شنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

آیا ایرانی‌ها ملتی «تاب آور» هستند؟ پاسخ تاریخ

آیا ایرانی‌ها ملتی «تاب آور» هستند؟ پاسخ تاریخ
عصر قم - تاریخ ایران‌زمین نشان داده است که ایرانیان بارها در پس حوادث و اتفاقات سهمگین، چگونه همچون ققنوس افسانه‌ای از میان خاکسترها برخاستند و دوباره تولدی دیگر را رقم زدند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تاریخ ایران‌زمین نشان داده است که ایرانیان بارها در پس حوادث و اتفاقات سهمگین، چگونه همچون ققنوس افسانه‌ای از میان خاکسترها برخاستند و دوباره تولدی دیگر را رقم زدند.

همه ما در زندگی شرایط سخت، تنش‌های مالی و روحی، از دست رفتن عزیزان و شکست‌های عاطفی و جدایی‌ها را تجربه می‌کنیم. زندگی در کنار همه شادی‌ها و شادکامی‌ها نقاط تیره و تاریکی هم دارد که مواجهه با آن برای هر انسانی اجتناب‌ناپذیر است. هر کس در طول حیات خود بارها شرایطی را درک و تجربه می‌کند که غم، ناراحتی، نگرانی، ترس و... او را احاطه می‌کند و درد و رنج عمیقی را متحمل می‌شود؛ اما همه در مواجهه با این اتفاقات مشابه یک صورت رفتار نمی‌کنند. در حقیقت هر انسانی در برابر اتفاقات دردناک رفتار متفاوتی از خود بروز می‌دهد که از آن با عنوان «تاب‌آوری» یاد می‌شود.
تاب آوری یعنی چه؟
تاب‌آوری توانایی درک درد، پردازش آن و رسیدن به تعادل برای ادامه مسیر است. ویژگی‌ای که ذاتی نیست و انسان از بدو تولد آن را ندارد، بلکه طی فرایندهای پویای زیستی و کسب مهارت‌ها می‌تواند آن را به دست آورده و یا آن را تقویت کند. انسان در هر سنی می‌تواند با تمرین ظرفیت تاب‌آوری خود را افزایش دهد. البته که تاب‌آوری به معنای ضدضربه بودن و یا احساس درد نکردن نیست، بلکه قدرتی است که انسان را در میانه غم و درد به زندگی متصل نگه می‌دارد؛ در کنار لحظات ناراحتی و پراضطراب، توانایی مدیریت رفتار و کنترل احساسات خود را به درستی دارد.
بی‌شک باید این مهم را پذیرفت که شرایط محیطی و پیرامونی از جمله حوادث و اتفاقات جامعه، نوع تربیت و زیست خانوادگی، محیط جغرافیایی و مخاطرات طبیعی، همه و همه می‌توانند بر روی انسان تأثیر بگذارند. اینکه کسی در محیطی زندگی کند که آثار مخرب زیست‌محیطی و بلایای طبیعی کمتری را شاهد باشد و زمین و هوا شرایط خوبی را فراهم کنند که بستری برای زندگی راحت‌تر باشد، بر میزان تحمل افراد اثرگذار است؛ اما تاب‌آوری بیش از اینکه از عوامل بیرونی اثر بگیرد، جنبه‌های درونی مؤثری دارد.
این توانایی مدیریت احساسات می‌تواند در چند مرحله خود را نشان دهد: اینکه فرد قدرت تنظیم هیجانی داشته باشد، بتواند با انعطاف شناختی به جای زاویه نگاهی که بر «همه یا هیچ» تکیه دارد، زوایا و جنبه‌های مختلف را هم ببیند. در کنار دیدن واقعیت، خوش‌بینی هم داشته باشد و با نگاه امیدوارانه به آینده، واقعیت‌های تلخ را هم بپذیرد. در کنار این، با معناسازیِ درس‌ها و رنج‌ها، راه را برای ادامه مسیر هموار کند. فرانکل، روان‌شناسی که از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها زنده بیرون آمد، معتقد بود: «کسی که چرایی برای زندگی دارد، با تقریباً هر چگونگی خواهد ساخت.» از نظر او، بالاترین سطح تاب‌آوری زمانی رخ می‌دهد که انسان حتی در رنج‌آورترین شرایط، بتواند برای رنج خود یک «معنا» پیدا کند. مارتین سلیگمن، پدر روان‌شناسی مثبت‌گرا، معتقد است افراد تاب‌آور، رویدادهای منفی را این‌گونه تفسیر می‌کنند: موقتی، به این معنا که این بدبختی همیشگی نیست؛ موقعیتی، از این جهت که فقط در این بخش از زندگی‌ام است، نه همه‌جا؛ و خارج از کنترل کامل، به این معنا که عوامل بیرونی هم دخیل بودند، نه فقط تقصیر من.
تاریخ ایرانیان پر از تاب آوریست
تاریخ ایران‌زمین نشان داده است که ایرانیان بارها در پس حوادث و اتفاقات سهمگین، چگونه همچون ققنوس افسانه‌ای از میان خاکسترها برخاستند و دوباره تولدی دیگر را رقم زدند، تولدی که با حیات فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات، همراه بود و تاریخی پرشکوه را رقم زد و نه تنها باعث افول نشد، بلکه ایرانیان از خاکسترها قله‌های افتخار ساخته شد.
ایران در طول تاریخ چندین بار توسط امپراتوری‌های بزرگ (اسکندر مقدونی، اعراب، مغول‌ها و...) تصرف و ویران شد. در حالی که کشورهایی مانند مصر یا شام (سوریه و لبنان) پس از حمله اعراب، زبان و هویت اصلی خود را کاملاً از دست دادند و «عربی» شدند، ایرانیان با هوشمندی فرهنگی، زبان فارسی را حفظ کردند. حتی مغول‌ها که شهرها را با خاک یکسان کردند، در نهایت توسط فرهنگ، دیوان‌سالاری و هنر ایرانی «جذب» شدند، دوران ایلخانیان و تیموریان اوج هنر و معماری ایرانی-اسلامی است.
ایران روی کمربند زلزله قرار دارد. تاریخ پر از زلزله‌های ویرانگر مثل زلزله بم، رودبار، سرپل ذهاب و ورزقان است. در تمام این حوادث، آنچه بیش از کمک‌های دولتی چشم‌گیر بوده، همبستگی خودجوش مردمی است. مردم بلافاصله آوارها را کنار می‌زنند، غذا و سرپناه را به اشتراک می‌گذارند و زندگی را از صفر شروع می‌کنند. این اوج «تاب‌آوری اجتماعی» است.
جنگ‌ها در هر کجای جهان ویرانی و خونریزی را به همراه دارند. ایران‌زمین هم از دیرباز جنگ‌های سهمگین و کشتارهای خونینی را به خود دیده است. حمله مغول‌ها بزرگ‌ترین آنان بود که به سقوط ایران به دست ترکان و جنایت‌های مخوف ختم شد؛ اما از پس همین جنگ و کشتار نیز، حاکمان فرهنگ‌دوستی برخاستند که در برابر فرهنگ و هنر ایرانیان سر تعظیم فرود آوردند و چنان این فرهنگ را پذیرفتند که خود نیز به یکی از مبلغان و مروجان آن تبدیل شدند و جزئی از فرهنگ ایرانی گشتند.
ایرانی ها چگونه تاب آور شدند؟
اما ایرانیان چطور و چگونه با وجود طبیعت متنوع، گوناگونی اقوام و قرار گرفتن در شاهراه جهانی که خود طمع بیگانگان را به دنبال داشت و همین موجب دست‌درازی‌ها و جنگ‌ها می‌شد، باز هم دوام آوردند؟ این تاب‌آوری ایرانیان از کجا آمده است؟
معناسازی از طریق ادبیات و عرفان: ایرانیان در سخت‌ترین شرایط به شعر و ادبیات پناه می‌برند. شاهنامه فردوسی در دوران رکود هویتی نمونه‌ای است که توانست با ایستادگی بر بستر فرهنگ ایران معنابخش باشد. در دوره مشروطه این شاعران بودند که در پس اشعار و نظم کلمات، ضمن مبارزه برای ساختن جامعه‌ای بهتر، تسلی‌بخش مردم در دوره خفقان و بازتاب اندیشه اجتماعی شدند. منظومه‌های عاشقانه و عارفانه هم در دوران سختی به کمک مردم آمدند.
طنز و شوخی با درد: یکی از قوی‌ترین مکانیسم‌های دفاعی در روان‌شناسی، «طنز» است. ایرانیان استاد ساختن جوک و لطیفه از دلِ تیرگی‌ها، گرانی‌ها و ناملایمات هستند. اینکه در سخت‌ترین شرایط باز هم قدرت طنز و طنازی بتواند اندکی حال مردم را تغییر بدهد، همان ویژگی منحصر به فرد ایرانیان و درهم‌آمیختگی این فرهنگ با زبان فارسی است که توانسته باعث تخلیه هیجانی، کاهش استرس و ایجاد حس همبستگی شود.
سیاست مدارا و انعطاف‌پذیری : در طول تاریخ، وقتی فشار حاکمان یا مهاجمان زیاد می‌شده، ایرانیان به جای تقابل مستقیم و نابودی کامل، نوعی «سازگاری ظاهری» را انتخاب می‌کردند تا هسته اصلی فرهنگ و خانواده را حفظ کنند و در فرصت مناسب دوباره رشد کنند.
شبکه‌های حمایتی غیررسمی : همان‌طور که در متن قبلی درباره هیئت‌ها گفتیم، شبکه‌های مردمی، هیأت‌ها، مساجد، و حتی گروه‌های دوستانه و فامیلی، در زمان بحران به‌سرعت فعال می‌شوند و خلا نهادهای رسمی را پر می‌کنند.
این اغراق نیست که ایرانیان از تاب‌آورترین ملت‌ها هستند؛ اما به گواه تاریخ، ایرانیان در شرایط سخت و دشوار همواره توانسته‌اند خود را با ناملایمات زندگی همراه کنند. از منظر روان‌شناسی، جامعه قادر نیست تا ابد با تاب‌آوری زنده بماند و اگر تغییر شرایط رخ ندهد، تاب‌آوری نیز کارکرد خود را از دست می‌دهد.
منبع: خبرگزاری مهر


نظرات شما