چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

جلال کاشف بیماری «غربزدگی»

جلال کاشف بیماری «غربزدگی»
عصر قم - جلال آل احمد به عنوان کسی معرفی شده که با وجود سابقه روشنفکری، به دغدغه خدمت به ایران پی برد و واژه “غربزدگی” را برای معرفی این بیماری اجتماعی ابداع کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - جلال آل احمد به عنوان کسی معرفی شده که با وجود سابقه روشنفکری، به دغدغه خدمت به ایران پی برد و واژه “غربزدگی” را برای معرفی این بیماری اجتماعی ابداع کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام علیرضا شهامت، به مناسبت سالروز تولد جلال آل احمد به تبیین ویژگی های ممتاز او در میان روشنفکران و نظر رهبر شهید درباره او پرداخت؛ متن یادداشت به شرح زیر است:
در اثنای جنگ سرنوشت ساز ایرانِ مقتدر، با آمریکای تجاوزکار و رژیم کودک‌کش اسرائیل، عده ای از مدعیان «روشنفکری» مانند همیشه، یک صدا و با فریاد هایی گوش‌خراش تنها راه پیشرفت و آبادانیِ ایران را سرسپردگیِ هرچه بیشتر نسبت به موجودیت سیاسی، ارزش ها و راهکار های غرب و به خصوص آمریکا می‌دانند.
ملت شریف ایران حالا سالهاست که با این نغمه های به ظاهر فریبنده و در حقیقت ویرانگر آشنایی دارند؛ با این حال جسارت و وقاحت ذهن و حلقوم های غربزده به آنها اجازه می‌دهد تا با شتابی بی سابقه این بار در اثنای تجاوزِ دشمن، تسلیم در برابر متجاوز را عاقلانه جا بزنند و مدافعانِ وطن را «جنگ طلب» بنامند!
طیفی که بجز تکرار حرف های رسانه های معاند و ضدایران و حمله به همه شخصیت های خواهانِ عزت و استقلال، هیچ اندوخته ای نداشته، حرف دیگری ندارند.
سالها پیش مردی در چنین روزی چشم به جهان گشود که هر چند خود سابقۀ روشنفکری داشت اما بعد ها با دغدغه صادقانۀ خدمت به ایران، این بیماری هولناک را شناخته و واژه دقیق «غربزدگی» را برای معرفی آن خلق کرد.
او صادقانه خط مشی روشنفکرانِ بی‌وطن را دید و در مسیر فاصله از آنان قرار گرفت؛ تا آنجا که رهبر شهید در مورد او گفته بود:
در نظر من، آل‌احمد، شاخصه‌ی یک جریان در محیط تفکر اجتماعی ایران است. تعریف این جریان، کار مشکل و محتاج تفصیل است؛ امّا در یک کلمه می‌شود آن را توبه‌ی روشن‌فکری نامید. [1]
این بیماری همچنان در محیط نخبگانی ایران عزیز زنده است و متاسفانه عده زیادی را به نام دفاع از ایران و به کامِ دشمنان وطن، یا از این مرز و بوم کوچ می‌دهد یا به بلندگوی بریتانیا و آمریکای استعمارگر تبدیل می‌کند.
تا آنجا که در ادبیات روشنفکری امروز ایرانی برای همیشه از انسان متمدن غربی عقب تر است چون کورتکس مغزی نازک‌تری داشته یا چون حکمرانانش زندگی اشرافی نداشته اند! ناباورانه گویندۀ این حرف ها اساتید دوره های پر مخاطب علوم سیاسی و علوم اجتماعی و دوره های موفقیت بوده و همین خودتحقیری ها را بعنوان مشاوره به سیاستمداران عرضه می‌کنند.
با این وجود شهادت رهبر شهید، کودکان، زنان و مردان ایرانی عرصه را بر پروژه وادادگی روشنفکری تنگ کرده، نقاب دورویی غربیان را انداخته و فرصت را برای سم‌زدایی و نجات نخبگان ایرانی از غربزدگی فراهم کرده است.
باشد که اسدآبادی ها، اقبال لاهوری ها، آل احمدها و مطهری‌ها از هر قشری و با هر زبانی، پرچم مبارزه با غرب پرستی و بی‌وطنی را برافراشته نگه دارند.
[1] https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=48632


نظرات شما