سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴

اقتصادی

گفتگو با قاتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله؛ متهم: با یک ضربه به گردنش کشتمش!

گفتگو با قاتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله؛ متهم: با یک ضربه به گردنش کشتمش!
عصر قم - هفت صبح / قاتل ملیکا دختری که مثل الهه حسین‌نژاد به قتل رسید لب به اعتراف گشود و انگیزه خود از قتل ملیکا را بیان کرد. ۷ بهمن امسال ملیکا ۲۳ساله طراح یکی از ...
  بزرگنمايي:

عصر قم - هفت صبح / قاتل ملیکا دختری که مثل الهه حسین‌نژاد به قتل رسید لب به اعتراف گشود و انگیزه خود از قتل ملیکا را بیان کرد.
۷ بهمن امسال ملیکا ۲۳ساله طراح یکی از شرکت‌های مواد غذایی از محل کارش بیرون آمد و به سمت مترو رفت تا به خانه‌اش برود. او ساعت ۶ بعدازظهر از مترو آرژانتین به سمت جوانمرد قصاب رفت و در آنجا از مترو پیاده شد.ملیکا چندین بار درخواست خودروی اینترنتی داد؛ اما خودرویی در آن نزدیکی پیدا نشد. هوا تاریک شده بود و ملیکا مجبور شد سوار خودروی پراید سفیدرنگی شود تا به خانه‌شان در قرچک ورامین برود. اما در همان ابتدا به نظرش آمد که راننده فرد مشکوکی است و برای همین به یکی از دوستانش پیام داد و ماجرا را گفت.
ملیکا که ترسیده بود موقعیت جغرافیایی زنده‌اش را برای دوستش ارسال کرد و از او خواست حواسش به مسیر باشد. چند لحظه‌ای گذشته بود که دوست ملیکا متوجه شد راننده تغییر مسیر داده و به سمت محلی متروکه و پرت در حرکت است. بلافاصله با ملیکا تماس گرفت و صدای فریاد و التماس‌های او را شنید که می‌گفت: گوشی تلفن همراهم را می‌دهم؛ اما با من کاری نداشته باشد. بعد از آن بود که تماس قطع شد و سپس گوشی خاموش شد.
دوست ملیکا که به ماجرا مشکوک شده بود بلافاصله به خانواده‌اش خبر داد. خانواده ملیکا هر چه منتظر ماندند از دخترشان خبری نشد، تلفن همراه او خاموش بود، خانواده ملیکا تا ساعتی صبر کرده و بعد از آن به پلیس مراجعه کرده و گزارش ناپدیدشدن او را اعلام کردند.
جسدی در کانال آب
با گزارش این خبر و ازآنجایی‌که ملیکا آخرین بار در تهران حضور داشت، پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. درحالی‌که تحقیقات برای یافتن رد و سرنخی از دختر جوان ادامه داشت رهگذران در حال عبور از کانال آبی در فشافویه متوجه جسد دختر جوانی شدند. آنها بلافاصله با پلیس تماس گرفته و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.در معاینات اولیه مشخص شد که دو روز قبل دختر جوان با ضربات چاقو به قتل رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌داد که جنایت در محل دیگری رقم خورده و قاتل جسد را داخل کانال آب انداخته است و آب جنازه را به فشافویه منتقل کرده است.
از آنجایی‌که هیچ مدرک هویتی با جسد دختر جوان نبود به همین دلیل جسد به‌عنوان مجهول‌الهویه به پزشکی قانونی منتقل شد. هم‌زمان با کشف جسد کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت به رصد مداوم پرونده‌های اجسادی پرداختند که مشخصات آنها با مشخصات ملیکا شباهت داشته باشد. در میان پرونده‌ها آنها با پرونده جسد مجهول‌الهویه دختر جوان برخورد کردند و از خانواده ملیکا خواستند برای شناسایی هویت جسد به پزشکی قانونی بروند. با حضور خانواده ملیکا در پزشکی قانونی، جسد شناسایی شد و راز ناپدیدشدن دختر جوان برملا شد.
‌سناریوی الهه حسین‌نژاد
بررسی‌های تیم جنایی نشان می‌داد که ملیکا سرنوشتی مانند الهه حسین‌نژاد داشته و قربانی راننده عبوری شده است. در ادامه تحقیقات کارآگاهان جنایی به بازبینی دوربین‌های اطراف محل مترو پرداخته و درنهایت موفق شدند تصاویر دختر جوان را زمانی که سوار بر خودرو شده است به دست آورند.
با به‌دست‌آمدن این تصاویر شماره پلاک خودروی پراید سفیدرنگ به دست آمد و کارآگاهان موفق شدند متهم جوان را دستگیر کنند. رامین متهم ۳۹ساله در ابتدا سعی کرد با سناریوسازی از گناه خود شانه خالی کند و در اعتراف اولیه خود گفت: «سه فرزند دارم؛ ولی مدتی است که با همسرم دچار مشکل شدم و در حال متارکه هستم. دیپلم ردی‌ام اما کارم بلاگری است و تبلیغات اینترنتی می‌کنم. ملیکا را نمی‌شناسم و آن شب وقتی او را دیدم که به سمت خیابان می‌آید تا خودرو بگیرد جلوی پایش توقف کردم و او سوار شد.»
او ادامه داد: «تصور می‌کردم که می‌خواهد به باقرشهر برود به همین دلیل تغییر مسیر دادم؛ اما او ترسید و شروع به دادوفریاد کرد. من هم در روستای قمصر او را پیاده کردم و دیگر از او خبری ندارم. اعتیاد ندارم و در این مدت هم کاشان بودم. در کاشان دچار افسردگی شدم و تصمیم گرفتم که خودکشی کنم. به همین دلیل رگ دستم را زدم؛ اما پشیمان شدم. خون‌هایی که داخل خودروام است برای دست خودم است نه متعلق به مقتول.» متهم جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات از او ادامه پیدا کرد تا اینکه وقتی خودش را در بن‌بست اطلاعاتی دید بالاخره لب به اعتراف گشود.
گفت‌وگو با متهم
قاتل ملیکا که ۲۰ بهمن‌ماه و باگذشت ۱۳ روز از جنایت توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شده بود، بالاخره سکوتش را شکست و لب به اعتراف گشود. 
چند سالت است؟
۳۹سال.
سابقه داری؟
یک‌بار به‌خاطر سرقت بازداشت شدم و مدتی در زندان بودم.
شغلت چیست؟
در صالح‌آباد مغازه‌های اسباب‌بازی و لوازم‌خانگی است که همه آنها کانال تلگرامی برای تبلیغات دارند. من ادمین و مدیر این کانال‌ها بودم و کار تبلیغات این کانال‌ها را انجام می‌دادم و حقوق خوبی هم می‌گرفتم.
دستمزدت چقدر بود؟
ماهی ۱۰۰ میلیون تومان. درآمدم خوب بود؛ ولی بدی ماجرا این بود که من روزانه پول دریافت می‌کردم و از زمانی که اینترنت‌ها قطع شد شرایط مالی من هم به هم ریخت و مجبور شدم مسافرکشی کنم.
به‌غیراز ملیکا مسافر دیگری هم داشتی؟
نه. ملیکا تنها مسافرم بود. البته می‌خواستم مسافر بزنم و ملیکا هم با این تصور که من قصد دارم مسافر سوار کنم، جلو نشست؛ اما مسافر دیگری گیرم نیامد.
ملیکا چند دقیقه داخل خودروات بود؟
نیم ساعتی می‌شد.
از قتل بگو؟
ملیکا را که سوار کردم به‌اشتباه تصور کردم می‌خواهد به باقرشهر برود و به سمت باقرشهر در شهرری رفتم. اما او که از تغییر مسیر من مطلع شده بود موقعیتش را به‌صورت آنلاین برای یکی از دوستانش فرستاد. من که متوجه شده بودم با او درگیر شدم و خواستم گوشی تلفن همراهش را از او بگیرم. باهم درگیر شدیم و با چاقویی که به همراه داشتم یک ضربه به گردن و بدن ملیکا زدم. ناگهان خون همه‌جا پخش شد و ترسیده بودم. در سمت شاگرد را باز کردم و جسد ملیکا بی‌اختیار از روی صندلی سر خورد و به بیرون افتاد.
چرا جسد را داخل کانال آب انداختی؟
محلی که دعوا و درگیری بود، در کنار کانال آب بود. در خودرو را که باز کردم جسد داخل کانال آب افتاد.
با گوشی تلفن همراه و وسایل ملیکا چه‌کار کردی؟
داخل همان کانال آب انداختم.
بعد از قتل کجا رفتی؟
بی‌اختیار به راه افتادم و به خودم که آمدم متوجه شدم نزدیکی‌های قم هستم. از آنجا به سمت کاشان رفتم. حال خوبی نداشتم می‌خواستم مدارک را از بین ببرم و از طرفی هم ماشین خونی شده بود. البته خون‌ها را در همان صحنه قتل با آب کانال آب شستم. اما لکش به‌جامانده بود. عذاب وجدان یک طرف و ازبین‌بردن مدارک طرف دیگر باعث شد که با همان چاقویی که قتل را مرتکب شده بودم، اقدام به خودزنی کنم.
اولیای دم قصاص می‌خواهند
 ملیکا متولد ۱۱ آذر ۱۳۸۱ و فرزند آخر خانواده بود. او دانشجوی سال آخر رشته گرافیک بود و در یک شرکت خصوصی حوالی میدان آرژانتین کار می‌کرد. خواهر ملیکا در گفت‌وگو با خبرنگار هفت‌صبح تعریف می‌کند که روز ۷ بهمن، حدود ساعت ۷ عصر تماس‌های مکرر او با ملیکا بی‌پاسخ می‌ماند تا اینکه هم‌زمان یکی از دوستان ملیکا با مادرشان تماس می‌گیرد و خبر می‌دهد که ملیکا با او تماس گرفته و گفته سوار یک خودروی پراید شده که راننده‌اش مشکوک است، مسیر را تغییر داده و حتی لوکیشن خود را فرستاده است.
بازار
تماس دوم بسیار کوتاه بوده، اما در همان چند لحظه صدای درگیری لفظی ملیکا با راننده شنیده می‌شده است. ظاهراً اپل‌واچ ملیکا به‌صورت خودکار آخرین شماره تماس را گرفته و دوستش هنگام پاسخ‌دادن، صدای التماس و مقاومت او را شنیده؛ جایی که ملیکا با اضطراب می‌گفته: «همه وسایلم را بردار، فقط من را رها کن.»
او توضیح می‌دهد: «ملیکا معمولاً تا ایستگاه نیروی هوایی می‌رفت و از آنجا با پدرمان به خانه برمی‌گشت، اما روز حادثه به دلیل کسالت مختصری که داشت، تصمیم گرفت زودتر از همیشه به خانه بیاید برای همین با مترو برگشت. در آن ساعت از شب، اطراف متروی جوانمرد قصاب تاکسی به‌سختی پیدا می‌شده و احتمالاً اسنپ هم درخواست او را قبول نکرده، به همین دلیل سوار همان خودرو شده است.»
بعد از قطع تماس‌ها، خانواده بلافاصله با پلیس تماس می‌گیرند و پلیس تیم تجسس را وارد عمل می‌کند. دوربین‌های شهری، لحظه سوارشدن ملیکا را ثبت کرده بودند و مسیر حرکت خودرو به طور کامل مشخص شده بود. پلیس خیلی سریع رد خودرو را می‌گیرد و آن را تا کاشان دنبال می‌کند. ساعتی بعد به خانواده اطلاع می‌دهند که متهم در کاشان و درحالی‌که در بیمارستان بستری بوده، بازداشت شده است. او ادعا می‌کند لکه‌های خون داخل خودرو متعلق به خودش بوده و برای پاک‌کردن رد خون ملیکا، رگ دستش را زده است.
سه روز بعد، هنگام بازبینی دوربین‌ها، دایی خانواده تماس می‌گیرد و خبر می‌دهد جسد دختری جوان در فشافویه کشف شده و برای شناسایی باید به کهریزک مراجعه کنند. ابتدا از روی تصاویر و سپس در پزشکی قانونی، برادر ملیکا هویت او را تأیید می‌کند.
خواهر ملیکا در ادامه می‌گوید: «متهم مردی ۳۹ساله به نام رامین و اهل باقرشهر است که سه فرزند دارد؛ دو پسر ۱۱ و ۱۳ساله و یک دختر ۹ساله. متهم عنوان کرده زمانی که طلاهای ملیکا را دیده قصد سرقت داشته و در جریان درگیری، پس از مقاومت ملیکا، او را به قتل رسانده است. بااین‌حال خانواده ما این روایت را قبول ندارند و معتقدند اعترافات او ناقص و با واقعیت ناسازگار است. ملیکا تنها یک گردن‌بند طلا، یک دستبند طنابی، یک دستبند النگویی، گوشواره طلا، آیفون ۱۱ و اپل‌واچ همراهش بوده است.»
متهم مدعی شده قتل با دو روش انجام شده، اما خانواده تأکید می‌کنند ملیکا دختری بسیار ظریف بوده و توان مقاومت در برابر مردی ۱۷۵ سانتی‌متری، قوی‌جثه و چاق با صورت گرد را نداشته و همین موضوع نشان می‌دهد روایت او با واقعیت همخوانی ندارد.
خواهر ملیکا در آخر می‌گوید: «تقاضای پدر و مادرم به‌عنوان اولیای دم فقط قصاص متهم است.»


نظرات شما