عصر قم - خراسان - استاد سطح خارج حوزه علمیه خراسان با تبیین ابعاد جنگ ترکیبی و تفاوت جنگ نرم با جنگ سخت، میدان اصلی این جبهه را ذهن و اندیشه انسان دانست و گفت: فقه باید با تکیه بر منابع دینی، تکلیف و الزامات شرعی در برابر تهاجم فکری و اندیشهای دشمن مشخص کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان ، آیتالله علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، و استاد سطح عالی حوزه علمیه خراسان در جلسه درس خارج خود با موضوع «فقه جنگ نرم» در مدرسه علمیه عالی نواب بیان داشت: موقعیت فعلی کشور اقتضا میکند بحث مهمی را مطرح کنیم تا در برابر تهاجماتی که دشمن انجام میدهد، تکلیف خودمان روشن شود.
آیتالله علمالهدی با اشاره به هشت سال دوران دفاع مقدس، گفت: ما هشت سال دوران دفاع مقدس را پشت سر گذاشتیم، اما آن جنگ، جنگی کلاسیک بود؛ یعنی لشکری از طرف عراق حمله کرد و بخشی از کشور را به تصرف خود درآورد و مردم و نیروهای نظامی ما نیز برای دفاع از کشور وارد میدان شدند.
وی ادامه داد: در طول هشت سال دفاع مقدس، جنگ، جنگ کلاسیک بود؛ دو طرف، لشکر و جمعیت داشتند، یک طرف مهاجم و طرف دیگر مدافع بود و این دو با یکدیگر جنگیدند. مردم برای حضور در جبههها به خطوط مقدم و موقعیتهای جغرافیایی که دشمن در آنجا حضور داشت، میرفتند و در همان مناطق با دشمن مقابله میکردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: جنگی که امروز آمریکا علیه ما آغاز کرده، یک جنگ کلاسیک نیست، بلکه جنگی ترکیبی است؛ یعنی دشمن در چند جبهه با ما میجنگد. یکی از این جبههها، همان جبهه نظامی است که در آن جنگ کلاسیک جریان دارد.
وی افزود: دشمن در جبهه اقتصادی نیز با ما مقابله میکند و تهاجم شدیدی در مسائل اقتصادی دارد. ضربههای سخت و کلانی نیز در عرصههای اقتصادی در گذشته بر ما وارد کرده و اکنون همان اقدامات را با شدت بیشتری ادامه میدهد.
آیتالله علمالهدی با اشاره به جبهه سوم این جنگ، بیان داشت: جبهه سوم، جنگ نرم است؛ یعنی دشمن در عرصههای داخلی با ما میجنگد و درصدد تحریک افراد علیه نظام و ایجاد جنگ میان نظام و مردم در داخل کشور است. در این مسیر پول هزینه میکند، مزدور میگیرد، اسلحه وارد میکند و در عرصههای مختلف، از جمله تجزیهطلبی، مسائل فرهنگی و تهاجم سیاسی و اندیشههای سیاسی، با ما مبارزه میکند.
وی با بیان اینکه در جبهه نظامی، تکلیف افراد متناسب با توانایی آنان مشخص میشود، گفت: اگر کسی تخصص یا فعالیتی دارد که میتواند با حضور در خطوط جغرافیایی جبهه با دشمن بجنگد، تکلیف او مشخص است؛ اگر از عهده آن جنگ برآید، باید در آن شرکت کند و اگر از عهده آن برنیاید، طبیعی است که چنین تکلیفی متوجه او نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تأکید کرد: آنچه صددرصد برای همه ما تکلیف است، مسئله جنگ نرم است. در این جبهه همه باید وارد میدان شوند و بهطور کامل با دشمن مبارزه کنند و هیچکس از این تکلیف معاف نیست. هیچکس نمیتواند بگوید با جنگ و دشمنی دشمن کاری ندارم و این مسئله را رها کند؛ بلکه در جنگ نرم، همه ما موظف هستیم با دشمن مقابله کنیم.
وی با اشاره به ضرورت شناخت تکلیف در جنگ نرم، بیان کرد: شناخت تکلیف در جنگ نرم از این جهت برای ما لازم است که بدانیم چه تکالیفی بر عهده ما قرار دارد و چه وضعیتی از این نظر داریم. آنچه برای ما لازم است، توجه به فقه جنگ نرم است تا بایدها و الزامات خودمان در این جبهه مشخص شود؛ برای مردم نیز الزامات و تکالیفی مشخص شود و هم خودمان به این الزامات عمل کنیم و هم بتوانیم آنها را به دیگران ابلاغ کنیم. با توجه به این موقعیت، موضوعی که برای درس خارج انتخاب کردهایم، «فقه جنگ نرم» است.
«فقه جنگ نرم»؛ موضوعی جدید با مبانی قابل استنباط از منابع دینی
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان با بیان اینکه بحث جنگ نرم موضوعی تازه است، گفت: خود جنگ نرم موضوعی است که در اسلام سابقه ندارد و ما در اسلام سابقهای برای آن با این عنوان پیدا نمیکنیم و مدارک و منابعی نیز در این زمینه بهصورت خاص در منابع دینی نداریم؛ زیرا خود این اصطلاح، اصطلاحی سیاسی است که شاید بیش از یکصد سال از عمر آن نگذشته باشد و حتی ممکن است کمتر از یکصد سال از پیدایش این اصطلاح در عرصههای سیاسی گذشته باشد.
وی افزود: موضوعی که عمر آن کمتر از یکصد سال است، طبیعتاً نمیتوان گفت در منابع شرعی، منبع یا ادلهای مخصوص همین موضوع وجود دارد که بر تکلیف ما در مسئلهای دلالت کند که پیدایش خود آن موضوع کمتر از یکصد سال سابقه دارد.
وی ادامه داد: اعتقاد ما درباره اسلام این است که اسلام دین خاتم است و تا روز قیامت پاسخگوی همه نیازهای بشر خواهد بود. هر موضوعی که حادث شود، میتوانیم از کلیات، ادله، آیات و روایات، در موضوعی که هیچ سابقهای نداشته است، تکلیف خودمان را تشخیص دهیم و با تکیه بر مبانی و ادله شرعی، حکم آن را به دست آوریم.
آیتالله علمالهدی گفت: لازمه اینکه دین پاسخگوی نیازهای بشر باشد این است که در برابر این اصطلاح سیاسی و موضوع تازهای که به وجود آمده نیز بتوانیم از منابع دینی خود، از آیات و روایات و از جمله از احوال فقها و تتبعات آنان، تکالیف خودمان را به دست آوریم و برای ما روشن شود.
وی با اشاره به احکام تکلیفی و موضوع تعلق احکام، بیان داشت: احکام تکلیفی پنج مورد است، اما مسئله این است که این احکام به چه موضوعی تعلق میگیرد. این موضوع را باید به وسیله فقه بفهمیم؛ اینکه آیا حکم حرمت، وجوب، استحباب، کراهت یا اباحه به یک موضوع تعلق میگیرد یا خیر. احکام پنجگانه را باید نسبت به موضوعی که داریم مشخص کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: مسئله مهم، مشخص کردن موضوع حکم و تعلق حکم به آن موضوع است. بنابراین، مسئلهای که امسال مورد بحث قرار دادهایم، به مراتب از جهت موضوعشناسی اهمیت دارد؛ زیرا تا موضوع را نشناسیم، نمیتوانیم درباره حکم آن فکر کنیم.
وی ادامه داد: ابتدا باید موضوع را بهطور کامل بشناسیم و مسئله جنگ نرم برای ما از جهت موضوع مشخص شود. پس از اینکه موضوع برای ما منقح شد، باید بدانیم حکم آن چیست.
آیتالله علمالهدی با اشاره به جایگاه موضوعشناسی در فقه، گفت: در بحث فقه نیز این مسئله مطرح است که آیا موضوعشناسی جزو فقه محسوب میشود یا خیر. در تعریف فقه گفته میشود «العلم بالأحکام الشرعیه الفرعیه عن أدلتها التفصیلیه»، اما این احکام شرعی فرعی به چه موضوعی مربوط است؟ این مسئله باید مشخص شود. بنابراین، موضوعشناسی جزو مسائل فقه است.
وی افزود: اگر دو نفر وجود داشته باشند که یکی در استنباط احکام بیشتر وارد باشد و دیگری موضوع را بهتر بشناسد، نمیتوان گفت کسی که استنباط را بهتر میداند، حتماً از کسی که موضوعشناسی کاملتری دارد اعلم است. هر دو فقیه هستند، اما نمیتوان در حالی که موضوع منقح نشده است، درباره برتری یکی از آنها سخن گفت.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: اگر موضوعشناسی ضعیف باشد، حکمی که فقیه استنباط میکند ممکن است اصلاً مربوط به آن موضوع نباشد و برای موضوع دیگری باشد. ممکن است قدرت استنباط فردی بسیار قوی باشد، بر آیات و روایات تسلط داشته باشد و در تتبع احوال نیز توانمند باشد، اما مسئله این است که این حکم را برای چه موضوعی استنباط میکند.
وی با بیان اینکه موضوعشناسی از مسائل مهم در فقاهت است، گفت: موضوعاتی مانند خمر، نجاست و طهارت از گذشته وجود داشته و موضوع آنها شناخته شده بود، اما موضوعی که اکنون به وجود آمده و کمتر از یکصد سال سابقه دارد، نیازمند موضوعشناسی دقیق است.
آیتالله علمالهدی بیان داشت: در موضوعشناسی جنگ نرم، تنها شناخت موضوع بهعنوان یک موضوع کافی نیست؛ بلکه باید ارتباط آن با منابع و مبانی شرعی که قرار است حکم از آنها استنباط شود نیز مشخص شود. باید موضوع برای ما محقق شود، مؤلفههای آن را استخراج کنیم و سپس مؤلفههای موضوع را بر اساس ادلهای که در اختیار داریم، با کتاب و سنت تطبیق دهیم و ارتباط آن را با ادله مشخص کنیم تا حکم شرعی استنباط شود.
وی تأکید کرد: موضوعشناسی بهتنهایی کافی نیست. بنابراین، در بحثهای ابتدایی درس، همه مطالب درباره موضوع خواهد بود. تا زمانی که موضوع منقح نشود، نمیتوانیم وارد بحث حکم شویم.
میدان جنگ نرم، ذهن و اندیشه انسان است
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه موضوع جنگ نرم باید بهطور دقیق شناخته شود، گفت: ممکن است افراد بهصورت ظاهری شناختی از جنگ نرم داشته باشند و آن را مثلاً در مسائل فرهنگی بدانند، اما باید موضوع جنگ نرم بهطور دقیق مشخص و منقح شود. پس از آن باید مؤلفههای موضوع را استخراج کنیم و در مؤلفهها به دنبال ادله در کتاب و سنت باشیم.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: اگر بخواهیم مبدأ پیدایش جنگ نرم را بررسی کنیم، حتی میتوان گفت پیش از خلقت بشر نیز نمونه آن وجود داشته است. نخستین کسی که جنگ نرم را به کار گرفت، شیطان بود. شیطان با آدم(علیهالسلام) از طریق جنگ نرم برخورد کرد و پس از آنکه کینه آدم را به دل گرفت، سوگند یاد کرد که همه را گمراه کند.
وی بیان کرد: شیطان در آغاز، با آدم مقابله فیزیکی نکرد و به دنبال کشتن یا ضربه زدن به او نبود، بلکه با آدم وارد جنگ نرم شد و در این جنگ پیروز شد و موجب خروج آدم از بهشت شد. بنابراین، اگرچه اصطلاح «جنگ نرم» در آن زمان وجود نداشت، میتوان مؤلفههای آن را در این ماجرا مشاهده کرد.
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان بیان داشت: اگر جنگ نرم را بهعنوان یک اصطلاح در نظر بگیریم، اصطلاح آن امروز به وجود آمده است، اما مؤلفههای جنگ نرم از گذشته وجود داشته و ما باید این مؤلفهها را بشناسیم. پس از شناخت جنگ نرم و مؤلفههای آن، میتوانیم سابقه آن را در اسلام و حتی پیش از اسلام پیدا کنیم و دستور شرع مقدس در مقابل این مؤلفهها را بهعنوان دلیل بررسی کنیم.
وی افزود: از این طریق میتوانیم از منابع دینی برای مسائل امروز خودمان استنباط کنیم. هدف از این بحث آن است که مسیر این استنباط روشن شود تا اگر کسی بگوید موضوعی که کمتر از پنجاه یا یکصد سال سابقه دارد، چه ارتباطی با فقه دارد، پاسخ آن روشن باشد.
آیتالله علمالهدی با اشاره به تفاوت جنگ سخت و جنگ نرم، گفت: مسئله نخست در جنگ نرم این است که میدان آن با جنگ سخت تفاوت دارد. در جنگ سخت، دشمن در یک میدان جغرافیایی حمله میکند؛ همانگونه که صدام به کشور ما حمله کرد و مناطقی از جنوب و غرب کشور را تصرف کرد و ما در همان میدان با دشمن جنگیدیم و او را به عقب راندیم.
وی ادامه داد: میدان جنگ نرم، ذهن و فکر انسان است. همانگونه که دو لشکر در میدان زمینی با یکدیگر میجنگند، در جنگ نرم نیز دشمن در میدان ذهن و فکر تهاجم میکند و در برابر اندیشههایی که افراد دارند، بهویژه در مسائل سیاسی و سپس در مسائل فرهنگی، وارد مقابله میشود.
استاد درس خارج حوزه علمیه خراسان بیان داشت: تهاجم دشمن در این میدان از طریق ایجاد شبهات است؛ شبهاتی که مسائل مختلف را در درون فکر و ذهن افراد تضعیف میکند. این یکی از اصول جنگ نرم است.
وی با اشاره به نمونههایی از این تهاجم، بیان داشت: اگر فردی به نظام صحیح و نظام شرعی و ولایت فقیه معتقد است، دشمن در مقابل این اندیشه، در ذهن و فکر او لشکری ایجاد میکند که با این اندیشه میجنگد و در درون فکر او جنگ ایجاد میکند.
آیتالله علمالهدی افزود: در مسائل فرهنگی نیز ممکن است فردی معتقد باشد حجاب واجب شرعی است و یک زن باید حجاب داشته باشد، اما دشمن با تهاجم فرهنگی و از طریق ایجاد شبهه، مسئله حجاب را در ذهن او مورد تهاجم قرار میدهد و تلاش میکند از این طریق به مقاصد خود برسد. این همان جنگ نرم است.
وی با بیان اینکه تفاوت اولیه جنگ سخت و جنگ نرم در میدان آنهاست، گفت: در جنگ سخت، میدان، زمین است و در جنگ نرم، میدان، ذهن و فکر است. به همین دلیل است که من و شما وظیفه داریم در این جبهه حضور پیدا کنیم و بجنگیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: در جنگ سخت ممکن است یک فرد مسن یا کسی که توانایی استفاده از تجهیزات نظامی را ندارد، نتواند در پشت لانچر و تجهیزات نظامی حضور پیدا کند، اما همان فرد میتواند در میدان فکر مردم حضور پیدا کند، افکار را از شبهات پاک کند و در مقابل این جنگ بایستد.
وی تأکید کرد: ما میتوانیم اندیشه اولیه ایمانی و دینی افراد را تقویت کنیم و آن را آنقدر محکم کنیم که در برابر هر نوع تهاجم اندیشهای، فرد بتواند تهاجم را در فکر خود برطرف کند. بنابراین، حضور در این جبهه، واجب شرعی ماست.
آیتالله علمالهدی با اشاره به یکی از ویژگیهای جنگ نرم، گفت: یکی از مشکلاتی که در جنگ نرم داریم این است که در جنگ سخت، قربانی جنگ مشخص است. فرد در میدان جنگ مبارزه میکند و اگر به شهادت برسد، مشخص است که در راه خدا شهید شده و شهادت او موجب افتخار و افزایش شخصیت و جایگاه او در دنیا و آخرت است.
وی افزود: اما در جنگ نرم، قربانی جنگ مشخص نیست و حتی خود قربانی نیز متوجه قربانی شدن خود نمیشود. چهبسا فرد تصور کند که تا امروز در اشتباه بوده و اکنون به مطلب صحیح و کامل رسیده است و به هیچ وجه احساس نکند که قربانی شده است.
استاد درس خارج حوزه علمیه خراسان گفت: گاهی قربانی جنگ نرم یک ملت است؛ ملتی که به هیچ وجه احساس قربانی شدن نمیکند، در حالی که در این جنگ قربانی شده و دشمن در آن پیروز شده است. حتی ممکن است افراد نهتنها احساس قربانی شدن نداشته باشند، بلکه خود را پیروز بدانند.
وی افزود: در چنین شرایطی، افکار افراد تغییر کرده، اندیشههای قبلی آنان نابود شده و عقاید پیشینشان مورد دستبرد و سرکوب قرار گرفته است، اما خودشان میگویند در گمراهی و ضلالت بودهاند و اکنون هدایت شده و راه درست را فهمیدهاند. در حالی که قربانی این تهاجم شدهاند و در خط دشمن قرار گرفتهاند و وجودشان برای دشمن در تسلط بر کشور و ثروت و دارایی آن قابل بهرهبرداری است.
فقه، تکلیف مقابله با جنگ نرم را در قالب الزام مشخص میکند
آیتالله علمالهدی با اشاره به ضرورت فقه در جنگ نرم، گفت: مسئله این است که فقه در جنگ نرم چه ضرورتی دارد. معمولاً این مسائل با نصیحت و موعظه حل نمیشود. دشمن به فکر و اندیشه افراد تهاجم کرده است و نمیتوان صرفاً با نصیحت و موعظه با آن مقابله کرد.
وی افزود: در اینجا نیاز به فقه داریم. ممکن است بخواهیم بهعنوان یک کار خوب در میدان بایستیم و تبیین کنیم و جهاد تبیین انجام دهیم، اما برای اینکه این مسئله صورت الزامی پیدا کند و این «باید» قطعی شود، به فقه احتیاج داریم. فقه باید در اینجا تکلیف ما را تعیین کند؛ زیرا بدون فقه، تکلیف مشخص نمیشود.
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان بیان داشت: ما ممکن است بهعنوان یک کار خوب به دنبال جهاد تبیین برویم و افراد نیز سخنان ما را بشنوند یا نشنوند. مقام معظم رهبری بارها درباره جهاد تبیین سخن گفته و بر آن تأکید کردهاند، اما اگر حکم شرعی صادر شود که جهاد تبیین بر ما واجب است، دیگر مسئله متفاوت خواهد بود و همه به دنبال انجام آن خواهند رفت.
وی ادامه داد: ایشان بارها ما را به جهاد تبیین تشویق و بر تبیین در برابر تحریف تأکید کردند، اما میزان فعالیتی که در این زمینه انجام شد، با وجود این تأکیدها، در حد مطلوب نبود و بسیاری نیز این کار را انجام ندادند.
آیتالله علمالهدی با اشاره به بحث وجوب ارشاد جاهل، بیان داشت: ممکن است گفته شود این مسئله داخل در قاعده وجوب ارشاد جاهل است، اما همین مسئله خود نیازمند بحث فقهی است که آیا وجوب ارشاد جاهل این موضوع را شامل میشود یا خیر.
وی افزود: ممکن است گفته شود وجوب ارشاد جاهل شامل این موضوع نمیشود. همچنین باید بررسی شود که وجوب ارشاد جاهل، حکم تکلیفی است یا حکم ارشادی. اینها مسائل فقهی است و به این سادگی نمیتوان درباره آنها حکم کرد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی بیان داشت: در اینجا باید بحث فقهی انجام دهیم. پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) حلال و حرام را بیان کرده است، اما مسئله این است که حلال و حرام به چه موضوعی تعلق میگیرد. موضوعات جدیدی که به وجود میآیند، نیازمند تشخیص فقیه هستند تا مشخص شود حکم شرعی آنها چیست.
وی با اشاره به ضرورت تعریف دقیق جنگ نرم، گفت: اینگونه نیست که هر چیزی که جنگ سخت نباشد، جنگ نرم باشد. جنگ ترکیبی است و یک بخش آن جنگ کلاسیک، یک بخش جنگ نرم، یک بخش جنگ اقتصادی و بخش دیگر جنگ سیاسی است و انواع مختلفی از جنگ وجود دارد.
آیتالله علمالهدی گفت: جنگ نرم نیز تعریف دارد و هر چیزی که به ذهن انسان برسد، نمیتواند جنگ نرم تلقی شود. باید ابتدا معنا و مفهوم جنگ نرم منقح شود و پس از آن درباره مصادیق آن بحث کنیم.
وی با بیان اینکه هدف از بحث فقه جنگ نرم، تعیین تکلیف است، بیان داشت: فقه جنگ نرم به این دلیل اهمیت دارد که تکلیف ما را در شکل الزام و «باید» مشخص کند، نه اینکه صرفاً بهعنوان موعظه، نصیحت، توصیه و سفارش مطرح شود.
استاد درس خارج حوزه علمیه خراسان گفت: در اینجا ارشاد تنها کافی نیست. بزرگان و مقام معظم رهبری ارشادهای مختلفی داشتهاند و مراجع و بزرگان نیز مردم را ارشاد میکنند، اما اینجا جایی است که ارشاد بهتنهایی کفایت نمیکند و الزام لازم است.
وی افزود: دشمن به ما تهاجم کرده و با ما میجنگد؛ در این شرایط نمیتوان گفت اگر خواستیم با دشمن مبارزه میکنیم و اگر نخواستیم، مبارزه نمیکنیم. اینجا به الزام نیاز داریم و الزام از طریق فقه مشخص میشود.
آیتالله علمالهدی با اشاره به تفاوت «الزام فقهی» با مباحث دیگر، گفت: مقصود ما در این بحث، الزام فقهی است؛ یعنی فقه برای ما مشخص کند که انجام کاری واجب است یا ترک کاری واجب است. اگر فقه وجوب کاری را ثابت کرد، این وجوب برای عمل الزامآور است و اگر حرمت چیزی را ثابت کرد، ترک آن الزامآور خواهد بود.
وی افزود: در اینجا بحث ما درباره ملازمه نیست، بلکه بحث فقهی داریم و مقصود، الزامی است که فقه آن را مشخص میکند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درباره جهاد تبیین، بیان داشت: ایشان جهاد تبیین را فریضه دانستند و فرمودند این مسئله از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؛ بنابراین جهاد تبیین بهعنوان یک فریضه مطرح شده است، اما اگر حکم میدادند که جهاد تبیین واجب است، مسئله صورت دیگری پیدا میکرد.
وی ادامه داد: اینکه یک کار مصداق امر به معروف باشد، یک مسئله است و اینکه حکم شود این مصداق باید انجام شود، مسئله دیگری است. در بحث ولایت فقیه نیز یکی از مسائل همین است که گاهی حکم حاکم، یک مصداق از مصادیق عام را مشخص میکند و آن مصداق را در میان مصادیق عام معین میسازد. فایده حکم حاکم نیز همین است.
آیتالله علمالهدی بیان داشت: در این بحث باید وارد مسئله موضوعشناسی شویم. موضوعشناسی برای ما لازم است و باید مشخص شود که موضوع را از چه راهی و با چه کیفیتی بشناسیم؛ آیا باید موضوع را در عرف بشناسیم یا در علم؟
جنگ نرم، موضوعی علمی در حوزه علوم سیاسی است
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان گفت: گاهی موضوع ما موضوعی عرفی است و باید با تحقیق و تتبع در عرف، موضوع برای ما ثابت شود. گاهی نیز موضوع، علمی است و باید متخصصان آن علم وارد شوند و موضوع را منقح و مشخص کنند.
وی با طرح این پرسش که «مسئله جنگ نرم، موضوع عرفی است یا موضوع علمی؟» افزود: جنگ نرم موضوع عرفی نیست که عرف بتواند برای ما مشخص کند جنگ نرم چیست. اینکه هر کسی بر اساس برداشت خود بگوید چیزی جنگ نرم است، نشان میدهد این موضوع را نمیتوان به عرف واگذار کرد.
وی ادامه داد: جنگ نرم موضوع علمی است و جزو علوم سیاسی محسوب میشود. نخستین کسی که اصطلاح «قدرت نرم» و سپس «جنگ نرم» را بهصورت علمی مطرح کرد، جوزف نای، استاد دانشگاه هاروارد در آمریکا بود. او نظریه قدرت نرم را مطرح کرد و پس از آن جنگ نرم بر مبنای قدرت نرم مطرح شد.
آیتالله علمالهدی در جمع بندی بحث گفت: بنابراین، موضوع جنگ نرم، موضوع علمی است و اگر بخواهیم موضوع جنگ نرم را بشناسیم، باید سراغ علم برویم و از طریق اندیشمندان سیاسی که این اصطلاح را وضع و مطرح کردهاند، آن را بشناسیم.
وی افزود: در این زمینه دو بحث داریم؛ یک بحث، جنگ نرم از نظر لغوی است که باید ببینیم در لغت، جنگ نرم به چه معناست و بحث دیگر، معنای اصطلاحی آن است که یک بحث علمی محسوب میشود در ادامه بحث، هم معنای لغوی جنگ نرم و هم معنای اصطلاحی آن بررسی خواهد شد تا موضوع بهصورت دقیق منقح شود و سپس بتوان درباره مؤلفهها و احکام مربوط به آن بحث کرد.
نویسنده: جواد رستمی