سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

تکرار سناریوی «سکوت در جنگ» در زمین فوتبال؛ نفوذی‌های دیروز، مربیان تخریب امروز!

تکرار سناریوی «سکوت در جنگ» در زمین فوتبال؛ نفوذی‌های دیروز، مربیان تخریب امروز!
عصر قم - در حالی که جریان‌های خاص رسانه‌ای با هزینه‌های نجومی، پروژه تخریب روانی تیم ملی را کلید زده‌اند، سوال اصلی افکار عمومی این است: چگونه کسانی که در کوران حملات دشمن در «جنگ رمضان» سکوت کرده بودند، امروز مدعی دلسوزی برای ورزش ایران شده‌اند؟
  بزرگنمايي:

عصر قم - در حالی که جریان‌های خاص رسانه‌ای با هزینه‌های نجومی، پروژه تخریب روانی تیم ملی را کلید زده‌اند، سوال اصلی افکار عمومی این است: چگونه کسانی که در کوران حملات دشمن در «جنگ رمضان» سکوت کرده بودند، امروز مدعی دلسوزی برای ورزش ایران شده‌اند؟

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، طی ماه‌های اخیر، گروهی از افراد که سال‌ها سابقه فعالیت در رسانه‌ها را در کارنامه خود دارند و در جریان تحولات تلخ گذشته، با ریزبینی تمام، هر گزاره و اتفاقی را حتی در کوچک‌ترین جزئیات بازتاب می‌دادند اما در کارزار جنگ رمضان و میانه اتفاقات تلخ خاموش بودند، ناگهان هدف جدیدی یافته‌اند، تخریب روانی و ساختارشکنی تیم ملی فوتبال ایران. این جریان که با هزینه‌ای سرسام‌آور نزدیک به نیم همت تجهیز و راه‌اندازی شده است، تلاش می‌کند با برنامه‌سازی‌های فریبنده، مصاحبه‌های جهت‌دار، تحلیل‌های شبه‌کارشناسی و فضاسازی علیه کادر فنی و بازیکنان، فشار عصبی بی‌سابقه‌ای را به تیم و هواداران وارد کند. گویی هدف آشکار آن‌ها این است که ایران در این مسابقات نه تنها برنده نباشد، بلکه با ذلت و شکست روانی از پیش‌باخته وارد میدان مسابقه شود.
سوال اساسی اینجاست، چه نسبتی میان سابقه این افراد و این اقدام جدید وجود دارد؟ آیا کسانی که در دوران جنگ تحمیلی سوم، زمانی که بمباران‌ها و حملات دشمن صهیونی – آمریکایی ایران را نشانه گرفته بود، سکوت مرگبار را ترجیح دادند و حتی یک کلمه در دفاع از تمامیت ارضی کشور بر زبان نیاوردند، امروز می‌توانند مدعی دلسوزی برای مردم و ورزش ایران باشند؟ جنگ رمضان یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بود؛ وقتی دشمن تا نزدیکی مرزهای کشور پیش آمده بود و رزمندگان ایرانی با کمترین امکانات، حماسه‌آفرینی می‌کردند. در آن روزها، رسانه‌های غربی و عربی بی‌وقفه علیه ایران می‌نوشتند و پخش می‌کردند، اما همان افرادی که امروز با ادعای روشنفکری و نقد منصفانه، تیم ملی را نشانه گرفته‌اند، در آن برهه تاریخی یا سکوت مطلق را برگزیدند یا همسو با جریان دشمن، بر طبل یأس و ناامیدی کوبیدند. سکوت آن‌ها در برابر حملات موشکی دشمن و در مقابل فریاد جانبازان و شهدا، گویای حقیقت تلخی است، آن‌ها هیچگاه دغدغه ایران را نداشته‌اند، چه آن روز و چه امروز. اما تفاوت امروز با دیروز در ابزار و زمینه است. پیش از این، آن‌ها فقط در فضای مجازی فعالیت می‌کردند، اما اکنون با نفوذ در پلتفرم‌های داخلی، سعی دارند تخریب خود را با لباس نقد «ورزشی و فرهنگی» بپوشانند. این یک جابه‌جایی تاکتیکی هوشمندانه است.
آن‌ها می‌دانند که فوتبال ایران دارای عمیق‌ترین ریشه‌های مردمی است و ضربه زدن به تیم ملی در مسابقات جام جهانی، می‌تواند بزرگ‌ترین ضربه روحی به جامعه ایران باشد. به همین دلیل، با صرف بودجه‌ای افسانه‌ای کارزار وسیعی راه انداخته‌اند. از تولید مستندهای جهت‌دار گرفته تا مصاحبه با چهره‌های به ظاهر بی‌طرف که هر کدام سنگی در مسیر تیم ملی می‌گذارند. مهم‌ترین ابزار آن‌ها فشار عصبی است. بازیکنان تیم ملی پیش از هر بازی بزرگ، از سوی رسانه‌های حرفه‌ای دنیا معمولاً با سوالات فنی و تاکتیکی مواجه می‌شوند، اما در این کارزار جدید، بازیکنان ایران با موجی از انتقادات هویتی، سیاسی، حاشیه‌ای و گاهی توهین‌آمیز روبه‌رو می‌شوند. هدف، خارج کردن آن‌ها از تمرکز و ایجاد تردید در ذهن هواداران است. وقتی یک برنامه ویدیویی از زاویه‌ای خاص، عملکرد کاپیتان تیم را به سخره می‌گیرد یا با برجسته‌سازی یک حاشیه کوچک اردویی، آن را به بحران بزرگ تبدیل می‌کند، در واقع دارد نقش نیروی روانی دشمن را بازی می‌کند. همان نقشی که در جنگ رمضان، رسانه‌های غربی ایفا می‌کردند. فقط سلاح عوض شده، به جای خمپاره، از تیتر و تصویر استفاده می‌کنند.
این سوال جدی مطرح است؛ چرا این افراد که مدعی آزادی بیان و نقد منصفانه هستند، هرگز حتی یک برنامه درباره موفقیت‌های ورزشی ایران در شرایط تحریم نساخته‌اند؟ چرا هیچ‌گاه از صعود تیم ملی در سخت‌ترین گروه‌های انتخابی، آن هم بدون حضور مربیان خارجی درجه یک و امکانات مدرن، سخن نگفته‌اند؟ چرا فقط در آستانه رخدادهای مهم ملی فعال می‌شوند؟ پاسخ روشن است. هدف آن‌ها موفقیت ایران نیست، شکست ایران است. آن‌ها نه دلسوز فوتبال هستند و نه دلسوز مردم. آن‌ها بازماندگان همان جریان سکوت در جنگ رمضان هستند که امروز با لباس جدید، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.
آن‌ها سکوت این چهره‌ها را در دوران جنگ رمضان به خاطر دارند و امروز نیز فریب این فضاسازی‌های پرهزینه را نخواهند خورد. تیم ملی فوتبال ایران، نماد وحدت و غرور ملی است. در روزهایی که بازیکنان با لباس تیم ملی در زمین مسابقه حاضر می‌شوند، نه برای یک جناح یا گروه خاص، که برای ایران عزیز به میدان می‌روند. از این رو، سزاوار است کسانی که در سخت‌ترین روزهای جنگ رمضان سکوت اختیار کردند، امروز نیز سکوت کنند و اجازه دهند فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ افتخارآفرین باشد. آن‌ها به جای ریختن آب در آسیاب دشمن و صرف مبالغ میلیاردی برای فشار عصبی، بهتر است یک بار هم که شده، صادقانه بپرسند سکوت ما در برابر بمباران و شهادت، کجا رفت و این فریادهای ساختگی برای ناکامی تیم ملی از کجا پیدا شد؟


نظرات شما