سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

مطالعه میدانی؛

چهل روز با نسل موزاییکی؛ نوجوانان، روحانیت را چگونه می‌بینند؟

چهل روز با نسل موزاییکی؛ نوجوانان، روحانیت را چگونه می‌بینند؟
عصر قم - یک مطالعه ۴۰ روزه نشان می‌دهد که نسل نوجوان امروزی برخلاف کلیشه‌های رایج، مرتکب «غیریت‌سازی» نسبت به طلاب نمی‌شود. شرط اصلی ارتباط مؤثر، نگاه افقی، صبوری در اعتمادسازی و پرهیز از قضاوت اولیه است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - یک مطالعه ۴۰ روزه نشان می‌دهد که نسل نوجوان امروزی برخلاف کلیشه‌های رایج، مرتکب «غیریت‌سازی» نسبت به طلاب نمی‌شود. شرط اصلی ارتباط مؤثر، نگاه افقی، صبوری در اعتمادسازی و پرهیز از قضاوت اولیه است.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، «تا تو طرف مقابل را "دیگری" ببینی، او هم تو را "دیگری" خواهد دید.» این قانون طلایی، خلاصه یافته اصلی گزارش مردمنگارانه «چهل روز با نسل موزاییکی» است.
علی رشیدیان، دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات و خبرنگار خبرگزاری رسا، در این گزارش که حاصل ۴۰ روز حضور میدانی و تعامل مستمر با نوجوانان ۱8–۱9 ساله (و در مواردی ۱۱–۱۲ ساله) است، با بهره‌گیری از چهار مفهوم کلیدی ارتباطات میان‌فرهنگی (غیریت‌سازی، دیگری‌شناسی، تصور قالبی و نگاه افقی در برابر نگاه هرمی) به تحلیل الگوهای ارتباطی نوجوانان با طلبه و روحانی پرداخته است.
چهل روز با نسل موزاییکی
در سال‌های اخیر، یکی از پرتکرارترین گزاره‌ها درباره فعالیت‌های تبلیغی این بوده است که میان نسل نوجوان و روحانیت، شکافی عمیق ایجاد شده و امکان برقراری ارتباط مؤثر روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. بسیاری از مبلغان از وجود دیواری نامرئی سخن می‌گویند که پیش از آغاز هر گفت‌وگویی، میان آنان و نوجوانان شکل گرفته است. اما یک تجربه میدانی بیش از چهل‌روزه که با حضور مستمر در میان نوجوانان و جوانان انجام شده، تصویری متفاوت از این واقعیت ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد مسئله اصلی، نه «فاصله گرفتن نوجوانان از روحانیت»، بلکه «نوع نگاه ما به نوجوانان» است.
این مطالعه که با بهره‌گیری از مفاهیم ارتباطات میان‌فرهنگی انجام شده، نشان می‌دهد برخلاف بسیاری از تصورات رایج، نوجوانان امروزی الزاماً روحانی را «دیگری» و «بیگانه» تلقی نمی‌کنند. آنچه در بسیاری از موارد مانع شکل‌گیری ارتباط می‌شود، نه مقاومت نوجوانان، بلکه پیش‌فرض‌هایی است که از سوی برخی مبلغان نسبت به نسل جدید وجود دارد اگرچه این پیش فرض ها طرفینی است.

عصر قم


نسل موزاییکی؛ فراتر از دسته‌بندی‌های قدیمی
یکی از مهم‌ترین یافته‌های این تجربه میدانی، مواجهه با نسلی است که نمی‌توان او را با الگوهای سنتی طبقه‌بندی کرد. نوجوان امروز نه کاملاً در چارچوب‌های گذشته می‌گنجد و نه می‌توان او را با برچسب‌های ساده‌ای چون «مذهبی» یا «غیرمذهبی» تعریف کرد.
او ممکن است در یک موقعیت، دغدغه‌های معنوی جدی داشته باشد و در موقعیتی دیگر، تحت تأثیر فرهنگ رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی رفتار کند. همین ویژگی باعث شده است که تحلیل‌های دوگانه و صفر و صدی درباره نسل جدید، کارایی خود را از دست بدهند.
در ادبیات ارتباطات میان‌فرهنگی، چنین وضعیتی را می‌توان نوعی «دیگریِ درون‌فرهنگی» دانست؛ نسلی که از لحاظ ظاهری در همان جامعه و فرهنگ زندگی می‌کند، اما الگوهای هویتی او با نسل‌های پیشین تفاوت‌های معناداری یافته است.

عصر قم


اعتماد؛ حلقه مفقوده ارتباط
اگر یک واژه را بتوان به عنوان کلیدواژه این پژوهش معرفی کرد، آن واژه «اعتماد» است.
مشاهدات میدانی نشان می‌دهد نوجوانان در ارتباطات روزمره، شوخی‌ها و تعاملات عادی، رفتاری باز و صمیمی دارند؛ اما هنگامی که بحث به پرسش‌های عمیق، دغدغه‌های اعتقادی یا مسائل شخصی می‌رسد، ناگهان لایه‌ای از احتیاط و محافظه‌کاری ظاهر می‌شود.
بررسی گفت‌وگوهای انجام‌شده نشان می‌دهد این احتیاط ریشه در تجربه‌های پیشین دارد. برخی نوجوانان از مواجهه با قضاوت‌های اخلاقی، پاسخ‌های کلیشه‌ای یا حتی برخوردهای تنبیهی در برابر پرسش‌های خود سخن گفته‌اند. به همین دلیل، پیش از طرح مسائل جدی، طرف مقابل را بارها و بارها می‌آزمایند تا مطمئن شوند امنیت روانی لازم برای گفتگو وجود دارد.
نتیجه آنکه اعتماد در این نسل نه یک پیش‌فرض، بلکه محصول یک فرآیند تدریجی است؛ فرآیندی که ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها زمان ببرد.
وقتی هویت طلبگی مانع ارتباط نمی‌شود
از مهم‌ترین بخش‌های این تجربه میدانی، مواردی بود که نوجوانان پس از اطلاع از هویت طلبگی فرد مقابل، نه‌تنها ارتباط خود را قطع نکردند، بلکه صمیمیت بیشتری نیز نشان دادند.
در یکی از نمونه‌ها، نوجوانی که ابتدا مبلغ را با هویت دیگری شناخته بود، پس از اطلاع از طلبه بودن او، همان رابطه دوستانه را ادامه داد. در نمونه‌ای دیگر، نوجوانی کم‌سن‌وسال پس از آگاهی از هویت روحانی فرد، همچنان در برنامه‌ها و فعالیت‌های مشترک کنار او حضور داشت.
این تجربه‌ها نشان می‌دهد اگر ارتباط اولیه بر پایه احترام، شنیدن، همدلی و پرهیز از نگاه تحکم‌آمیز شکل بگیرد، عنوان «روحانی» لزوماً به مانعی برای ادامه رابطه تبدیل نمی‌شود.
به تعبیر دیگر، نوجوانان در این موارد روحانی را پیش از آنکه یک «نقش اجتماعی» ببینند، یک «انسانی همانند خودشان» دیده‌اند.

عصر قم


شکستن یک تصور قالبی
از دیگر یافته‌های قابل توجه پژوهش، تغییر نگاه نوجوانان به روحانیت است.
نسل جدید کمتر به دنبال چهره‌ای آرمانی و بی‌نقص از روحانی است. آنچه برای او اهمیت دارد، صداقت، شفافیت و واقعی بودن است. نوجوان امروز انتظار ندارد مبلغ هرگز اشتباه نکند؛ بلکه می‌خواهد احساس کند با انسانی روبه‌روست که تلاش می‌کند بهتر زندگی کند و در عین حال، مسائل او را نیز درک می‌کند.
همین تغییر نگرش، فرصت تازه‌ای برای ارتباط مؤثر ایجاد کرده است. فرصتی که در آن، روحانی می‌تواند به جای قرار گرفتن بر سکوی دست‌نیافتنی کمال، در جایگاه یک همراه و راهنما ظاهر شود.

عصر قم


چرا نوجوانان «غیریت‌سازی» نکردند؟
مهم‌ترین پرسش این تجربه میدانی آن بود که چرا نوجوانان در بسیاری از موارد، روحانی را «دیگری» تلقی نکردند؟
پاسخ را باید در شیوه مواجهه جست‌وجو کرد. هرجا مبلغ توانسته است از نگاه بالا به پایین فاصله بگیرد، پیش از سخن گفتن شنونده باشد، از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز کند و رابطه‌ای انسانی شکل دهد، دیوارهای ذهنی فرو ریخته‌اند.
در چنین فضایی، نوجوان احساس نکرده است که با یک بازجو یا قاضی اخلاقی روبه‌روست؛ بلکه فرد مقابل را همراهی دانسته که می‌توان بدون ترس از برچسب خوردن با او گفتگو کرد.
این همان نقطه‌ای است که ارتباطات میان‌فرهنگی از آن با عنوان «دیگری‌شناسی» یاد می‌کند؛ شناخت و درک طرف مقابل بدون تبدیل او به یک بیگانه.
علاقه‌مندان جهت مطالعه کامل این گزارش  اینجا کلیک کنند.


نظرات شما