عصر قم - رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، با تشریح مبانی فقهی و عملی انتخاب رهبری در جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد که نظریه ولایت فقیه، مردمیترین شکل حکمرانی است که در آن، پیوندی مستحکم میان مردم، نخبگان و حاکم دینی برقرار است.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا ، حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، در نشست بازخوانی و تحلیل پیامهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، ضمن بیان استدلال هایی پیرامون انتخاب رهبری جدید، ابراز داشت: زمانی که در جامعهای، توجه عمومی به سمت یک شخصیت خاص جلب میشود، این خود نشاندهنده یک «اجماع کاشف» است؛ اجماعی که میتواند بیانگر نظر شارع و ائمه اطهار (ع) باشد. در فقه شیعه، نظریه «کشف» یکی از استدلالها برای حجیت اجماع است؛ به این معنا که وقتی تمام امت یا فقها بر روی یک فتوا یا نظر متحد میشوند، این اجماع میتواند نشانهای از نظر معصوم (ع) باشد، حتی اگر دلیل نقلی مستقیمی برای آن نیابیم. این نظریه، در بحث انتخاب «نائب عام» یا «ولی فقیه» که مسئولیت خطیر رهبری جامعه اسلامی را بر عهده دارد، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها ادامه داد: شخصیتی که امروز در ایران مورد توجه و عنایت مردم و خبرگان قرار گرفته است، حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب، نمونهای بارز از این اجماع کاشف هستند. در پیامها و گفتگوهای ایشان با مردم، محوری که همواره مورد توجه خاص ایشان بوده و ویژگی متمایزشان را نشان میدهد، توجه عمیق به امام زمان (عج) است. ایشان، امام زمان (عج) را حاضر، ناظر، یاور و راهنمای امت میدانند و در مسائل مهمی چون مذاکره، جنگ، و ساختن آینده ایران، به ایشان توسل میجویند. این توسل و توجه، هم از جانب ایشان و هم در یادآوری به مخاطبان، بیانگر این نکته است که آنچه در جامعه در حال رقم خوردن است، حرکتی عمومی برای تحقق آرمانی دیرینه است؛ آرمانی که در نهایت به تحقق اراده خداوند بر گماشتن مستضعفان به عنوان وارثان زمین میانجامد.
وی با تاکید بر پیام های رهبری طی روز های اخیر، افزود: مفهوم «مستضعف» نیز در این میان، تفاسیر مختلفی دارد؛ از برداشتی عمومی که شامل تمام گروهها و طبقات ضعیف جامعه میشود، تا تفسیری خاص که امام صادق (ع) به آن اشاره فرمودند: «ما کسانی هستیم که مستضعف شمرده شدیم» و خداوند اراده کرده است که ما را امامان و وارثان قرار دهد. در هر حال، این گرایش عمومی و توجه به رهبری که خود را در مسیر تحقق این آرمان الهی میبیند، یکی از نقاط اشتراک و درخششی است که در پیامهای ارائه شده مشاهده میشود.
حجت الاسلام والمسلمین رستمی مردم سالاری دینی را از ویژی های حکومت اسلامی ایران دانست و خاطر نشان کرد: در ادامه سخن، لازم میدانم به نکتهای بپردازم که در برخی از پیامها و تحلیلها نسبت به نظریه اسلام در باب حکومت، بهویژه نظریه ولایت فقیه، گاهی به ناحق مطرح میشود. یکی از ظلمهایی که به این نظریه میشود، این است که آن را دور از رأی مردم و بیارتباط با اراده عمومی معرفی میکنند؛ حال آنکه در منطق اندیشه سیاسی اسلام، و بهویژه در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، دقیقاً برعکس، با مردمیترین و بههمپیوستهترین شکل حکمرانی مواجه هستیم؛ شکلی از حکومت که در آن آحاد جامعه، نخبگان، رهبران و ارکان تصمیمگیری در پیوندی مستحکم و معنادار قرار دارند.
وی ادامه داد: در نظریه ولایت فقیه، حاکم باید واجد مجموعهای از شرایط باشد که تنها با شعار و ادعا به دست نمیآید. او باید مجتهد جامعالشرایط باشد؛ یعنی از دانش عمیق دینی، قدرت استنباط احکام، و توانایی استخراج اراده خداوند و شریعت برای اداره جامعه برخوردار باشد. این تنها یک شرط علمی نیست، بلکه به معنای برخورداری از بصیرت دینی و فهم درست از نسبت دین و جامعه است. در کنار این، عدالت نیز شرطی اساسی است؛ زیرا کسی که قرار است زمام امور جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد، باید در رفتار، تصمیم و موضعگیری، از عدالت برخوردار باشد و بتواند اعتماد عمومی را حفظ کند.
رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها با برشمردن برخی ویژگی های مهم شخص ولایت فقیه، اظهار داشت: در کنار دانش و عدالت، تدبیر، توان مدیریتی و شناخت دقیق از اداره جامعه نیز ضرورت دارد. اداره جامعه کاری ساده و شعاری نیست؛ مسئولیتی است سنگین که نیازمند تجربه، مهارت، قدرت تشخیص، و توان ساماندهی امور پیچیده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. بنابراین، در ولی فقیه باید این سه ویژگی در کنار هم جمع شده باشد: دانش، تقوا و تدبیر. به بیان دیگر، صلاحیت رهبری جامعه تنها در صورتی معنا پیدا میکند که این مجموعه صفات در یک شخص گرد آمده باشد.
وی تفاوت نظام حکمرانی ایران را با سایر کشور های دیگر یادآور شده و ابراز داشت: در بسیاری از نظامهای حزبی یا حتی نظامهایی که مدعی دموکراسیاند، قدرت در اختیار گروههای محدود، احزاب خاص، یا شبکههای سیاسی و اقتصادی قرار میگیرد. گاه نیز در ظاهر، مردم پای صندوقهای رأی حاضر میشوند، اما فرآیند واقعی تصمیمسازی در دست نخبگان و ساختارهای قدرت است. حتی در پیشرفتهترین کشورهای غربی که خود را مظهر دموکراسی میدانند، نمونههایی دیدهایم که نشان میدهد سازوکار انتخاباتی الزاماً به نتیجهای سالم، اخلاقی و کارآمد نمیانجامد. اینجا بحث شخص خاص نیست، بحث این است که فرآیند انتخاب، اگرچه ظاهراً مردمی است، اما لزوماً ضامن پاکی، عدالت و صلاحیت حقیقی نیست.
حجت الاسلام والمسلمین رستمی ادامه داد: در مقابل، در نظام اسلامیِ مبتنی بر ولایت فقیه، هم مشروعیت الهی مطرح است و هم مقبولیت مردمی. یعنی رهبری نه صرفاً بر پایه رأی لحظهای و هیجانی، بلکه بر اساس مجموعهای از معیارهای دینی، علمی و اخلاقی شکل میگیرد و در عین حال، با پذیرش و همراهی مردم استمرار پیدا میکند. همین پیوند میان مردم و رهبری، یکی از ویژگیهای برجسته این نظریه است و نشان میدهد که این مدل حکمرانی نه از مردم فاصله دارد و نه مردم را کنار میگذارد، بلکه آنان را در متن تحقق آرمانهای الهی قرار میدهد.
وی نقش مردم در پیام های رهبری را پررنگ و تاثیرگذار دانست و افزود: در پیامهای رهبر معظم انقلاب نیز این محور بهروشنی دیده میشود که توجه به مردم، نقش مردم، و اعتماد به ظرفیت مردم، از ارکان اصلی حرکت جامعه است. ایشان بارها بر این نکته تأکید کردهاند که مردم میتوانند و باید در ساختن آینده، حل مشکلات، و پیشبرد آرمانها نقشآفرین باشند. این نگاه، در حقیقت، بیانگر همان پیوند عمیق میان «رهبری الهی» و «حرکت مردمی» است؛ پیوندی که انقلاب اسلامی را به عنوان مقدمهساز یک اتفاق بزرگتر و یک تحول عمیقتر در تاریخ معرفی میکند.