عصر قم - تحلیلگران بسیاری بر این باورند که اظهارات اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه با شبکه العراقیه در رابطه با احتمال دخالت مصر در جنگ یمن، فراتر از یک هشدار دیپلماتیک معمولی بود.
سیدعباس عراقچی و بدرعبدالعاطی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و مصر روز ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵ در حاشیه پنجاه و دومین اجلاس وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد دیدار و پیرامون مسائل و تحولات منطقه گفتوگو کردند که بنابر ارزیابی برخی از کارشناسان، در بخشی از این گفتگوها، پیامهایی از سوی ایران، در رابطه با مسئله دخالت نظامی قاهره در جنگ یمن، به طرف مصری منتقل شده است.
تحلیلگران بسیاری بر این باورند که اظهارات اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه با شبکه العراقیه، فراتر از یک هشدار دیپلماتیک معمولی بود. دکتر عراقچی در مصاحبه با شبکه العراقیه به صراحت گفت مصر تجربه کافی دارد که خود را درگیر مناقشه پیچیده یمن نکند و هرگونه حضور یا مداخله خارجی حل بحران را دشوارتر خواهد کرد.
به اعتقاد این تحلیلگران، پیام اصلی دکتر عباس عراقچی، هشدار جدی از سوی ایران است که اگر مصر بخواهد اقدامی نظامی علیه یمن انجام دهد، این اقدام در نهایت به ضرر خود قاهره تمام میشود و این کشور در یک فرایند پیچیده گرفتار خواهد شد. این هشدار با واقعیتهای میدانی و تاریخی مصر همخوانی دارد و ترس عمیق عبدالفتاح السیسی از تکرار تجربه تلخ دهههای گذشته را برجسته میکند.

برای درک بهتر این ترس، باید به تاریخ بازگردیم. در سال ۱۹۶۲، جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت مصر، نیروهای خود را به یمن شمالی فرستاد تا از جمهوریخواهان در برابر سلطنتطلبان حمایتشده توسط عربستان سعودی پشتیبانی کند. آنچه در ابتدا به نظر یک مداخله محدود و سریع میآمد، به سرعت به جنگی فرسایشی و پنجساله تبدیل شد.
مصر حدود ۷۰ هزار سرباز به یمن اعزام کرد، بیش از ۱۰ هزار کشته داد، میلیاردها دلار هزینه کرد و ارتش خود را فرسوده ساخت. ناصر خود بعدها این جنگ را «ویتنام مصر» نامید. این مداخله نه تنها اقتصاد و توان نظامی مصر را تضعیف کرد، بلکه یکی از عوامل کلیدی شکست سنگین ارتش مصر در جنگ ۱۹۶۷ با رژیم صهیونیستی محسوب میشود.
خاطره این فاجعه هنوز در ذهن نخبگان نظامی و سیاسی مصر زنده است و به عنوان درس تاریخی مهمی عمل میکند: یمن میتواند به تلهای راهبردی تبدیل شود که منابع یک کشور را میبلعد بدون آنکه نتیجه روشنی به همراه داشته باشد.
امروز، بیش از شش دهه بعد، صحنه تا حدی مشابه و تا حدی متفاوت است. جنگ یمن که از سال ۲۰۱۵ شدت گرفت و پس از دورهای نسبتاً آرام، از ژوئیه ۲۰۲۶ دوباره شعلهور شده، بار دیگر عربستان سعودی را هدف حملات موشکی و پهپادی یمن قرار داده است. حملات به فرودگاه ریاض و تأسیسات نفتی آرامکو نگرانیهای جدی ایجاد کرده است.
در این شرایط، السیسی در سخنرانی اخیر خود خواستار مجوز پارلمان برای ارائه حمایت نظامی به عربستان در صورت درخواست ریاض شد و تأکید کرد که مصر «هرگز برادران خلیجی را فراموش نمیکند». با این حال، پارلمان مصر بررسی این درخواست را به تعویق انداخت و السیسی به سرعت روشن کرد که هرگونه تلاش نظامی مصر صرفاً دفاعی خواهد بود: دفاع از خاک و مرزهای عربستان و نه حمله به یمن.

این احتیاط تصادفی نیست. تحلیلگران معتقدند السیسی از چند جنبه نگران است. نخست، خطر نظامی مستقیم. یمنیها امروزه به قابلیتهای پیشرفتهای در زمینه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای تهاجمی دست یافتهاند که میتوانند اهدافی در عمق عربستان و حتی فراتر از آن را هدف قرار دهند. ورود مصر به معادله نظامی، حتی در قالب دفاع هوایی یا دریایی، میتواند قاهره را به هدف مستقیم تبدیل کند. انصارالله صراحتاً به مصر درباره «فاجعه دوم» هشدار دادهاند و تجربه تاریخی را یادآوری کردهاند.
دوم، هزینههای اقتصادی و سیاسی داخلی. مصر با چالشهای اقتصادی جدی مواجه است و درآمد کانال سوئز برای آن حیاتی است. اختلال در دریای سرخ و تنگه بابالمندب که انصارالله بر بخشهایی از آن کنترل دارند، قبلاً خسارات میلیارد دلاری به مصر وارد کرده است.
السیسی نمیخواهد با ورود به جنگی فرسایشی، منابع محدود کشور را در جبههای دور از مرزهای اصلی خود بسوزاند. علاوه بر این، افکار عمومی مصر و نخبگان نظامی به شدت نسبت به مداخلات خارجی حساس هستند. تجربه دهه ۱۹۶۰ هنوز به عنوان نماد شکست و اتلاف منابع یاد میشود.
سوم، پیچیدگی ژئوپلیتیک. جنگ یمن دیگر صرفاً یک مناقشه محلی نیست. این جنگ با تحولات گستردهتر منطقهای، از جمله تنشهای مرتبط با ایران، اسرائیل و قدرتهای غربی، پیوند خورده است. عراقچی با اشاره به تجربه مصر، عملاً یادآوری کرد که ورود بازیگران جدید میتواند بحران را بینالمللیتر و غیرقابلحلتر کند.
ایران بارها آمادگی خود را برای میانجیگری اعلام کرده و بر راهحل سیاسی تأکید دارد. از سوی دیگر، مصر نمیخواهد روابط خود با ایران را بیش از حد تیره کند یا در جبههای قرار گیرد که بتواند به درگیری مستقیمتر با محور مقاومت منجر شود.

تحلیلگران غربی و منطقهای نیز بر این نکته توافق دارند که هرگونه مشارکت مصر احتمالاً محدود به پشتیبانی دفاع هوایی، دفاع موشکی، نیروهای دریایی برای حفاظت از خطوط کشتیرانی یا اشتراک اطلاعات خواهد بود و نه اعزام نیروهای زمینی به خاک یمن.
حتی در این صورت، خطر تشدید تنش وجود دارد. برخی کارشناسان معتقدند السیسی با درخواست مجوز پارلمان، هم به عربستان پیام همبستگی میدهد و هم فضای مانور خود را حفظ میکند تا در صورت لزوم، دخالت را به حداقل برساند.
در نهایت، ترس السیسی از گرفتار شدن در جنگ یمن ریشه در ترکیبی از حافظه تاریخی، محاسبات واقعگرایانه نظامی و اولویتهای اقتصادی دارد. ایران با هشدار اخیر خود به دولت مصر، این واقعیت را برجسته کرد که یمن همچنان میتواند برای قدرتهای خارجی به باتلاقی تبدیل شود. مصر امروز، برخلاف دهه ۱۹۶۰، قدرت منطقهای محتاطتری است که امنیت داخلی، ثبات اقتصادی و روابط متوازن با همسایگان را بر ماجراجوییهای نظامی ترجیح میدهد.
اینکه آیا این احتیاط کافی خواهد بود یا فشارهای منطقهای قاهره را به سمت دخالت بیشتر سوق خواهد داد، هنوز مشخص نیست. اما یک چیز واضح است: تجربه «ویتنام مصر» همچنان بر تصمیمگیریهای استراتژیک قاهره سایه افکنده و هرگونه حرکت در این زمینه با احتیاط شدید همراه خواهد بود.
این وضعیت نشاندهنده پیچیدگی معادلات منطقه غرب آسیا است؛ جایی که مسئله همبستگی عربی، منافع ملی و درسهای تاریخی دائماً در حال رقابت با یکدیگرند. مصر و عربستان پیوندهای عمیقی دارند، اما یمن یادآور این حقیقت تلخ است که برخی جنگها هیچ برندهای ندارند.
منبع:
مشرق نیوز