پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

سیاسی

موسویان: بازگشت آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، بهترین مسیر حل بحران است

موسویان: بازگشت آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، بهترین مسیر حل بحران است
عصر قم -
  بزرگنمايي:

عصر قم -

ایرنا / حسین موسویان، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای ایران، با تأکید بر آمادگی تهران برای مذاکره، گفت: بهترین مسیر برای حل بحران کنونی میان ایران و آمریکا، بازگشت واشنگتن به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و اجرای آن است.
حسین موسویان، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای ایران، در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی العربیه عربستان، با تشریح دیدگاه خود درباره بحران ایران و آمریکا، مذاکرات هسته‌ای، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و تحولات تنگه هرمز، بر آمادگی ایران برای مذاکره تأکید کرد و گفت: با ادامه جنگ، ایران نه تسلیم می‌شود و نه اجازه خواهد داد کشوری خارجی تمدن و موجودیت آن را نابود کند.
حسین موسویان در این گفت‌وگو همچنین درباره آینده برنامه هسته‌ای ایران، پیامدهای حمله نظامی به کشور، امکان دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن و امنیت خلیج فارس سخن گفت و پیشنهاد کرد کشورهای منطقه برای تأمین امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز نیروی نظامی مشترک تشکیل دهند.
مسئول بن‌بست کنونی واشنگتن است
اظهارات وزیر امور خارجه ایران مبنی بر اینکه «هیچ راه‌حل نظامی برای این بحران وجود ندارد»، این پرسش را مطرح کرده است که اگر تهران همچنان بر شروط خود برای ازسرگیری مذاکرات تأکید دارد، مسئول بن‌بست کنونی چه کسی است؟
ایران چیزی فراتر از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نمی‌خواهد. خواسته‌های ایران دقیقاً بر اساس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است که میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا امضا شد. ایران هیچ مطالبه‌ای فراتر از آن تفاهم‌نامه ندارد و تنها خواهان اجرای همان توافق است. مشکل این است که دولت آمریکا حاضر نیست به توافقی که خود رئیس‌جمهور آمریکا آن را امضا کرده است، بازگردد. از این رو، اگر قرار باشد مسئول بن‌بست فعلی معرفی شود، این مسئولیت متوجه واشنگتن است که به امضای خود پایبند نمانده است.
ایران همواره آماده مذاکره بوده است
آمریکا آماده مذاکره است، اما ایران تمایلی نشان نمی‌دهد و تأکید کرده است که هیچ امتیازی در موضوع هسته‌ای نخواهد داد.
واقعیت دقیقاً برعکس است. پیش از جنگ ژوئن ۲۰۲۵، مذاکرات هسته‌ای در آستانه دستیابی به توافق نهایی قرار داشت. وزیر خارجه عمان نیز به طور علنی اعلام کرده بود که توافق بسیار نزدیک است، اما آمریکا میز مذاکره را ترک کرد و به ایران حمله کرد. همین وضعیت پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز تکرار شد. ایران همچنان آماده بازگشت به همان تفاهم‌نامه و آغاز مذاکرات است، اما دولت ترامپ اکنون خواهان توافقی کاملاً جدید شده است. به اعتقاد من، حتی اگر آمریکا به دنبال توافقی گسترده‌تر باشد، نخست باید به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بازگردد و سپس درباره توسعه آن مذاکره کند.
ترامپ اساساً به دنبال صلح نیست
شما می‌گویید ترامپ اساساً علاقه‌ای به صلح ندارد؟
برداشت من این است که راهبرد او از نخستین روز ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۱۷ بر «تغییر رژیم» در ایران یا وادار کردن ایران به «تسلیم» کامل استوار بوده است. ترامپ بارها به طور علنی اعلام کرده است که یا ایران باید تسلیم شود یا نابود خواهد شد. مقامات آمریکا گفته‌اند که هدفشان سلطه بر نفت ایران است. بنابراین، این موضوع نیازمند تحلیل پیچیده‌ای نیست؛ زیرا خود او بارها اهدافش را آشکارا بیان کرده است. در مقابل، ایران نه تسلیم می‌شود و نه اجازه خواهد داد کشوری خارجی تمدن و موجودیت آن را نابود کند. از این رو، در صورت تداوم چنین سیاستی، مقاومت ایران نیز ادامه خواهد یافت.
حل بحران تنگه هرمز در قالب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد ممکن است
امکان بازگشایی کامل تنگه هرمز وجود دارد؟ و مذاکرات غیرمستقیم حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل چه بود؟
آمریکا همواره دو ادعا را تکرار می‌کند: نخست اینکه تأسیسات هسته‌ای ایران به طور کامل نابود شده است؛ دوم اینکه تنگه هرمز کاملاً باز است.
اگر هر دو ادعا درست باشد، پس جنگ پایان یافته است و رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند رسماً پایان جنگ را اعلام کند. اما واقعیت این است که واشنگتن همچنان از حمله مجدد سخن می‌گوید؛ زیرا هیچ‌یک از این دو هدف محقق نشده است. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که پس از مذاکرات مستقیم در بالاترین سطح میان دو کشور حاصل شد، همچنان بهترین مبنا برای ازسرگیری مذاکرات است. اگر آمریکا به این تفاهم‌نامه بازگردد، ایران نیز آماده است نه تنها اجرای آن را بپذیرد، بلکه درباره گسترش توافق نیز مذاکره کند.
تهران به واشنگتن اعتماد ندارد
به موضوع توافق هسته‌ای و احتمال بازگشت به مذاکرات برگردیم. آیا ایران آماده توافق در موضوع هسته‌ای هست؟
مشکل اصلی امروز، موضوع هسته‌ای نیست بلکه فقدان اعتماد است. نخست، ایران و آمریکا بر سر برجام به توافق رسیدند. همه قدرت‌های جهانی آن را امضا کردند و شورای امنیت سازمان ملل نیز با صدور قطعنامه، آن را تأیید کرد. ایران نیز به همه تعهدات خود پایبند بود و حتی محدودیت‌هایی فراتر از الزامات معاهده ان. پی. تی را پذیرفت. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز سه سال متوالی دسترسی کامل داشت و رسماً اعلام می‌کرد که برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است و هیچ انحرافی مشاهده نشده است. با این حال، آمریکا از توافق خارج شد.
دوم، پس از آن نیز در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد امضا شد، اما بار دیگر آمریکا از همان توافق نیز فاصله گرفت. به همین دلیل، وقتی دو توافق مهم میان ایران و آمریکا یکی پس از دیگری کنار گذاشته می‌شوند، طبیعی است که اعتماد به تعهدات واشنگتن به‌شدت آسیب ببیند. در واقع، ترامپ نه تنها میراث اوباما، بلکه میراث دیپلماتیک خود را نیز از بین برد.
کنترل پایدار تنگه هرمز از طریق حضور دائمی نظامی امکان‌پذیر نیست
صادرات نفت از تنگه هرمز پس از جنگ افزایش یافته است. آیا ایران اهرم فشار خود بر تنگه هرمز را از دست داده است؟
خیر. صادرات کنونی نفت تنها به دلیل حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه امکان‌پذیر شده است. اما سؤال اساسی این است که آیا واشنگتن می‌تواند این سطح از استقرار نظامی را برای مدت طولانی حفظ کند؟ نگهداری این حجم از ناوها، هواپیماها و نیروهای نظامی، میلیاردها دلار هزینه روزانه بر آمریکا تحمیل می‌کند و چنین وضعیتی نمی‌تواند دائمی باشد. بنابراین، آنچه امروز مشاهده می‌شود، یک وضعیت موقت است و آمریکا خود نیز می‌داند که کنترل پایدار تنگه هرمز از طریق حضور دائمی نظامی امکان‌پذیر نیست.
آیا ایران از نظر اقتصادی می‌تواند فشارهای آمریکا را تحمل کند؟
بدون تردید آمریکا ابرقدرت جهانی است و از نظر اقتصادی و نظامی توان بسیار بیشتری دارد. اما در مقابل، ایران بیش از چهار دهه است که تحت شدیدترین تحریم‌های تاریخ قرار دارد و جامعه ایران با زندگی در شرایط فشار و تحریم سازگار شده است. به همین دلیل، معتقدم ایران همچنان توان مقاومت در برابر این فشارها را خواهد داشت.
ادعای تأسیسات جدید هسته‌ای در کوه کلنگ دروغ است
در بخش بعدی، گزارش‌های رسانه‌های غربی حاکی از ساخت تأسیسات جدید در منطقه «کوه کلنگ» است. آیا ایران در حال بازسازی برنامه هسته‌ای خود است؟
این گزارش‌ها گمراه‌کننده‌اند. ایران شش سال پیش، در سال ۲۰۲۰، رسماً ایجاد تأسیسات جدید در کوه کلنگ را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده بود. بنابراین، این مرکز نه مخفی است و نه جدید. ممکن است پس از حملات آمریکا، ایران برخی فعالیت‌های هسته‌ای خود را بازسازی یا توسعه دهد، اما این به معنای ایجاد یک سایت مخفی جدید نیست.
مشکل نبود اراده سیاسی در واشنگتن است
آیا جنگ اخیر ممکن است ایران را به سمت ساخت سلاح هسته‌ای سوق دهد؟
واقعیت‌های موجود چیز دیگری را نشان می‌دهد. ایران پس از انقلاب اسلامی همچنان عضو معاهده عدم اشاعه باقی مانده است. هیچ کشوری در تاریخ معاهده ان. پی. تی به اندازه ایران مورد بازرسی قرار نگرفته است. حتی آخرین گزارش‌های آژانس نیز تأکید می‌کنند که هیچ مدرکی درباره انحراف برنامه هسته‌ای ایران به سمت ساخت سلاح وجود ندارد. در مقابل، تنها کشوری که در خاورمیانه دارای سلاح هسته‌ای است، اسرائیل است؛ اما هیچ تحریم یا فشاری علیه آن اعمال نمی‌شود.
ایران نه تنها شدیدترین بازرسی‌ها را پذیرفته، بلکه در برجام نیز محدودیت‌هایی را قبول کرد که هیچ کشور دیگری تاکنون نپذیرفته است. علاوه بر این، در مذاکرات با تیم ترامپ نیز ایران آمادگی خود را برای تعلیق غنی‌سازی به مدت پنج تا ۱۰ سال اعلام کرده بود؛ امتیازی که حتی فراتر از برجام محسوب می‌شد. بنابراین، مشکل اصلی هرگز آمادگی ایران برای توافق نبوده، بلکه نبود اراده سیاسی در واشنگتن بوده است.
همیشه راه‌حل دیپلماتیک وجود دارد
عواقب حمله نظامی به ایران چیست؟
نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که کشوری که عضو معاهده ان. پی. تی باقی مانده، بالاترین سطح شفافیت را پذیرفته و تحت شدیدترین بازرسی‌ها قرار داشته است، سرانجام توسط دو قدرت هسته‌ای مورد حمله نظامی قرار گرفت؛ بدون آنکه شورای امنیت یا آژانس این حمله را محکوم کنند. چنین تجربه‌ای فقط بر افکار عمومی ایران تأثیر نمی‌گذارد، بلکه این پیام را به بسیاری از کشورها منتقل می‌کند که شاید تنها تضمین واقعی امنیت ملی، برخورداری از بازدارندگی هسته‌ای باشد. این یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای جنگ اخیر برای رژیم جهانی عدم اشاعه است.
آیا با وجود جنگ، تحریم‌ها و بی‌اعتمادی عمیق، هنوز راهی برای توافق میان ایران و آمریکا باقی مانده است؟
همیشه راه‌حل دیپلماتیک وجود دارد، اما این امر مستلزم آن است که هر دو طرف واقعیت‌های جدید را بپذیرند. واقعیت نخست آن است که آمریکا با توسل به جنگ نتوانست اهداف سیاسی خود را محقق کند. نه ایران تسلیم شد، نه تغییر رژیم رخ داد و نه بحران پایان یافت.
واقعیت دوم آن است که سیاست فشار حداکثری نیز طی سال‌های گذشته نتوانسته ایران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند. بنابراین، ادامه همان سیاست‌ها بعید است نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد. لذا بهترین راه، بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است. این تفاهم‌نامه حاصل مذاکرات مستقیم میان آقای قالیباف، رئیس مجلس ایران، و آقای ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بود که به امضای رؤسای جمهور رسید و می‌تواند مبنای ازسرگیری گفت‌وگوها قرار گیرد. اما مذاکراتی که محدود به موضوع هسته‌ای باشد، به نتیجه نمی‌رسد؛ چون تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که توافق‌های محدود و مقطعی دوام چندانی ندارند. آنچه مورد نیاز است، یک توافق جامع است که علاوه بر برنامه هسته‌ای، به ریشه‌های اصلی بحران نیز بپردازد.
از جمله موضوعات مهم آینده، امنیت خلیج فارس است که نباید به رقابت قدرت‌های خارجی وابسته بماند. ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس باید مسئولیت اصلی امنیت منطقه را خود بر عهده بگیرند.
چنین چارچوبی می‌تواند بر پایه اصول زیر شکل گیرد:
احترام متقابل به حاکمیت کشورها؛
عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر؛
اعتمادسازی نظامی و امنیتی؛
تضمین آزادی کشتیرانی؛
همکاری اقتصادی و انرژی؛
و حل اختلافات از طریق گفت‌وگو.
به باور من، امنیت پایدار زمانی به دست می‌آید که همه کشورهای ساحلی احساس کنند در امنیت منطقه سهم و مسئولیت مشترک دارند.آینده منطقه نه با جنگ تعیین خواهد شد و نه با تحریم. راه‌حل واقعی، دیپلماسی جامع است. اگر من جای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، بودم، سران کشورهای حوزه خلیج فارس را دعوت می‌کردم تا در نشستی مشترک، گفت‌وگو در مورد ایجاد نظام همکاری و امنیت جمعی در خلیج فارس را شروع کنند؛ نظامی که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و صدور انرژی را تأمین کند و نگرانی‌های امنیتی و نظامی متقابل را برطرف کند.
کشورهای عربی نگرانی در مورد حمایت ایران از حزب‌الله و حماس و حوثی‌ها دارند. ایران هم نگرانی‌های متقابل دارد؛ همچون در اختیار قرار دادن پایگاه نظامی برای حمله به ایران یا حمایت کشورهای عربی از گروهک‌های تروریستی مثل منافقین خلق. خلیج فارس نیازی به حضور نیروی نظامی خارجی ندارد. کشورهای منطقه خلیج فارس می‌توانند یک نیروی نظامی مشترک برای امنیت خلیج فارس تشکیل دهند.
آمریکا از پایگاه‌های نظامی مستقر در کشورهای عربی همسایه به ایران حمله کرد
اما با وجود حمله ایران به کشورهای عربی همسایه و حمایت ایران از حوثی‌ها، آیا این پیشنهاد شما شانسی دارد؟
آمریکا از پایگاه‌های نظامی مستقر در کشورهای عربی همسایه به ایران حمله کرد. واقعیت این است که ایران از پایگاه‌های نظامی کشورهای عرب همسایه مورد تجاوز قرار گرفته است. کشورهای عربی همسایه از تجاوز صدام به خاک ایران هم حمایت کردند. منتهی ایجاد نظام همکاری جمعی در منطقه خلیج فارس نه تنها امکان‌پذیر است، بلکه تنها گزینه صلح پایدار در منطقه است.
اروپا بهترین نمونه برای چنین تحولی است. آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی پس از دو جنگ جهانی و دهه‌ها خونریزی، به این نتیجه رسیدند که امنیت از طریق رقابت تسلیحاتی حاصل نمی‌شود. آنها با ایجاد نهادهای مشترک، همکاری اقتصادی و سپس اتحادیه اروپا، دشمنی‌های تاریخی را به مشارکت و توسعه تبدیل کردند. همین تجربه می‌تواند برای خلیج فارس نیز الهام‌بخش باشد. همان‌گونه که اروپا توانست از دل جنگ، صلحی پایدار ایجاد کند، کشورهای منطقه نیز می‌توانند با ایجاد یک نظام همکاری و امنیت جمعی، آینده‌ای باثبات‌تر برای نسل‌های بعدی رقم بزنند.


نظرات شما