سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵

مقالات

حجت الاسلام دکتر محمد باقر نادم گفت:

عرفان اجتماعی؛ از سلوک فردی تا حکمرانی تمدن‌ساز

عرفان اجتماعی؛ از سلوک فردی تا حکمرانی تمدن‌ساز
عصر قم - در نشست «امتداد اجتماعی عرفان» مطرح شد: عرفان حقیقی نه به‌معنای انزواست و نه به معنی قدرت‌طلبی. سیره امام خمینی(ره)، عرفانی اجتماعی برای پاسخ به بحران‌های معرفتی و تمدنی جهان مدرن است. عرفان اجتماعی نقطه مقابل معنویت‌های نوظهور و عقلانیت سکولار است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - در نشست «امتداد اجتماعی عرفان» مطرح شد: عرفان حقیقی نه به‌معنای انزواست و نه به معنی قدرت‌طلبی. سیره امام خمینی(ره)، عرفانی اجتماعی برای پاسخ به بحران‌های معرفتی و تمدنی جهان مدرن است. عرفان اجتماعی نقطه مقابل معنویت‌های نوظهور و عقلانیت سکولار است.

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا ، حجت الاسلام دکتر محمد باقر نادم، استاد حوزه و دانشگاه، در نشست «امتداد اجتماعی عرفان» با محوریت چالش‌ها و فرصت‌های سیاسی و حکمرانی در تبیین معنای حقیقی عرفان گفت: عرفان هرگز نه به معنای قدرت‌طلبی و سلطه جویی بوده است و نه به معنای انزوا طلبی و دوری از اجتماع».
وی تصریح کرد: عارف حقیقی کسی است که خود را موظف می‌داند در کنار مردم باشد و دستگیر آنان شود. همان رسالتی که از عرفان انتظار می‌رود، خدمت به خلق و حضور مسئولانه در جامعه است.
وی افزود: از همین‌جا چالش اصلی ما در ساحت سیاسی و اجتماعی عرفان آشکار می‌شود؛ عرفان اجتماعی نافی انزوای فردی است و بر عرفانی تأکید دارد که مسئول، پاسخگو و تمدن‌ساز باشد. ظرفیت عرفان اسلامی ذاتاً اقتضای تحول‌آفرینی دارد و این تحولات از همان اتصال به مبدأ و حق سرچشمه می‌گیرد.
حجت الاسلام نادم با اشاره به سیره امام خمینی(ره) ابراز داشت: یکی از زمینه‌های مهم برای اینکه ایشان عرفان را در عرصه اجتماع بازخوانی و جاری کردند، این بود که هیچ‌گونه تعلق خاطر شخصی به خود نداشتند. امام خود را فانی در حق می‌دیدند و جز انجام وظیفه به چیز دیگری نمی‌اندیشیدند؛ هیچ‌کس هم نمی‌توانست ایشان را از انجام تکلیف الهی بازدارد.
امام، فقط یک فقیه نبود
وی با تصریح بر ابعاد مختلف شخصیتی امام خمینی(ره) خاطر نشان کرد: شخصیت امام با همان محوری که استاد فرمودند، یعنی پرورش در فقه اکبر و عرفان، شکل گرفت. امام تنها یک فقیه عادی یا فقیهی که بر پایه برخی اصول ابزاری عمل کرده باشد نبود؛ بلکه گویی هر چهار سفر سلوکی را طی کرده و اکنون به عنوان خلیفه‌الله مبعوث شده بود تا رسالتی بر عهده گیرد و برای اقامه حکومت وارد جامعه شود.
وی افزود: همان‌گونه که گفته می‌شود حاکم باید عارف باشد و عارف باید در عرصه حکومت حضور داشته باشد، می‌توان برعکس نیز گفت هر کسی که بخواهد در جامعه اسلامی به حاکمیت برسد، اگر عارف نباشد، اساساً شایستگی پذیرش این مسئولیت را ندارد. هر عارفی رسالت حکومت و مسئولیت اجتماعی دارد و هر حاکمی نیز باید برخوردار از سلوک عرفانی و معنوی باشد.
حجت الاسلام نادم حکمرانی مبتنی بر اخلاق را لازمه حکمرانی اسلامی دانست و ابراز داشت: در نگاه سیاسی و اجتماعی ما به عرفان، سخن از حکمرانی مبتنی بر اخلاق و عرفان اسلامی است؛ حکمرانی‌ای که بر پایه معنویت، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی شکل می‌گیرد. چنین حکمرانی‌ای باید بتواند ارزش‌های الهی را در متن مدیریت جامعه جاری سازد.
وی با اشاره به اینکه عرفان اجتماعی امروز با انباشتگی از چالش‌ها روبه‌رو است، بیان داشت: این چالش‌ها صرفاً معرفتی نیستند، بلکه ابعاد ساختاری، رفتاری و محیطی نیز دارند. از جمله چالش‌های معرفتی، خلط در فهم حقیقت عرفان است؛ یعنی عرفان را همچنان فردی و منزوی بفهمیم و به آن نگاهی تقلیل‌گرایانه و حداقلی داشته باشیم.
حجت الاسلام نادم لازمه تحقق عفران اجتماعی را نهاد تمدنی دانست و اظهار داشت: از نظر ساختاری نیز، برای تحقق عرفان اجتماعی هنوز نهاد تمدنی و تمرکزگرایی که بتواند این معنا را به منصه ظهور برساند، به‌درستی فراهم نشده است. در سطح رفتاری نیز نبود سیر و سلوک عملیِ شخصی، نفوذ جریان‌های انحرافی و عرفان‌های خودساخته و نوظهور، و نیز کمبود دوراندیشی‌ها، از دیگر چالش‌های جدی است.
وی ادامه داد: افزون بر این‌ها، چالش محیطی و اجتماعی نیز وجود دارد؛ یعنی همان زمینه‌های تمدنی، تقابل با مدرنیته، بحران‌های نوپدید و ضعف در آینده‌نگری. اگر این مسائل به‌درستی دیده نشود، عرفان اجتماعی نمی‌تواند نقش تمدن‌ساز خود را ایفا کند.
تقابل عرفان و مدرنیته؛ تقابل دو دستگاه حکمرانی
حجت الاسلام نادم با اشاره به بُعد تمدنی تقابل دستگاه حکمرانی عرفانی و مدرنیته خاطرنشان کرد: در سطح تمدنی و بین‌المللی نیز با چالشی جدی مواجهیم. تقابل عرفان با مدرنیته سکولار، در واقع تقابل دو دستگاه حکمرانی است؛ از یک‌سو دستگاه حکمرانی مدرن که بر عقلانیت ابزاری و سکولاریسم استوار است و دین را از سیاست جدا می‌داند، و از سوی دیگر حکومت عرفانی که بر ارزش‌ها، معنویت و پیوند زمین با آسمان بنا شده است.
وی ادامه داد: در این نگاه، حضور خدا در مدیریت و زندگی جمعی معنا پیدا می‌کند. اگر از منظری عرفانی به حاکمیت بنگریم، حاکمیت زمینی باید به آسمان متصل باشد و از معنویت و اخلاق الهی تغذیه کند. در حالی که از منظر عرفانی، این خودِ مدرنیته است که دچار فقر معنوی و بحران اخلاقی است. اندیشه تمدنی در نگاه رهبر شهید، ناظر به پاسخ‌گویی به همین چالش‌هاست.
حجت الاسلام نادم با اشاره به بحران‌های نوپدید جهانی مانند اضطراب، تنهایی، فروپاشی خانواده، طلاق و خشونت‌های گسترده، ابراز داشت: اگر این اندیشه را به‌درستی درک و تبیین کنیم، بسیاری از شبهات و ایرادهایی که امروز از سوی جهان مدرن متوجه جامعه اسلامی می‌شود، پاسخ خود را خواهد یافت. جامعه مدرن از ما می‌پرسد شما چه نسخه‌ای دارید؟ چه مؤلفه‌ها و چه پروتکل‌هایی برای درمان این مسائل تعریف کرده‌اید؟
وی ادامه داد: در جهان غرب، حتی در چارچوب سکولار، برای بحران‌های اجتماعی خود «کلینیک‌های الهیاتی» و آزمایشگاه‌های نظری ایجاد کرده‌اند. آن‌ها مسائل را از متن جامعه و خیابان جمع‌آوری می‌کنند، به دانشگاه می‌برند، به نظریه و پروتکل تبدیل می‌کنند، قانون‌گذاری می‌کنند و سپس این الگوها را به جهان عرضه می‌کنند.
الهیات عملی؛ تبدیل مسئله اجتماعی به پروتکل
حجت الاسلام نادم با تاکید بر الهیات عملی در مسئله حکمرانی خاطرنشان کرد: الهیات عملی در دانشگاه‌های انگلستان و آمریکا دقیقاً چنین مسیری را طی می‌کند؛ مسئله اجتماعی را به مدل مداخله تبدیل می‌کند. عرفان ما ظرفیت عظیمی برای درمان بحران‌های معنوی بشر دارد، اما این ظرفیت کمتر به نظریه اجتماعی، پروتکل اجرایی و برنامه تمدنی تبدیل شده است.
وی با اشاره به اینکه در عرصه عرفان اسلامی هنوز سازوکارهای نظام‌مند ایجاد نشده است، تصریح کرد: همان‌گونه که بارها تأکید شده، فرهنگ‌سازی از لایه‌های خرد زندگی مردم آغاز می‌شود. وی ابراز کرد: اگر ما می‌خواهیم عرفان اجتماعی در میان مردم پذیرفته شود، باید از همه ابزارهای فرهنگی، هنری و رسانه‌ای بهره ببریم. صرف سخن گفتن از عرفان کافی نیست؛ باید آن را در زندگی روزمره مردم جاری کرد.
حجت الاسلام نادم با اشاره به خلأهای جدی در این حوزه گفت: ضعف آینده‌پژوهی تمدنی مبتنی بر عرفان، یکی از کمبودهای مهم ماست. وی افزود: اگر سخن از تمدن نوین اسلامی می‌گوییم، باید بتوانیم الگوها، پارادایم‌ها و نظام فکری سلوک اجتماعی عارفانه را برای حل مسائل آینده بشر طراحی کنیم. عرفان نباید صرفاً در ساحت فردی باقی بماند، بلکه باید به نظام حکمرانی، قانون‌گذاری و مدیریت اجتماعی تسری یابد.
مدیران بدون سلوک معنوی با بحران مواجه می‌شوند
وی با اشاره به چالش رفتاری در سطح کارگزاران و مدیران تصریح کرد: اگر مدیر یا حاکم به مقام خلیفه‌اللهی نرسیده باشد و رسالت خود را از ناحیه اتصال معنوی کسب نکرده باشد، در عمل با بحران مواجه خواهد شد. وی بیان کرد: یکی از آسیب‌های امروز ما، غیاب سیر شخصی و عملی در میان برخی مدیران است. تجربه امام خمینی نشان داد که اخلاق بدون سلوک شخصی، بدون نماز شب، بدون انس با قرآن و بدون ارتباط معنوی با ولیّ الهی، به اخلاقی شعاری و بی‌پشتوانه تبدیل می‌شود.
حجت الاسلام نادم خاطرنشان کرد: همانگونه که بزرگان اخلاق تأکید می‌کردند، «خداخویی» باید در سیره مدیران حاکمیت اسلامی تجلی داشته باشد؛ یعنی پیش از آنکه در ساختارها ظهور کند، در جان مدیر ریشه بدواند. امروز کمتر مدیری را می‌بینیم که التزام عمیق شخصی به سلوک معنوی داشته باشد و همان سلوک را به عرصه مدیریت منتقل کرده باشد.
وی با اشاره به نمونه‌هایی از مدیران مؤمن و سالک ابراز داشت: شهید تندگویان نشان می‌دهد که چگونه عرفان عملی می‌تواند در سخت‌ترین شرایط، انسان را استوار نگه دارد. او سال‌ها در زندان شکنجه شد، اما نه به نظام و نه به امام و نه به ارزش‌هایش خیانت نکرد؛ زیرا در سطح سیر شخصی، به عرفان عملی ملتزم بود و این التزام در رفتار اجتماعی و مدیریتی او ظهور داشت.
حجت الاسلام نادم افزود: شکاف میان سلوک فردی و عمل مدیریتی، یکی از چالش‌های اصلی عرفان اجتماعی در روزگار ماست. اگر این شکاف پر نشود، عرفان در حد شعار باقی می‌ماند و نمی‌تواند به کار حکمرانی و اداره جامعه بیاید. برخی جریان‌های شبه‌عرفانی، عرفان را یا به انزوای فردی تقلیل می‌دهند یا اگر از عرفان اجتماعی سخن می‌گویند، آن را به معنایی محدود و منفعل تعریف می‌کنند.
وی با اشاره به اهمیت تشخیص درست و بهنگام گفت: این توانایی از همان نگاه آسمانی و اتصال معنوی نشئت می‌گیرد. در نظام‌های سکولار و لیبرالیستی، تصمیم‌ها غالباً واکنشی و دیرهنگام‌اند، نه پیشگیرانه؛ حال آنکه در سیره علمای عارف، اقدام‌ها پیش‌دستانه و مبتنی بر دوراندیشی بوده است.
حجت الاسلام نادم ادامه داد: مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی پیش از آنکه رضاخان به قدرت کامل برسد، ماهیت استبدادی او را افشا کرد و حتی تحصنی طولانی را سامان داد. این دوراندیشی سیاسی، ریشه در سلوک عرفانی داشت. امام خمینی نیز در مبارزه با رژیم پهلوی، از همین سنت بهره برد و سیره عرفانی ایشان، مبارزه را به حرکتی پیشگیرانه و آگاهانه تبدیل کرد، نه صرفاً واکنشی احساسی.
وی بر ضرورت عبور عرفان اجتماعی از سطح شعار تأکید کرد و گفت: اگر عرفان اجتماعی بخواهد در عرصه حکمرانی اسلامی به فعلیت برسد، باید به نظریه‌پردازی، نهادسازی، آینده‌پژوهی، تربیت مدیران سالک و تولید الگوهای عملی برای حل مسائل بشر معاصر برسد. تنها در این صورت است که می‌تواند در برابر مدرنیته سکولار، نه در موضع انفعال، بلکه در جایگاه ارائه‌دهنده یک بدیل تمدنی پاسخ‌گو ظاهر شود.


نظرات شما