عصر قم - چهارمحال و بختیاری - در عصر رسانه، سلطه دیگر صرفاً از مسیر اشغال سرزمینها و اعمال فشارهای اقتصادی و سیاسی دنبال نمیشود؛ بلکه ذهن، ادراک و قدرت تشخیص جوامع نیز به یکی از میدانهای اصلی رقابت و نفوذ تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری ، استقلال سیاسی بدون استقلال شناختی، نمیتواند تضمینکننده استقلال واقعی جوامع باشد. در عصر رسانه، سلطه دیگر صرفاً از مسیر اشغال سرزمینها و اعمال فشارهای اقتصادی و سیاسی دنبال نمیشود؛ بلکه ذهن، ادراک و قدرت تشخیص جوامع نیز به یکی از میدانهای اصلی رقابت و نفوذ تبدیل شده است.
در جهان امروز، قدرت تنها در اختیار کسانی نیست که ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی بیشتری دارند؛ بلکه توانایی شکلدهی به افکار عمومی، تعیین دستور کار رسانهای و جهتدهی به برداشت مردم از واقعیتها نیز به یکی از مؤلفههای مهم قدرت تبدیل شده است. رسانهها دیگر صرفاً ابزار انتقال خبر نیستند؛ آنها در بسیاری از موارد در شکلگیری چارچوبهای ذهنی، اولویتبندی مسائل و تفسیر رویدادها نقشآفرینی میکنند.
در چنین شرایطی، مفهوم استکبارستیزی نیز نیازمند توجه به ابعاد جدیدی است. اگر در گذشته استقلال سیاسی و رهایی از سلطه قدرتهای خارجی در کانون این مفهوم قرار داشت، امروز استقلال در عرصه شناخت، اندیشه و تحلیل نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
سلطه شناختی؛ لایه پنهان قدرت
یکی از موضوعات قابل تأمل در مطالعات رسانه و علوم شناختی، چگونگی تأثیرگذاری بر فرایند ادراک و تصمیمگیری انسانهاست. انتخاب گزینشی اخبار، برجستهسازی برخی رویدادها، تکرار هدفمند پیامها، استفاده از هیجانات جمعی و ساخت روایتهای جهتدار، از جمله سازوکارهایی هستند که میتوانند بر برداشت مخاطبان از واقعیت اثر بگذارند.
در این میان، گاهی مسئله صرفاً انتشار یک خبر نادرست نیست؛ بلکه نحوه صورتبندی یک مسئله، انتخاب زاویه روایت و حتی تعیین موضوعاتی که باید در مرکز توجه افکار عمومی قرار گیرند، میتواند در شکلگیری نگرش مخاطب مؤثر باشد.
به بیان دیگر، ممکن است مخاطب با انبوهی از اطلاعات مواجه باشد، اما همچنان در تشخیص واقعیت، اعتبار منابع و تمایز میان خبر، تحلیل و عملیات رسانهای با دشواری روبهرو شود.
استقلال شناختی؛ ضرورت عصر رسانه
از منظر علوم شناختی، انسانها اطلاعات را صرفاً دریافت و ذخیره نمیکنند؛ بلکه آنها را با پیشفرضها، تجربههای قبلی، باورها و هیجانات خود تفسیر میکنند. همین ویژگی، زمینه تأثیرگذاری روایتهای رسانهای را فراهم میآورد.
در چنین فضایی، برخورداری از تفکر نقادانه، سواد رسانهای و توانایی ارزیابی منابع خبری، ضرورتی اساسی است. مخاطب آگاه کسی نیست که صرفاً اخبار بیشتری دریافت میکند؛ بلکه کسی است که میتواند درباره منشأ اطلاعات، اعتبار شواهد، اهداف احتمالی انتشار یک پیام و تفاوت واقعیت با تفسیرهای ارائهشده پرسشگری کند.
استقلال شناختی به معنای بیاعتمادی مطلق به رسانهها یا رد هر روایت متفاوت نیست؛ بلکه به معنای برخورداری از قدرت سنجش، مقایسه و داوری مستقل است. جامعهای که امکان شنیدن دیدگاههای مختلف و ارزیابی مستند آنها را داشته باشد، در برابر دستکاری اطلاعاتی و روایتسازیهای گمراهکننده آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
از مقاومت رسانهای تا تابآوری شناختی
یکی از الزامات مواجهه با سلطه رسانهای، عبور از رویکرد صرفاً واکنشی است. مقابله با روایتهای نادرست تنها با تکذیب یا انتشار روایت جایگزین محقق نمیشود؛ بلکه باید ظرفیت تحلیل و قدرت تشخیص در سطح جامعه تقویت شود.
آموزش سواد رسانهای، ترویج تفکر نقادانه، تقویت مهارت گفتوگو، دسترسی به اطلاعات معتبر و ایجاد فرصت برای بررسی دیدگاههای متفاوت، از جمله اقداماتی است که میتواند به افزایش تابآوری شناختی جامعه کمک کند.
در این مسیر، رسانههای داخلی نیز با یک مسئولیت مهم مواجهاند: اعتماد عمومی نه با تکرار پیامها، بلکه با دقت در اطلاعرسانی، شفافیت، پذیرش نقد و ارائه اطلاعات مستند شکل میگیرد. هر اندازه فاصله میان واقعیتهای اجتماعی و بازنمایی رسانهای آنها بیشتر شود، زمینه برای شکلگیری بیاعتمادی و تأثیرپذیری از روایتهای رقیب نیز افزایش مییابد.
استکبارستیزی؛ از استقلال سیاسی تا استقلال در اندیشه
استکبارستیزی در عصر رسانه، تنها به معنای مخالفت با سلطه سیاسی و اقتصادی نیست؛ بلکه توجه به سازوکارهای اثرگذاری بر ذهن و ادراک جامعه را نیز در بر میگیرد. استقلال زمانی عمق پیدا میکند که جامعه در کنار حفظ حق تصمیمگیری سیاسی، از توانایی شناختی لازم برای فهم مسائل، ارزیابی روایتها و انتخاب آگاهانه نیز برخوردار باشد.
در نهایت، پرسش اساسی این است: در جهانی که اطلاعات با سرعتی بیسابقه تولید و منتشر میشوند، چه کسی درباره واقعیتها تصمیم میگیرد و چه کسی چارچوب فهم ما از جهان را تعیین میکند؟
شاید یکی از مهمترین ابعاد استکبارستیزی در روزگار کنونی، همین توانایی برای حفظ استقلال در اندیشه و داوری باشد؛ چراکه جامعه برخوردار از قدرت تحلیل، نه بهآسانی اسیر هیجانهای رسانهای میشود و نه بدون بررسی شواهد، روایتها را میپذیرد.
امروز میدان رقابت تنها بر سر جغرافیا و منابع نیست؛ بر سر ادراک، روایت و قدرت فهم واقعیت نیز هست. استقلال شناختی یعنی حق اندیشیدن، قدرت پرسیدن و توانایی تصمیمگیری بر پایه آگاهی؛ و این همان ضرورتی است که در عصر رسانه نمیتوان از آن غفلت کرد.
سجاد محمدی فارسانی