عصر قم - راهِ کمالِ معنوی، نه مسیری دستنایافتنی و ویژهٔ خواص است و نه افقی بسته بر روی عموم مؤمنان؛ بلکه میتواند با خودسازی پیوسته با استحکام پیوند عاطفی و معرفتی خویش با ولایت، گامبهگام در این طریق رشد و تعالی حرکت کرده به این مقام دست یابد.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا،«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى ٰ » [سوره شوری، آیه ۲۳] بگو من از شما برای این [رسالت] پاداشی نمیطلبم، مگر دوستی و مودت در نزدیکان (اهلبیت). مفهوم «مقام محمود» از منظر قرآن کریم، بر جایگاهی فراتر از مراتب عادیِ رسالت و ولایت دلالت دارد. وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه وآله صاحب مقام محمود است. هرگاه وجودِ انسانی، مجرا و واسطه ٔ فیض رحمت و نِعَم الهی بر خلق گردد، خداوند متعال او را شایسته ستایش دانسته و به جایگاهِ والای مقام محمود رهنمون میسازد. تنها مورد صریح ذکر این اصطلاح در کتاب الله، در سوره مبارکه اسراء، آیه ۷۹ است:
«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسىَ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحمُوداً، و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو [به منزله] نافلهای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند». مقام محمود از اسراری است که فهم آن نیازمند تأمل است». در تبیین این آیه، مفسران و محدثان، این مقام را مرتبهای از ستایش و رفعت میدانند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در روز قیامت و در مقام شفاعت، از سوی پروردگار به آن نائل میآید. البته قبل از این مقام، مقام محبت است. تا مقام محبت نباشد کسی به این مقام نمی رسد. اما نکتهی مهم اینجاست که این مقام، تنها یک جایگاهِ از پیش تعیینشده نیست، بلکه مسیری است که با ویژگیهای خاصی از سوی خداوند برای بندگان برگزیده (عبادالرحمان) ترسیم کرده است.
بررسی متون روایی و در زیارتنامههای معتبرمانند زیارت نامه های امیرالمؤمنین، امام حسین و امام رضاعلیهم السلام، نشان میدهد که «مقام محمود» مفهومی است که با ولایت و شفاعت پیوند ناگسستنی دارد. در فرازی از زیارت عاشورا، زائر از خداوند میطلبد که او را به مقام محمودِ امام حسین علیه السلام نزد خداوند برساند،«وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَکُمُ عِنْدَ اللهِ» این تقاضا، دو نکتهی کلیدی را یادآوری می کند:
۱. امکان دستیابی: رسیدن به این مرتبه برای غیرمعصومان نیز، در سایهی ولایت و تسلیم، ممکن است.
۲. ارتباط با مقام شفاعت: مقام محمود، جایگاهِ واسطهی خیر و شفیعی است که از سوی خداوند مورد تأیید قرار گرفته است.
بخش عملیاتیِ رسیدن به این مقام، در سنتِ عباداتِ مستحب نهفته است. بعد از آیه 79 سوره اسراء استناد به حدیث قدسیِ "قربِ نوافل" در کتاب شریف کافی (ج ۲، ص ۳۵۲)، زیربنای علمی این بحث است. طبق این روایت، تقرب به پروردگار صرفاً در واجبات خلاصه نمیشود، بلکه «نوافل» (اعمال مستحبی) همان عاملِ اصلی تبدیلِ انسان به «آینهی تجلیات الهی» است.
در این حدیث؛ «...وَمَا یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی بِشَیْءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ، وَإِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَهِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ، وَلِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ، وَیَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا، إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ، وَإِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ». [وهیچیک از بندگانم به من تقرب نجوید با عملی که نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کردهام؛ و بهدرستی که بهوسیله نافله (مستحبات) به من تقرب میجوید تا آنجا که من دوستش میدارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او میشوم که با آن میشنود و چشمش میشوم که با آن میبیند و زبانش میگردم که با آن سخن میگوید و دستش میشوم که به آن میگیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش میکنم و اگر خواهشی از من کند، به او میدهم].
توصیفِ بینظیرِ«گوش، چشم، دست و زبانِ خدا شدن» توسط بنده، نشاندهندهی رسیدن به مرتبهی «تلاش برای فنا در اراده الهی» است. این همان فرآیندی است که در شخصیتهایی نظیر سلمان فارسی تجلی یافته است؛ کسی که اگرچه از مرتبهی عصمت برخوردار نبود ولی دست خود را به دست ولی خدا داد، وبا تکیهی بر نوافل و ولایت، به مرتبهای دست یافت که معصوم به وسیله او انسان های دیگر را هدایت و به معنایی با رسیدن به مقام محمود به مقام شفاعت رسید.
از منظر تحلیلی، میتوان نتیجه گرفت که رسیدن به «مقام محمود» در معنایِ سلوکی، صرفاً یک هدفِ غایی نیست، بلکه یک «فرآیندِ تدریجیِ تحولِ وجودی» است. این مسیر از پیوند میان دو محور اصلی عبور میکند:
۱. محور معرفتی (استحکام در ولایت): رسیدن به این مقام بدونِ پیوند با مقتدای حقیقی (اهلبیت علیهم السلام) ممکن نیست؛ چرا که مقام محمود، جایگاهِ شفاعت و واسطهی خیر است و این مقام تنها در پرتوِ ولایت محقق میگردد.
۲. محور عملیاتی (استمرار در نوافل): اگر واجبات، ستونهای اصلیِ دین هستند، نوافل (اعمال مستحبی) همان لایههایی هستند که پرده از وجودِ انسان برمیدارند تا تجلیات الهی در او آشکار شود. همانگونه که در حدیثِ قربِ نوافل آمده است، این اعمال مستحب، بنده را از «انفکاک از ارادهی حق» به «اتصال به ارادهی حق» میرسانند.
بر این اساس، راهِ کمالِ معنوی، نه مسیری دستنایافتنی و ویژه ٔ خواص است و نه افقی بسته بر روی عمومِ مؤمنان؛ بلکه هر انسانِ باایمانی میتواند با خودسازیِ پیوسته و تزکیه ٔ باطن، و با استحکامِ پیوندِ عاطفی و معرفتیِ خویش با ولایت، و نیز با تقویتِ محبتِ خاندانِ رسالت (ص) و مداومت بر انجامِ مستحبات، گامبهگام در این طریقِ رشد و تعالی حرکت کرده به این مقام دست یابد.
علی اصغرمجتهدزاده عضوبسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم