عصر قم - در واقع، این مسئله به یک نبرد سرنوشتساز برای بقای سیاسی و حتی آزادی شخصی او بدل شده است. نتانیاهو فقط در یک بازی دیپلماتیک یا نظامی شرکت ندارد؛ او تمام سرمایهی سیاسی خود را قمار کرده است.
علیرغم اعلام صریح «آتشبس در همهی جبههها» در متن رسمی منتشرشده از تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم آمریکا، رژیم جعلی، جنایتکار و نامشروع صهیونیستی، چنان که ذات آن تجاوزگری و جنایت است، بارها آتشبس را نقض کرده و به بمباران مناطق مسکونی لبنان ادامه می دهد تا به خیال خود، رژیم را از ترتیبات ذکر شده در تفاهمنامه مزبور، مستثنی کند.
برای نخستوزیر رژیم، بنیامین نتانیاهو، مسئلهی آتشبس در لبنان به یک «خط قرمز حیثیتی» تبدیل شده است؛ اما این موضوع ریشهای بسیار عمیقتر از ملاحظات امنیتی دارد. در واقع، این مسئله به یک نبرد سرنوشتساز برای بقای سیاسی و حتی آزادی شخصی او بدل شده است.
نتانیاهو فقط در یک بازی دیپلماتیک یا نظامی شرکت ندارد؛ او تمام سرمایهی سیاسی خود را در این میدان به قمار گذاشته است.

ر یشه ی اصلی: چرا آتشبس برای او به معنی خودکشی سیاسی است؟
آتشبس در لبنان برای نتانیاهو به یک «خط قرمز» تبدیل شده، چون مستقیماً سه رکن اساسی قدرت او را تهدید میکند:
۱. از بین رفتن چهره ی «آقای امنیت»:
نتانیاهو طی دههها، شهرت خود را بر پایهی نقش «مدافع اسرائیل» بنا کرده است. جنگی که او علیه ایران و حزبالله لبنان به راه انداخته، اوج این کارنامه محسوب میشود. اگر بدون دستیابی به «پیروزی کامل» از لبنان عقبنشینی کند، این به معنای اعلام شکست راهبردی اوست و تصویر یک رهبر قوی برای همیشه فرو میریزد.

۲. از سرگیری پرونده ی قضایی و خطر زندان:
این احتمالاً مهمترین انگیزهی شخصی نتانیاهو است. او از سال ۲۰۱۹ به اتهام فساد، کلاهبرداری و نقض اعتماد در دادگاه تحت تعقیب است. جنگ فعلی به او فرصتی داده تا روند رسیدگی قضایی متوقف بماند. به عبارت روشنتر، برای نتانیاهو، ادامهٔ وضعیت جنگی به معنای ادامهی آزادی اوست؛ چون به محض پایان جنگ، دادگاه از سر گرفته میشود و او ممکن است به زندان بیفتد.
۳. شکست ائتلاف حاکم:
دولت نتانیاهو به شدت به احزاب تندروی راستگرا مانند ایتامار بنگویر (وزیر امنیت داخلی) و بزالل اسموتریچ (وزیر دارایی) وابسته است. این احزاب نهتنها با هرگونه آتشبس مخالفند، بلکه خواستار تشدید حملات به لبنان هستند. پذیرش آتشبس از سوی آمریکا، از نگاه این متحدان، به معنای «تسلیم» شدن است و میتواند باعث سقوط دولت نتانیاهو شود.
فشار انتخابات : نخستوز یری که میان خواست عمومی و متحدان تندرو گیر کرده است
انتخابات پارلمانی اسرائیل که تا اکتبر ۲۰۲۶ برگزار میشود، این بحران را دوچندان کرده و نتانیاهو را در تنگنایی قرار داده است:
رأیدهندگان مناطق شمالی (که در خط مقدم حملات حزبالله هستند) عمدتاً از حامیان سنتی نتانیاهو به شمار میروند، اما نظرسنجیها نشان میدهد که این گروه به شدت با آتشبس مخالفند و دولت را «ضعیف» میدانند. محبوبیت نتانیاهو در این مناطق از ۳۵٪ به ۲۳٪ کاهش یافته است.

رهبران مخالفان نیز با اتخاذ مواضع تندتر نظامی، در تلاش برای جذب همین آرای خشمگین هستند و فضای سیاسی را برای نتانیاهو تنگتر کردهاند.
پیشبینیهای انتخاباتی نشان میدهد که اگر امروز انتخابات برگزار شود، ائتلاف حاکم اکثریت خود را از دست خواهد داد.
در چنین شرایطی، هرگونه عقبنشینی و مصالحه، به منزلهی پایان کار سیاسی او محسوب میشود.
چرا نتان یاهو جرأت رویارویی با آمریکا را دارد؟
با وجود اینکه مقامات آمریکایی، از جمله معاون رئیسجمهور، جی دی ونس، از سیاستهای اسرائیل ابراز ناخشنودی کردهاند، نتانیاهو همچنان با اطمینان به سیاست خود ادامه میدهد. دلایل این جسارت عبارتند از:
ابهام در مواضع آمریکا: اگرچه آمریکا خواستار آتشبس در همهی جبهههاست، اما مقامات این کشور بارها تأکید کردهاند که حق «دفاع از خود» را برای اسرائیل محفوظ میدانند. این ابهام به نتانیاهو مجال مانور میدهد.
حمایت افکار عمومی داخلی: جامعهی اسرائیل اغلب با خروج از لبنان بدون «پیروزی قاطع» مخالف است. نتانیاهو میتواند خود را به عنوان سدی در برابر فشارهای خارجی معرفی کند و از این طریق پایگاه رأی خود را تحکیم بخشد.
شناخت از روحیه ی ترامپ: نتانیاهو میداند که دونالد ترامپ به معاملهگری و «پیروزی» اهمیت میدهد. او احتمالاً محاسبه کرده که اگر بتواند واقعیتهای جدیدی را در لبنان شکل دهد، ترامپ در نهایت برای حفظ چارچوب کلی توافق با ایران، از اقدامات اسرائیل چشمپوشی خواهد کرد.
محدودیتهای پیشروی راهبرد نتانیاهو
اما برای تکمیل تصویر، باید به این نکته کلیدی اشاره کنم که همین انگیزههای شدید، در تقابل با محدودیتهای عینی و فزایندهای قرار گرفتهاند که روزبهروز فضای مانور او را تنگتر میکنند.
نتانیاهو اگرچه ناامیدانه به جنگ در لبنان چسبیده، اما این راهبرد با موانع سنگینی روبهروست که بسیاری از آنها فراتر از کنترل او هستند. در ادامه، این محدودیتها را در هفت سرفصل کلیدی بررسی میکنیم:
۱. محدودیت نظامی و فرسایش لجستیکی (فراتر از تلفات انسانی)
هزینههای نظامی رژیم بسیار سنگین شده، اما عمق این محدودیت فراتر از تلفات است:
کمبود مهمات راهبردی: نیروی هوایی تروریست و جنایتکار اسرائیل به شدت به تأمین مهمات دقیقانداز از آمریکا وابسته است. با افزایش درگیری در جبهههای غزه و لبنان، ذخایر راهبردی اسرائیل به پایینترین سطح در دو دهه اخیر رسیده و هر گونه توقف در ارسال تسلیحات آمریکایی (حتی به دلیل فشار کنگره)، عملاً توان تهاجمی ارتش را فلج میکند.

جنگ فرسایشی علیه حزبالله: برخلاف غزه، حزبالله دارای زرادخانهای عظیم از موشکهای دقیقانداز و توان بازسازی بالا است. اسرائیل در جنوب لبنان با میدانهای مین و جنگ چریکی پیشرفته مواجه است که نرخ فرسایش زرهپوشهای پیشرفته (از جمله مرکاوا) را به طرز بیسابقهای افزایش داده و جایگزینی آنها ماهها زمان میبرد.
۲. اقتصاد در آستانه فروپاشی و فشار بر طبقه متوسط
رژیم صهیونی با جمعیتی حدود ۹.۵ میلیون نفر، هزینه یک جنگ چندجبههای را به سختی تحمل میکند:
اعزام گسترده نیروهای ذخیره (که ستون فقرات اقتصاد را تشکیل میدهند) به مدت بیش از یک سال، موجب تعطیلی کسبوکارهای کوچک و متوسط، فرار سرمایهگذاران خارجی و کاهش شدید رتبه اعتباری رژیم اسرائیل شده است.

نرخ رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۵ به نزدیک صفر رسیده و کسری بودجه نظامی از مرز خطرناک عبور کرده است. این یعنی نتانیاهو نمیتواند این جنگ را بدون افزایش مالیاتهای سنگین ادامه دهد؛ کاری که خشم عمومی را دوچندان میکند.
۳. بحران هویتی و گسل بزرگ «سربازی حریدیها»
این نهیک اختلاف ساده، بلکه یک زمینلرزه سیاسی-اجتماعی است:
ائتلاف نتانیاهو به شدت به احزاب حریدی وابسته است، اما جامعهی سکولار و نیروهای نظامی به شدت خواستار لغو معافیت سربازی حریدیها هستند. دادگاه عالی اسرائیل نیز معافیت فعلی را لغو کرده است. اگر نتانیاهو برای جلب رضایت متحدانش، معافیت را حفظ کند، خشم عمومی و فرار مغزها از ارتش تشدید میشود؛ و اگر بخواهد حریدیها را به خدمت بگیرد، ائتلافش فرو میپاشد. این معضل، او را در ادامه جنگ با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه کرده است.

۴. انزوای جهانی و پیامدهای حقوقی-کیفری (فراتر از «منفور بودن»)
منفور بودن فقط یک مسئله احساسی نیست؛ تبدیل به محدودیت عملی شده است:
دیوان کیفری بینالمللی (ICC): با وجود صدور قرار بازداشت برای نتانیاهو و گالانت، سفرهای خارجی آنها به بیش از ۱۲۰ کشور عضو رم منتفی شده و حتی کشورهای دوست نیز در میزبانی از آنها تردید دارند.
مقاطع اقتصادی بینالمللی: سرمایهگذاران و شرکتهای بزرگ فناوری اطلاعات، فعالیت خود را در اسرائیل محدود کردهاند و بسیاری از اتباع اسرائیلی در اروپا و آمریکا واقعاً ناچار به پنهان کردن هویت خود هستند که این خود به فرار مغزها و خروج سرمایه دامن میزند.
۵. اختلاف فزاینده با پنتاگون و جامعه اطلاعاتی آمریکا
انتقاد ونس از نتانیاهو تنها نوک کوه یخ است. عمق اختلاف در نهادهای اطلاعاتی و نظامی آمریکاست:
پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) به شدت نگران است که یک جنگ تمامعیار با ایران، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد. ژنرالهای آمریکایی به نتانیاهو هشدار دادهاند که «پیروزی نظامی کامل در لبنان» یک توهم است و تداوم این جنگ، امنیت ملی آمریکا را به خطر میاندازد.
کنگره آمریکا نیز (حتی جمهوریخواهان) به دلیل تلفات روزافزون و هزینههای مالی، مصمم به وضع محدودیت بر کمکهای نظامی هستند.
۶. بحران مشروعیت داخلی و اعتراضات سربازان و خلبانان
برای نخستین بار، موج اعتراضات تنها از جناح چپ یا خانوادههای اسرای رژیم نزد حماس، نیست:
صدها خلبان ذخیره و افسران اطلاعاتی اعلام کردهاند که در صورت تداوم جنگ فرسایشی بدون چشمانداز روشن، خدمت نخواهند کرد.
فرماندهان بازنشسته شاباک (سازمان امنیت داخلی) و موساد هشدار دادهاند که ادامه جنگ، «بقای فیزیکی اسرائیل» را تهدید میکند و نتانیاهو را به اولویتهای شخصی متهم میکنند. این شکاف در بدنه امنیتی، بیسابقه و خطرناک است.
۷. سرخوردگی شهروندان شمالی و بیاعتمادی به دولت
نیروهای صهیونیست نتوانستهاند امنیت را به شهرکنشینان شمالی بازگردانند و بیش از ۶۰ هزار شهرکنشین همچنان آواره هستند. این گروه که زمانی حامی سرسخت نتانیاهو بودند، اکنون با شعار «نه جنگ بیپایان، نه رها کردن شمال» به خیابانها میآیند و دولت را به ناتوانی در بازگرداندن آنها به خانههایشان متهم میکنند.
جمعبند ی نهایی
در حالی که نتانیاهو برای بقای سیاسی خود به تداوم جنگ نیاز دارد، نیروی گریز از مرکز این محدودیتها به گونهای است که هر روز او را به بنبست نزدیکتر میکند. او عملاً در تنگنای تاریخی گرفتار شده است:
از یک سو، توقف جنگ به معنای فروپاشی ائتلاف، ازسرگیری دادگاه و زندان است.
از سوی دیگر، ادامه جنگ با این محدودیتها، اسرائیل را به سمت فرسایش کامل، انزوای دیپلماتیک و ورشکستگی اقتصادی سوق میدهد و در نهایت، جامعه صهیونی را چنان خسته میکند که ممکن است خود مردم، صرفنظر از دادگاه، او را از قدرت برکنار کنند.
به عبارت دقیقتر، بزرگترین محدودیت نتانیاهو این است که هیچکدام از گزینههای پیشروی او، گزینهی برد-برد نیست؛ او تنها در حال مدیریت سقوطی است که سرعت آن را تلاش میکند کاهش دهد. اما فشار لبنان، اقتصاد، جامعه جهانی و شکاف داخلی، روزنههای خروج را یکی پس از دیگری بر روی او میبندند.
منبع:
مشرق نیوز