پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

مسلمانان هویی و میراث ژنگ هه؛ شواهد تاریخی پیوند اسلام و چین

مسلمانان هویی و میراث ژنگ هه؛ شواهد تاریخی پیوند اسلام و چین
عصر قم - مقاله‌ای با بررسی بیش از هزار سال حضور مسلمانان در چین، از جامعه هویی و سنت فکری هان‌کیتاب تا سفرهای دریایی ژنگ هه، اسلام را بخشی از میراث تاریخی این کشور دانسته و ظرفیت‌های آن برای غنای فکری، معنوی و تمدنی چین معاصر را بررسی کرده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - مقاله‌ای با بررسی بیش از هزار سال حضور مسلمانان در چین، از جامعه هویی و سنت فکری هان‌کیتاب تا سفرهای دریایی ژنگ هه، اسلام را بخشی از میراث تاریخی این کشور دانسته و ظرفیت‌های آن برای غنای فکری، معنوی و تمدنی چین معاصر را بررسی کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مقاله‌ای با عنوان «چراغدان و نور: چگونه اسلام می‌تواند مسیر چین را غنی‌تر کند» با تمرکز بر پیوندهای تاریخی و فکری اسلام و تمدن چین، ظرفیت‌های اسلام برای تأثیرگذاری بر ابعاد فکری، معنوی، روان‌شناختی، اجتماعی، اقتصادی و تمدنی این کشور را بررسی کرده است.
این مقاله با رویکردی گفت‌وگومحور و تکثرگرایانه، اسلام را بخشی بیگانه با تاریخ و فرهنگ چین نمی‌داند و بر پیشینه طولانی حضور مسلمانان در این کشور تأکید می‌کند. در این مقاله، با اشاره به تجربه تاریخی مسلمانان چین و دیدگاه‌های ضیاء اچ. شاه، بر این نکته تأکید شده است که تعامل عمیق‌تر میان تمدن اسلامی و تمدن چینی می‌تواند زمینه‌ساز همکاری و غنای متقابل در حوزه‌های مختلف باشد.
اسلام؛ دینی با سابقه طولانی در چین
مقاله با اشاره به روایت مشهور «دانش را بجویید حتی اگر در چین باشد» آغاز می‌شود و تأکید می‌کند که این عبارت از نظر حدیث‌شناسی دارای سند ضعیف است، اما روح آن با تأکید قرآن بر دانش‌آموزی سازگار دانسته می‌شود. نویسنده همچنین یادآور می‌شود که اسلام در فاصله کوتاهی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به چین رسید و به سنگ‌نوشته‌ای در شهر شی‌آن مربوط به سال ۷۴۲ میلادی و سنت هویی درباره حضور هیئتی مسلمان در دربار سلسله تانگ در حدود سال ۶۵۱ میلادی اشاره می‌کند.
در ادامه، ساختار دینی و فلسفی جامعه چین بررسی شده است؛ جامعه‌ای که مقاله آن را ترکیبی از میراث کنفوسیوسی، تائویی و بودایی در کنار سکولاریسم رسمی توصیف می‌کند. بر اساس این مقاله، کنفوسیوسیسم بیشتر بر اخلاق اجتماعی، تائوئیسم بر نظم و پویایی کیهانی و بودیسم بر شفقت و درون‌نگری تأکید دارند، در حالی که جمهوری خلق چین از نظر رسمی دارای ایدئولوژی الحادی است.
نویسنده چین معاصر را جامعه‌ای «از نظر معنوی التقاطی اما از نظر نهادی سکولار» معرفی می‌کند و می‌نویسد که بسیاری از مردم ممکن است همزمان از اخلاق کنفوسیوسی در زندگی اجتماعی، سنت‌های بودایی در امور معنوی و باورهای تائویی در مسائل مربوط به سلامت و بخت بهره ببرند.
تجربه تاریخی مسلمانان چین
یکی از محورهای اصلی مقاله، جامعه مسلمانان هویی است که نویسنده آن را نمونه‌ای تاریخی از امکان تلفیق هویت اسلامی و چینی معرفی می‌کند. بر اساس آمار سرشماری سال ۲۰۲۰ چین که در مقاله آمده، شمار هویی‌ها ۱۱ میلیون و ۳۷۷ هزار و ۹۱۴ نفر بوده و این جامعه حدود ۴۴ درصد مسلمانان چین را تشکیل می‌دهد.
مقاله ریشه‌های هویی‌ها را به بازرگانان، سربازان و دانشمندان عرب، ایرانی و آسیای مرکزی نسبت می‌دهد که از قرن هفتم میلادی وارد چین شدند و با چینی‌های هان پیوند خانوادگی برقرار کردند. هویی‌ها عمدتاً به زبان ماندارین سخن می‌گویند و در عین حفظ هویت اسلامی، از نظر فرهنگی چینی هستند و در استان‌های مختلف چین، به‌ویژه در مناطق شمال‌غربی، زندگی می‌کنند.
در بخش دیگری از مقاله به سنت فکری «هان‌کیتاب» اشاره شده است؛ مجموعه‌ای از آثار اسلامی به زبان چینی که از قرن شانزدهم تا نوزدهم میلادی شکل گرفت. نویسندگان این سنت، از جمله وانگ دای‌یوی و لیو ژی، مفاهیم الهیات، فلسفه و شریعت اسلامی را با استفاده از واژگان و مفاهیم فلسفه نئوکنفوسیوسی، تائوئیسم و بودیسم برای مخاطبان چینی توضیح دادند.
نویسنده لیو ژی را یکی از مهم‌ترین چهره‌های این جریان معرفی می‌کند و می‌گوید اثر او با عنوان «طبیعت و اصل در اسلام» بارها میان سال‌های ۱۷۶۰ تا ۱۹۳۹ تجدید چاپ شد. در این چارچوب، مفاهیمی همچون شریعت با مفهوم «لی» در سنت کنفوسیوسی مقایسه شده و تلاش شده است میان مفاهیم بنیادین اسلام و فلسفه چینی پیوندهای مفهومی برقرار شود.
از هان‌کیتاب تا ژنگ هه
مقاله در ادامه به «ژنگ هه»، دریاسالار مسلمان چینی در دوره سلسله مینگ، می‌پردازد و او را نمونه‌ای دیگر از پیوند اسلام و تمدن چین می‌داند. ژنگ هه که در خانواده‌ای مسلمان از قوم هویی در یون‌نان متولد شد، در فاصله سال‌های ۱۴۰۵ تا ۱۴۳۳ میلادی هفت سفر دریایی بزرگ را در اقیانوس هند، خلیج فارس، دریای سرخ و سواحل شرقی آفریقا فرماندهی کرد.
بر اساس مقاله، ناوگان نخستین سفر ژنگ هه در سال ۱۴۰۵ میلادی ۳۱۷ کشتی و حدود ۲۷ هزار و ۸۰۰ نفر نیرو داشت. هویت مسلمان ژنگ هه در برقراری ارتباط با حکومت‌های مسلمان اقیانوس هند نقش مثبتی داشت و سفرهای او را نمونه‌ای تاریخی از تعامل میان تمدن‌ها، تجارت و ارتباطات فرهنگی معرفی می‌کند.
شش حوزه اثرگذاری اسلام بر چین
در بخش اصلی مقاله، نویسنده شش زمینه را به‌عنوان ظرفیت‌های متمایز اسلام برای جامعه چین مطرح می‌کند. نخستین مورد، «توحید» است. از نگاه مقاله، اسلام می‌تواند با ارائه تصویری یکپارچه از خدا، جهان، اخلاق و هدف زندگی، میان حوزه‌هایی که در برخی سنت‌های چینی جدا از یکدیگر قرار گرفته‌اند، پیوند ایجاد کند.
دومین زمینه، ارتباط میان علم و معنویت است. مقاله با طرح مفهومی با عنوان «چهار کتاب خدا» ـ شامل وحی، طبیعت، نفس و اعمال انسان ـ به پیوند میان علم و معنویت می‌پردازد، که مطالعه جهان طبیعی می‌تواند در چارچوب اسلامی با تأمل در نشانه‌های الهی همراه باشد، بدون آنکه این دیدگاه به معنای ارائه «اثبات علمی» برای گزاره‌های دینی باشد.
سومین محور، نقش نماز و ذکر در حوزه روان‌شناختی است. مقاله با اشاره به فشارهای ناشی از نظام آموزشی و کاری در چین، از نماز و ذکر به‌عنوان چارچوبی برای ایجاد معنا، آرامش و نظم در زندگی یاد می‌کند و دیدگاه یک پژوهشگر، ضیاء شاه، را مطرح می‌کند که آثار روانی این اعمال بیش از آنکه به امور جادویی مربوط باشد، با جهت‌دهی مداوم فرد به سوی زندگی معنادار ارتباط دارد.
چهارمین و پنجمین حوزه، خانواده و تعادل میان مادیات و معنویت است. نویسنده میان تأکید اسلام و کنفوسیوسیسم بر احترام به والدین، خانواده و هماهنگی اجتماعی شباهت‌هایی می‌بیند و همچنین مفهوم امت میانه (در قرآن) و آموزه‌های زهد و قناعت اسلامی را ظرفیتی برای ایجاد تعادل در جامعه‌ای می‌داند که همزمان با رشد اقتصادی با مصرف‌گرایی نیز مواجه است.
ششمین محور، برادری انسانی فراتر از قومیت است. مقاله با استناد به آیه ۱۳ سوره حجرات، بر وحدت انسان‌ها در عین تفاوت اقوام و ملت‌ها تأکید می‌کند و معتقد است آموزه اسلامی درباره برابری انسان‌ها می‌تواند در جامعه‌ای چندقومیتی مانند چین، در صورت پذیرش و بهره‌گیری مناسب، زمینه‌ای برای تقویت پیوندهای اجتماعی فراهم کند.
سین‌کیانگ و نینگ‌شیا؛ از مناطق مورد مناقشه تا پل ارتباطی
در ادامه، مقاله به دو منطقه خودمختار مسلمان‌نشین چین، یعنی سین‌کیانگ و نینگ‌شیا، می‌پردازد و پیشنهاد می‌کند به جای نگاه صرفاً امنیتی و مناقشه‌آمیز، ظرفیت آنها به‌عنوان پل ارتباطی میان چین و جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد.
نویسنده نینگ‌شیا را به دلیل سابقه تاریخی هویی‌ها و ارتباطات آن با جهان عرب، دارای ظرفیت فرهنگی و دیپلماتیک می‌داند و سین‌کیانگ را نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی در مسیر ابتکار کمربند و جاده، دروازه زمینی چین به سوی کشورهای مسلمان آسیای مرکزی، پاکستان، ایران و دیگر مناطق معرفی می‌کند. با این حال، مقاله همزمان تأکید می‌کند که نمی‌توان نگرانی‌های بین‌المللی درباره وضعیت مسلمانان در سین‌کیانگ و سیاست «سینیک‌سازی اسلام» را نادیده گرفت.
در بخش پایانی، مقاله این موضوع را به نقش چین در جهان اسلام و تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه پیوند می‌دهد. نویسنده با اشاره به جنگ آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶، وابستگی چین به نفت خاورمیانه و اهمیت خلیج فارس برای اقتصاد این کشور، معتقد است چین منافع قابل توجهی در ثبات منطقه دارد و می‌تواند از تجربه میانجی‌گری میان ایران و عربستان برای ایفای نقش فعال‌تر در روندهای صلح استفاده کند.
مقاله در نهایت پیشنهاد می‌کند چین با بازخوانی میراث مشترک اسلام و تمدن چینی، حمایت بیشتر از مطالعات هان‌کیتاب و میراث ژنگ هه، تقویت ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی نینگ‌شیا و سین‌کیانگ و حرکت از «درخواست‌های دیپلماتیک از حاشیه» به میانجی‌گری فعال، می‌تواند تعامل خود با جهان اسلام را تعمیق کند. نویسنده تأکید دارد که این مطالب پیش‌بینی قطعی آینده نیست، بلکه تصویری از امکان‌هایی است که به باور او در صورت تعامل عمیق‌تر میان اسلام و تمدن چین می‌تواند شکل بگیرد.
...............
پایان پیام


نظرات شما