عصر قم - زائران واشنگتن، این سفر را با عنوان حل بحران اقتصادی توجیه میکنند، اما واقعیت تلخ این است که در آن سوی میز، ترامپ خبیث، نه از نرخ ارز و بودجه، بلکه از خون سرداران بزرگ مقاومت سخن میگوید.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، سفر اخیر هیئت دولت ناقص عراق به واشنگتن، چیزی جز طواف باطل به گرد بتکده استکبار جهانی و اظهار بندگی در برابر شیطان بزرگ نیست. این سفر را بهدرستی میتوان «حج نامبارک» نامید؛ چراکه زائران این کاروان، بهجای رهسپاری به قبلهگاه توحید، به دیدار جلاد کودککش و خونخوارترین دشمنان امت شتافتهاند. آنچه در ادامه میآید، یادداشتی تحلیلی در واکاوی ابعاد پنهان این سفر شرمآور و واکنشهای انفعالی همراهان آن است که با حفظ ادبیات نقد اصولی تحریر شده است.
نکته اول: کابینهای ناقص و فاجعهای تمامعیار
عراق امروز با دولتی روبهروست که هنوز به نیمی از تعداد مفروض وزرا نرسیده و مهمتر از آن، صندلی حساس وزارت کشور در آن خالی مانده است. این خلأ آشکار، نشانهای گویا از بحران ریشهدار در ساختار قدرت داخلی این کشور است. پرسش اساسی آنجاست که چگونه دولتی که خود گرفتار بحران ساختاری است، سودای حل بحرانهای دیگر را دارد؟ میتواند ادعای رفع بحران اقتصادی از دامن دشمن کند؟ حقیقت آن است که این سفر، نه برای گشایش تحریمها و نه برای جذب سرمایه، بلکه صرفاً برای دریافت خط مشی و تأیید دستورات از سردمداران کاخ سفید ترتیب داده شده است.
نکته دوم: تام براک؛ حلقه گمشده نفوذ دشمن
تام براک، چهرهای که از سوی دولت ترامپ مأمور پیگیری پروندههای منطقهای معرفی شد، پس از ایفای نقش در پروندههای سوریه و لبنان، از سوی مردمان شریف لبنان طرد شد، اکنون بهعنوان نماینده پنهان واشنگتن بر بغداد چیره شده است. او با بالاترین سطوح سیاسی عراق دیدار میکند، بر آنان حکم میراند، شرط میگذارد و متأسفانه دستوراتش بیچونوچرا اجرا میشود. این یعنی کاخ سفید، نه تنها دیگر از مسیر رسمی سفارت، بلکه از طریق کانال های غیر رسمی بر نخستوزیر و وزرای عراق فرمانروایی میکند و در صدد تحمیل اراده خود بر اراده یک ملت است.
نکته سوم: بهانه اقتصادی و افتخار به جنایت سرداران پیروزی
زائران واشنگتن، این سفر را با عنوان حل بحران اقتصادی توجیه میکنند، اما واقعیت تلخ این است که در آن سوی میز، ترامپ خبیث، نه از نرخ ارز و بودجه، بلکه از خون سرداران بزرگ مقاومت سخن میگوید. او با کمال وقاحت و با تکبری شیطانی، به کشتن سرداران پیروزی مباهات میکند که مرجعیت اعلای شیعیان عراق، آنان را «قادهالنصر» (فرماندهان فتح و پیروزی) نام نهاده است. ترامپ صراحتاً به هیئت عراقی میگوید: «من با کشتن این بزرگان، راه صدرنشینی شما را هموار کردم!» این، اوج خباثت و تحقیر یک ملت آزاده است که با سکوت مخاطبان عراقیاش مواجه میشود.
نکته چهارم: انفعال «نخست وزیر» در برابر قاتل شهیدان امت
«نخست وزیر عراق»، همان کسی است که در تشییع میلیونی رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله العظمی امام سیدعلی حسینی خامنه ای در نجف و کربلا شرکت کرد و با چشمانی گریان و دلی شکسته، بر پیکر مطهرش نماز گزارد اما اکنون، همین شخص در کاخ سفید، در برابر قاتل آن شهید والا مقام قرار گرفته و بهت زده شده است. او که در میان دو میلیون عزادار، بر کشتهشدن رهبر مقاومان عالم اشک ریخته بود، اینک در برابر جلاد او، پاسخی جز سکوت و انفعال ندارد. اینجا بود که «حاجی کاخ سفید» پاسخی از سر سرگشتگی داد؛ پاسخی که چیزی جز تأیید غیرمستقیم جنایت و ذلت سیاسی نبود. این انفعال، تراژدی بزرگی است که نشان میدهد چگونه «تقیه» که برای حفظ جان و آبرو تشریع شده، اینجا به ابزاری برای حفظ صندلی قدرت و منافع شخصی تبدیل گردیده است.
نکته پنجم: تقییهای به نام سیاست یا سکوت در برابر خون مظلومان؟
برخی، این سکوت و انفعال را به پای «تقیه» میگذارند، اما غافلند که تقیه در جایی مشروع است که جان مؤمنی در خطر باشد، نه جایی که پای بقای قدرت و زدودن آبروی ملی در میان باشد. هنگامی که ترامپ به کشتن سرداران فتح و پیروزی مباهات میکند، سکوت مخاطبان یا همان حاجیان شیطان بزرگ، بهمعنای امضای افتخارآمیز بر این جنایت است. این نوع تقیه، نه از سر خوف الهی، که از سر حرص دنیوی و چسبیدن به کرسیهای فرسوده قدرت است.
جمعبندی
در شرایطی که دستان ترامپ به خون فرزندان عراق و سرداران نامدار مقاومت آغشته است، طرح مسئله اقتصاد در برابر آن همه جنایت، نه اینکه برطرف کردن مشکلات اقتصادی باشد، بلکه «خیانت به خون شهیدان» و «خسارت زدن به عزت ملی» است.
مشکل اساسی در این میان، نه ضعف دیپلماسی، بلکه «فروش وجدان انسانی و انقلابی» به بهای بقای قدرت است.
شایسته است که کاروان زائران کاخ سفید، بهجای طواف ذلتبار در واشنگتن، به زیارت قبور شهدا در بقیع و کربلا روند و پاسخ ترامپ را با یادآوری عظمت «فرماندهان پیروزی»، و یک«نه» محکم و عزتمندانه بدهند و از این حج نامبارک توبه کنند و به آغوش گرم ملت خود بازگردند؛ چراکه عزت، تنها در گرو ایستادگی در برابر شیطان بزرگ است، نه سجده بر آستان او که عین کفر است.
نویسنده، محمدهادی ملکی