سازد. ممکن است مردم یک کشور، از کشور بگریزند (اوکراین) و ممکن است مردم کشور دیگر، ساعت‌های متمادی و در هر روز، به خیابان بیایند و برای دشمن رجز بخوانند و پیام همبستگی را زمزمه کنند (ایران).
شاید جملات اولیه‌ی این یادداشت را باید تغییر داد:
«جنگ، متراکم‌ترین صورت پیچیدگی اجتماعی است؛ لحظه‌ای که در آن، تقریباً همه‌ی نیروهای سازنده‌ی جامعه در شرایط تعارض، عدم‌قطعیت و خطر مرگ به یکدیگر گره می‌خورند. اینجاست که حقیقت وجودی آدم‌ها، نهادها، سازمان‌ها و ملّت‌ها خودِ واقعی‌ترش را نشان می‌دهد: ملّتی که مبعوث میشود و پیروز میشود و ملّتی که تسلیم میشود و اسیر خواهد ماند.»
نویسنده: سعید اشیری


نظرات شما