عصر قم - خراسان - مبلغ بین الملل دانشگاه علوم اسلامی رضوی در یادداشتی به واسطه برگزاری پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ بینالملل و دیپلماسی فرهنگی» به موضوع نیازمندی تبلیغ بین الملل به تحول پرداخت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، حجت الاسلام محسن اسدی موحد، مبلغ بین الملل دانشگاه علوم اسلامی رضوی و دبیر علمی پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ بینالملل و دیپلماسی فرهنگی» که در روزهای اخیر در مشهد برگزار شد در یادداشتی برای خبرگزاری رسا به موضوع لزوم تحول در عرصه تبلیغ بین الملل پرداخت.
متن این یادداشت از قرار زیر است:
از منبر تا میدان جهانی؛ چرا تبلیغ بینالملل نیازمند یک تحول جدی است؟
جهان امروز دیگر جهان ارتباطات یکسویه نیست. مخاطب معاصر، پیش از آنکه پای سخن یک مبلغ بنشیند، ممکن است ساعتها در فضای مجازی جستوجو کرده، دهها مقاله خوانده، پادکست شنیده و با روایتهای متفاوت و گاه متعارض درباره اسلام، ایران و تشیع مواجه شده باشد. در چنین جهانی، تبلیغ بینالملل نمیتواند همچنان با الگوهای سنتی و صرفاً خطابی تعریف شود. مبلغ امروز باید پژوهشگر، فرهنگشناس، ارتباطگر و در عین حال کنشگری آشنا با پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی جامعه مقصد باشد.
پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ بینالملل و دیپلماسی فرهنگی» دقیقاً از همین نقطه آغاز شد؛ از یک پرسش اساسی که آینده تبلیغ دینی در عرصه جهانی را هدف قرار میدهد: آیا میتوان با ابزارها و روشهای گذشته، به پرسشهای پیچیده مخاطب امروز پاسخ داد؟
این نشست با همکاری شایسته و ارزشمند «مدیریت روابط عمومی و بینالملل حوزه علمیه خراسان» و «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نمایندگی خراسان» برگزار شد و تلاش کرد میان دو سرمایه مهم کشور در این حوزه پیوند برقرار کند: دانش نظری و تجربه میدانی. ویژگی مهم این برنامه آن بود که بخشی از محتوای آن بر ارائه و انتقال تجربه دانشآموختگان دانشگاه علوم اسلامی رضوی و فعالان عرصه بینالملل استوار بود؛ تجربههایی که سالها در میدان تبلیغ، پژوهش، مدیریت فرهنگی و تعامل با جوامع مختلف شکل گرفته اما ضرورت دارد از سطح تجربه فردی فراتر رفته و به دانش قابل انتقال تبدیل شود.
واقعیت این است که یکی از خلأهای جدی در عرصه تبلیغ بینالملل، فقدان سازوکاری منسجم برای ثبت و انتقال تجربه است. مبلغان و فعالان فرهنگی طی سالها حضور در کشورهای مختلف، با مسائل و موقعیتهایی مواجه شدهاند که گاه ارزش آنها از دهها ساعت آموزش نظری بیشتر است؛ اما بسیاری از این تجربهها با پایان مأموریت افراد، عملاً از چرخه دانش خارج میشود. اگر این تجربهها ثبت، تحلیل و آموزش داده نشوند، هر نسل جدیدی از مبلغان ناچار خواهد بود بسیاری از مسیرهای پیمودهشده را دوباره تجربه کند.
از این منظر، تبدیل «تجربه» به «دانش» یکی از مهمترین الزامات آینده تبلیغ بینالملل است. خاطرات و مشاهدات میدانی باید به مطالعات موردی، الگوهای آموزشی، راهنماهای عملی و مدلهای علمی تبدیل شوند تا نسل جدید بتواند از سرمایه انباشتهشده چندین دهه فعالیت بینالمللی بهره ببرد.
اما مسئله تنها انتقال تجربه نیست. شناخت مخاطب شاید مهمترین حلقه مفقوده در بسیاری از فعالیتهای فرهنگی برونمرزی باشد. جامعه آفریقا با جامعه اروپایی یکسان نیست؛ مخاطب آسیایی را نمیتوان با همان ادبیاتی که برای یک مخاطب خاورمیانهای به کار میرود، مورد خطاب قرار داد. حتی در داخل یک کشور نیز تفاوتهای قومی، مذهبی، نسلی و اجتماعی میتواند شیوه ارتباط را تغییر دهد.
بنابراین تبلیغ بینالملل پیش از آنکه «سخن گفتن» باشد، «شنیدن» است. مبلغ موفق کسی نیست که صرفاً مطالب فراوانی برای گفتن داشته باشد؛ بلکه کسی است که بتواند زبان، فرهنگ، حساسیتها، پرسشها و دغدغههای مخاطب را بفهمد. دیپلماسی فرهنگی نیز اساساً بر همین ارتباط دوسویه استوار است. اگر مخاطب احساس کند که صرفاً قرار است پیامی از پیش آماده را دریافت کند، ارتباط فرهنگی شکل نمیگیرد.
از سوی دیگر، عرصه تبلیغ بینالملل امروز بهشدت با دانش و دانشگاه گره خورده است. مخاطبان نخبه در بسیاری از کشورهای جهان، اسلام را نه فقط از طریق منبر و مسجد، بلکه از خلال کتابها، مقالات دانشگاهی، مطالعات شرقشناسانه، رسانهها و شبکههای اجتماعی میشناسند. بخش مهمی از تصویری که از قرآن، تاریخ اسلام، تشیع و ایران در ذهن مخاطب جهانی شکل گرفته، محصول ادبیات علمی تولیدشده در دانشگاهها و مراکز پژوهشی است.
از همین رو، مبلغ بینالملل امروز باید بتواند وارد میدان پژوهش نیز بشود. تسلط بر زبانهای خارجی، آشنایی با روش تحقیق، توانایی مقالهنویسی، شناخت ادبیات دانشگاهی و قدرت پاسخگویی علمی به شبهات، دیگر مهارتهای تجملی نیستند؛ بلکه بخشی از الزامات حرفهای فعالیت تبلیغی در جهان معاصرند.
این مسئله اهمیت تجربه دانشآموختگان مراکز علمی و حوزوی، از جمله دانشگاه علوم اسلامی رضوی، را دوچندان میکند. اگر آموزش دانشگاهی با تجربه میدانی پیوند بخورد، میتوان نسلی از نیروهای بینالمللی تربیت کرد که هم از پشتوانه علمی برخوردار باشند و هم واقعیتهای میدان را بشناسند. چنین الگویی میتواند فاصله میان «دانشگاه»، «حوزه» و «میدان بینالملل» را کاهش دهد.

از سوی دیگر، تجربههای چندینساله فعالان فرهنگی در نقاط مختلف جهان نشان میدهد که نسخه واحدی برای تبلیغ بینالملل وجود ندارد. تبلیغ در آفریقا، اروپا، جنوب آسیا یا آسیای مرکزی، اقتضائات خاص خود را دارد. حتی در یک منطقه جغرافیایی نیز تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی میتواند یک روش تبلیغی را موفق و روش دیگری را ناکارآمد کند. بنابراین، آینده تبلیغ بینالملل نیازمند چیزی فراتر از «روش تبلیغ» است؛ نیازمند نوعی «بومشناسی تبلیغ» است که در آن شرایط فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و حتی سیاسی جامعه مقصد مورد مطالعه قرار گیرد.
در این میان، رفتار مبلغ نیز بخشی از پیام اوست. در بسیاری از موارد، مخاطب خارجی نخستین مواجهه خود با ایران و فرهنگ اسلامی را از طریق یک مبلغ تجربه میکند. به همین دلیل، اخلاق، رفتار اجتماعی، نحوه تعامل، احترام به فرهنگ میزبان و حتی سبک زندگی مبلغ میتواند تصویری ماندگارتر از دهها ساعت سخنرانی در ذهن مخاطب ایجاد کند. مبلغ بینالملل در واقع نه فقط سخنگوی یک نهاد، بلکه نمایندهای از یک فرهنگ و یک منظومه فکری است.
برآیند مباحث این نشست را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: تبلیغ بینالملل باید از «فعالیت فردی» به «دانش سازمانیافته» تبدیل شود.
این تحول چند الزام اساسی دارد؛ نخست، باید تجربه مبلغان پیشکسوت ثبت و تبدیل به محتوای آموزشی شود. دوم، آموزش مبلغان جدید باید پژوهشمحور و متناسب با تحولات ارتباطی جهان باشد. سوم، شناخت فرهنگ و جامعه مقصد باید به یکی از ارکان اصلی برنامههای تبلیغی تبدیل شود. چهارم، ارتباط میان حوزه، دانشگاه و نهادهای فرهنگی و بینالمللی باید تقویت شود. و پنجم، تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی باید به عنوان فرآیندی دوسویه دیده شود، نه انتقال یکطرفه پیام.
در نهایت، اگر قرار است گفتمان اسلام در عرصه جهانی حضوری مؤثر داشته باشد، نمیتوان تنها به افزایش تعداد برنامهها و اعزامها اکتفا کرد. مسئله اصلی، افزایش کیفیت، عمق و اثرگذاری حضور بینالمللی است.
نشستهایی از این دست زمانی میتوانند اثرگذار باشند که از سطح یک برنامه مناسبتی فراتر رفته و به حلقهای از یک زنجیره علمی و عملی تبدیل شوند؛ زنجیرهای که در آن تجربه نسلهای گذشته ثبت میشود، در دانشگاه و حوزه تحلیل میشود و در اختیار نسل جدید قرار میگیرد.
شاید مهمترین پیام پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ بینالملل و دیپلماسی فرهنگی» همین باشد: جهان امروز بیش از آنکه به مبلغانی نیاز داشته باشد که فقط سخن بگویند، به مبلغانی نیاز دارد که جهان را بشناسند، بشنوند، تحلیل کنند و آنگاه سخن بگویند. آینده تبلیغ بینالملل از مسیر همین پیوند میان علم، تجربه و میدان خواهد گذشت./933/
نویسنده: جواد رستمی