دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

در امتداد هشت سال دفاع مقدس، کار را مردم تمام خواهند کرد

در امتداد هشت سال دفاع مقدس، کار را مردم تمام خواهند کرد
عصر قم - جمله نورانی «کار را مردم تمام خواهند کرد» در منظومهٔ فکری رهبر شهید امام خامنه ای (رضوان الله علیه) یک شعار نیست؛ یک اصل راهبردی برآمده از کلام، فقه و تجربهٔ انقلاب اسلامی است. در این نگاه، «مبعوث شدن مردم» و برانگیخته شدن آنان برای اتمام کار است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - جمله نورانی «کار را مردم تمام خواهند کرد» در منظومهٔ فکری رهبر شهید امام خامنه ای (رضوان الله علیه) یک شعار نیست؛ یک اصل راهبردی برآمده از کلام، فقه و تجربهٔ انقلاب اسلامی است. در این نگاه، «مبعوث شدن مردم» و برانگیخته شدن آنان برای اتمام کار است.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، «حضور هشت‌ماههٔ ملّت مبعوث در میادین، امتدادبخش دفاع مقدّس هشت‌ساله است که به موازات پایمردی نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی، از تمامیت سرزمینی ایران و نظام اسلامی حفاظت کرده است و خواهد کرد». [امام سید مجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی - ۹/۸/۱۴۰۵]
جمله نورانی «کار را مردم تمام خواهند کرد» در منظومهٔ فکری رهبر شهید امام خامنه ای (رضوان الله علیه) یک شعار نیست؛ یک اصل راهبردی برآمده از کلام، فقه و تجربهٔ انقلاب اسلامی است. در این نگاه، «مبعوث شدن مردم» و برانگیخته شدن آنان برای اتمام کار، بازتاب ارادهٔ تکوینی خداوند و تحقق مسئولیت تاریخی انسان مؤمن است. اما این اصل، خودبه‌خود محقق نمی‌شود؛ نیازمند تبیین، اقناع، الگوسازی و حمایت نخبگان است. حوزویان و دانشگاهیان، به‌عنوان دو بال هدایت فکری جامعه، اگر خود در صحنه حاضر باشند و حضور مردمی را «تبلیغ» و «حمایت» کنند، اجتماعات مردمی از یک «تجمع» به یک «نهاد اجتماعی–سیاسی» ارتقا می‌یابد.
پرسش اصلی این است: حضور مردم در میادین چه ثمراتی دارد و نخبگان حوزوی و دانشگاهی چه نقشی در تقویت، تبیین و حمایت از این حضور بر عهده دارند؟ پاسخ، در دو لایه قابل ارائه است: لایهٔ اول، کارکردهای چندگانهٔ اجتماعات مردمی؛ لایهٔ دوم، تکلیف نخبگان در «تبلیغ علمی–دینی» و «حمایت فکری–عملی» از این حرکت الهی.
بخش اول: کارکردهای چندلایهٔ اجتماعات مردمی
استمرار حضور نظام‌مند و گسترده آحاد ملت در صحنه‌های دفاع از ارزش‌ها و حمایت از ولایت که از مرز هشت ماه گذشته است، در حقیقت بازتولید یک «مدرسه بزرگ جامعه‌سازی و اراده‌گری سیاسی» به شمار می‌رود که ابعاد گوناگون آن قابل بررسی است :
1. تقویت قلب و قدرت روانی: حضور در محیطی فرهنگی با هدفی مشترک، «اثر همنشینی» و «هویت جمعی» ایجاد می‌کند. دیدن هم‌کیشان و هم‌هدفان، اضطراب تنهایی و انفعال را به «قوت قلب» و «عزت نفس جمعی» تبدیل می‌کند.
۲. آشنایی و شکل‌گیری شبکه‌های اعتماد: اجتماعات، «سرمایهٔ اجتماعی پیوندی» تولید می‌کنند. آشنایی‌ها هزینهٔ کنش جمعی را کاهش می‌دهد و اعتماد درون‌گروهی و نهادی را افزایش می‌دهد.
۳. دلسوزی و کمک متقابل: اجتماعات، «همدلی» را به «هم‌یاری» تبدیل می‌کند. این کمک‌ها یک «بیمهٔ اجتماعی» طبیعی ایجاد می‌کند و تاب‌آوری جامعه را در بحران‌ها بالا می‌برد.
۴. یأس دشمن و قدرت‌یابی مسئولان: حضور یکپارچهٔ مردم، «قدرت نرم» و «بازدارندگی» تولید می‌کند. دشمن در جنگ ترکیبی بر «تاب‌آوری مردم» و «خطای محاسباتی مسئولان» متمرکز است؛ اجتماعات میلیونی کنونی هر دو محور را خنثی کرده و به مسئولان «پشتوانهٔ اقتدار» می‌دهد.
۵. نقشهٔ ذهنی از محل تجمع و کاهش سرگشتگی: مردم مکان‌های تجمع را به‌عنوان «نقاط مرجع» می‌شناسند و در بحران‌ها دچار بی‌نظمی، سردرگمی و از هم‌گسیختگی نمی‌شوند. این «حافظهٔ مکانی جمعی» در مدیریت بحران نقش حیاتی دارد.
۶. تثبیت پرچم و شعار: تکرار جمعی نمادها، «انرژی عاطفی» تولید می‌کند و وفاداری به نمادهای هویتی را در ضمیر جمعی تثبیت می‌کند. پرچم و شعار، «رسانهٔ هویت» و «حافظهٔ مقاومت» می‌شوند.
۷. آمادگی برای صحنه‌های مشابه: حضور در یک اجتماع، «الگوی کنش» را نهادینه می‌کند. کسی که طعم «حضور مؤثر» را چشیده، در صحنه‌های بعدی؛ انتخابات، دفاع از کشور، حمایت از رزمندگان، ابایی نخواهد داشت.
۸. اتحاد و انسجام ملی: اجتماعات، هویت‌های خرد را در ذیل «هویت کلان» امت اسلامی–ایرانی هم‌افزا می‌کند. این «ید واحده» در برابر شکاف‌افکنی دشمن، مصونیت‌آفرین است.
۹. گردش اطلاعات روز: اطلاعات از حالت رسمی و یک‌طرفه خارج و به‌صورت چهره‌به‌چهره منتقل می‌شود. این «ارتباطات افقی» اعتماد به اطلاعات را افزایش و شایعه را خنثی می‌کند.
۱۰. رونق کمک‌های مردمی به جبهه‌ها: تاریخ دفاع مقدس گواه است که بسیاری از کمک‌ها از جوشش اجتماعات مردمی سرچشمه گرفته است. این «سرمایهٔ اجتماعی» به «سرمایهٔ اقتصادی» و «اقتصاد مقاومتی» تبدیل می‌شود.
۱۱. درخشش استعدادهای هنری، فرهنگی و سیاسی: اجتماعات، «صحنهٔ آزمون» و «جانشین‌پروری» است. خطیب، شاعر، مداح، عکاس، تحلیلگر و سازمان‌دهندهٔ جوان در همین میدان‌ها دیده و رشد می‌کند.
۱۲. مهربانی خانوادگی و تفریح هدفمند: حضور خانوادگی، پیوند عاطفی را تقویت و «تفریح» را از حالت مصرفی به «تفریح معنادار و هویت‌ساز» تبدیل می‌کند. نوجوان و جوان در این فضا «معنا» و «مسئولیت» می‌یابد.
۱۳. تولید و بازتولید مشروعیت مردمی: مشروعیت در فقه سیاسی شیعه دو لایه دارد: مشروعیت الهی و مشروعیت مردمی. اجتماعات مردمی، لایهٔ دوم را مستمراً «به‌روزرسانی» می‌کند. هر اجتماع میلیونی، یک «رفراندوم عملی» برای حمایت از نظام و رهبری است.
۱۴. جامعه‌پذیری سیاسی و انتقال ارزش‌ها به نسل‌های بعد: حضور خانوادگی، مؤثرترین ابزار انتقال «وفاداری به میهن، مذهب، شهدا و رهبری» از طریق «تجربهٔ زیسته» است، نه صرفاً آموزش رسمی.
۱۵. کاهش هزینهٔ حکمرانی وامنیت: اجتماعات مردمی «امنیت نرم» و «نظارت اجتماعی» تولید می‌کنند و هزینهٔ کنترل اجتماعی را برای دولت کاهش می‌دهند.
۱۶. شکل‌گیری حافظهٔ جمعی مقاومت و فرهنگ ایثار: هر اجتماع یک «آیین یادآوری» است. یادآوری شهدا و رزمندگان، «حافظهٔ جمعی» را در برابر فراموشی و تحریف زنده نگه می‌دارد.
۱۷. معنابخشی و درمان بی‌معنایی جوانان: اجتماعات با هدف الهی، به جوان «معنا» و «تعلق» می‌بخشد. جوان از «تماشاگر منفعل» به «کنشگر مسئول» تبدیل می‌شود و ایمانش از حالت ذهنی به «ایمان عملی–اجتماعی» ارتقا می‌یابد.
بخش دوم: نقش و تکلیف نخبگان حوزوی و دانشگاهی در تبلیغ و حمایت
نخبگان حوزوی و دانشگاهی، «افسران جنگ نرم» و «معماران اقناع جمعی» هستند. اگر حضور مردمی، «کار» را تمام می‌کند، نخبگان باید «زمینهٔ فکری، فرهنگی و عملی» این حضور را فراهم کنند. این تکلیف در شش محور قابل تحلیل است:
۱. تبیین علمی و دینی حضور: حوزویان با استناد به مبانی فقهی–کلامی (اعانت بر برّ و تقوا، جهاد کبیر، حفظ نظام، حمایت از ولی فقیه- تبری و دشمن شناسی) و دانشگاهیان با استفاده از تحلیل‌های جامعه‌شناختی، سیاسی و اقتصادی، باید نشان دهند حضور مردمی یک «تکلیف عقلانی–شرعی» است، نه یک «شور احساسی».
۲. پاسخ به شبهات و اقناع مخاطب: نخبگان باید شبهات مربوط به «کارآمدی حضور»، «تعارض حضور با زندگی روزمره» و «بی‌اثری تجمعات» را با استدلال عقلی و نقلی پاسخ دهند. اقناع، مقدمهٔ ترغیب است.
۳. تولید ادبیات و رسانهٔ علمی: مقاله، کتاب، سخنرانی، یادداشت، محتوای رسانه‌ای و منبری باید «حضور در صحنه» را به یک «گفتمان نخبگانی» تبدیل کند. خروجی پژوهش‌ها باید به زبان قابل فهم برای جامعه ترجمه شود.
۴. الگوسازی و حضور عملی: نخبگان باید پیش از تبلیغ، خود در صحنه حاضر باشند. حضور استاد حوزه و دانشگاه در اجتماعات، «الگوی رفتاری» برای دانشجو و طلبه ایجاد می‌کند. «قول بدون عمل» اثر اقناعی را از بین می‌برد.
۵. شبکه‌سازی و هدایت گفتمانی: نخبگان باید شبکه‌های افقی میان مسجد، دانشگاه، هیئت، رسانه و نهادهای مردمی ایجاد کنند. این شبکه‌ها «جریان‌سازی» می‌کنند و از «پراکندگی» حضور جلوگیری می‌کنند.
۶. حمایت فکری، رسانه‌ای و عملی از رزمندگان و جبههٔ مقاومت: حمایت نخبگان نباید به «سخنرانی» محدود شود. پشتیبانی علمی، تولید محتوای رسانه‌ای، جمع‌آوری کمک‌های مردمی، و دفاع از رزمندگان اسلام در افکار عمومی، بخشی از «حمایت عملی» است.
۷. پایش آسیب‌ها و ارائهٔ الگوی اصلاحی: نخبگان باید با نگاه آسیب‌شناسانه، ضعف‌های احتمالی اجتماعات (شعارزدگی، بی‌برنامگی، کاهش مشارکت) را شناسایی و الگوی اصلاحی ارائه دهند. نقد دلسوزانه، مکمل حمایت است.
از حضور تا تمدن؛ اجتماعات مردمی، میدان «تولید قدرت»، «تمرین ایمان» و «بازتولید هویت» است. از منظر فقهی، مصداق «اعانت بر برّ و تقوا» و «جهاد کبیر»؛ از منظر جامعه‌شناختی، انباشت سرمایهٔ اجتماعی و تقویت تاب‌آوری؛ و از منظر سیاسی، تولید قدرت نرم، یأس دشمن و اقتدار مسئولان. اما این همه، بدون تبلیغ و حمایت نخبگان حوزوی و دانشگاهی محقق نمی‌شود. نخبگان باید نخست خود «حاضر» باشند، سپس با «تبیین علمی»، «اقناع دینی»، «الگوسازی عملی» و «شبکه‌سازی گفتمانی»، حضور حداکثری مردم را به یک «ارزش» و «ضرورت» تبدیل کنند.
فرمایش امام شهیدمان که: «کار را مردم تمام خواهند کرد» یک اصل راهبردی است. اگر مردم در صحنه حاضر باشند و نخبگان پشتیبان و مبلغ آنان باشند، نصرت و اراده الهی شامل حال جامعه خواهد شد. اما در مقابل، اگر حضور توده‌ها کم‌رنگ شود و خواص و نخبگان به سکوت یا رخوت دچار گردند، توطئه‌های داخلی و هجوم خارجی مجال جولان خواهند یافت. بر حوزویان و دانشگاهیان است که با علم و عمل، هم خود پیشگام حضور در میادین باشند و هم گفتمان حضور را تبیین و ترویج کنند. این رسالت تاریخی با انسجام عمومی و عبور هوشمندانه از موانع، نویدبخش تحقق قطعی وعده‌های الهی و طلوع خورشید پیروزی نهایی است؛ چنان‌که فرمود: «أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ».
علی اصغر مجتهدزاده


نظرات شما