عصر قم - قطعا جوانگرایی ریسک های خودش را دارد، اما از مُسنگرایی بهتر است. کسانی که به انتصاب افراد نسبتاً جوان انتقاد میکنند، معمولاً بر کمتجربگی و احتمال خطا تأکید دارند.
به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، اخیراً برخی انتصابات منتسب به رهبر انقلاب، از جمله تعیین آقای وکیلپور به عنوان نماینده ویژه و تعیین هیأت مدیره مرکز خدمات حوزه، موضوع «جوانگرایی» را مورد گفتگو قرار داده است. برخی امید دارند که رهبر جدید جوانگرایی را در دستور کار قرار دهد و برخی نیز بیم آسیبها را دارند.
قطعا جوانگرایی ریسک های خودش را دارد، اما از مُسنگرایی بهتر است. کسانی که به انتصاب افراد نسبتاً جوان انتقاد میکنند، معمولاً بر کمتجربگی و احتمال خطا تأکید دارند. اما تجربه دهههای اخیر نشان داده که ماندن طولانیمدت افراد مسن (منظور, پیر نیست بلکه منظور مدیران و مسئولانی ست که چهاردهه است هستند) در پستهای مختلف و چرخش آنها میان چند مسئولیت نه تنها از خطا مصون نبوده، که به تدریج به سختشدن و کندشدن تصمیمگیری، مقاومت در برابر تغییر و مهمتر از همه تصاحب تصمیمات سازمانی به نفع یک حلقه بسته انجامیده است. باید در میانهی دو ریسک اینگونه گفت: ریسک جوانگرایی، ریسک پویایی و خطای مولد است؛ اما آن یکی، ریسک ایستایی.
نکته قابل تأمل این است که بخش قابل توجهی از نقدهای جدی به این انتصابات و اساسا مقوله جوانگرایی از سوی چهرههای همنسل یا مسنتر مطرح میشود. این واکنش طبیعی است؛ هر تغییر نسلی با مقاومت نسل پیشین روبهرو میشود. اما اگر قرار باشد تصمیمگیری در اختیار کسانی بماند که از مشارکت نسل بعد نگراناند، چرخه تغییر هیچگاه کامل نخواهد شد.
اما با کمال احترام و تشکر از قدردانی سالها خدمت و تلاش باید گفت: اگر عرفاً شما را در دسته مدیران سندار میدانند، بهتر است خودتان زمین را برای جوانان باز کرده و به روح جوانگراییِ آغاز شده کمک کنید. این پیشنهاد نه به معنای حذف تجربه، که به معنای تغییر نقش از تصمیمگیر اجرایی به مشاورانی ست که جوانترها را راهنمایی خواهند کرد. بدانید هیچ اتفاق بدی نمیافتد. ترس از خلأ تجربه، گاهی بزرگنمایی میشود. تجربه نشان داده که سیستمها پس از یک جابهجایی نسلی، نه تنها از هم نمیپاشند، که نفس تازه میکنند. خطاهای احتمالی جوانان معمولاً جبرانپذیر است، در حالی که خطای ناشی از تداوم تصمیمگیران فرسوده گاه جبرانناپذیر است.
اگر جوانگرایی در برخی انتصابات اخیر یک آزمون است، نتیجه آن را باید در میانمدت سنجید. اما آنچه امروز قابل دفاع به نظر میرسد، این است: سیستمی که راه را برای جوانان باز نکند، محکوم به فرسودگی، خلأ نوآوری، محافظهکاری در تصمیم، ترس سازمانی، تعارف سازمانی، تنازع منافع، و دهها خطر دیگر میشود.
بارها خاطرهای از رهبر شهید شنیدیم که هربار فهرستی از افراد برای تحویل یک مسئولیت به آن فهرست را طلب میکردند، با فهرستی تکراری مواجه میشدند که حتی تعجب و شاید عصبانیت ایشان را نیز به همراه داشته. نمیدانم این مطلب درست نقل شده یا نه اما ارتکازات و مشاهدات خیلی از ما عدم اهتمام به جوانگرایی را در کشور تأیید میکند. اگر منش رهبر جدید انقلاب جوانگرایی ست به وی کمک و اعتماد کنیم.
نویسنده: احمد اولیایی