عصر قم - خراسان - عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی مذاکره با آمریکا را خیال واهی دانست که مجمع محققین به دنبال خاتمی بیانیه اش کردند، از این رو به نقد و ریشه یابی آن پرداخت.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسینی زیدی، استاد سطح عالی حوزه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان به ریشه یابی خیال واهی مذاکره با آمریکا پرداخت که این روزها اهل تسلیم با بیانیه و مصاحبه و توییت به دنبال سید محمد خاتمی به خط شده اند تا همچون برجام نافرجامشان آن را به کرسی بنشانند.
رسا: جناب آقای دکتر حسینی زیدی همانطور که می دانید مجمع محققین در بیانیه مذبوحانه اخیر خود، با تاسی و پیروی از مواضع سید محمد خاتمی، با چشم پوشیدن بر همه واقعیات صحنه، مدعی شده که گفتوگو و مذاکره و نه جنگ، تنها راه تأمین امنیت پایدار و منافع ملی است! به نظر شما این خیال واهی ناشی از چه مساله ای است؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: دعوت به گفتوگو و مذاکره با آمریکا، آن هم پس از تجربه نقض عهدهای متعدد، از سوی جریان اصلاحات، ریشه در چند مساله اساسی دارد:
- نگاه راهبردی متفاوت به «مصلحت»:
این دیدگاه، مذاکره را نه یک تاکتیک، بلکه یک راهبرد کلان و ابزاری برای «جلب امکانات برای پیشرفت کشور» و «مصلحت ملی» تعریف میکند. از این منظر، تعامل با دشمن به معنای اقدامی هوشمندانه برای تأمین منافع ملی در چارچوب قدرت دیپلماسی تلقی میشود.
البته این درک از مصلحت، با رویکردی که «مقاومت» را اصل راهبردی میداند، تفاوت بنیادین دارد.
- تجربه زیسته و باور به دیپلماسی:
آقای خاتمی و جریان اصلاحات، تجربه دولت او (۱۳۷۶-۱۳۸۴) و سپس دولت روحانی (۱۳۹۲-۱۴۰۰) را که به توافق برجام انجامید، نشانهای از کارآمدی دیپلماسی میدانند. در بیانیه آقای خاتمی، برجام یک «گام بلند و شجاعانه» برای «دور کردن سایه جنگ و تحریم» توصیف شده است. این باور، علیرغم خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷، همچنان در این جریان پابرجاست و آن را محصول رفتار یک دولت خاص (ترامپ) میدانند، نه ذات نظام بینالملل یا آمریکا.
- چشمپوشی از تجربه نقض عهد:
اصلیترین نقد به این دیدگاه، نادیده گرفتن تجربه تاریخی نقض عهد توسط آمریکاست. خروج یکجانبه ترامپ از برجام که در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نیز تأیید شده بود، تنها نمونه بارز آن است.
منتقدان، این رفتار را نه استثنا، بلکه «اصل» و نشاندهنده «بدعهدی» ذاتی نظام سلطه میدانند و تکرار مذاکره با چنین طرفی را «خیال واهی» و نقض تجربه میشمارند. در بیانیه مرکز مدیریت حوزههای علمیه، صراحتاً به «نقض عهد دشمن» و لزوم خروج فوری از مذاکره در صورت آن اشاره شده است.
پیامدهای تفکر مذاکره با «رژیم متجاوز و کودککش»
رسا: چرا این جماعت با وجود تجربه چند دوره مذاکره و نقض عهد و حتی امضای پیمان توسط دولت آمریکا هنوز حاضر نیست واقعیت را بپذیرند؟
به نظر شما پیامدهای چنین تفکری که مدعی مذاکره و توافق با دولت و رژیمی متجاوز و کودک کش است، چه می باشد؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: از منظر جریانهای مخالف مذاکره (بهویژه در حوزه)، اصرار بر مذاکره با دولتی که آن را «غاصب، جنایتکار و بدعهد» میدانند، پیامدهای خطرناکی در پی خواهد داشت که در بیانیهها و مواضع آنها قابل استخراج است:
- تحمیل منطق سازش در موضع ضعف:
مهمترین پیامد، تغییر در «منطق مذاکره» است. به باور این جریان، در شرایطی که ایران در موضع قدرت و پیروزی میدانی است (مانند جنگ اخیر)، هرگونه مذاکره و اعطای امتیاز، به جای «دیکته کردن» شرایط به دشمن، به «بازسازی قوای او» و «جبران ضعفهایش» منجر میشود. این اقدام، یک «خطای راهبردی» محسوب میشود که دستاوردهای میدان را نادیده میگیرد.
- تضعیف بازدارندگی و تشویق دشمن به زیادهخواهی:
جریانهای مخالف معتقدند که این طرز تفکر، تصویر «عدم تابآوری» مردم را به دشمن منتقل میکند و محاسبات او را برای اعمال فشار بیشتر تغییر میدهد. در بیانیه جامعه مدرسین، بر این نکته تأکید شده که دشمن با هدف «زیادهخواهی» و «سرگرم کردن مسئولین» به مذاکره روی آورده است. پذیرش این فضا، باعث افزایش هزینههای کشور و به خطر افتادن منافع ملی میشود.
- تضاد با «اصل نفی سبیل» و اعتماد به دشمن:
از منظر شرعی، این رویکرد با اصل «نفی سبیل» (عدم سلطه کافران بر مؤمنان) در تعارض ارزیابی میشود و به عنوان «اعتماد به دشمن» و «تسلیم در برابر زورگویی» تلقی میگردد که زمینهساز نفوذ و سلطه فرهنگی و سیاسی خواهد شد.
موضع نهادهای حوزوی
رسا: موضع حوزه، علما و روحانیت در قبال چنین بیانیه ها و موضع گیری هایی چیست؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: موضع نهادهای حوزوی در قبال این بیانیهها و رویکرد اصلاحطلبان، یکدست نیست اما دو نهاد اصلی و تأثیرگذار، مواضع صریح و روشنی اتخاذ کردهاند.
بیانیه مرکز مدیریت حوزههای علمیه:
این نهاد در بیانیهای راهبردی، با استناد به پیام رهبری، ضمن تأکید بر مشروعیت تفاهمنامه (به دلیل پذیرش مسئولیت از سوی رئیسجمهور)، بر چند نکته کلیدی تأکید کرده است:
نکته اول، نظر رهبری «علیالاصول» با مذاکره متفاوت است:
این عبارت نشان از «اختلاف نظر کارشناسی» رهبری با اعضای شورای عالی امنیت ملی دارد که مبتنی بر اصول مستفاد از سیره عملی امام راحل، امام شهید و شناخت «دشمن بدعهد» است.
نکته دوم، شرط مشروعیت مذاکره:
مذاکره صرفاً در چارچوب تحقق اهداف نظام و به شرط «ایستادگی در مقابل زیادهخواهی» دشمن و «پاسداشت حقوق ملت» پذیرفته است.
نکته سوم، تکلیف شرعی و عقلی برای خروج فوری:
این بیانیه به صراحت بر رئیسجمهور و مسئولان دیپلماسی «شرعاً، عقلاً و قانوناً» تکلیف میکند که در صورت هرگونه «نقض عهد دشمن»، «به سرعت و قاطعانه از مذاکره خارج شده و جواب دندانشکنی» بدهند.
بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
این نهاد نیز در بیانیهای، ضمن تأکید بر «حفظ وحدت و انسجام ملی» و حرکت بر «مدار ولایت»، بر ضرورت هوشیاری در برابر دشمن «بدعهد» تأکید کرده است. جامعه مدرسین، با اشاره به اینکه «دشمن اصلی ملت ایران، آمریکای جنایتکار است» و از «مطالبهگری قاطع» از دولت در جهت تحقق کامل منویات رهبری سخن گفته است.
در بیانیه این نهاد نیز لزوم تبعیت از رهنمودهای ولایت و پرهیز از «آتش بر جبهه خودی گشودن» به عنوان یک اصل راهبردی مطرح شده است.
رسا: جمع بندی شما از این مواضع حوزویان در مقابل جریان مذاکره و سازش چیست؟
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: در مجموع، موضع رسمی و غالب نهادهای حوزوی، مذاکره را نه به عنوان یک اصل، بلکه به عنوان یک تاکتیک مشروط میدانند که تنها در چارچوب اصول مقاومت، عدم اعتماد به دشمن و با نظارت دقیق رهبری قابل پذیرش است و هرگونه انحراف از این اصول یا نقض عهد از سوی طرف مقابل، موجب سلب مشروعیت و وجوب خروج فوری از آن میشود.
تفاوت اساسی این دیدگاه با رویکرد اصلاحطلبان، در «نگاه به دشمن» و «ماهیت مذاکره» است؛ جایی که حوزه بر اصل «بدعهدی» و «نقض عهد» تأکید دارد و مذاکره را صرفاً ابزاری برای تحمیل اراده خود میداند، در حالی که طرف مقابل، آن را راهی برای اعتمادسازی و تعامل دوجانبه تلقی میکند.
موضع حوزه، علما و روحانیت
رسا: از موضع حوزه، علما و روحانیت در قبال این مسئله بیشتر بگوئید!
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: موضع حوزه، علما و روحانیت در قبال مسائل کلان کشور، به ویژه موضوع مذاکره با آمریکا، بر اساس اصول و چارچوبهای مشخصی شکل میگیرد که از منابع دینی، قانون اساسی و رهنمودهای رهبری نشأت میگیرد.
۱. تبیین چارچوب کلی: وظیفه ذاتی روحانیت
انتظار از هر روحانی و عالم دینی در مواجهه با موضوع مذاکره و دیپلماسی، فراتر از یک موضعگیری سیاسی صرف است و به وظایف ذاتی او در جایگاه یک «مبلّغ» و «مردمدار» برمیگردد. این وظایف عبارتند از:
جهاد تبیین:
روحانیت وظیفه دارد با «روشنگری معرفتافزا» و بر اساس «حلم و تدبیر» و با توجه به مقتضیات زمان، واقعیات صحنه را برای مردم تبیین کند و مانع از «بروز هیجانات دشمنشادکن و وحدتشکن» شود. این یعنی واماندن در احساسات یا تحلیلهای سطحی مجاز نیست.
حفظ وحدت:
در شرایط «جنگ ترکیبی و پیچیده» دشمن که «تابآوری و وحدت ملی» را هدف گرفته، «حفظ وحدت ملی از هر امر دیگری واجبتر» است چراکه «حفظ نظام در گرو این عنصر مهم امنیت ملی و اقتدار» است . بنابراین موضع روحانی باید در جهت یکپارچگی و پرهیز از دامن زدن به اختلافات باشد.
۲. محورهای اصلی موضع در موضوع مذاکره
موضع مطلوب برای یک روحانی، بر چهار محور اساسی استوار است:
الف) پذیرش مشروط مذاکره با «اصل عدم اعتماد»
مذاکره فی نفسه نه ممنوع و نه مقدس است، بلکه ابزاری است که باید در چارچوب اصول کلان نظام به کار گرفته شود. مراجع تقلید مانند آیتالله جوادی آملی بر این نکته تأکید دارند که: «ما از جهان جدا نیستیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم باید با آنها مذاکره کنیم ... اما بعد از آن حتماً باید انگشتان خود را بشماریم!»
ب) التزام به چارچوب ولایت فقیه و خطوط قرمز
رکن اساسی موضع حوزوی، تبعیت از رهبری به عنوان «فرمانده نبرد و راهبر کلان کشور» است. در بیانیه مرکز مدیریت آمده که رهبری «علیالاصول نظر دیگری داشتند» و با وجود اختلاف نظر کارشناسی، پس از پذیرش مسئولیت از سوی رئیس جمهور، «امضای این یادداشت تفاهم از مشروعیت لازم برخوردار است» با این حال، روحانیون باید بر رعایت «خطوط قرمز» مانند «مسائل دفاعی، توان موشکی و صنعت هستهای» تأکید کنند و و توجه بدهند که کوتاهی در این موارد، زمینهساز زیادهخواهیهای بیشتر دشمن خواهد شد.
ج) نظارت و مطالبهگری از تیم مذاکرهکننده
روحانیت و علما نه تنها مجاز، که موظف به مطالبهگری و نظارت بر عملکرد تیم مذاکرهکننده هستند. این وظیفه از جایگاه «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحت ائمه مسلمین» سرچشمه میگیرد. در بیانیه مرکز مدیریت، مسئولین موظف شدهاند که در صورت «هرگونه نقض عهد دشمن»، «به سرعت و قاطعانه از مذاکره خارج شده و جواب دندانشکنی در عرصه نظامی و دیپلماسی» بدهند. بنابراین موضع روحانیون، حمایت مشروط و همراه با نظارت دقیق است.
د) التزام به اصول «عزت، حکمت و مصلحت»
این سه اصل که در قانون اساسی (اصل ۱۵۲) بر آن تأکید شده، باید سرلوحه اقدامات باشد. مراجع تقلید بارها بر این نکته تأکید کردهاند که «عزت و اقتدار سرلوحه کار تیم مذاکرهکننده باشد» و این اصول، باید دقیقاً مطابق با «خطوط ترسیم شده از سوی مقام معظم رهبری» رعایت شود.
جمع بندی نهایی
رسا: سپاس از همراهی شما در گفت و گو با خبرگزاری رسا، در پایان خلاصه و جمعبندی مباحث مطرح شده را بفرمائید!
حجت الاسلام دکتر حسینی زیدی: موضع مطلوب برای یک روحانی و عالم دینی در موضوع مذاکره، موضعی متعادل، مبتنی بر عقلانیت دینی و التزام به اصول است و نه افراط در مخالفت مطلق و نه تفریط در اعتماد سادهلوحانه:
در میدان تحلیل، او باید با «بصیرت و آگاهی»، ضمن پذیرش ضرورت مذاکره به عنوان یک «فکر جهانی»، بر «بدعهدی» و «سوابق خیانت» دشمن تأکید کند و از هرگونه «اعتماد» به او پرهیز نماید.
در میدان عمل، او باید با «بیاعتمادی کامل به دشمن»، از تیم مذاکرهکننده حمایت کرده و به عنوان یک «ناظر و مطالبهگر»، بر اجرای دقیق خطوط قرمز و منافع ملی نظارت کند. (البته حمایت از تیم مذاکرهکننده در این چارچوب، یک «حمایتِ هوشمندانه و سلبی» است به این معنا که برای حفظ وحدت ملی و اقتدار کشور، از تلاش تیم دیپلماسی «حمایتِ تاکتیکی» میشود؛ اما این حمایت، هرگز به معنای اعتماد به طرف مقابل یا نادیده گرفتن سابقهی خیانتهای او نیست)
در میدان اجتماعی، او باید مبلغ «وحدت» و «انسجام ملی» بوده و با «جهاد تبیین»، ضمن دفاع از آرمانهای نظام، از هرگونه اختلافافکنی که موجب «تهی ساختن نظام از عناصر قدرت» میشود، جلوگیری کند.
در نهایت، روحانی در این جایگاه، مانند «سنگ زیرین آسیاب» باید در برابر مشکلات استقامت کرده و با تکیه بر اصول عزت و حکمت، راه میانه و مستحکم را برای مردم تبیین نماید./933/
خبرنگار: جوادرستمی
نویسنده: جوادرستمی