عصر قم - خبرآنلاین / سید حسین مرعشی، دبیرکل حزب «کارگزاران سازندگی» در روزنامه سازندگی نوشت: در سیاست داخلی هم باید اختلافنظرها را به رسمیت بشناسیم. همانطور که هیچکس نتوانست در ۲۰ سال اخیر، از روی کار آمدن آقای احمدینژاد در سال ۸۴ و پس از حوادث سال ۸۸، اصلاحطلبان را منزوی، حذف یا از صحنه خارج کند اکنون نیز همه باید بدانیم که تندروها هم قابل حذف نیستند.
جمهوری اسلامی، پس از توافق، وارد مرحله جدیدی از حیات خود شده است و این امر، هم در عرصه بینالمللی و هم در عرصه داخلی، تفاوتهایی را ایجاب میکند که باید آنها را درک کنیم. ایران، بعد از اینکه در عرصه دفاعی با خنثی کردن طرحهای خیالپردازانه متجاوزان، پایداری خود و پایداری نظام جمهوری اسلامی را به رخ کشید، در عرصه دیپلماسی نیز موفق شد، این موقعیت جدید را تثبیت کند.
ایران دیگر نظامی نیست که اسرائیلیها بخواهند آن را تهدید کنند یا آمریکاییها بخواهند با اتکا به تواناییهای نظامی، او را وادار کنند که استقلال خود یا منافع ملیاش را نادیده بگیرد. ما دیگر از این مرحله عبور کردهایم. ایران، قدرتی تثبیتشده در منطقه خاورمیانه و دارای جایگاهی باشکوه در عرصه بینالمللی است.
بنابراین باید از این به بعد، روابط تجاری، روابط سیاسی و فرهنگی خود را کاملاً بر اساس منافع ملیاش تنظیم کند و در دوره جدید با اروپا، با روسیه، با آمریکا، با ژاپن و با کشورهای آسیایی و با همه کشورها مراودات سیاسی و تجاری خود را داشته باشد. هر کس که کالای بهتری به ما داد باید از او خرید کنیم؛ هر کس کالای ارزانتری داد و یا تکنولوژی برتری داشت باید از آن استفاده کنیم و هیچ محدودیتی، جز منافع ملی ایران، نباید مورد توجه مدیران جمهوری اسلامی باشد.
در عرصه خارجی و در ارتباط با کشورهای منطقه نیز باید به سمت بازسازی کامل روابطمان برویم و امنیت خاورمیانه باید با مشارکت ایران و کشورهای منطقه تأمین، طراحی و اجرا شود و هیچ دغدغه امنیتی دیگری نباید در منطقه وجود داشته باشد. کشورهای منطقه و ایران باید به سمت یک میز اقتصادی بزرگ حرکت کنند تا بتوانند، مشکلات منطقه را حل کرده و اسرائیل را مهار کنند.
اسرائیل هم از این به بعد باید وارد رقابتهای اقتصادی با ایران و کشورهای منطقه شود. ما نیز باید بتوانیم اقتصادمان را تقویت کنیم تا نفوذ اسرائیلیها در خاورمیانه به حداقل برسد.
در سیاست داخلی هم باید اختلافنظرها را به رسمیت بشناسیم. همانطور که هیچکس نتوانست در ۲۰ سال اخیر، از روی کار آمدن آقای احمدینژاد در سال ۸۴ و پس از حوادث سال ۸۸، اصلاحطلبان را منزوی، حذف یا از صحنه خارج کند اکنون نیز همه باید بدانیم که تندروها هم قابل حذف نیستند. اینها بخشی از جامعهاند. بنابراین در دوره جدید باید به یک راهحل عادلانه برای عبور از این وضعیت برسیم.
بر اساس تجربه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی به نظر میرسد باید این چندصدایی و تکثر در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را به رسمیت بشناسیم و به این نتیجه برسیم که هیچ جریانی نه قابل حذف است و نه به مصلحت است که حذف شود.
برهمین اساس، راهحل این است که بپذیریم همه جریانهای سیاسی بر مبنای نفوذ اجتماعیشان باید در حکومت سهیم باشند. بنابراین بهتر است که این دوستان به جای اینکه در خیابانها با شعارهای تند و تصمیمات و برخوردهای شکننده، نهادهای حکومتی و نظام و کشور را تضعیف کنند، بیایند پایگاه رأی خود را نشان بدهند و متناسب با تعداد آرایی که میتوانند در مجلس به دست بیاورند به همان اندازه تأثیرگذار باشند.
درنهایت باید به زودی سازمانهای سیاسی کشور را طوری بازسازی کنیم که این فشارها و توهین کردنها جای خود را به رقابتهای سیاسی بدهد و هر کس برنامه بهتر، ایده بهتر و نفوذ بیشتری دارد، بیشتر بتواند در حکومت تأثیرگذار باشد.
لذا با وجود اینکه جای سؤال است که چگونه گروهی در ایران همانگونه موضعگیری میکنند که نتانیاهو و خاخامهای تندرو اسرائیل موضع میگیرند و با وجود اینکه این رفتارهای غلط دوستان تعجببرانگیز است اما برایشان احترام قائلم؛ چون بخشی از جامعه ایران هستند. اما نباید بخواهند اراده خود را بر همه تحمیل کنند. اداره کشور باید بر اساس یک تعامل سیاسی و بر مبنای روابطی متعادل و عادلانه شکل بگیرد.