عصر قم - کتاب «کلمات پلاستیکی» با تمرکز بر تحول زبان روزمره، به بررسی گروهی از واژهها میپردازد که در چند دهه اخیر بهتدریج از حوزههای تخصصی و علمی وارد گفتوگوی عمومی شدهاند و در کاربردهای تازه خود، معنایی فراتر از یک واژه معمولی پیدا کردهاند.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «کلمات پلاستیکی» با تمرکز بر تحول زبان روزمره، به بررسی گروهی از واژهها میپردازد که در چند دهه اخیر بهتدریج از حوزههای تخصصی و علمی وارد گفتوگوی عمومی شدهاند و در کاربردهای تازه خود، معنایی فراتر از یک واژه معمولی پیدا کردهاند. نویسنده در این اثر تلاش میکند نشان دهد تغییر در واژگان مورد استفاده مردم، تنها یک تحول زبانی نیست و میتواند بر شیوه فهم انسان از واقعیت، جامعه و جهان پیرامون نیز اثر بگذارد.
این کتاب نوشته اووه پورکسن، استاد زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه فرایبورگ و ترجمه مینو میرزایی از انتشارات ثانیه است.
نویسنده در مقدمه کتاب توضیح میدهد که هدف اصلی اثر، تشریح دگرگونی «زبان محلی» و بررسی پیامدهای آن است. منظور او از زبان محلی، گفتار روزمرهای است که گفتوگوهای عمومی و خصوصی انسانها را شکل میدهد و از زبان تخصصی علوم متمایز است. از نگاه نویسنده، با بررسی گروه کوچکی از واژهها و نحوه کاربرد آنها در چند دهه اخیر میتوان بخشی از تغییرات زبان روزمره را شناسایی کرد؛ واژههایی که او آنها را «کلمات پلاستیکی» مینامد.
واژههایی که از زبان تخصصی به گفتار روزمره راه یافتهاند
یکی از نمونههایی که کتاب برای توضیح مفهوم کلمات پلاستیکی مطرح میکند، واژه «ارتباط» است. نویسنده معتقد است این واژه و شمار دیگری از واژگان مشابه، در ابتدا در حوزههای علمی و تخصصی کاربرد داشتهاند، اما بهتدریج وارد زبان عمومی شدهاند و امروز در موقعیتهای گوناگون مورد استفاده قرار میگیرند.
بر اساس توضیحات کتاب، شمار این واژگان چندان زیاد نیست و میتوان با مطالعه دقیق آنها، بخشی از تحول زبان در دهههای اخیر را دنبال کرد. نویسنده در این مسیر، میان زبان تخصصی علوم و زبان روزمره تمایز قائل میشود و بر این نکته تأکید دارد که ورود واژههای تخصصی به گفتار عمومی، صرفاً به معنای افزایش دایره لغات مردم نیست؛ بلکه ممکن است شیوه توصیف و تفسیر پدیدهها را نیز تغییر دهد.
«کلمات پلاستیکی» و ساخت مدلهای جدید از واقعیت
فهرست مطالب کتاب نشان میدهد بحث نویسنده در پنج فصل دنبال میشود. فصل نخست با عنوان «کلمات پلاستیکی در دو سوی رود اِلبه» آغاز میشود و پس از آن، فصلهایی با عناوین «آیا واژگان پلاستیکی دسته جدیدی از کلمات هستند؟» ، «کلمات پلاستیکی بهمثابه بلوکهای سازنده مدلهای جدید واقعیت» ، «متخصصان در قالب کارگزارانی که واقعیت را میسازند» و «ریاضیوار ساختن زبان بومی» قرار گرفته است.
همین ساختار نشان میدهد که کتاب از یک بحث واژهشناختی محدود فراتر میرود و رابطه زبان با علم، تخصص و واقعیت اجتماعی را دنبال میکند. در فصل سوم، کلمات پلاستیکی به عنوان «بلوکهای سازنده مدلهای جدید واقعیت» بررسی میشوند؛ یعنی نویسنده به این پرسش میپردازد که چگونه واژههایی که در ظاهر تنها برای توصیف امور به کار میروند، میتوانند در ساختن چارچوبهایی برای فهم واقعیت نیز نقش داشته باشند.
از «علمی شدن زبان» تا «ریاضیوار ساختن» آن
بخش قابل توجهی از مقدمه کتاب به مفهوم «ریاضیوار ساختن زبان بومی» اختصاص دارد. نویسنده تأکید میکند که منظور از این تعبیر، صرفاً علمی شدن زبان روزمره نیست، بلکه بحث درباره نوعی درهمآمیختگی قلمرو زبان عمومی و زبان علم است.
او توضیح میدهد که در جریان بررسی کلمات پلاستیکی، متوجه شده است برخی از همان واژههایی که برای توصیف مفاهیم موجود در زبان روزمره استفاده میشوند، قابلیت بهکارگیری برای شرح مفاهیم ریاضی را نیز دارند. از همین جا، مفهوم «ریاضیوار ساختن» زبان بومی شکل میگیرد؛ مفهومی که به گفته نویسنده، نسخهای تقلیلیافته از ایده «علمیسازی زبان محلی» است.
از نگاه نویسنده، این فرایند یکطرفه نیست. همانطور که مفاهیم ریاضی و علمی در زبان روزمره بازتاب مییابند و دچار تغییر میشوند، زبان بومی نیز در جریان این انتقال تحت تأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، نویسنده از نوعی «آمیختگی و تغییر شکل متقابل» سخن میگوید؛ فرایندی که میتواند در نهایت بر زبان و حتی بر نحوه مواجهه انسان با جهان اثر بگذارد.
زبانی که فقط واقعیت را توصیف نمیکند
محور اصلی «کلمات پلاستیکی» را میتوان در این ایده خلاصه کرد که زبان تنها وسیلهای برای بیان واقعیت نیست، بلکه میتواند در شکل دادن به تصویری که انسان از واقعیت دارد نیز نقش داشته باشد. نویسنده با بررسی واژگانی که کاربرد آنها از حوزههای تخصصی به گفتار عمومی گسترش یافته است، تلاش میکند مخاطب را نسبت به کاربرد روزمره کلمات حساستر کند.
از این منظر، کتاب «کلمات پلاستیکی» اثری در مرز میان زبانشناسی، نقد اجتماعی و بررسی رابطه علم و زبان است که مخاطب را به بازاندیشی درباره واژههای به ظاهر آشنای زندگی روزمره دعوت میکند؛ واژههایی که ممکن است به دلیل تکرار فراوان، معنای خاص و تأثیر آنها بر نحوه اندیشیدن، کمتر مورد پرسش قرار گیرند.