دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

واکاوی استانداردهای دوگانه غرب و پیوند تروریسم تکفیری با جنگ شناختی

واکاوی استانداردهای دوگانه غرب و پیوند تروریسم تکفیری با جنگ شناختی
عصر قم - پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه، در یادداشتی با بررسی پیوند تروریسم داعش در سوریه و عراق با حادثه تروریستی شاهچراغ(ع)، بر نقش مدافعان حرم در مقابله با تهدیدهای امنیتی و ضرورت روایتگری درباره فداکاری‌های آنان در حفظ امنیت ایران تأکید کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه، در یادداشتی با بررسی پیوند تروریسم داعش در سوریه و عراق با حادثه تروریستی شاهچراغ(ع)، بر نقش مدافعان حرم در مقابله با تهدیدهای امنیتی و ضرورت روایتگری درباره فداکاری‌های آنان در حفظ امنیت ایران تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، فاصله جغرافیایی تدمر در قلب صحرای شام تا شیراز در فلات ایران بیش از هزار و پانصد کیلومتر است؛ اما وقتی ردپای خونین افراط‌گرایی و تروریسم را در یک دهه گذشته دنبال می‌کنیم، این دو نقطه با خطی از خون و توطئه به یکدیگر متصل می‌شوند. فاجعه تروریستی چهارم آبان در حرم مطهر شاهچراغ (ع)، یک رویداد خلق‌الساعه یا انتقام‌جویی کور و محدود نبود، بلکه امتداد همان تفکر تکفیری بود که روزگاری قصد داشت با تسخیر گام‌به‌گام شام و عراق، کل خاورمیانه را به یک سیاه‌چاله امنیتی بی‌بازگشت تبدیل کند. بررسی این پیوند استراتژیک نشان می‌دهد که امنیت امروز خیابان‌ها و شهرهای ایران، محصول چه فداکاری‌های فرامرزی و ایستادگی‌های عظیمی است و معماران اصلی این ناامنی، چگونه سال‌هاست در پشت نقاب‌های فریبنده حقوق بشر پنهان شده‌اند.
برای درک دقیق ریشه‌های فاجعه شیراز، باید به سال‌های شکل‌گیری هسته‌های اولیه داعش و سناریوی ویران‌سازی خاورمیانه بازگشت. اسناد متقن تاریخی، گزارش‌های اطلاعاتی و اعترافات صریح سیاستمداران غربی به‌روشنی اثبات می‌کند که جریان‌های تکفیری، نه یک پدیده خودجوش مذهبی، بلکه محصول یک پروژه مهندسی‌شده توسط سرویس‌های اطلاعاتی غرب و دلارهای نفتی متحدان منطقه‌ای آن‌ها بوده‌اند. از اعترافات صریح هیلاری کلینتون در کتاب انتخاب‌های سخت مبنی بر نقش ایالات متحده در سازمان‌دهی و شبکه‌سازی گروه‌های افراطی، تا تصریحات مقامات ارشد آمریکایی درباره نقش مستقیم واشنگتن در ایجاد خلأ امنیتی و تولد داعش، همگی یک حقیقت تلخ را عیان می‌کنند: بزرگترین مدعیان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، خود طراح، اسپانسر و سازنده بی‌رحم‌ترین ماشین‌های کشتار دسته‌جمعی در قرن بیست‌ویکم بوده‌اند. هدف این ائتلاف پنهان، ایجاد یک کمربند ناامنی به دور مرزهای ایران و شکستن محور مقاومت بود تا با درگیر کردن جمهوری اسلامی در یک جنگ فرسایشی داخلی، نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه را به نفع رژیم صهیونیستی بازطراحی کنند. در این سناریو، سر بریدن انسان‌های بی‌گناه در ویرانه‌های باستانی تدمر، تنها پیش‌پرده‌ای برای کشاندن جوی خون به بازارهای تهران، اصفهان و شیراز بود.
در برابر این توطئه چندلایه و ویرانگر، تنها یک نیروی بازدارنده با درک صحیح از ابعاد این فتنه توانست معادلات قدرت‌های جهانی را نقش بر آب کند: نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی. استراتژی هوشمندانه و پیش‌دستانه جمهوری اسلامی ایران در این نبرد نابرابر، مبتنی بر دکترین دفاع در عمق راهبردی بنا شد. شهید سلیمانی با هوش نظامی بی‌نظیر خود دریافت که هدف نهایی این ارتش نیابتی، عبور از مرزهای غربی ایران است؛ بنابراین، خیمه فرماندهی و جبهه نبرد را هزاران کیلومتر دورتر از خانه‌های مردم ایران برپا کرد. رزمندگانی که با عنوان پرافتخار مدافعان حرم از ملیت‌های مختلف در قالب لشکرهایی چون فاطمیون، زینبیون و حیدریون پا به میدان گذاشتند، تحت هدایت حاج قاسم، ماشین جنگی مجهز غرب را در کوچه‌های حلب، موصل، آمرلی و بوکمال متوقف کردند. آن‌ها نه تنها از حریم مقدسات اهل‌بیت (ع) جانانه دفاع کردند، بلکه جان خود را سپر بلای ملتی کردند تا ناموس، آرامش و تمامیت ارضی ایران از گزند متجاوزان تکفیری در امان بماند.
منطق مستحکم این دفاع فرامرزی و ضرورت حیاتی آن، بارها در بیانات روشنگرانه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(اعلی الله مقامه الشریف) با دقتی راهبردی تبیین شده است. ایشان در یکی از تاریخی‌ترین تحلیل‌های خود پیرامون خطر جریان‌های تکفیری و نقش بی‌بدیل شهدای مدافع حرم، صراحتاً فرمودند: «اگر اینها مبارزه نمی‌کردند، این دشمن می‌آمد داخل کشور... اگر جلویش گرفته نمی‌شد، ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه استان‌ها با اینها می‌جنگیدیم.» این هشدار تاریخی، در غروب خونین چهارم آبان سال هزارو چهارصد و یک در حرم شاهچراغ (ع) به تلخ‌ترین و ملموس‌ترین شکل ممکن برای افکار عمومی به اثبات رسید. وقتی بقایای شکست‌خورده و متواری داعش، در اوج استیصال و ناتوانی در تقابل نظامی، به یک مکان مذهبی بیست‌وچهارساعته هجوم برده و زائران بی‌دفاع از جمله کودکان خردسالی چون آرشام سرایداران و زنان را به رگبار می‌بندند، در واقع عصبانیت، حقارت و انتقام کور خود را از شکستی نشان می‌دهند که در میدان نبرد شام و عراق از فرزندان دلاور ایران متحمل شده‌اند.
اما این رویارویی تمدنی و امنیتی، هرگز به مبارزه با پیاده‌نظام تکفیری در مرزهای منطقه‌ای محدود نماند؛ بلکه امتداد این اراده‌ی پولادین، در تقابل مستقیم با اربابان اصلی تروریسم، یعنی قدرت‌های استکباری آمریکا و رژیم صهیونیستی به ظهور رسید. ثمره همان مجاهدت‌های فرامرزی مکتب سلیمانی است که امروز به یک توان بازدارندگی راهبردی و بی‌نظیر برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت تبدیل شده است. دفاع جانانه و حماسه‌آفرینی‌های جبهه حق در عرصه‌های سرنوشت‌سازی همچون جنگ دوازده روزه و تقابل‌های تاریخی جنگ رمضان، معادلات قدرت پوشالی آمریکا و اسرائیل را به چالش کشید و هیمنه‌ی گنبدها و سپرهای دفاعی پرادعای آنان را در هم شکست. در این تقابل نابرابر اما ظفرمندانه، سرداران دلاور و نیروهای نظامی غیور جمهوری اسلامی ایران با اتکا به ایمان، شجاعت و دانش بومی، چنان چتر امنیتی و اقتداری بر فراز آسمان و زمین این مرز و بوم گستراندند که بزرگ‌ترین ارتش‌های مجهز جهان نیز یارای تعرض مستقیم به آن را ندارند.
پیوند میان تروریسم میدانی و تروریسم رسانه‌ای غرب دقیقاً در همین شکست‌های راهبردی نمایان می‌شود. ماشین تبلیغاتی همان دولت‌هایی که در میدان نظامی از سرداران و رزمندگان غیور ما سیلی خورده‌اند، در قبال فاجعه شاهچراغ و به خاک و خون کشیده شدن کودکان ایرانی، سیاست بایکوت و سکوت مرگبار را پیشه کردند. نهادهای بین‌المللی که برای کوچک‌ترین رویدادها در اروپا قطعنامه صادر می‌کنند، در برابر این جنایت آشکار چشمان خود را بستند تا ثابت کنند حقوق بشر برای آن‌ها تنها ابزاری برای جنگ شناختی است. اما رد خون پاک زائران از سوریه تا شیراز، یک پیام روشن و ابدی برای تاریخ به یادگار گذاشت: امنیت ملی و عزت بین‌المللی، نعمتی نیست که بتوان آن را از مدعیان دروغین تمدن گدایی کرد. حادثه شاهچراغ سند زنده‌ای است که ثابت می‌کند مقاومت فعال و ایستادگی نیروهای مسلح ما در برابر هژمونی غرب، تنهاترین و قطعی‌ترین مسیر برای حفظ موجودیت ایران است؛ مسیری که با خون ریخته‌شده‌ی آرتین‌ها و آرشام‌ها حقانیت دوباره یافت و ضرورت قدرشناسی و حمایت همیشگی از سرداران و مدافعان جان‌برکف این آب و خاک را در حافظه تاریخی ملت ایران حک کرد.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه


نظرات شما