دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

استادیار دانشکده مدیریت، علم و فنّاوری دانشگاه امیرکبیر:

شناخت انسان را نمی‌توان به محاسبه و الگوریتم تقلیل داد

شناخت انسان را نمی‌توان به محاسبه و الگوریتم تقلیل داد
عصر قم - دکتر وفائیان با تأکید بر ضرورت شناخت مبانی تاریخی و فلسفی علوم شناختی و هوش مصنوعی، گفت: شناخت انسان صرفاً امری محاسبه‌پذیر نیست و تقلیل آن به محاسبات و الگوریتم‌ها، ابعاد مهمی از تجربه زیسته، بدنمندی و حکمت عملی انسان را نادیده می‌گیرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - دکتر وفائیان با تأکید بر ضرورت شناخت مبانی تاریخی و فلسفی علوم شناختی و هوش مصنوعی، گفت: شناخت انسان صرفاً امری محاسبه‌پذیر نیست و تقلیل آن به محاسبات و الگوریتم‌ها، ابعاد مهمی از تجربه زیسته، بدنمندی و حکمت عملی انسان را نادیده می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر محمدحسین وفائیان، استادیار دانشکده مدیریت، علم و فنّاوری دانشگاه امیرکبیر در نشست علمی «علوم شناختی و حکمت عملی» که امروز در سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، با اشاره به گسترش روزافزون هوش مصنوعی و تأثیر آن بر حوزه‌های مختلف علمی، آموزشی و حکمرانی، اظهار کرد: مواجهه با این پدیده نیازمند شناخت عمیق مبانی و مفروضاتی است که در طول تاریخ، زمینه شکل‌گیری آن را فراهم کرده‌اند.
وی با بیان اینکه علوم شناختی و هوش مصنوعی را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان ابزارهایی مستقل و جدا از مبانی نظری آنها در نظر گرفت، افزود: هر پدیده علمی و فناورانه دارای تاریخ و مفروضاتی است که در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند و این مبانی به‌تدریج در ساختار و کارکرد آن پدیده رسوب می‌کنند.
دکتر وفائیان با تأکید بر ضرورت بررسی این مبانی، تصریح کرد: اگر بدون شناخت عمیق از پیشینه و بنیادهای نظری هوش مصنوعی، آن را وارد نظام فکری و اجرایی خود کنیم، ممکن است به‌تدریج مفروضات و معیارهای شکل‌دهنده به این فناوری را نیز در نظام فکری و عملی خود بازتولید کنیم.
وی با اشاره به مسیر تاریخی تبدیل شناخت به محاسبه، خاطرنشان کرد: در سنت فلسفی ارسطو، انسان هم موجودی اندیشمند و برخوردار از توانایی سخن گفتن درباره حقیقت است و هم موجودی سیاسی که در بستر زندگی اجتماعی و شهری، از تجربه و حکمت عملی بهره می‌برد.
استادیار دانشکده مدیریت، علم و فنّاوری دانشگاه امیرکبیر ادامه داد: در این نگاه، شناخت انسان تنها به حکمت نظری و استدلال منطقی محدود نمی‌شود، بلکه تجربه زیسته، کنش عملی و حضور انسان در جامعه نیز در شکل‌گیری شناخت او نقش دارد.
وی با اشاره به تحولات فلسفه جدید و چرخش در تلقی از انسان، بیان کرد: از دوره دکارت به بعد، شناخت انسان به‌تدریج به ذهن و سپس در برخی جریان‌های فکری به مغز تقلیل پیدا می‌کند. هم‌زمان، ریاضیات و محاسبه به‌عنوان مبنای دستیابی به یقین و فهم جهان اهمیت بیشتری می‌یابند.
دکتر وفائیان با اشاره به نقش اندیشه‌هایی همچون هابز و لایب‌نیتس در شکل‌گیری این مسیر، گفت: در این روند، شناخت و آگاهی به‌تدریج در قالب محاسبه و استفاده از قواعد مشخص فهم می‌شوند؛ مسیری که در ادامه، زمینه نظری شکل‌گیری علوم شناختی و هوش مصنوعی را فراهم می‌کند.
وی یکی از پیامدهای این رویکرد را نادیده‌گرفتن کلیت انسان دانست و افزود: هنگامی که شناخت به اجزای قابل تحلیل و محاسبه تقسیم می‌شود، امکان مواجهه مستقیم با کلیت انسان و تجربه زیسته او کاهش می‌یابد و حقیقت نیز به گزاره‌های درست و قابل محاسبه تقلیل پیدا می‌کند.
دکتر وفائیان با تأکید بر اهمیت حکمت عملی در شناخت انسان، خاطرنشان کرد: تجربه طولانی یک پزشک یا پرستار، تنها مجموعه‌ای از اطلاعات و گزاره‌های صریح نیست که بتوان آن را به‌سادگی ثبت و در اختیار دیگران قرار داد؛ بلکه ممکن است در تجربه عملی انسان، ابعادی وجود داشته باشد که به‌طور کامل در قالب محاسبات و گزاره‌ها بیان‌پذیر نباشد.
استادیار دانشکده مدیریت، علم و فنّاوری دانشگاه امیرکبیر با اشاره به پیامدهای این رویکرد در حوزه هوش مصنوعی، تصریح کرد: اگر انسان صرفاً موجودی محاسبه‌گر تلقی شود، ابعاد مهمی از شناخت او، از جمله تجربه زیسته، بدنمندی و ارتباط با جهان پیرامون، از تحلیل و فهم خارج می‌شود.
دکتر وفائیان در پایان با تأکید بر ضرورت توجه به مبانی فلسفی و فرهنگی فناوری‌های نوین، گفت: مواجهه با هوش مصنوعی صرفاً به معنای استفاده از یک ابزار نیست؛ بلکه باید نسبت به مبانی نظری و پیامدهای فکری و اجتماعی آن آگاهی داشت تا بتوان درباره حدود و چگونگی بهره‌گیری از این فناوری، تصمیمی سنجیده اتخاذ کرد.


نظرات شما