عصر قم - فتحیاصل، با تأکید بر اینکه مسئله جمعیت صرفاً با قانونگذاری، وام و مشوقهای اقتصادی حل نمیشود، گفت: اگر تصویر زن و مادری در رسانه مخدوش باشد، هیچ قانونی نمیتواند فرزندآوری را جذاب کند.
مریم فتحیاصل کارشناس و پژوهشگر حوزه زن و رسانه در گفتوگو با خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، با اشاره به نقش رسانه در موضوع جمعیت اظهار داشت: رسانه ابزار است، اما ما از این ابزار بهدرستی استفاده نکردهایم. همواره «بودن متن و نبود تصویر» یک چالش بوده است. پژوهشگر یا فردی که مطالعات تخصصی دارد، لزوماً با برنامهسازی آشنا نیست و اگر بخواهد وارد عرصه تولید برنامه شود، غالباً به سراغ قالب تاکشو یا گفتوگومحور میرود که لزوماً جذابیت کافی ندارد یا فرصت پرداختن عمیق به موضوع را ندارد .
وی افزود: از سوی دیگر، برنامهساز نیز یا بودجه کافی برای صرف زمان و انجام مطالعات ندارد یا فرصت کافی برای این کار پیدا نمیکند. بنابراین یک خلأ ساختاری وجود دارد و لازم است متن علمی و پژوهشی به تصویر و روایت رسانهای تبدیل شود .
رسانه ذائقهساز است
این پژوهشگر حوزه زن و رسانه با بیان اینکه رسانه نقش مهمی در ذائقهسازی جامعه دارد، گفت: رسانه به جای ساختن ذائقه حول ارزشهای دینی و ملی، گاهی ارزشهای مدرنیته و نظام سرمایهداری را ترویج میکند. پژوهشگر و استاد دانشگاه نیز یا به یک برنامه گفتوگومحور دعوت میشود که اطلاعاتی از مخاطبشناسی آن برنامه ندارد یا اساساً فرصت نمیکند مطالعات خود را تا مرحله تولید و ارائه رسانهای امتداد دهد .
فتحیاصل تصریح کرد: مسئله جمعیت فقط وامدار قانوننویسی و بخشنامه نیست. البته قانون در تسهیل فرزندآوری زنان شاغل و مردان مهم است، اما مهمتر این است که اگر تصویر زن و مادری در رسانه خراب باشد، هیچ قانونی نمیتواند بچهدار شدن را جذاب کند .
وی ادامه داد: رسانه باید کنشگری فعال زن را درست روایت کند؛ نه اینکه زن را صرفاً مصرفکننده یا نیروی کار ارزان نشان دهد. زن میتواند کنشگر اصلی باشد و کنش او میتواند در خانه، در تربیت نسل و در ساختن آرامش خانواده ظهور پیدا کند. این نگاه به معنای انکار اشتغال زنان نیست، بلکه بحث بر سر ارزشگذاری و انتخاب است .
زن در رسانه؛ ابرقهرمان چندشیفته یا قربانی
این کارشناس حوزه زن و رسانه درباره تصویر فعلی زن در رسانه گفت: ایراد این تصویر آن است که یا زن را ابرقهرمان چندشیفته نشان میدهد یا قربانی. بسیار کم اتفاق میافتد که مادری، خانهداری و «ربّالبیت» بودن با افتخار و لذت به تصویر کشیده شود .
وی افزود: برنامهسازان تصور میکنند اگر زن خانهدار را نشان دهند، حتماً باید یک کنش بیرونی نیز برای او تعریف کنند تا این شخصیت باورپذیر باشد، در حالی که این تصویر مخدوش است. زن میتواند در خانه نیز کنشگر باشد و اصلیترین کنش زن در خانه است و فعالیتهای دیگر در مرتبه بعدی قرار میگیرند؛ اما رسانه این موضوع را به حاشیه برده است .
فتحیاصل با اشاره به دیدگاه مطرحشده از سوی رهبر شهید درباره اولویت تربیت فرزند در کنار ادامه تحصیل گفت: مسئله این است که باید دید ساختارهای دینی و حکمرانی ما تا چه اندازه این نگاه را در عمل رعایت کردهاند .
وقتی فرزند «مزاحم زندگی» تصویر میشود
وی درباره تأثیر تصویر رسانهای زن بر فرزندآوری اظهار داشت: رسانه میتواند انتظارهای زن و مرد را تغییر دهد. هم مرد ممکن است تصور کند زن باید همه کارها را انجام دهد و هم زن احساس کند باید همه نقشها را به صورت همزمان ایفا کند. نتیجه این وضعیت میتواند این باشد که بچه به عنوان مزاحم زندگی دیده شود .
این پژوهشگر ادامه داد: در حالی که رسانه میتواند لذت آغوش کشیدن بچه، نخستین کلمه کودک، موفقیت فرزند و افتخار مادر را به شکلی زیبا روایت کند تا مخاطب به سمت آن میل پیدا کند. حتی خانوادههای نابارور نیز میتوانند با روایت مناسب رسانهای به فرزندخواندگی ترغیب شوند .
فتحیاصل گفت: این همان روایت درست «لذت دائمی» در مقابل «لذت موقتی» است؛ فرزند در زندگی نهتنها شیرینی زندگی است، بلکه میتواند استحکامبخش رابطه زن و شوهر نیز باشد .
وی تأکید کرد: ما هیچوقت نتوانستیم روایت درستی از زن به عنوان محور اصلی خانه و کسی که به تعبیر رهبر شهید باید «هوای خانه» را داشته باشد ارائه کنیم. همیشه شغل و تحصیلات را در مقابل خانه قرار دادهایم و زن را در انتخاب یکی از دو گزینه قرار دادهایم و دوگانگی ایجاد کردهایم .
برنامهسازان برای تقویت خانواده سناریو ندارند
این کارشناس حوزه زن و رسانه در پاسخ به این پرسش که چرا برنامهسازان برای تقویت خانواده دستشان خالی است، گفت: چون سناریو ندارند. آنها در ارزشها و هنجارهای مدرنیته گرفتار شدهاند و تعریفشان از زن خانهدار و پرورشدهنده فرزند تغییر کرده است. تصور میکنند خانهداری به معنای عقبماندگی است .
وی افزود: برنامهساز نمیتواند افتخار مادر به فرزند و رضایت او از موفقیت فرزند را تصویر کند و به همین دلیل همیشه باید یک کنش بیرونی نیز به زن اضافه کند تا بتواند کنش او در خانه را بیان کند .
فتحیاصل تصریح کرد: این مسئله باعث شده انگاره مردم نسبت به زن خانهدار نیز آسیب ببیند. رسانه باید به اندازهای در نمایش ظرفیتهای هویت ملی و دینی یک زن تلاش کند که زن نسبت به انتخاب یک گونه برای ادامه مسیر مخیر باشد، نه اینکه احساس کند فقط یک گونه مطلوب وجود دارد و برای رسیدن به آن باید سختی زیادی را تحمل کند یا اساساً انگیزهای برای رسیدن به آن نداشته باشد .
وی ادامه داد: اگر به زن القا شود که اگر شاغل و تحصیلکرده نباشی، جزو دایره تعاریف سیاستگذار و قانونگذار نیستی، نوعی اجبار و لجبازی ایجاد میشود. به همین دلیل میتوان گفت گاهی قانون و سیاست برای فردی نوشته میشود که هویت واقعی او در نظر گرفته نشده است .
فرهنگسازی باید در کنار سیاستگذاری باشد
این پژوهشگر با اشاره به تجربه سیاستهای جمعیتی در سالهای گذشته گفت: سالها قبل با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» کاری کرده بودند که هر زن احساس وظیفه کند برای زندگی بهتر تلاش کند. متن شعار و پیامها به اندازهای مؤثر بود که زن خودش را در این فرآیند مؤثر میدید. در کنار این فرهنگسازی نیز ابزارهای سیاستی وجود داشت؛ برای مثال خدماتی که شبکه بهداشت ارائه میکرد .
وی افزود: امروز ممکن است قانونی نوشته شود که بسیاری از افراد نسبت به آن باور نداشته باشند و حتی خود نویسندگان نیز در عمل با محدودیتهایی مواجه شوند. اگر فردی که به فرزندآوری اعتقاد دارد، یکباره با کمبود منابع مالی یا حمایتهای مورد انتظار مواجه شود، ممکن است این سؤال برای او ایجاد شود که اگر دولت حامی نیست، چرا باید فرزند بیاورم؟
فتحیاصل تأکید کرد: این وضعیت ممکن است مسئله را در لایه بیرونی و سطحی حل کند، اما افراد را شرطی میکند و حتی کسانی را که به فرزندآوری اعتقاد دارند نیز تحت تأثیر قرار میدهد .
چرا همیشه از «زن و خانواده» سخن میگوییم؟
وی در پاسخ به این پرسش که چرا در بحث خانواده همواره از زن و خانواده سخن گفته میشود و کمتر درباره مرد و خانواده صحبت میشود، اظهار داشت: چون عنصر اصلی خانه و خانواده زن است. ما مصداق قرآنی مادر و فرزند بدون پدر داریم، حضرت مریم(س)، اما برعکس آن، پدر و فرزند بدون مادر نداریم. این نشان میدهد نقش مادر بیبدیل است .
فتحیاصل البته تأکید کرد: این موضوع به معنای نادیده گرفتن نقش مرد نیست و مرد نیز باید مشارکت داشته باشد، اما ستون عاطفی و تربیتی خانواده بیشتر بر عهده زن است و نبود زن میتواند شاکله اصلی زندگی را تحت تأثیر قرار دهد .
وی ادامه داد: به همین دلیل اگر باورها و تأملات زن تغییر کند، قدرت تغییر دیگران را نیز دارد. اگر زن در مسیری حرکت کند که با مؤلفههای دینی و بومی در تعارض باشد، یکسانسازی و جهانیسازی نیز راحتتر اتفاق میافتد و زمینه برای پیادهسازی نظام سلطه فراهمتر میشود .
سرمایهداری و تصویر زن
این پژوهشگر حوزه زن و رسانه درباره نقش نظام سرمایهداری و مدرنیته در این موضوع گفت: نظام سرمایهداری هم بازار مصرف میخواهد و هم نیروی کار ارزان. زن خانهدار و مادر برای آن نه مصرفکننده ایدهآل است و نه نیروی کار ارزان؛ بنابراین خانهداری و فرزندپروری در چنین رویکردی ممکن است کمارزش تلقی شود و فرزندآوری نیز به سخره گرفته شود .
وی افزود: فرزندآوری فقط پر کردن یک عدد نیست، بلکه به بقای نسل و تاریخ شفاهی یک ملت ارتباط دارد. به اعتقاد من، سوژه غالب این هجوم نیز بیشتر زنان هستند تا مردان و ابزار آن رسانه، قانون و ساختارهاست .
فتحیاصل با اشاره به تجربه شخصی خود در یکی از مجموعههای دینی گفت: مدتی است با یکی از مجموعههای دینی همکاری دارم و یکی از چالشهای من حضور فرزندم در محیط کار است. حتی در مجموعهای که داعیه اسلامی بودن، زیست اسلامی و تربیت اسلامی دارد، نسخه مناسبی برای این مسئله وجود ندارد؛ حتی مهدکودک نیز وجود ندارد و من باید فرزندم را به پرستار یا مهدهای بیرون بسپارم و عملاً حضور او در محیط کارم با مانع مواجه میشود .
وی افزود: در حالی که مجموعههای غیردینی مانند پارکهای علم و فناوری و شتابدهندهها الگوهایی مانند «دیوار شیشهای» دارند؛ یعنی حائل میان فرزند و محیط کار مادر شیشه است و فرزند هر لحظه میتواند مادر را ببیند و مادر نیز همینطور. باید به این سمت حرکت کنیم که در کار و ساختار، مادر را بدون فرزند تصور نکنیم و برای زن برنامهریزی نکنیم، بلکه برای «مادر» برنامه داشته باشیم .
اشتباه مسئولان؛ حل مسئله در سطح و نه در لایه ارزشگذاری
این کارشناس حوزه زن و رسانه درباره خطاهای مسئولان و فعالان حوزه جمعیت گفت: به جای ترمیم لایه اصلی ارزشگذاری، سراغ سطحیترین علت میروند و تصور میکنند با وام، پاداش و بخشنامه میتوان مسئله را حل کرد؛ در حالی که مشکل اصلی تصویر و ارزش است .
وی ادامه داد: کجسلیقگی و نبود پشتوانه مطالعاتی باعث میشود سیاستها با یکدیگر متعارض شوند. از یک طرف میگوییم بچه بیاور و از طرف دیگر مادر را در دوراهی شغل و فرزند قرار میدهیم .
فتحیاصل افزود: این یعنی مواجهه انفعالی با مدرنیته؛ یعنی پاسخ مسائل را از کانال مدرنیته میدهیم، نه از مسیر اسلام. حتی اگر پاسخ یک مسئله اقتصادی باشد، باید پیوست فرهنگی و رسانهای نیز داشته باشد. پاسخ اقتصادی نباید به صورت عریان در اختیار جامعه قرار گیرد تا افراد صرفاً متوقع دریافت حمایت مالی شوند .
وی برای توضیح این مسئله گفت: اعطای خودرو یا وام میتواند اقدام خوبی باشد، اما میتوان الزاماتی نیز برای آن در نظر گرفت؛ مثلاً اتاق بازی یا محل شیردهی برای مادر در محیطهای مرتبط ایجاد شود. این اقدام از نظر مالی هزینه دارد، اما صورت و کارکرد آن فرهنگی است .
قانون باید «مادر» را در متن خود ببیند
فتحیاصل درباره تعارضهای قانونی و ساختاری گفت: به جای حمایت از فرزندآوری و نزدیک بودن مادر به کودک، گاهی به جای دورکاری و انعطاف شغلی، به دنبال منع حضور فرزند در کنار مادر هستیم. در نتیجه مادر مجبور میشود بین استقلال مالی و فرزند یکی را انتخاب کند و بعد از خود میپرسیم چرا فرزندآوری کاهش یافته است .
وی افزود: حتی زن نیز ممکن است با خود فکر کند اگر نیروی جوانی نباشد، در دوران پیری با چه منابعی میتواند رفاه داشته باشد؟ این دوگانگی محصول قوانین و ساختارهای متعارض است .
این پژوهشگر تأکید کرد: وقتی صحبت از فرزندآوری میشود، چرا به جای اینکه زن و تدبیر منزل در متن قانون باشد و سایر موارد در حاشیه قرار گیرند، اصلیترین اقدام وام و خانه است که بیشتر کمک به مرد خانه محسوب میشود؟ دورکاری، مرخصی و مهدکودک برای زن شاغل و زن محصل و در کنار آن بیمه ناقص برای زن خانهدار، در حالی که باید این رویه تا حدی معکوس شود .
وی ادامه داد: زن خانهدار باید در متن اصلی قانون دیده شود و در کنار آن پیوستهایی برای زنانی که به هر دلیل شاغل هستند یا به دلیل علاقه و فرصت، دنبال ارتقای علمی و فرهنگی هستند، طراحی شود. در تدوین قانون باید «جانشینی و همنشینی» را رعایت کرد و توجه داشت که تربیت و پرورش فرزند یکی از وظایف اصلی زن است و فعالیتهای دیگر در مرتبه بعدی قرار میگیرند .
فتحیاصل خاطرنشان کرد: متأسفانه در رقابت با غرب، برای اینکه نشان دهیم زن ایرانی و اسلامی نیز در همه جایگاهها اولین است، گاهی نمایش را به سمتی میبریم که زن را در یک رقابت دائمی قرار میدهد .
رسانه چگونه میتواند با ازدواج سفید مقابله کند؟
این کارشناس حوزه زن و رسانه در پاسخ به پرسشی درباره نقش رسانه در کاهش ازدواج سفید گفت: رسانه باید «لذت دائمی» را درست روایت کند. ازدواج سفید مبتنی بر لذت موقتی و بدون تعهد است و اگر رسانه خانواده، تعهد، آغوش مادر و امنیت کودک را جذاب و واقعی نشان دهد، میتواند مخاطب را با انتخاب دیگری مواجه کند .
وی تأکید کرد: رسانه نباید فقط هشدار بدهد، بلکه باید نشان دهد زندگی همراه با تعهد، عمیقتر و پایدارتر است. این هنر رسانه است که بتواند این سبک زندگی را به شکل جذاب روایت کند .
ضرورت تولید سناریوهای متنوع از زن و خانواده
فتحیاصل درباره راهکارهای رسانهای خود گفت: نخست باید سناریوهای متنوعی از زن و خانواده تولید شود؛ از مادر خانهدار موفق گرفته تا مادر دورکار و پدر مشارکتکننده. باید از کلیشه «ابرزن» پرهیز کرد و لذتهای واقعی مادری و خانواده را به تصویر کشید .
وی آموزش برنامهسازان و همراه کردن قانون و ساختار با این تصویر را از دیگر اقدامات ضروری دانست و گفت: دورکاری، مهدکودک در محل کار و تسهیلات مادران از جمله اقداماتی است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ اما همه این اقدامات بدون تصویرسازی رسانهای مناسب نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد .
مسئله جمعیت فقط عدد نیست
این پژوهشگر حوزه زن و رسانه در پایان گفت: مسئله جمعیت فقط عدد نیست؛ مسئله هویت، معنا و تصویر است و زن در مرکز این تصویر قرار دارد. رسانه اگر درست عمل کند، میتواند ارزش مادری و خانواده را احیا کند .
وی افزود: اگر از این موضوع غفلت کنیم، رقابت بدون تناسب با بوم و منطقه شکل میگیرد و در این شرایط هیچ قانون و بودجهای به تنهایی کفایت نمیکند. ما باید بتوانیم «لذت دائمی» را در برابر «لذت موقتی» روایت کنیم و تصویری واقعی، جذاب و معنادار از خانواده، مادری و فرزندآوری ارائه دهیم .