دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران:

خانواده در برابر ناکارآمدی سایر نهادها بی‌پناه مانده است

خانواده در برابر ناکارآمدی سایر نهادها بی‌پناه مانده است
عصر قم - دکتر ملاباشی گفت: خانواده هم در شکل‌گیری وضعیت اجتماعی نقش دارد و هم پیامدهای ناکارآمدی سایر نهادها را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کند؛ ازاین‌رو، شناخت مسائل بنیادین ایران بدون توجه به جایگاه خانواده کامل نخواهد بود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - دکتر ملاباشی گفت: خانواده هم در شکل‌گیری وضعیت اجتماعی نقش دارد و هم پیامدهای ناکارآمدی سایر نهادها را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کند؛ ازاین‌رو، شناخت مسائل بنیادین ایران بدون توجه به جایگاه خانواده کامل نخواهد بود.

به گزارش خبرنگار گروه خانواده و جمعیت خبرگزاری رسا، دکتر سید محسن ملاباشی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در سی‌وپنجمین پیش‌نشست از سلسله پیش‌نشست‌های همایش بین‌المللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکل‌دهی جوامع آینده» با موضوع «خانواده؛ حلقه مفقوده حل مسئله ایران»، به تبیین جایگاه خانواده در تحلیل مسائل اجتماعی ایران پرداخت و بر ضرورت توجه به واقعیت‌های جامعه و ارتباط میان نهادهای اجتماعی تأکید کرد.
دکتر ملاباشی در ابتدای این نشست، با اشاره به ضرورت آغاز بحث از مسئله ایران، بیان داشت: در علوم اجتماعی یکی از مباحث اساسی این است که شناخت جامعه باید از کجا آغاز شود؛ از مرور نظریه‌ها و چارچوب‌های نظری موجود یا از مواجهه مستقیم با مسائل واقعی جامعه.
وی خاطرنشان کرد: آغاز پژوهش از مسئله ایران به این معناست که تحلیل اجتماعی بر واقعیت‌های ملموس و شرایط تاریخی و اجتماعی جامعه خود متمرکز شود. نظریه‌ها و مفاهیم علمی نیز در این مسیر اهمیت دارند، اما باید بتوانند به فهم دقیق‌تر واقعیت‌های جامعه کمک کنند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با تأکید بر ضرورت شناخت مسائل بومی، افزود: نقطه عزیمت پژوهش اجتماعی باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که امکان شناخت مسائل خاص جامعه ایران و تبیین شرایط تاریخی و اجتماعی آن را فراهم آورد.
تفاوت مسئله‌های ایران با مسئله‌شدن ایران
دکتر ملاباشی در ادامه، با تفکیک میان دو مفهوم «مسئله‌های ایران» و «مسئله‌شدن ایران»، اظهار داشت: مسئله‌های ایران به مجموعه‌ای از مشکلات و چالش‌های مشخص در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اشاره دارد که هر یک ممکن است به‌صورت جداگانه بررسی شوند؛ اما مسئله‌شدن ایران ناظر به وضعیتی گسترده‌تر است که در آن، جامعه ایران به‌مثابه کلیتی تاریخی و اجتماعی موضوع پرسش و بررسی قرار می‌گیرد.
وی تصریح کرد: در این رویکرد، صرفاً با مجموعه‌ای از مشکلات پراکنده مواجه نیستیم، بلکه تلاش می‌شود ارتباط میان مسائل مختلف و عوامل شکل‌دهنده آن‌ها در چارچوبی کلان‌تر شناخته شود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه حل یک مشکل مشخص لزوماً به حل مسئله‌ای بنیادی‌تر منجر نمی‌شود، خاطرنشان کرد: برای شناخت مسئله ایران باید از بررسی جداگانه مشکلات فراتر رفت و مناسبات میان نهادها، کنشگران و ساختارهای اجتماعی را نیز در نظر گرفت.
دکتر ملاباشی در بخش دیگری از سخنان خود، به تفاوت میان مشکل و مسئله پرداخت و گفت: مشکل را می‌توان وجود اختلال یا نابسامانی در وضعیت عینی یک جامعه دانست؛ اما مسئله زمانی شکل می‌گیرد که میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب، فاصله‌ای معنادار وجود داشته باشد و این فاصله به موضوع پرسش، بررسی و تلاش برای تغییر تبدیل شود.
وی با اشاره به اینکه هر نابسامانی عینی لزوماً به مسئله‌ای علمی تبدیل نمی‌شود، بیان داشت: برای آنکه یک مشکل به مسئله‌ای قابل بررسی در علوم اجتماعی تبدیل شود، باید ابعاد آن روشن شود، عوامل مؤثر بر آن شناسایی شوند و نسبت آن با وضعیت مطلوب مورد نظر تبیین شود.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: وظیفه علم اجتماعی صرفاً توصیف وضعیت موجود نیست، بلکه این علم باید بتواند با بهره‌گیری از مفاهیم و نظریه‌ها، فاصله میان واقعیت و وضعیت مطلوب را توضیح دهد و زمینه شناخت نظام‌مند مسائل را فراهم کند.
سه گفتمان در مواجهه با مسئله ایران
دکتر ملاباشی در ادامه، با اشاره به رویکردهای کلان در مواجهه با مسئله ایران، سه گفتمان «اسلامی‌شدن»، «ایرانی‌شدن» و «مدرن‌شدن» را از یکدیگر متمایز کرد و گفت: هر یک از این گفتمان‌ها از زاویه‌ای خاص به وضعیت جامعه ایران نگاه می‌کند و در تبیین مسائل و ارائه راهکارها، بر مبانی و اولویت‌های متفاوتی تکیه دارد.
وی با تشریح این سه رویکرد، اظهار داشت: گفتمان اسلامی‌شدن، مسائل جامعه را با توجه به نسبت آن‌ها با مبانی و ارزش‌های اسلامی بررسی می‌کند؛ گفتمان ایرانی‌شدن بر ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی و هویتی جامعه ایران تأکید دارد و گفتمان مدرن‌شدن نیز تحولات جامعه را در ارتباط با فرایندها و الگوهای مدرنیته تحلیل می‌کند.
دکتر ملاباشی خاطرنشان کرد: طرح این سه گفتمان، چارچوبی برای شناخت رویکردهای متفاوت به مسئله ایران فراهم می‌آورد و بررسی دقیق‌تر آن‌ها مستلزم تحلیل جداگانه مبانی نظری، مفروضات و پیامدهای هر رویکرد است.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به چهار دسته تحلیل درباره چرایی مسئله‌شدن ایران، بیان داشت: دسته نخست، تحلیل‌هایی هستند که بر ناکارآمدی نهادها و ساختارهای سیاسی تأکید دارند. در این رویکرد، بخشی از مشکلات جامعه نتیجه اختلال در کارکرد نهادهای کلان و ناتوانی ساختارهای موجود در تحقق اهداف و پاسخ‌گویی به نیازهای اجتماعی تلقی می‌شود.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران افزود: دسته دوم، تحلیل‌هایی را شامل می‌شود که بر رفتار و خلق‌وخوهای کنشگران اجتماعی تمرکز دارند و برخی مسائل جامعه را با ویژگی‌های رفتاری، الگوهای کنش و عادت‌های اجتماعی افراد مرتبط می‌دانند.
دکتر ملاباشی با اشاره به دسته سوم این تحلیل‌ها، خاطرنشان کرد: در برخی رویکردها، عوامل بیرونی و مداخلات استعمارگرانه در شکل‌گیری مسائل ایران برجسته می‌شوند و مناسبات بین‌المللی، فشارها و مداخلات خارجی در فهم وضعیت تاریخی و اجتماعی ایران اهمیت پیدا می‌کنند.
وی در تشریح دسته چهارم این تحلیل‌ها نیز اظهار داشت: برخی تحلیل‌ها از منظر سخنران، به تفسیر نادرست یا یک‌جانبه عوامل ترکیبی، به‌ویژه تحت تأثیر نگرش‌های لیبرالیستی، مربوط می‌شوند. در این چارچوب، ممکن است یک رویکرد نظری با برجسته‌کردن برخی عوامل و کم‌توجهی به عوامل دیگر، به تبیینی ناکافی از وضعیت جامعه منجر شود.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تأکید کرد: این دسته‌بندی‌ها نشان می‌دهند که تحلیل مسائل اجتماعی به انتخاب سطح تحلیل و تشخیص عوامل اصلی وابسته است؛ عواملی که ممکن است در سطح نهادها، کنشگران، روابط بیرونی یا چارچوب‌های نظری قرار داشته باشند.
خانواده؛ حلقه مفقوده در تحلیل مسائل ایران
دکتر ملاباشی در ادامه، با تأکید بر جایگاه خانواده در ساختار اجتماعی ایران، اظهار داشت: خانواده از جایگاه ویژه‌ای در میان نهادهای اجتماعی برخوردار است؛ زیرا هم در شکل‌گیری و تربیت کنشگران اجتماعی نقش دارد و هم محل تلاقی بسیاری از مناسبات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است.
وی با اشاره به نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت افراد، بیان داشت: خانواده یکی از نخستین محیط‌هایی است که فرد در آن ارزش‌ها، هنجارها، الگوهای رفتاری و شیوه‌های ارتباطی را می‌آموزد و کیفیت روابط خانوادگی و شرایطی که خانواده در آن فعالیت می‌کند، می‌تواند بر شکل‌گیری شخصیت افراد و نحوه مشارکت آنان در جامعه اثر بگذارد.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: خانواده از تحولات بیرونی نیز تأثیر می‌پذیرد و شرایط اقتصادی، وضعیت اشتغال، سیاست‌های عمومی، تحولات فرهنگی و تغییرات جمعیتی همگی می‌توانند بر ثبات و کارکرد این نهاد اثرگذار باشند؛ بنابراین، خانواده را نمی‌توان نهادی جدا از ساختار کلان جامعه در نظر گرفت.
وی با بیان اینکه اهمیت خانواده در مسئله ایران در همین پیوند دوطرفه نهفته است، افزود: خانواده از یک سو در شکل‌گیری وضعیت اجتماعی نقش دارد و از سوی دیگر، پیامدهای ناکارآمدی سایر نهادها را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کند. از این منظر، بی‌توجهی به خانواده می‌تواند به نادیده‌گرفتن یکی از حلقه‌های اصلی در تحلیل مسائل جامعه بینجامد.
خانواده به‌مثابه نهادی بی‌پناه
دکتر ملاباشی در بخش دیگری از سخنان خود، با توصیف خانواده به‌عنوان نهادی بی‌پناه در ایران، تصریح کرد: مقصود از این تعبیر آن است که خانواده در معرض فشارهای ناشی از ناکارآمدی سایر نهادها قرار می‌گیرد، درحالی‌که ممکن است حمایت ساختاری متناسب با این فشارها دریافت نکند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به نمونه‌هایی از این فشارها، بیان داشت: مشکلات اقتصادی می‌توانند بر معیشت و روابط خانوادگی اثر بگذارند؛ ناامنی شغلی ممکن است برنامه‌ریزی برای ازدواج و فرزندآوری را دشوار کند و ضعف در برخی خدمات اجتماعی یا تربیتی نیز می‌تواند بخشی از مسئولیت‌های اضافی را بر دوش خانواده قرار دهد.
وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، خانواده نه‌تنها با مسائل درونی خود مواجه است، بلکه باید پیامدهای مشکلاتی را نیز مدیریت کند که منشأ آن‌ها خارج از خانواده قرار دارد. به این ترتیب، فشارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به درون خانواده منتقل می‌شوند و بر روابط اعضا و توانایی خانواده برای انجام کارکردهای اصلی خود اثر می‌گذارند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت توجه به عوامل ساختاری، افزود: مسئله خانواده را نباید صرفاً به رفتار افراد یا کیفیت روابط میان اعضای آن محدود کرد، بلکه برای شناخت جامع‌تر این مسئله باید شرایط ساختاری و نهادی مؤثر بر خانواده نیز بررسی شود.
چهار بُعد مسئله خانواده در ایران
دکتر ملاباشی در ادامه، با اشاره به ابعاد مختلف مسئله خانواده، بیان داشت: برای صورت‌بندی دقیق‌تر این مسئله می‌توان چهار بُعد جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و اقتصادی را از یکدیگر تفکیک کرد؛ هرچند این ابعاد مستقل از یکدیگر نیستند و در بسیاری از موارد بر هم اثر می‌گذارند.
وی در تشریح بُعد جمعیت‌شناختی خانواده، اظهار داشت: تغییرات مربوط به ازدواج، باروری، ساختار سنی و ترکیب خانوار اهمیت دارند و کاهش باروری، افزایش الگوی تک‌فرزندی، افزایش سن ازدواج، تجرد قطعی، سالمندی جمعیت و کاهش بُعد خانوار از جمله موضوعات مطرح در این حوزه هستند. همچنین، مهاجرت نخبگان را می‌توان از منظر تغییر در ترکیب جمعیت و جابه‌جایی سرمایه انسانی بررسی کرد.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: این تحولات صرفاً تغییراتی در تعداد افراد یا اندازه خانوار نیستند، بلکه می‌توانند بر روابط میان نسل‌ها، الگوهای مراقبت از اعضای خانواده، مسئولیت‌های والدین و فرزندان و ظرفیت خانواده برای ایفای نقش‌های حمایتی اثر بگذارند.
دکتر ملاباشی در تشریح بُعد روان‌شناختی مسئله خانواده نیز گفت: سلامت روان اعضای خانواده و کیفیت روابط میان آن‌ها از اهمیت برخوردار است و اضطراب، افسردگی، عزت‌نفس پایین، دلبستگی ناایمن و فرسودگی والدینی از جمله موضوعات مطرح در این حوزه به شمار می‌روند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران افزود: خشونت خانگی و برخی اختلالات رفتاری کودکان نیز می‌توانند در ارتباط با شرایط و روابط خانوادگی بررسی شوند و شکاف نسلی ممکن است در سطح روابط عاطفی و ارتباطی اعضای خانواده نمود پیدا کند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به زمینه‌های شکل‌گیری مسائل روان‌شناختی، خاطرنشان کرد: این مسائل را نمی‌توان بدون بررسی شرایط شکل‌گیری آن‌ها به یک علت واحد نسبت داد؛ زیرا شرایط اقتصادی، فشارهای محیطی و کیفیت تعاملات خانوادگی ممکن است در کنار عوامل دیگر نقش داشته باشند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه، به بُعد جامعه‌شناختی خانواده پرداخت و اظهار داشت: در این بُعد، خانواده در پیوند با روابط اجتماعی، هنجارها، آسیب‌های اجتماعی و مناسبات میان نسل‌ها بررسی می‌شود. اعتیاد، خشونت خانگی، تعمیق شکاف نسلی و برخی مشکلات رفتاری کودکان از جمله موضوعاتی هستند که در این سطح مطرح می‌شوند.
وی افزود: افت عزت‌نفس اجتماعی و تغییر در شیوه ارتباط افراد با یکدیگر نیز می‌تواند بخشی از بحث درباره تحولات اجتماعی مرتبط با خانواده باشد؛ چراکه خانواده هم از محیط اجتماعی تأثیر می‌پذیرد و هم در بازتولید یا تغییر الگوهای رفتاری و هنجارهای اجتماعی نقش دارد.
دکتر ملاباشی در تشریح بُعد اقتصادی مسئله خانواده نیز بیان داشت: فشارهای معیشتی، تورم، فقر، بحران مسکن، ناامنی شغلی، بیکاری و فرسودگی اقتصادی می‌توانند توان خانواده را برای تأمین نیازهای اعضا و برنامه‌ریزی برای آینده محدود کنند.
وی خاطرنشان کرد: هزینه‌های زندگی و دشواری دسترسی به مسکن مناسب، به‌ویژه در مراحل آغازین تشکیل خانواده، ممکن است تصمیم‌های مرتبط با ازدواج و فرزندآوری را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین، ناامنی شغلی می‌تواند امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را کاهش دهد و فشارهای اقتصادی را به روابط خانوادگی منتقل کند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تصریح کرد: بررسی وضعیت خانواده بدون توجه به شرایط اقتصادی، تصویری ناقص از مسئله ارائه می‌دهد و حمایت از خانواده نیز صرفاً به توصیه‌های اخلاقی یا اصلاح روابط درونی محدود نمی‌شود، بلکه باید شرایطی را که خانواده در آن زندگی و فعالیت می‌کند، در بر بگیرد.
ضرورت توجه به خانواده در حل مسائل بنیادین ایران
دکتر ملاباشی در جمع‌بندی مباحث خود، با تأکید بر ضرورت عبور از بررسی پراکنده مشکلات، اظهار داشت: برای فهم ریشه‌ای مسائل ایران باید به ارتباط میان نهادها و ساختارهای اجتماعی توجه کرد و در این میان، خانواده به دلیل نقش خود در تربیت کنشگران اجتماعی و تأثیرپذیری از تحولات کلان، جایگاهی محوری دارد.
وی خاطرنشان کرد: مسائل جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و اقتصادی خانواده، اگرچه قابل تفکیک هستند، در عمل بر یکدیگر اثر می‌گذارند؛ فشارهای اقتصادی می‌توانند روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهند، تحولات جمعیتی ممکن است مسئولیت‌های میان نسل‌ها را تغییر دهند و شرایط اجتماعی و روان‌شناختی نیز بر کیفیت زندگی خانوادگی اثر بگذارند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در پایان تأکید کرد: خانواده را نباید صرفاً یکی از موضوعات فرعی در بررسی مسائل ایران دانست؛ زیرا این نهاد بخشی از سازوکار شکل‌گیری وضعیت اجتماعی است و هم‌زمان، پیامدهای عملکرد سایر نهادها را در خود منعکس می‌کند. ازاین‌رو، هر رویکردی که در پی شناخت و حل مسائل بنیادین ایران است، باید جایگاه خانواده را به‌صورت جدی در تحلیل خود در نظر بگیرد و نسبت آن را با ساختارهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روشن سازد.


نظرات شما