دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵

اقتصادی

آتلانتیک: آمریکا هر چه زودتر بپذیرد که جنگ را به ایران باخته، بهتر است

آتلانتیک: آمریکا هر چه زودتر بپذیرد که جنگ را به ایران باخته، بهتر است
عصر قم - ایرنا/ نشریه آتلانتیک با حمله به رسانه‌های حامی جنگ ایران و جریان‌های جنگ‌طلب در داخل آمریکا، نوشت: هرچه زودتر بپذیریم که ایالات متحده جنگ با ایران را باخته و ...
  بزرگنمايي:

عصر قم - ایرنا / نشریه آتلانتیک با حمله به رسانه‌های حامی جنگ ایران و جریان‌های جنگ‌طلب در داخل آمریکا، نوشت: هرچه زودتر بپذیریم که ایالات متحده جنگ با ایران را باخته و باید آن را متوقف کند، بهتر است.
این نشریه آمریکایی در این مطلب که به قلم «اندرو اکسوم» تحلیلگر ارشد آتلانتیک، نگاشته شده، آورده است: پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، سه‌شنبه هفته گذشته در جلسه سنا برای توضیح دستاوردهای این کشور در جنگ با ایران، به شدت تحت فشار قرار گرفت. هگست که گهگاه با خشم حالت عصبی سخن می‌گفت، مدعی شد که واشنگتن به «یک پیروزی تاریخی نظامی» دست یافته است. اما حتی در صورت صحت چنین ادعایی، آنطور که یک شخصیت برجسته نظامی پروسی سال‌ها پیش گفته است «کشورها برای دستیابی به اهداف نظامی وارد جنگ نمی‌شوند؛ آنها برای تحقق اهداف سیاسی می‌جنگند.»
به نوشته اکسوم که حد فاصل سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ به عنوان معاون دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه فعالیت می‌کرد، آمریکا در جنگ با ایران به هیچ‌کدام از اهداف سیاسی خود دست نیافته است. در واقع، وضعیت فعلی در ماه جولای به طور مشخص وخیم‌تر از پیش از آغاز جنگ است. به‌رغم ترور رهبر معظم پیشین ایران(که در حملات تجاوزکارانه واشنگتن و تل‌آویو در پایان فوریه به شهادت رسیدند)، رهبران سیاسی کنونی ایران در مواجهه با آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن، مواضع سخت‌گیرانه‌تر و قاطع‌تری دارند.
این رسانه اضافه کرد: تنگه هرمز که پیش از آغاز جنگ باز بود، اکنون تا حد زیادی بسته شده است. افزون بر این، دیگر شریان مهم کشتیرانی جهان، یعنی تنگه باب‌المندب، ظاهرا به‌دست حوثی‌ها(انصارالله یمن)، مسدود شده است. هشدارهای مدیران شرکت‌های انرژی آمریکا در بهار امسال درباره کمبود نفت و گاز، چنان بود که گویی آسمان به زمین می‌آید؛ کمبودی که کاهش واردات نفت چین تا حدی مانع تحقق آن شد. با این حال، اکنون شرکت‌های اکسون و شِورون هشدار داده‌اند که اگر اوضاع بهبود نیابد، وقوع بحران انرژی عملا اجتناب‌ناپذیر است و این بحران می‌تواند کل اقتصاد جهان را تهدید کند.
به ادعای نگارنده، «آمریکا راه‌حل نظامی کارآمدی برای این مشکل ندارد. ایران صرفا با پهپادهای ارزان‌قیمت می‌تواند نفتکش‌های عبوری از تنگه هرمز را تهدید کند. افزون بر این، تهران به لطف این جنگ دریافته است که بر شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران آنها اهرم فشار روانی قدرتمندی در اختیار دارد؛ به اندازه‌ای که برای مسدود کردن تنگه حتی نیازی به مین‌گذاری هم ندارد.»
برای آمریکا، تامین مالی این جنگ، فراتر از ۳۷.۵ میلیارد دلاری که پنتاگون به طور رسمی به هزینه کردن آن اذعان کرده و البته رقم واقعی احتمالا بسیار بیشتر از آن است، چیزی جز هدر دادن و دور ریختن پول بیشتر برای هدفی غیرقابل تحقق نخواهد بود. دولت ترامپ باید با این واقعیت که شکست خورده است، روبه‌رو شود تا بتواند بر جلوگیری از گسترش پیامدهای این شکست فراتر از خلیج فارس تمرکز کند؛ شکستی که هرچند شرم‌آور اما در نهایت قابل مدیریت است. این امر مستلزم بازنگری در برخی اصول اساسی است؛ از جمله اینکه نفت منطقه چگونه به بازارهای جهانی می‌رسد، آمریکا چگونه جنگ‌های خود را به راه می‌اندازد و چگونه می‌توان ایران را از دردسرآفرینی برای منافع آمریکا در آینده بازداشت.
به نوشته این رسانه، «تنگه هرمز هم‌اکنون و احتمالا به طور نامحدود، تحت سطحی از کنترل ایران قرار دارد که پیش از جنگ وجود نداشت. واشنگتن و متحدانش، در کنار سرمایه‌گذاران بخش خصوصی، باید زمان و منابع مالی قابل توجهی را برای ایجاد مسیرهای جایگزین به منظور انتقال نفت خاورمیانه به بازارهای جهانی صرف کنند.
جنگ ایران چند موضوع را در کانون توجه قرار داده است؛ از جمله اینکه آمریکا باید در رویکرد جنگ‌افروزی خود، چه در خاورمیانه و چه ورای آن، تجدیدنظر کند. به‌رغم همه زمانی که فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام) بی‌تردید برای برنامه‌ریزی و تمرین جهت رویارویی با ایران صرف کرده بود، نحوه پیاده‌سازی و اجرای این جنگ، نوعی از ناتوانی در پیش‌بینی سناریوهای جدید را عریان می‌کند؛ ضعفی که هزینه سنگینی بر ارتش آمریکا تحمیل کرده است.
ظاهرا تصور آمریکا این بود که در اختیار داشتن انبوه تسلیحات دقیق و به اصطلاح نقطه‌زن، مزیت بسیار بزرگی در برابر ایرانیان به واشنگتن خواهد داد؛ اما تسلیحات دقیق، تعیین‌کننده نبودند. موشک‌ها و پهپادهای نسبتا ارزان ایران خسارت‌های قابل توجهی به پایگاه‌های آمریکا و دیگر اهداف آن در خاورمیانه وارد کرده‌اند. طراحان نظامی آمریکایی باید چنین سناریویی را پیش‌بینی می‌کردند. با این حال، نیروهای آمریکایی اکنون در سربازخانه‌هایشان با موشک‌ها و پهپادهای ارزان ایران کشته می‌شوند و فرماندهان آنها همچنان برای مقابله با آنها، تدابیر و اقدامات متقابل کافی و سنجیده‌ای را نیندیشیده‌اند.
این شکست تنها به دولت ترامپ متعلق نیست؛ بلکه نیروهای نظامی آمریکا و فرماندهان آنها نیز در آن سهیم‌ هستند. تقریبا به‌طور قطع می‌توان گفت که جنگ ایران، ساده‌ترین جنگ پهپادی است که آمریکا تاکنون تجربه کرده است. مقابله با این فناوری ارزان که به‌طور گسترد در دسترس هم هست، در آینده فقط دشوار و دشوارتر خواهد شد. آمریکا مادامی که راهی برای مقابله با آن پیدا کند، باید به طور چشمگیری در موضع نظامی خود در خاورمیانه و سراسر جهان بازنگری کند.
پیش از تابستان پارسال، ایران دهه‌ها برای متوقف کردن جریان نفت و گاز از طریق تنگه هرمز، دست به اقدامی جدی نزده بود و احتمالا دلیل آن هم تا حد زیادی بازدارندگی ناشی از قدرت نظامی آمریکا بود. اما همانطور که توماس شلینگ، اقتصاددادن و نظریه‌پرداز آمریکایی، یادآور شد، «قدرت بازدارندگی در تهدید به استفاده از زور نهفته است. به‌محض مبادرت به اقدامی که به انجام آن تهدید کرده بودید، دشمن دیگر از آنچه ممکن است رخ دهد، هراسی ندارد.»
دولت ترامپ اکنون نه یکی، بلکه دو مورد از ابزارهای بازدارندگی خود را از کف داده است. حملات سال گذشته به تاسیسات هسته‌ای ایران، خلاف ادعای اولیه ترامپ مبنی بر «انهدام و نابودی کامل» برنامه هسته‌ای تهران، چنین ماحصلی نداشت. به گفته نگارنده این مطلب، وی دو سال در پنتاگون روی برنامه‌ریزی برای چنین عملیاتی احتمالی‌ای نظارت داشته و این حملات دقیقا همان کاری را انجام دادند که برای آن برنامه‌ریزی شده بود؛ «تضعیف موقت برنامه هسته‌ای ایران.»
نگارنده همچنین با اشاره به ادعای هگست مبنی بر اینکه آمریکا خسارت‌های قابل توجهی به توان نظامی متعارف ایران و صنایع پشتیبان آن وارد کرده و این مورد نیز در فهرست اهداف برنامه‌ریزی‌شده حمله به ایران بوده است، نوشت: اما هدف اصلی آمریکا بازداشتن ایران از دو اقدام بود؛ «حمله به متحدان آمریکا در منطقه و مختل کردن کشتیرانی بین‌المللی.»
وی در پایان با طرح این پرسش که «آیا ایران هم‌اکنون (و پس از این جنگ) از چنین اقداماتی بیشتر برحذر شده یا برعکس، کمتر؟»، ادامه داد: پاسخ، به وضوح گزینه دوم است. با این حساب، دولت آمریکا باید خیلی زود یا با ایران به یک توافق دست یابد یا سازوکار بازدارندگی جدید و معتبری ایجاد کند. حامیان این جنگ از جمله هیات تحریریه وال‌استریت ژورنال و جنگ‌طلبان در اندیشکده‌های مختلف واشنگتن، به تمام خواسته‌های خود رسیده‌اند و نتیجه، یک فاجعه بوده است. حالا چه باید بکنیم؟


نظرات شما