سه شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

«زهرا(س)» چگونه علمدارِ تاریخ و مدافع حریم ولایت شد؟

«زهرا(س)» چگونه علمدارِ تاریخ و مدافع حریم ولایت شد؟
عصر قم - از روزهای سخت و طاقت‌فرسای شعب ابی‌طالب تا حضور بی‌باکانه در خط مقدم حوادث صدر اسلام؛ بررسی ابعاد زندگانی حضرت صدیقهٔ طاهره (سلام‌الله‌علیها) نشان می‌دهد که آن بانوی بزرگوار، نه تنها مظهر صبر و معنویت، بلکه «علمدارِ» میدان‌های سختِ سیاست، جهاد و دفاع از حریم ولایت بود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - از روزهای سخت و طاقت‌فرسای شعب ابی‌طالب تا حضور بی‌باکانه در خط مقدم حوادث صدر اسلام؛ بررسی ابعاد زندگانی حضرت صدیقهٔ طاهره (سلام‌الله‌علیها) نشان می‌دهد که آن بانوی بزرگوار، نه تنها مظهر صبر و معنویت، بلکه «علمدارِ» میدان‌های سختِ سیاست، جهاد و دفاع از حریم ولایت بود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) ـ ابنا: در روزگار بحران هویت و فقرِ الگوهای جامع، بازخوانی منظومه زیستی حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فراتر از مرزهای مذهبی و جنسیتی، پاسخی زنده به نیاز فطری انسان معاصر است؛ شخصیتی که کمال باطنی را با کنشگری اجتماعی، استقامت در بحران‌ها و نبوغ تربیتی درهم‌آمیخت و عیار «انسانِ کامل» را به نمایش گذاشت. در همین راستا و هم‌زمان با فرارسیدن ایام حزن‌انگیز شهادت صدیقه طاهره (س)، در قالب سلسله‌گفت‌وگوهایی پیرامون «الگوسازی جهانی از سیره فاطمی» ، با حجت‌الاسلام والمسلمین امیرحسن مظفری‌زاد ، پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام، به گفتگو نشسته‌ایم که این مصاحبه در ادامه تقدیم مخاطبان گرامی می‌گردد.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 
یکی از ابعاد برجستهٔ وجودی حضرت صدیقهٔ شهیده (سلام‌الله‌علیها) که ایشان را به‌عنوان یک زنِ الگو، عنصری فداکار و اسوه‌ای جامع برای مردان و زنان جلوه‌گر می‌سازد، «بعد مبارزاتی» آن حضرت است. دخت نبی مکرم اسلام از دوران کودکی وارد عرصه‌های مبارزه و استقامت شدند. 
نخستین حضور این بانوی شجاع و باایمان در ماجرای سخت و طاقت‌فرسای شعب ابی‌طالب رقم خورد؛ در حالی که بیش از دو سه سال از عمر شریفشان نمی‌گذشت و تقریباً تا سن چهار-پنج‌سالگی در شعب حضور داشتند. این مقطع، در شرایط فوق‌العاده دشواری سپری شد که تنها یک مجاهدِ راستین توان تحمل چنین فشار روحی و اقتصادی سنگینی را دارد؛ شرایطی که هر لحظه بیم تهاجم دشمن می‌رفت و میزان آذوقه و غذای موجود در کمترین حد ممکن بود. منابع تاریخی اشاره کرده‌اند که در برخی روزها، محاصره‌شدگان مجبور بودند فقط با یک خرما روزگار بگذرانند و حتی گاهی برای کسب اندکی انرژی، همان یک خرما را تنها می‌مکیدند.
پس از ماجرای شعب ابی‌طالب و به‌ دنبال وفات شهادت‌گونهٔ حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهما)، کار بر پیامبر اکرم (ص) چنان سخت شد که حضرت مجبور به خروج از مکه گشتند تا امر تبلیغ دین را در خارج از آن دیار پیگیری کنند.
* خردسالی در کورهٔ حوادث؛ از دفاع از پیامبر در مکه تا هجرت پرهراس مدینه
این فراق و دوریِ پدر، خود مصداق بارزی از یک مجاهدتِ بزرگ برای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به‌شمار می‌رفت؛ با این حال، ایشان هرگز از جهت روحی و روانی مانعی برای پدر ایجاد نکردند و نگفتند چرا مرا تنها می‌گذاری. برعکس، در مقاطعی که دشمنِ کینه‌توز پس از فقدان حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه (ع) جریحه‌دارتر شده بود مانند حادثهٔ تلخی که در آن، هنگام سجدهٔ پیامبر (ص)، شکمبه شتر را بر کمر مبارکشان گذاشتند این زهرای مرضیه (سلام‌الله‌علیها) بود که وارد معرکه شد. او آن بار سنگین را از کمر پیامبر کنار زد و بر سر بزرگان قریش فریاد کشید که «این چه رفتار ناشایستی است که مرتکب می‌شوید؟»
در واقع، حضرت صدیقهٔ شهیده از دوران کودکی، عملاً وارد عرصهٔ مجاهدت و رویارویی مستقیم با دشمنان اسلام شده بود. در همین راستا، در جریان هجرت به مدینه، هنگامی که کاروان «فواطم» (سه بانوی بزرگوار به نام‌های: فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت محمد و فاطمه بنت ابی‌طالب) به همراه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) راهی این سفر خطیر شدند.
در بیابانی که هیچ یاوری جز امیرالمؤمنین نداشتند و دشمن در تعقیبشان بود، از این دختر ۸-۹ ساله کوچک‌ترین ترس، اضطراب یا دلهره‌ای مشاهده نشد. ایشان از همان دوران کودکی، صلابت، استقامت و جایگاه بالای ایمانی خود را به نمایش گذاشتند. 
پس از هجرت به یثرب (مدینه) نیز فشارهای سنگینِ رسالت بر دوش پیامبر (ص) به‌گونه‌ای بود که آن حضرت اکثر اوقات در منزل حضور نداشتند؛ خصوصیتی که حتی در جریان ازدواج حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) با امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) کاملاً مشهود است، چرا که مولی‌الموحدین نیز بیشتر اوقات درگیر پیگیری و اجرای اوامر پیامبر اکرم (ص) بودند.
* پشتیبانی در خط مقدم؛ از مرهم‌گذاری بر زخم‌های احد تا نان‌آوری در خندق
مخصوصاً در جریان جنگ‌های صدر اسلام—که طی ده سال حکومت پیامبر (ص) نزدیک به سی جنگ رودررو، یعنی به‌طور میانگین سالی سه جنگ رخ داد—امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) اغلب در منزل حضور نداشتند. این تاب‌آوری، استقامت و همراهیِ روحی و معنوی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بود که به مولی‌الموحدین فرصت می‌داد تا با خیالی آسوده در میدان نبرد حضور یابد و به‌عنوان علمدار و فرماندهی نظامی، از اسلام و پیامبر (ص) دفاع کند.
علاوه بر این، در برخی مقاطع، حضرت صدیقهٔ طاهره (سلام‌الله‌علیها) شخصاً نیز وارد عرصهٔ پیکار و پشتیبانی نظامی شدند؛ از جمله در جنگ احد، هنگامی که شایعهٔ شهادت پیامبر (ص) پیچید، آن حضرت به همراه جمعی از بانوان خود را به میدان رساندند. پس از آنکه از سلامت پیامبر مطمئن شدند، حضرت دستور دادند از امیرالمؤمنین (ع) که زخم‌های متعددی برداشته بود پرستاری کنند. ایشان ابتدا زخم‌ها را با نخ دوختند و برای بند آوردن خون‌ریزیِ زخم‌های عمیق، خاکسترِ حصیرِ سوخته را روی زخم‌ها قرار دادند. وقتی دیدند خون بند نمی‌آید، از پیامبر درخواست کردند به یاری علی (ع) بشتابند و پیامبر با دست مبارک بر زخم‌ها کشند و حضرت علی (ع) نجات یافتند.
یا در جنگ خندق که برخلاف تصور، صرفاً کندن گودال نبود و میان دو سپاه تیراندازی جریان داشت و برخی یاران مانند سعد بن معاذ آسیب دیدند—حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) غذایی تهیه کردند و نزد پیامبر آوردند. پیامبر فرمودند: «سوگند به کسی که جانم در دست اوست، سه روز بود که غذا نخورده بودم». ایشان برای حمایت از رسول خدا (ص) و جلوگیری از آسیب‌های جسمی و روحی به آن حضرت، این شجاعت و ایثار را به خرج دادند تا وظیفه و تکلیف الهی خود را ادا کنند.

عصر قم


* طوفانِ پس از رحلت؛ روزگاری که زهرا (س) «علمدارِ علی (ع)» شد
اما مهم‌ترین عرصهٔ مبارزاتی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، دوران پس از رحلت پیامبر (ص) است؛ چنان‌که رهبر معظم انقلاب در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» تعبیر زیبایی دارند: تا زمانی که پیامبر در قید حیات بودند، این علی بن ابی‌طالب (ع) بود که علمداریِ رسول خدا را بر عهده داشت؛ اما پس از رحلت پیامبر، این زهرای مرضیه (سلام‌الله‌علیها) بود که علمدارِ علی بن ابی‌طالب شد!
آن هم در شرایطی که فضای مدینه در پی حضور قبیلهٔ بیابان‌نشین و خشنِ «بنی‌أسلم» (که قرآن کریم دربارهٔ این‌گونه افراد تعابیر تندی چون اَشَدّ کفر و نفاق به کار برده است) حالت شبه‌نظامی به خود گرفته بود و بسیاری از مردان جرئت اقدام و حرکت نداشتند. در آن ماجرای معروف که حضرت زهرا و امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) درِ خانهٔ انصار رفتند و از آنان یاری طلبیدند، قرار بر این بود که چهل نفر با سرِ تراشیده و شمشیرهای برهنه به میدان بیایند، اما افسوس که تنها چهار نفر به وعدهٔ خود عمل کردند. یعنی حتی چهره‌های بزرگی مانند جناب سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر نیز با وجود تمام جایگاه والایشان—دیرتر وارد عرصه شدند و اوضاع بسیار به هم ریخته بود. در چنین شرایط خطیری، حضرت صدیقهٔ طاهره (سلام‌الله‌علیها) متوجه شد که حاکم و خلیفهٔ وقت تصمیم به غصب فدک دارد؛ لذا به همراه جمعی از بانوان خود را به مسجد رساند و خطبه‌ای غرا و بی‌نظیر ایراد کرد. ایشان در این خطبه، ابتدا به تبیین عمیقِ آموزه‌های الهی و اسلامی پرداختند و سپس مشروعیتِ حکومت و خلافتِ مستقر را به چالش کشیده و آن را به‌شدت مورد خدشه قرار دادند.
* مزارِ پنهان؛ برّنده‌ترین سلاحِ مبارزاتی و تاریخیِ دخت نبی (ص)
دوران پس از رحلت پیامبر (ص)، فعال‌ترین دورهٔ زندگیِ سیاسی و مبارزاتی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بود؛ تا جایی که دشمنان به این حقیقت پی بردند که تا زمانی که فاطمه (س) زنده است، هرگز نمی‌توانند بر علی بن ابی‌طالب (ع) غلبه کنند و کار را یکسره سازند. به هر حال، این مبارزاتِ شجاعانه نهایتاً به شهادت آن بانوی مظلوم منجر شد. 
از دیگر جلوه‌های مبارزاتی و روشنگرانه‌ٔ حضرت در این ایام، می‌توان به گریه‌های مظلومانه، سخنرانی‌ها و حضور ایشان در بقیع و همچنین مزار شهدای احد اشاره کرد. اما آخرین و برّنده‌ترین مبارزهٔ حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، وصیت هوشمندانهٔ ایشان بود؛ اینکه شبانه غسل داده شوند، شبانه کفن گردند و شبانه به خاک سپرده شوند. هدف از این وصیت آن بود که تا ابد این پرسشِ بزرگ در تاریخ باقی بماند که چرا تنها فرزند پیامبر (ص) باید در چنین شرایطی به شهادت برسد و چرا مزار مطهر ایشان تا امروز مخفی و پنهان است؟
جالب اینجاست که منابع معتبر اهل سنت، از جمله صحیح بخاری نیز به این نکته تصریح کرده‌اند که میان حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و خلیفهٔ وقت دلخوری و اختلاف شدیدی به وجود آمد، تا جایی که حضرت وصیت فرمودند او در مراسم تشییع و دفنشان شرکت نکند. این خود، نشانه‌ای روشن و هدایتگری فوق‌العاده برای تمام کسانی است که تاریخ صدر اسلام را با دقت و انصاف پیگیری می‌کنند.
گفت‌وگو از: سمیرا گل‌کار 


نظرات شما