سه شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

مرز میان حفظ وحدت و سکوت در برابر انحراف در سیره حضرت زهرا(س)

مرز میان حفظ وحدت و سکوت در برابر انحراف در سیره حضرت زهرا(س)
عصر قم - سیره حضرت زهرا(س) نشان می‌دهد که در منطق دینی، وحدت و حق‌طلبی در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند. وحدت، هنگامی ارزشمند است که جامعه را در مسیر ایمان، عدالت و هدایت حفظ کند و مطالبه حق نیز هنگامی در مسیر اصلاح قرار دارد که با استدلال، اخلاق و پرهیز از نزاع همراه باشد. ازاین‌رو، حفظ وحدت نمی‌تواند به معنای سکوت در برابر هر انحرافی باشد و حق‌طلبی نیز نباید بهانه‌ای برای تفرقه و درگیری شود. سیره حضرت زهرا(س) الگویی برای جمع میان این دو مسئولیت است: ایستادگی بر حق، همراه با رعایت مرزهای اخلاقی و اجتماعی.
  بزرگنمايي:

عصر قم - سیره حضرت زهرا(س) نشان می‌دهد که در منطق دینی، وحدت و حق‌طلبی در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند. وحدت، هنگامی ارزشمند است که جامعه را در مسیر ایمان، عدالت و هدایت حفظ کند و مطالبه حق نیز هنگامی در مسیر اصلاح قرار دارد که با استدلال، اخلاق و پرهیز از نزاع همراه باشد. ازاین‌رو، حفظ وحدت نمی‌تواند به معنای سکوت در برابر هر انحرافی باشد و حق‌طلبی نیز نباید بهانه‌ای برای تفرقه و درگیری شود. سیره حضرت زهرا(س) الگویی برای جمع میان این دو مسئولیت است: ایستادگی بر حق، همراه با رعایت مرزهای اخلاقی و اجتماعی.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: قرآن کریم وحدت جامعه مؤمنان را یک اصل اساسی می‌داند و از هر عاملی که به گسست اجتماعی بینجامد، نهی می‌کند. در آیه ۱۰۳ سوره آل‌عمران، مؤمنان به چنگ‌زدن همگانی به «حبل‌الله؛ ریسمان الهی» و پرهیز از تفرقه فرمان داده شده‌اند. نکته مهم آن است که قرآن، وحدت را در کنار تمسک به یک محور الهی مطرح می‌کند؛ بنابراین، مقصود از وحدت قرآنی، صرفِ کنار هم بودن افراد و پرهیز از اختلاف نیست، بلکه همگرایی بر مدار حق و هدایت الهی است.
از سوی دیگر، قرآن در سوره انفال آیه ۴۶، نزاعی را که موجب سستی جامعه و از میان رفتن قدرت آن شود، نیز منع می‌کند. از این رو، حفظ انسجام جامعه اسلامی یک ارزش واقعی است؛ اما از این آیات نمی‌توان نتیجه گرفت که هر سخن گفتن درباره حق، هر اعتراض به انحراف یا هر مطالبه‌ای برای اصلاح، مصداق تفرقه و نزاع است.
در کنار دعوت به وحدت، قرآن کریم مؤمنان را به مسئولیت در برابر سرنوشت جامعه نیز فرا می‌خواند و امر به معروف، نهی از منکر و دفاع از عدالت را از وظایف جامعه مؤمنان می‌داند (آل‌عمران/۱۰۴ و ۱۱۰؛ مائده/۸). بنابراین، وحدت قرآنی به معنای سکوت در برابر انحراف نیست؛ همان‌گونه که تذکر و مطالبه حق نیز نباید به نزاع و تفرقه‌افکنی بینجامد.
بر این اساس، باید میان «وحدت» و «سکوت در برابر انحراف» تفاوت قائل شد. وحدت زمانی ارزش دینی خود را حفظ می‌کند که در خدمت ایمان، عدالت و هدایت جامعه باشد؛ نه اینکه به ابزاری برای نادیده گرفتن حق تبدیل شود. همین تفکیک، کلید فهم موضع حضرت زهرا(س) است: آیا سخن گفتن و مطالبه‌گری ایشان را باید اقدامی در جهت ایجاد اختلاف دانست، یا تلاشی برای تبیین حقیقت و جلوگیری از انحراف؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی دقیق سیره و احتجاجات حضرت در پرتو قرآن و روایات است.
حضرت زهرا(س)؛ مطالبه حق یا ایجاد اختلاف؟
پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، حضرت زهرا(س) در برابر مسئله‌ای که آن را تضییع حق می‌دانست، سکوت نکرد. گزارش‌های تاریخی و روایی درباره خطبه فدکیه نشان می‌دهد که حضرت زهرا(س) پس از آنکه درباره فدک میان ایشان و حکومت وقت اختلافی پدید آمد، در مسجد پیامبر(ص) حاضر شد و در برابر جمعی از انصار و مهاجران به ایراد خطبه پرداخت. این حضور، صرفاً طرح یک مطالبه شخصی نبود؛ زیرا بخش مهمی از خطبه، به تبیین اصول اعتقادی و اجتماعی اسلام، جایگاه پیامبر(ص)، فلسفه احکام و مسئله هدایت جامعه اختصاص دارد.
از این منظر، نمی‌توان احتجاج حضرت زهرا(س) را صرفاً یک واکنش عاطفی به یک مسئله مالی تلقی کرد. آن حضرت در فضایی عمومی سخن گفت و استدلال خود را بر قرآن و اصول شناخته‌شده دین استوار کرد. حتی در گزارش خطبه، پیش از ورود به بحث فدک، درباره توحید، رسالت، احکام الهی و نقش اهل‌بیت(ع) در هدایت جامعه سخن گفته شده است. بنابراین، مطالبه‌گری حضرت را باید در چارچوب دفاع از یک مسئله فراتر از منفعت شخصی بررسی کرد: تبیین حق و هشدار نسبت به مسیری که به باور ایشان با هدایت مورد نظر پیامبر(ص) فاصله گرفته بود.
نکته مهم برای بحث وحدت نیز همین‌جاست؛ حضرت زهرا(س) برای بیان اعتراض خود، جامعه را به درگیری و آشوب فرا نخواند، بلکه از مسیر احتجاج، استدلال و اتمام حجت سخن گفت. ازاین‌رو، در سیره ایشان باید میان «اعتراض مستدل به یک انحراف» و «ایجاد نزاع و تفرقه در جامعه» تفاوت گذاشت. این تفکیک، یکی از کلیدهای فهم نسبت میان حق‌طلبی و وحدت در سیره حضرت زهرا(س) است.
حضرت زهرا(س) و نسبت امامت با وحدت جامعه
در خطبه فدکیه، حضرت زهرا(س) مسئله امامت را در چارچوبی فراتر از یک اختلاف سیاسی مطرح می‌کند. ایشان پس از بیان برخی از مبانی و احکام دین، درباره نقش اهل‌بیت(ع) در جامعه اسلامی می‌فرماید: «وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَهِ»؛ یعنی امامت ما مایه ایمنی از تفرقه و پراکندگی است. در نگاه حضرت، مسئله رهبری جامعه از مسئله وحدت جدا نیست؛ بلکه نوع رهبری جامعه و مرجعیت هدایت دینی با حفظ انسجام امت ارتباط مستقیم دارد.
از این منظر، وحدت صرفاً به معنای کنار هم ماندن مسلمانان نیست؛ بلکه جامعه باید در مسیر صحیح هدایت نیز قرار داشته باشد. اگر قرار باشد به نام حفظ وحدت، درباره مسئله‌ای که به هدایت و آینده جامعه اسلامی مربوط است سخن گفته نشود، در این صورت خودِ معنای وحدت از نگاه دینی دچار تغییر می‌شود.
در خطبه فدکیه، حضرت زهرا(س) مسئله امامت را مطرح می‌کنند، درباره حق اهل‌بیت(ع) سخن می‌گویند و نسبت به مسیری که جامعه پس از پیامبر(ص) در پیش گرفته اعتراض می‌کنند. ازاین‌رو، برای بررسی نسبت موضع حضرت زهرا(س) با حفظ وحدت جامعه، باید دید حضرت این اعتراض را با چه هدفی و از چه روشی مطرح کرد. برای داوری درباره ماهیت این اعتراض، باید به شیوه‌ای که حضرت برای بیان آن برگزید توجه کرد: آیا ایشان جامعه را به نزاع و درگیری فراخواند یا با استدلال، احتجاج و تبیین دینی، موضع خود را بیان کرد؟
پاسخ به این پرسش، ما را به نقطه اصلی بحث می‌رساند: مرز میان حق‌طلبی و تفرقه‌افکنی را باید در شیوه و هدف کنش اجتماعی جست‌وجو کرد، نه صرفاً در اینکه سخنی موجب اختلاف نظر شود.
مطالبه حق بدون دعوت به تفرقه
اگر اعتراض حضرت زهرا(س) را در چارچوب شیوه‌ای که برای بیان آن برگزید بررسی کنیم، تفاوت میان «حق‌طلبی» و «تفرقه‌افکنی» روشن‌تر می‌شود. حضرت برای بیان دیدگاه خود، به مسجد رفته و در حضور مسلمانان سخن گفتند؛ اما روش ایشان، دعوت به درگیری و رویارویی نبود، بلکه احتجاج و استدلال بود. بخش مهمی از خطبه فدکیه نیز به استناد به آیات قرآن اختصاص داشت؛ از جمله آنجا که حضرت برای بیان حق خود، به آیاتی از قرآن درباره ارث استناد کردند.
اهمیت این شیوه در آن است که حضرت زهرا(س) به جای آنکه صرفاً از نارضایتی خود سخن بگویند، تلاش کردند با استناد به قرآن و مبانی دینی، مسئله‌ای را که مرتبط با حق و هدایت جامعه می‌دانستند، را در برابر افکار عمومی جامعه اسلامی به یک بحث دینی و قابل استدلال و احتجاج تبدیل کنند.
البته «احتجاج» به معنای نفی پیامدهای اجتماعی اختلاف نیست. مسئله اصلی این است که وجود اختلاف نظر، به‌خودی‌خود با تفرقه‌افکنی یکسان نیست. تفرقه زمانی شکل می‌گیرد که اختلاف به گسستن پیوندهای جامعه، درگیری و نزاع تبدیل شود. در مقابل، طرح مستدل یک مسئله اعتقادی یا اجتماعی، با هدف روشن شدن حق و جلوگیری از انحراف، ماهیت متفاوتی دارد.
از این منظر، سیره حضرت زهرا(س) نشان می‌دهد که حفظ وحدت جامعه را نمی‌توان با حذف گفت‌وگو درباره مسائل اساسی دین یکی دانست. جامعه‌ای که در آن حق مورد پرسش و مطالبه قرار می‌گیرد، لزوماً جامعه‌ای متفرق نیست؛ همان‌گونه که وحدت ظاهری، اگر با نادیده گرفتن حق همراه شود، به‌تنهایی معیار وحدت مطلوب دینی نخواهد بود.
از سیره حضرت زهرا(س) تا جامعه امروز
سیره حضرت زهرا(س) در این زمینه، میان دو رفتار افراطی مرز روشنی ترسیم می‌کند: از یک سو، نمی‌توان به بهانه حفظ وحدت، سکوت کرد و هرگونه اعتراض به انحراف یا مطالبه حق را کنار گذاشت و از سوی دیگر، به بهانه حق طلبی، نمی‌توان هر اختلافی را به نزاع اجتماعی و تضعیف انسجام جامعه تبدیل کرد. بدان معنا که اگر مسئله‌ای به اصول دینی، عدالت یا سرنوشت جامعه مربوط باشد، سکوت جایگاهی ندارد و به معنای حفظ وحدت نیست. در چنین مواردی، بیان مسئله و دفاع منطقی از حق می‌تواند بخشی از مسئولیت اجتماعی باشد. در عین حال، اعتراض و مطالبه حق، نباید به درگیری، اتهام‌زنی یا ایجاد دشمنی میان اعضای جامعه منجر شود. بنابراین، تفاوت میان حق‌طلبی و تفرقه‌افکنی را باید در هدف و شیوه بیان اعتراض جست‌وجو کرد.
از این منظر، درس سیره حضرت زهرا(س) برای جامعه امروز، انتخاب میان «وحدت» و «حق‌طلبی» نیست؛ بلکه جمع میان این دو در چارچوب اخلاق و مسئولیت دینی است که چه زمانی سکوت به حفظ وحدت کمک می‌کند و چه زمانی دفاع از حق ضرورت پیدا می‌کند.
وحدت مطلوب، وحدتی نیست که با حذف حقیقت به دست آید و سخن گفتن، اعتراض و حق‌طلبی نیز نباید به ابزاری برای نزاع، تفرقه و تضعیف جامعه تبدیل شود. آنچه می‌تواند این دو را در کنار هم قرار دهد، تبیین حقیقت، گفت‌وگوی مستدل و پرهیز از تبدیل اختلاف به نزاع است.
نگارنده: طاهره ندیمی تهرانی، محقق و پژوهشگر
..........................
پایان پیام

عصر قم

مرز میان حفظ وحدت و سکوت در برابر انحراف در سیره حضرت زهرا(س)


نظرات شما