سه شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

دوقطبی‌های کاذبی که فردوسی‌پور در مدت محدود ایجاد کرد

دوقطبی‌های کاذبی که فردوسی‌پور در مدت محدود ایجاد کرد
عصر قم - عملکرد رسانه‌ای اخیر عادل فردوسی‌پور، بار دیگر این پرسش را در میان منتقدان مطرح کرده است که چرا برنامه «۹۰» از تلویزیون کنار گذاشته شد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عملکرد رسانه‌ای اخیر عادل فردوسی‌پور، بار دیگر این پرسش را در میان منتقدان مطرح کرده است که چرا برنامه «۹۰» از تلویزیون کنار گذاشته شد.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، سال‌هاست این پرسش مطرح می‌شود که چرا برنامه ۹۰ و عادل فردوسی‌پور از تلویزیون کنار گذاشته شدند. فارغ از اختلاف روایت‌ها درباره آن تصمیم، عملکرد رسانه‌ای اخیر فردوسی‌پور برای بخشی از افکار عمومی دوباره این سؤال را زنده کرده است؛ به‌ویژه زمانی که منتقدان معتقدند محتوای تولیدشده در برنامه‌های او بیش از آنکه در خدمت همبستگی ملی و حمایت از فوتبال ایران باشد، به تشدید دوقطبی‌ها و تخریب چهره‌های داخلی منجر شده است.
منتقدان عملکرد رسانه‌ای عادل فردوسی‌پور معتقدند که برنامه‌های او در مقاطع مختلف، به‌ویژه در موضوعات ملی، از چارچوب نقد فنی فوتبال فاصله گرفته و وارد عرصه‌ای شده که نتیجه آن تقویت شکاف‌های اجتماعی و رسانه‌ای است. در همین چند وقت گذشته وی نه تنها علیه تیم ملی فوتبال که در شرایط دشوار در آمریکا در جام جهانی حضور داشت بارها سخن گفت، بلکه با یک دوقطبی آشکار بین نسلی در فوتبال و حمله به خبرنگاران رسانه ملی نشان داد تا چه میزان به دنبال جار و جنجال فرسایشی است.
تضعیف تیم ملی در جام جهانی آمریکا
یکی از مهم‌ترین محورهای این انتقادها به نحوه پوشش تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی بازمی‌گردد. در حالی که رسانه‌های ورزشی بسیاری از کشورها، حتی با وجود نقدهای جدی به فدراسیون یا کادر فنی، در جریان مسابقات از تیم ملی به‌عنوان نماد هویت ملی حمایت می‌کنند، در برنامه‌های فردوسی‌پور فضای انتقادی به‌گونه‌ای بود که از نگاه آنان بیش از حمایت، به تضعیف روحیه تیم ملی منجر شد.
حمله به خبرنگار بومی بندرعباس
این انتقادها تنها به جام جهانی محدود نماند. در جریان جنگ نیز برخی مخاطبان معتقد بودند تمسخر یک خبرنگار بومی مانند آقای اژدهایی، که تلاش داشت با روایت‌های میدانی برای مردم به‌ویژه در مناطق جنوبی امیدآفرینی کند، اقدامی غیرحرفه‌ای بود. اینکه یک خبرنگار در فضای جنگ امید و روحیه بالای مردم خونگرم جنوب را روایت می‌کند چه اشکالی دارد که به طور مستقیم توسط فردوسی‌پور مورد تمسخر قرار می‌گیرد؟ از نگاه، رسانه در شرایط بحرانی باید ضمن حفظ حق نقد، از تحقیر خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای که در میدان حضور دارند پرهیز کند.

دوقطبی شدید میان نسل علی‌ دایی و نسل بیرانوند
محور دیگر انتقادها، ایجاد دوقطبی میان نسل‌های مختلف فوتبال ایران است. برجسته کردن تقابل میان چهره‌هایی مانند علی دایی، مهدی مهدوی‌کیا و کریم باقری با بازیکنان فعلی تیم ملی از جمله علیرضا بیرانوند، بیش از آنکه به پیشرفت فوتبال کمک کند، زمینه اختلاف و تقابل میان هواداران را فراهم می‌کند. شکافی که قطعا از بعد ورزشی گذر کرده و در لایه‌های اجتماعی بروز می‌کند.

بسیاری از مخاطبان معتقدند بازیکنان فعلی نیز نمایندگان فوتبال ایران هستند و باید بر اساس عملکردشان مورد ارزیابی قرار گیرند، نه در قالب دوگانه‌سازی‌های رسانه‌ای. جالب است که این فشارها بر روی تیم ملی تا جایی بوده است که «گرشا رضایی»‌ خواننده درباره این حواشی بیان می‌کند:‌ «ما یادمان هست علی دایی بزرگ و نازنین، زمانی که بازیکن یا مربی بود، وقتی وارد ورزشگاه می‌شد چه حرف‌هایی می‌شنید. اما امروز علی دایی قهرمان مردم ایران است و ما جز خوبی چیزی از او ندیده‌ایم. فکر می‌کنم روا نیست این‌قدر بدون سانسور و عریان به جان هم بیفتیم و مخصوصاً به جان نخبه‌های خودمان بیفتیم.» رضایی درباره واکنش‌ها به برخی بازیکنان تیم ملی گفت: «رامین رضاییان گریه می‌کند و فیلمش منتشر می‌شود، بعد هزاران کامنت توهین‌آمیز زیر آن می‌آید. واقعاً آدم خسته می‌شود. من حتی گاهی به این فکر می‌کنم گوشی‌ام را بفروشم، اینستاگرامم را پاک کنم و بروم یک گوشه زندگی کنم؛ بروم شهرستان، کشاورزی کنم و از این فضا فاصله بگیرم.»
انتقاد سرمربی فوتبال ایران به فضای ایجاد شده علیه تیم ملی
در همین چارچوب، امیر قلعه‌نویی نیز پیش‌تر نسبت به فضای تخریبی علیه تیم ملی گلایه کرده و گفته بود که تخریب مداوم تیم ملی در جریان رقابت‌های مهم، به سود فوتبال کشور نیست و این پرسش را مطرح کرده بود که چرا زمینه تولید چنین محتواهایی فراهم می‌شود. طرفداران فردوسی‌پور، او را روزنامه‌نگاری مستقل و منتقد می‌دانند که نقدهایش را در راستای شفافیت و پاسخ‌گویی مطرح می‌کند. در مقابل، منتقدان معتقدند خروجی برخی برنامه‌های او از نقد حرفه‌ای عبور کرده و به دوقطبی‌سازی کاذب و منفی، تخریب تیم ملی در رویدادهای مهم، تمسخر برخی خبرنگاران و تشدید اختلافات در فضای فوتبال و تسری آن به فضای اجتماعی منجر شده است.
اگر رسانه‌ای به جای تقویت همبستگی، به بازتولید شکاف‌های اجتماعی و ورزشی بپردازد، این رویکرد می‌تواند یکی از دلایلی باشد که همچنان پرسش درباره چرایی ادامه نیافتن برنامه ۹۰ در تلویزیون را در ذهن بخشی از افکار عمومی زنده نگه می‌دارد که فردوسی‌پور به طور شدیدتری این رویه را در پیش گرفته است.


نظرات شما