دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

خطبه‌های نهج‌البلاغه ۳۹/ سکوت در برابر دشمن؛ گلایه‌ی امام علی(ع) از سستی کوفیان و انفعال در میدان نبرد

خطبه‌های نهج‌البلاغه ۳۹/ سکوت در برابر دشمن؛ گلایه‌ی امام علی(ع) از سستی کوفیان و انفعال در میدان نبرد
عصر قم - جهاد در مقابل ظالمان و کافران یک الزام شرعی است که در زمان و مکان مناسب باید انجام شده و هرگونه تخطی از آن علاوه بر آثار سوء آخرتی، اثرات فراوانی در حیات دنیایی مسلمانان می‌گذارد که مهمترین آن، ذلت در مقابل دشمنان است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - جهاد در مقابل ظالمان و کافران یک الزام شرعی است که در زمان و مکان مناسب باید انجام شده و هرگونه تخطی از آن علاوه بر آثار سوء آخرتی، اثرات فراوانی در حیات دنیایی مسلمانان می‌گذارد که مهمترین آن، ذلت در مقابل دشمنان است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: امام علی(ع) در اواخر عمر شریف خویش، شاهد بدعهدی‌ها، عهدشکنی‌ها و سستی در مقابله با دشمنان بودند؛ موضوعی که ایشان بارها در خطبه‌های مختلف نهج‌البلاغه به آن اشاره کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، ایشان در خطبه ۳۹، با اشاره به حملات غارتگرانه سپاهیان معاویه، از گروه‌ها و افرادی که بدون توجه به حملات دشمن و برخلاف عهد خود با خداوند، از یاری یاوران دین خدا دست کشیده و برای مبارزه با دشمنان اعلام آمادگی نکردند، به‌شدت گلایه کرده‌اند.
این خطبه به دو بخش کلی تقسیم می‌شود. در بخش نخست، «کوفیان» و هر کسی که در مقابله با دشمن سستی کرده است، مذمت شده‌اند:
«مُنِیتُ بِمَنْ لَا یُطِیعُ إِذَا أَمَرْتُ وَ لَا یُجِیبُ إِذَا دَعَوْتُ. لَا أَبَا لَکُمْ، مَا تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِکُمْ رَبَّکُمْ، أَمَا دِینٌ یَجْمَعُکُمْ وَ لَا حَمِیَّهَ تُحْمِشُکُمْ؟»
«به مردمی گرفتار آمده‌ام که چون فرمان می‌دهم، اطاعت نمی‌کنند و چون فرا می‌خوانم، پاسخ نمی‌گویند. ای بی‌ریشه‌ها! چرا در یاری پروردگارتان درنگ می‌کنید؟ آیا دینی نیست که شما را با یکدیگر متحد سازد؟ آیا غیرت و حمیتی نیست که شما را به خشم آورد؟»
امام علی(ع) در بخش دوم این خطبه، خطاب به کسانی که به دلایلی برای مقابله با دشمنان بهانه‌جویی می‌کنند و به دستور امام خویش برای مقابله با آنان بی‌توجهی کرده یا دلایلی غیرواقعی برای عدم مقابله با دشمن بیان می‌کنند تا خود و دیگران را از جنگ بترسانند، می‌فرمایند:
«أَقُومُ فِیکُمْ مُسْتَصْرِخاً وَ أُنَادِیکُمْ مُتَغَوِّثاً فَلَا تَسْمَعُونَ لِی قَوْلًا وَ لَا تُطِیعُونَ لِی أَمْراً حَتَّی تَکَشَّفَ الْأُمُورُ عَنْ عَوَاقِبِ الْمَسَاءَهِ، فَمَا یُدْرَکُ بِکُمْ ثَارٌ وَ لَا یُبْلَغُ بِکُمْ مَرَامٌ. دَعَوْتُکُمْ إِلَی نَصْرِ إِخْوَانِکُمْ فَجَرْجَرْتُمْ جَرْجَرَهَ الْجَمَلِ الْأَسَرِّ وَ تَثَاقَلْتُمْ تَثَاقُلَ النِّضْوِ الْأَدْبَرِ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَیَّ مِنْکُمْ جُنَیْدٌ مُتَذَائِبٌ ضَعِیفٌ، کَأَنَّمَا یُسَاقُونَ إِلَی الْمَوْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ.»
«در میان شما ایستاده، بانگ برداشته و یاری می‌طلبم و ندایتان می‌دهم تا به فریادم برسید؛ دریغا که هیچ سخنی از من نمی‌شنوید و هیچ فرمانی را به کار نمی‌بندید.
سرانجام، پایان ناگوار کارها پدیدار خواهد شد. نپندارم که به پایمردی شما از کسی انتقامی توان گرفت یا به مقصودی توان رسید. شما را به یاری برادرانتان فراخواندم، اما نالیدید؛ همانند اشتری که از درد ناف بنالد، و گرانی و سستی ورزیدید، همانند شتری پشت‌ریش که باری بر او نهاده باشند. سپس، تعداد اندکی نیروی نظامی مضطرب و ناتوان به نزد من روانه کردید که چنان با بی‌میلی قدم برمی‌دارند که گویی آنان را به سوی مرگ می‌برند و خود نیز آن را می‌نگرند.»
ایشان در این فراز، عدم اطاعت از امام در هنگام نبرد یا هر موضوع دیگری را، از سوی کوفیان یا هر گروه فرمان‌ناپذیر دیگری، مورد نقد قرار داده و به آنان هشدار می‌دهند:
«حَتَّی تَکَشَّفَ الْأُمُورُ عَنْ عَوَاقِبِ الْمَسَاءَهِ؛ سرانجام، پایان ناگوار کارها پدیدار خواهد شد.»
طبیعی است که با وجود چنین افرادی، امکان تحقق هیچ‌یک از اهداف حکومت اسلامی فراهم نمی‌شود؛ خواه این اهداف خون‌خواهی مظلومان باشد و خواه دستیابی به مقصودی دیگر:
«فَمَا یُدْرَکُ بِکُمْ ثَارٌ وَ لَا یُبْلَغُ بِکُمْ مَرَامٌ؛ نپندارم که به پایمردی شما از کسی انتقامی توان گرفت یا به مقصودی توان رسید.»
این افراد و اقدامات آنان در بیان بهانه‌های واهی برای عدم حضور در مقابله با دشمنان، حتی بر روحیه کسانی که قصد حضور در میدان نبرد را دارند نیز تأثیر می‌گذارد و علاوه بر کاهش شمار نیروها، موجب ایجاد اضطراب و ترس در میان حاضران در میدان می‌شود:
«ثُمَّ خَرَجَ إِلَیَّ مِنْکُمْ جُنَیْدٌ مُتَذَائِبٌ ضَعِیفٌ، کَأَنَّمَا یُسَاقُونَ إِلَی الْمَوْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ؛ سپس، تعداد اندکی نیروی نظامی مضطرب و ناتوان به نزد من روانه کرده‌اید؛ افرادی که چنان با بی‌میلی قدم برمی‌دارند که گویی آنان را به سوی مرگ می‌برند و خود نیز نظاره‌گر آن هستند.»
سید علی‌اصغر حسینی/ ابنا
..........................
پایان پیام


نظرات شما