پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

اجتماعی

فکر کردم مقتول اسلحه دارد؛ به او شلیک کردم ، ماجرای یک قتل هولناک

فکر کردم مقتول اسلحه دارد؛ به او شلیک کردم ، ماجرای یک قتل هولناک
عصر قم - رکنا/ سه سال پس از قتل جوانی در محدوده میدان آزادی، متهم پرونده در حالی پای میز محاکمه رفت که مدعی شد روز حادثه برای پرداخت بدهی دو میلیارد تومانی به محل قرار ...
  بزرگنمايي:

عصر قم - رکنا / سه سال پس از قتل جوانی در محدوده میدان آزادی، متهم پرونده در حالی پای میز محاکمه رفت که مدعی شد روز حادثه برای پرداخت بدهی دو میلیارد تومانی به محل قرار رفته بود، اما پس از دیدن سامان و احساس اینکه او مسلح است، اسلحه‌اش را از داخل کیف بیرون آورده و به سمت او شلیک کرده است؛ گلوله‌ای که به مرگ جوان رسید.
چندی قبل، به دنبال اعلام خبر تیراندازی در غرب تهران، مأموران کلانتری و تیم جنایی راهی محل شدند و با پیکر خون‌آلود جوانی به نام سامان مواجه شدند. با وجود انتقال سریع او به بیمارستان، شدت جراحات باعث مرگش شد. تحقیقات نشان داد سامان به همراه دوستش نوید برای دیدار با فردی به نام کامران به محل رفته بود که در جریان این ملاقات هدف گلوله قرار گرفت.
در ادامه تحقیقات، نوید به مأموران گفت مدتی قبل مبلغی را به کامران قرض داده، اما بر سر بازپرداخت پول با او اختلاف پیدا کرده بود. با دستگیری کامران و فرد دیگری که همراه او بود، پرونده وارد مرحله قضایی شد.
سیر مراحل قضایی این پرونده در دادگاه کیفری یک استان تهران ادامه دارد.
گفت‌وگوی خبرنگار با متهم
چرا با نوید اختلاف پیدا کرده بودید؟
کامران: من حدود دو میلیارد تومان از نوید قرض گرفته بودم، اما بعد متوجه شدم او مبلغ بیشتری از پدرم گرفته و طلبش را پس نداده است. به همین دلیل تصمیم گرفتم پول او را هم پس ندهم.
پس چرا دوباره با او قرار گذاشتید؟
کامران: نوید مرتب با من تماس می‌گرفت و می‌گفت این پول متعلق به دوستش سامان بوده و اگر پول را پس ندهم، برایم دردسر درست می‌شود. می‌گفت سامان و برادرهایش آدم‌های خطرناکی هستند. من از تهدیدهایش ترسیده بودم و تصمیم گرفتم پول را تهیه کنم و به او بدهم.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
کامران: یک چک یک میلیارد تومانی داشتم و برای نقد کردنش به بانک رفتم، اما چک نقد نشد. با این حال به محل قرار رفتم تا به نوید بگویم پول آماده نشده است. او چند بار محل قرار را تغییر داد و همین موضوع باعث شد بیشتر بترسم.
چرا اسلحه همراهت بود؟
کامران: از تهدیدهایی که قبلاً کرده بود می‌ترسیدم. برای همین اسلحه را داخل کیفم گذاشتم و به محل قرار رفتم.
لحظه تیراندازی چه اتفاقی افتاد؟
کامران: وقتی رسیدم، نوید با سر به سامان اشاره کرد و گفت این همان کسی است که درباره‌اش گفته بودم. سامان با حالت عصبی به طرف من آمد. احساس کردم داخل لباسش اسلحه دارد. من هم ترسیدم و از داخل کیف به سمتش شلیک کردم. گلوله به او خورد و بعد متوجه شدم جانش را از دست داده است.
متهم ردیف دوم می‌گوید هیچ نقشی در ماجرا نداشته. قبول داری همراهت بوده؟
کامران: من نمی‌خواهم درباره او دروغ بگویم. چیزی که می‌دانم این است که در محل حضور داشت. من تیراندازی کردم و مسئولیت کاری را که انجام داده‌ام قبول دارم.


نظرات شما