عصر قم - در نشست علمی «بررسی فقهی هستیشناسی حیات جنین» با اشاره به ادله نقلی، حرمت اسقاط جنین به عنوان یک اجماع فقهی معرفی و به آیات و روایت این عرصه اشاره شد.
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا ، به مناسبت هفته جمعیت، کمیته بانوان قرارگاه بلاغ مبین با همکاری خبرگزاری رسا، نشستی تخصصی با موضوع «بررسی فقهی هستیشناسی حیات جنین» را به صورت مجازی در سالن جلسات خبرگزاری رسا برگزار کرد.
در این نشست، حجتالاسلام دکتر رسول مزروعی، مدیر گروه قصاص مرکز تحقیقات قوه قضائیه و پژوهشگر حوزه حیات و جایگاه جنین، با اشاره به آمار نگرانکننده سقط جنین در کشور اظهار داشت: «سالانه با پانصد و پنجاه هزار مورد سقط عمدی و جنایی روبهرو هستیم؛ یعنی روزانه حدود دو هزار جنین به صورت عمدی سقط میشوند. قرآن کریم از این عمل با عنوان "قتل جنین" یاد کرده است.» وی با استناد به آیات و روایات تأکید کرد: «فارغ از اینکه قائل به پیدایش حیات انسانی از چه مرحلهای باشیم، اسقاط جنین در قرآن قتل نامیده شده و فتوای فقها به صورت اجماعی بر حرمت آن از اولین لحظه تکوین جنین تأکید دارد.
خانم دکتر افتخار یوسفی، طلبه دوره عالی فقه (سطح ۴ فقه و اصول) نیز با استناد به روایتی از امام باقر (ع) خاطرنشان کرد: اسقاط جنین، ظلم به موجودی است که هیچ توان دفاعی ندارد. در روایت صحیح آمده است مادری که عمداً اقدام به سقط جنین کند، از فرزند خود ارث نمیبرد؛ چراکه او را کشته است.
مشروح این نشست به شرح ذیل است:
حجتالاسلام مزروعی:
سالانه بیست هزار مرگ در جادهها رخ میدهد. در مباحث مطرحشده، همواره بر ضرورت ارتقای کیفیت استاندارد جادهها و اصلاح وضعیت موجود تأکید میشود. دولت نیز این مسائل را پذیرفته و بسیار مهم میداند؛ اما واقعیت آن است که ما با آمار بیست هزار مرگ سالانه مواجه هستیم. در مقابل، موضوع سقط جنین – یا به تعبیر دقیقتر «اسقاط جنین» – ابعاد بسیار گستردهتری دارد. سالانه با پانصد و پنجاه هزار مورد سقط عمدی و جنایی روبهرو هستیم؛ یعنی روزانه حدود دو هزار جنین به صورت عمدی سقط میشوند، در حالی که تعداد موالید سالانه کشور کمتر از یک میلیون نفر است.
سخن از سقطهای خودبهخودی نیست؛ بحث اصلی، سقط عمدی و جنایی است که تعبیر صحیح آن «اسقاط» میباشد. در قرآن کریم از این عمل با عنوان «قتل جنین» یاد شده است. این رقم در سطح جهان به پنجاه میلیون نفر در سال میرسد؛ فاجعهای به اندازه کل جمعیت یک کشور متوسط. بنابراین، موضوع اسقاط جنین از مهمترین – و شاید مهمترین – مباحث روز است.
ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا جنین انسان محسوب میشود و حیات انسانی از چه مرحلهای آغاز میگردد؟ صرفنظر از اینکه انسان بودن از لحظه لقاح تحقق مییابد یا خیر، و حتی صرفنظر از اینکه جنین از آغاز دارای حیات انسانی است یا نه، آیات قرآن، روایات معصومین علیهم السلام و فتوای فقهای ما – به صورت اجماعی و بدون هیچ اختلافی – صراحتاً بر حرمت اسقاط جنین تأکید دارند. این مسئله بسیار حائز اهمیت است و جای هیچ بحث و جدالی ندارد.
در آیه ۱۲ سوره مبارکه «ممتحنه» میخوانیم:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلی أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَ لا یَسْرِقْنَ وَ لا یَزْنینَ وَ لا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ...»
خداوند متعال از زنان مؤمن پیمان میگیرد که فرزندان خود را نکشند. واژه «ولد» در این آیه، تنها به کودک متولدشده اطلاق نمیشود؛ بلکه بر اساس ریشه لغوی، «ولد» به هر چیزی گفته میشود که از چیزی دیگر حاصل شده باشد؛ یعنی «نتاج» از لحظه تشکیل نطفه و لقاح، جنین «ولد» محسوب میشود و اسقاط او، قتل اوست. در سوره توحید نیز میخوانیم: «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ»؛ خداوند زاده نشده و آفریده نشده است یعنی نتاج یافته نیست نه اینکه متولد نشده باشد. بنابراین، بر اساس نص قرآن، از بین بردن جنین در هر مرحلهای که باشد، قتل محسوب میشود.
برخی گمان میکنند که مادر هرگز دست به کشتن فرزند خود نمیزند، ازاین رو نباید در آیه قرآن از این امر بدیهی نهی شود. تفاسیر بزرگ قتل فرزند را دو نوع مطرح کرده اند. یک مورد زنده به گورکردن دختران بوده که تعداد آن زیاد نبوده است و این اقدام نیز توسط مردان صورت می گرفته پس نباید خطاب به زنان از این کار نهش شود. مورد دوم نیز طبق گفته تفاسیر قتل جنین بوده است. در دوران جاهلیت قدیم و همچنین در جاهلیت مدرن، متأسفانه سقط جنین توسط مادران رخ میدهد و آیه شریفه عمدتاً ناظر به همین نوع قتل فرزند است. حرمت اسقاط جنین، یک حرمت عادی نیست؛ قرآن آن را در ردیف شرک به خدا و زنا – که از گناهان کبیره هستند – قرار داده است. روایات نیز بر این مطلب تأکید دارند.
قرآن در آیه ۱۵۱ سوره انعام میفرماید: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ»؛ یعنی فرزندان خود را از ترس فقر نکشید. این خطاب متوجه پدران و مادران است و ناظر به مراحل اولیه بارداری است؛ چراکه کسی که از فقر میترسد، منتظر تولد فرزند نمیماند، بلکه هرچه زودتر اقدام به سقط میکند. این آیه نیز شدت حرمت این عمل را در کنار شرک و احسان به والدین نشان میدهد. بنابراین، فارغ از اینکه قائل به پیدایش حیات انسانی از چه مرحلهای باشیم، اسقاط جنین در قرآن قتل نامیده شده و در ردیف بزرگترین گناهان نهی شده است.
نقد گره زدن سقط جنین به مسئله جمعیت
متأسفانه در جامعه ما این توهم ایجاد شده که قبل از چهارماهگی یا قبل از تشکیل قلب، اسقاط جنین اشکال چندانی ندارد. این برداشت کاملاً نادرست است. همه فقهای ما بالاتفاق از اول فقه تا کنون، و نیز نصوص آیات و روایات ما میگویند اسقاط جنین از اولین لحظه تکوین حرام است و از اکبر کبائر محسوب میشود.
برخی میخواهند بحث سقط جنین را به مسئله جمعیت پیوند بزنند. تأکید میکنم: بحث قتل جنین و سقط جنین به خودی خود یکی از مهمترین – و بلکه مهمترین – مباحث است. حتی اگر انفجار جمعیت هم داشتیم، حق کشتن انسانها را نداریم. در قرآن، قتل یک انسان بیگناه برابر با قتل همه انسانهاست: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً»
این سخن مبالغه نیست. انسان آنقدر مهم است که خداوند همه آنچه در آسمانها و زمین است را مسخر او کرده است: «سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً».
برنامهریزی خارجی برای ترویج سقط جنین
یادم میآید چند سال قبل در دولت پیشین، مشاور عالی وزیر بهداشت و درمان، جلسهای با حضور حدود پنجاه تا شصت نفر از متخصصان زن، پزشکان و اساتید حوزههای مختلف برگزار کرد. بنده هم به جهت مباحث فقهی و کلامی دعوت شده بودم. در آن جلسه، ایشان به صراحت گفت: «جریان و پروسه سقط جنین خارج از کشور طراحی شد و ما در کشور اجرایش کردیم.» برای اینکه این اتفاق وحشتناک در کشور ما تحقق پیدا کند، دست به تحریفها و بدعتها زده شد و مخفیکاریهای زیادی صورت گرفت.
آیا پدر نیز در قبال سقط جنین مسئول است و باید چیزی پرداخت کند، باید گفت: بله، هر کس – اعم از پدر، مادر یا پزشک – که مرتکب اسقاط شود، باید دیه بپردازد. اگر پدر یا مادر قاتل باشند، از ارث محروم میشوند و دیه به وارث غیرقاتل میرسد. روایتی که خواندم مربوط به مادری بود که عمداً داروی سقط مصرف کرده بود و امام علیه السلام فرمود: «او قاتل است و دیه میپردازد و از فرزندش ارث نمیبرد».
اگر پدر قاتل باشد، دیه را به مادر میدهد (چون مادر وارث غیرقاتل است). اگر هر دو با هم اقدام کنند، هر دو قاتل محسوب میشوند و دیه به وارث طبقه دوم (مانند برادر، خواهر یا پدربزرگ) پرداخت میشود. اگر وارثی نباشد، دیه به بیتالمال میرسد.
برخی پرسیدهاند که اگر جنین روح ندارد، پس چرا مادر را میفهمد و به او علاقه دارد؟ من هرگز نگفتهام که جنین روح ندارد. بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، روح از ابتدای تکوین نطفه وجود دارد؛ هرچند مرتبه آن کامل نیست. در کتاب کافی، روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: تحولات جنین در رحم مادر به سبب وجود روح است. اگر روح نبود، دیهای بر عهده قاتل نبود. حضرت فرمودند: «لو لم یکن فیه روح ما کان علی من یودیه دیه».
امام رضا علیه السلام نیز میفرمایند: حیاتی که جنین دارد غیر از حیات نباتی یا حیوانی است. این تحولات شگفتانگیز – از تکثیر سلولی تا شکلگیری چشم، گوش، قلب، انگشتان و حتی خطوط سرانگشت در کمتر از هشت هفته – همه به برکت وجود همان روح است.
عدم قصاص در مراحل اولیه به معنای انسان نبودن نیست
یکی دیگر از دلایل روشن بر انسان بودن جنین از ابتدای لقاح، مسئله ارث است. جنین از لحظهای که نطفه منعقد میشود، هم ارث میبرد و هم ارث میدهد. اگر پدری بمیرد و نطفهای منعقد شده باشد، این جنین ارث میبرد – مشروط بر آنکه زنده متولد شود. فقها برای او نامگذاری میکنند و سهم الارث تعیین میکنند. همچنین اگر کسی نطفهای را بکشد، باید دیه بپردازد و دیه به ورثه میرسد. این خود گواه روشنی بر انسان بودن جنین از همان اولین مراحل است.
این پرسش مطرح شده که اگر جنین انسان است، چرا قصاص ندارد؟ پاسخ این است که هرجا قصاص نبود، نشانه انسان نبودن نیست. مثلاً اگر کسی دیوانهای را بکشد، قتل انسان است اما قصاص ندارد. یا پدر و مادری که فرزند خود را میکشند، قصاص نمیشوند اما گناهشان بسیار سنگینتر از قتل غریبه است. نداشتن قصاص در مراحل اولیه به دلیل ناقص بودن انسانیت است، نه به دلیل نبودن انسانیت. همانطور که دیه کامل ندارد، قصاص هم ندارد، اما حرمت و گناه آن به اندازه شرک و زناست.
میزان دیه در مراحل مختلف:
دیه نطفه: بیست مثقال طلا (تقریباً یک میلیارد و دویست میلیون تومان)
دیه علقه: دو میلیارد و چهارصد میلیون تومان
دیه مضغه: سه میلیارد و ششصد میلیون تومان
پس از شکلگیری استخوان: چهار میلیارد و هشتصد میلیون تومان
این ارقام نشاندهنده عظمت این جنایت است. متأسفانه در حال حاضر قوه قضائیه این مبالغ را به روز نمیکند که خود جای بحث مستقلی دارد.
در مقام جمع بندی نیز باید گفت تا اینجا روشن شد که:
۱. فارغ از بحث انسانیت، اسقاط جنین از ابتدای لقاح حرام است.
۲. قرآن و روایات از آن تعبیر به «قتل» کردهاند.
۳. فتاوای فقها اجماعی و بدون اختلاف است.
۴. حرمت آن در ردیف شرک و زناست.
۵. جنین از ابتدای لقاح دارای روح (مرتبه ناقص آن) است.
۶. ارث بردن و ارث دادن جنین، دلیل شرعی بر انسان بودن اوست.
۷. عدم قصاص در مراحل اولیه نافی انسانیت نیست.
خانم دکتر یوسفی
بسم الله الرحمن الرحیم. عرض ادب و سلام دارم خدمت همه شرکتکنندگان در این نشست و تشکر میکنم از خبرگزاری «رسا» به دلیل برگزاری این نشست. سالروز شهادت امام محمد باقر علیه السلام و سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر را گرامی میداریم.
فرمایشات استاد مزروعی را پیرامون مصداق «قتل» بودن اسقاط جنین و آیات سوره ممتحنه استماع کردیم. برای رفع برداشت برخی که میگویند تا پیش از دمیده شدن روح، از بین بردن جنین قتل محسوب نمیشود، به روایتی صحیح از ابیعبیده از امام باقر علیه السلام استناد میکنم.
در آن روایت، از امام در مورد زنی باردار سؤال میشود که عمداً دارویی برای اسقاط جنین مصرف کرده است. امام علیه السلام بسته به مراحل رشد جنین، دیه معیّن میکنند؛ خواه جنین استخوانبندی شده باشد و خواه در مرحله علقه یا مضغه باشد. در ادامه راوی میپرسد: «آیا این مادر از فرزند خود ارث میبرد؟» امام میفرمایند: «لا، لأنها قتلته»؛ خیر، چون او را کشته است. این روایت از نظر سند و دلالت معتبر است و صراحتاً اسقاط جنین را در هر مرحلهای «قتل» مینامد.
در پاسخ به این پرسش که آیا بین شدت مهر مادری و مراحل رشد جنین ارتباط وجود دارد، باید گفت: هر چند مادر به دلیل ندیدن جنین، شاید در ابتدا حس کمتری داشته باشد، اما این به معنای نبودن ارتباط نیست. زمانی که مادر صدای قلب جنین را میشنود یا حرکت او را در سونوگرافی مشاهده میکند، این حس بسیار تقویت میشود.
از سوی دیگر، جنین در محیط رحم، جز مادر هیچکس را نمیبیند و حس نمیکند. تمام وجود او به مادر وابسته است. نمونهای از تأثیرپذیری عاطفی جنین از مادر نقل کنم: خانم بارداری که در سونوگرافی از پسر بودن جنین ناراحت شد، جنین بلافاصله خود را جمع کرد. رادیولوژیست از همین واکنش فهمید که جنین ناراحتی مادر را حس کرده است.
اسقاط جنین ظلم به موجودی بیدفاع
اسقاط جنین، ظلم به موجودی است که هیچ توان دفاعی ندارد. حدیث داریم: «إِیَّاکَ وَ الظُّلْمَ فَإِنَّهُ ظُلْمُ مَنْ لَا یَنْصُرُهُ إِلَّا اللَّهُ»؛ بپرهیز از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد. اسقاط جنین مصداق کامل این ظلم است. مادران باید بدانند که جنین، هدیه الهی، نسخهای دیگر از وجود آنان و دارای حق حیات است. عادیانگاری سقط جنین، باورهای نادرست ایجاد میکند. ما تنها باید مانع رشد طبیعی او نشویم.
برای علاقهمندان به مطالعه بیشتر در خصوص «انسان بودن جنین از چه زمانی آغاز میشود»، کتاب «فقه جنین از منظر اخلاقی» نوشته دکتر علیرضا آل بویه را معرفی میکنم. در این کتاب، دیدگاههای گوناگون اندیشمندان غربی و مسلمان بررسی و نقد شده و استدلالهایی همچون استدلال ذات نوعی، استمرار وجودی و دلایل فقهی و اخلاقی برای اثبات انسان بودن جنین از بدو لقاح ارائه گردیده است. نسخه الکترونیکی این کتاب نیز موجود است.
بخش سوم: پرسش و پاسخ پایانی
مخاطب: ارتباط بین شدت مهر مادری و مراحل رشد جنین چگونه است؟ آیا در ماههای ابتدایی این مهر وجود ندارد؟
پاسخ خانم دکتر یوسفی: مهر مادری از ابتدا وجود دارد، اما به دلیل حجابهای طبیعی (ندیدن، نشنیدن، لمس نکردن) ممکن است مادر آن را به طور کامل حس نکند. به محض اینکه مادر صدای قلب جنین را میشنود یا حرکت او را حس میکند یا تصویر او را در سونوگرافی میبیند، این مهر چندین برابر میشود. کم بودن حس مادر به خاطر نبود مهر نیست، به خاطر حجاب است.
مخاطب: اگر پدر اقدام به سقط کند، آیا باید دیه بپردازد؟
پاسخ حجتالاسلام مزروعی: بله، دقیقاً مثل مادر. اگر پدر قاتل باشد، دیه را به مادر میدهد (چون مادر وارث غیرقاتل است). اگر هر دو با هم اقدام کنند، دیه به وارث طبقه دوم میرسد.
مخاطب: اگر جنین روح ندارد، پس چرا مادر را میفهمد و عشق را درک میکند؟
پاسخ حجتالاسلام مزروعی: من هرگز نگفتهام که جنین روح ندارد. بر اساس آیات و روایات، روح از ابتدای لقاح وجود دارد. همان روایتی که خواندم، امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر روح نبود، دیهای بر عهده قاتل نبود. تحولات شگفتانگیز جنین در رحم مادر نیز به برکت وجود همان روح است.
مخاطب: چرا جنین قصاص ندارد اگر انسان است؟
پاسخ حجتالاسلام مزروعی: قصاص نداشتن در مراحل اولیه به معنای انسان نبودن نیست. قتل دیوانه قتل انسان است اما قصاص ندارد. پدر و مادری که فرزند خود را میکشند قصاص ندارند اما گناهشان بسیار بزرگتر از قتل غریبه است. قصاس نبودن به دلیل ناقص بودن انسانیت است، نه نبودن انسانیت.