سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

اندیشکده آمریکایی: «هنر معامله» ترامپ مقابل ایران شکست خورد/ ایرانی‌ها تاریخ را خوب بلدند

اندیشکده آمریکایی: «هنر معامله» ترامپ مقابل ایران شکست خورد/ ایرانی‌ها تاریخ را خوب بلدند
عصر قم - ترامپ ادعا می‌کند استاد تاکتیک‌های معامله است و می‌تواند طرف مقابلش را وادار به تسلیم کند، اما ایران که در طول تاریخ با بیگانگان مبارزه کرده، حاضر به عقب‌نشینی مقابل زیاده‌خواهی‌های او نیست.
  بزرگنمايي:

عصر قم - ترامپ ادعا می‌کند استاد تاکتیک‌های معامله است و می‌تواند طرف مقابلش را وادار به تسلیم کند، اما ایران که در طول تاریخ با بیگانگان مبارزه کرده، حاضر به عقب‌نشینی مقابل زیاده‌خواهی‌های او نیست.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با به راه انداختن جنگ با ایران مرتکب دقیقاً همان اشتباهی شد که خودش بارها رؤسای‌جمهور قبلی ایالات متحده را به ارتکاب آن‌ها متهم کرده بود. اشتباه ترامپ دلایل متعددی داشت، که از جمله‌ی آن‌ها غرور او پس از موفقیت‌های اخیرش مقابل همپیمانان آمریکا در ناتو و همچنین در ونزوئلا بود.
ترامپ که در مقابل دیگران با تهدید و زور توانسته بود به هر آن‌چه می‌خواهد برسد، در برابر ایران به بن‌بست خورده است. رئیس‌جمهور آمریکا و نویسنده‌ی کتاب «هنر معامله [۱] » که خود را استاد تاکتیک‌های «معامله‌گری» می‌داند [۲] ، اکنون در مقابل کشوری قرار گرفته است که درس‌های تاریخی خود را به‌خوبی یاد گرفته و می‌داند تنها راه مقابله با زورگوها تسلیم نشدن مقابل آن‌هاست.
پایگاه اینترنتی تحلیلی آمریکایی «حکومت‌داری مسئولانه» وابسته به اندیشکده‌ی «مؤسسه‌ی کوئینسی» طی گزارشی تحت عنوان «مواجهه‌ی هنر معامله‌ی ترامپ با حافظه‌ی طولانی‌مدت ایران از استثمار خارجی [۳] » به همین مسئله پرداخته و توضیح می‌دهد چرا واشینگتن راهی جز کوتاه آمدن از خواسته‌های حداکثری خود ندارد.

عصر قم


جلد کتاب «هنر معامله» نوشته‌ی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، و «تونی شوارتز» خبرنگار، نویسنده و کارشناس اقتصادی. این کتاب که به سبک خودزندگی‌نامه نوشته شده، در حقیقت نوشته‌ی شوارتز است و صرفاً به نام ترامپ در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. جالب است بدانید که شوارتز نوشتن این کتاب را «بزرگ‌ترین حسرت زندگی‌ام، بدون شک» توصیف می‌کند، در حالی که ترامپ می‌گوید «هنر معامله» بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌اش و (بعد از انجیل) دومین کتاب محبوبش است. نکته‌ی متناقض‌نما این‌جاست که کتاب «هنر معامله» ۱۳ هفته رتبه‌ی اول فهرست فروش کتاب نیویورک‌تایمز را به خود اختصاص داد و این روزنامه‌ی آمریکایی که اکنون یکی از بزرگ‌ترین منتقدان ترامپ است، درباره‌ی این کتاب (چنان‌که زیر تصویر ترامپ روی جلد نیز می‌بینید) نوشته بود: «ترامپ باعث می‌شود فرد برای یک لحظه دوباره رؤیای آمریکایی را باور کند.»
در حالی که جایگاه دولت، به دلیل بی‌ملاحظگی در بی‌توجهی به رفاه مردم، به نازل‌ترین سطح خود در تاریخ سقوط کرده، اعتراضات توده‌ای شهرهای بزرگ ایران، از جمله شیراز، تبریز و تهران، را فراگرفته است. طبقه‌ی بازرگان، یا به عبارت دیگر «بازاری»ها، که بقای اقتصادی خود را در معرض خطر می‌بینند، هدایت این تظاهرات را به عهده دارند.
این جملات از گزارش‌های خبری دسامبر ۲۰۲۵ [۴]  انتخاب نشده‌اند؛ بلکه مربوط به بهار سال ۱۸۹۱ [اواخر دهه‌ی ۱۲۶۰ شمسی] هستند: جرقه‌های آغازین نهضت تنباکو در ایران. روحانیون قدرتمند شیعه با درک این مسئله که واگذاری امتیازات بی‌حدومرز به بیگانگان، تهدیدی برای هم حاکمیت ملی و هم منافع اقتصادی خودشان است، در قالب یک قیام علنی به بازاری‌ها ملحق شدند. این نخستین درس تلخ در تاریخ ایران بود مبنی بر این‌که وقتی یک حاکم، برای تضمین بقای سیاسی خود، ملت را می‌فروشد، چه اتفاق می‌افتد؛ اما آخرین درس از این نوع نبود.

عصر قم


«هیچ توافقی با ایران در کار نخواهد بود، جز «تسلیم بی‌قیدوشرط!» پس از آن، و انتخاب رهبر(ان) عالی و قابل‌قبول، ما، و بسیاری از متحدان و شرکای شگفت‌انگیز و بسیار شجاعمان، خستگی‌ناپذیر کار خواهیم کرد تا ایران را از ورطه‌ی نابودی به عقب بازگردانیم، و آن را از نظر اقتصادی بزرگ‌تر، بهتر و قدرتمندتر از هر زمان دیگری کنیم. «ایران آینده‌ای عالی خواهد داشت.» «ایران را دوباره عالی کنیم (میگا!)» [اشاره به شعار ترامپ، «آمریکا را دوباره عالی کنیم» (ماگا).] از توجه شما به این موضوع متشکرم! رئیس‌جمهور دونالد جِی. ترامپ»؛ پیام «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، ۶ مارس ۲۰۲۶، در روزهای ابتدایی هفته‌ی دوم جنگ با ایران، در شبکه‌ی اجتماعی متعلق به خودش، موسوم به «تروث‌سوشال». ترامپ که می‌گفت به هیچ‌چیز کم‌تر از «تسلیم بی‌قیدوشرط» راضی نمی‌شود و حتی باید در تعیین رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد، کم‌تر از یک ماه بعد به التماس مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی رسید.
ایرانی‌ها تاریخ‌شان را به خوبی بلدند، به‌ویژه وقتی پای مقابله با متجاوزان خارجی در میان باشد. در بحبوحه‌ی زمزمه‌ها درباره‌ی کانال‌های دیپلماتیک پشت پرده [۵]  و افشاگری‌ها درباره‌ی معامله‌های احتمالی [۶] ، مقامات ایرانی به شبکه‌ی اجتماعی ایکس روی آورده‌اند تا پیام‌هایی رمزآلود و گاه طنزآمیز [۷]  درباره‌ی پیروزی‌های گذشته منتشر کنند. بارزترین نمونه، پیام اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه‌ی ایران، و استناد به پیروزی امپراتوری ساسانی بر «فیلیپ عرب» امپراتور روم، بود؛ زمانی که روم در قرن سوم میلادی مجبور شد صلح را با شرایط ایرانی‌ها بپذیرد [۸] .

عصر قم


«روم، از نظر رومی‌ها، مرکز بی‌چون‌وچرای جهان بود. با این حال، ایرانی‌ها آن توهم را نابود کردند؛ وقتی جولیوس فیلیپوس (فیلیپ عرب) به سمت شرق، علیه پارس، حرکت کرد، این کارزار به پیروزی روم منتهی نشد؛ بلکه به صلحی با شرایط ساسانیان منتج شد: امپراتور [روم نیز] مجبور شد تن بدهد!»؛ پیام «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت خارجه‌ی ایران در شبکه‌ی اجتماعی ایکس.
اما اشتباه نکنید: این پیام‌ها صرفاً داستان‌های عبرت‌آموز خطاب به آمریکا و اسرائیل نیستند، بلکه آن‌ها را می‌توان هشدارهای جدی به مذاکره‌کنندگان خودِ تهران نیز تلقی کرد: هرگونه اعطای امتیاز یا گامی در جهت تسلیم شدن از سوی جمهوری اسلامی می‌تواند جرقه‌ی یک واکنش شدید داخلی را بزند؛ چراکه در تصور تاریخی ایرانی‌ها، حتی یک سانتی‌متر عقب‌نشینی، ناگزیر، به استثمار غربی و اعتراضات بی‌ثبات‌کننده منجر می‌شود. از نظر تندروهای ایران [۹] ، هر معامله‌ای [بر اساس شروط آمریکا] به معنای تسلیم است.
ریشه‌ی این طرزفکر را می‌توان در چیزی جست‌وجو کرد که حمید دَباشی، استاد ادبیات تطبیقی و مطالعات ایران در دانشگاه کلمبیا، آن را این‌گونه توصیف می‌کند: «حافظه‌ی تاریخی طولانی‌ای که در سیاست معاصر آن‌ها بسیار زنده و طنین‌انداز است.» به گفته‌ی دباشی، حتی دولت فعلی حاکم بر ایران نیز «مسئولیت پاسداری از همین حافظه‌ی تاریخی را به عهده دارد.»

عصر قم


مردم ایران به هیچ حکومت یا دولتی اجازه نخواهند داد مقابل قدرت‌های خارجی عقب‌نشینی کند. هم ایرانی‌ها این را از تاریخ یاد گرفته‌اند و هم مقامات سیاسی ایران می‌دانند که مسئولیت پاسدارای از این آموزه‌های تاریخی انکون به عهده‌ی آن‌هاست.
دو نمونه از نقض تاریخی حاکمیت اقتصادی ایران نشان می‌دهد چرا این حافظه تا امروز همچنان این‌قدر قدرتمند باقی مانده است. امپراتوری‌های فرانسه، روسیه و بریتانیا همگی در اواخر قرن نوزدهم برای گرفتن امتیاز از ایران با یک‌دیگر رقابت می‌کردند.
سال ۱۸۹۰، شاه قاجار کنترل کامل کشت، فروش و صادرات تنباکوی ایران را به سرگرد جی. اف. تالبوت، کارآفرین بریتانیایی واگذار کرد.
بریتانیا، چند دهه قبل‌تر، تجارت تریاک را به چین تحمیل کرده بود و وقتی امپراتور چین خواسته بود فروش تریاک را ممنوع کند، با این کشور وارد جنگ شده بود. توافق مخفیانه‌ی بریتانیا با دربار قاجار به معنای تجاری‌سازی یک کالای مصرفی روزمره در ایران بود و به همین دلیل قیام تنباکو را شعله‌ور کرد. بازاری‌ها و روحانیون شیعه در قالب این قیام بر سر تحریم تنباکو متحد شدند و این‌بار [بر خلاف چینی‌ها] یک مبارزه‌ی موفقیت‌آمیز برای اجبار شاه به لغو این امتیاز شکل گرفت.

عصر قم


(بالا) «بسم‌الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تمباکو [تنباکو] و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است. والسلام. حرره الاقل محمدحسن الحسینی.» متن منتسب به فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو. این فتوا منجر به بسیج مردم ایران و اجبار ناصرالدین شاه قاجار به لغو اعطای انحصار تجارت توتون و تنباکو به انگلیس شد. نهضت تنباکو یکی از تجربیات تاریخی ایرانی‌هاست که نشان می‌دهد عقب‌نشینی در برابر قدرت‌های خارجی به نابودی منافع آن‌ها می‌انجامد و تنها راه تأمین منافع کشور، ایستادگی در برابر این قدرت‌ها و اتکا به قدرت مردم است. (+)
بعدها، امتیاز دارسی [۱۰]  به دولت بریتانیا اجازه داد تحت هدایت وینستون چرچیل، لرد [اول] وقت دریانوردی، «شرکت نفت انگلیس و ایران» («بریتیش پترولیوم» امروزی) را در سال ۱۹۱۱ تأسیس کند. این شرکت بعداً کنترل ۸۴ درصد از منافع نفت ایران را در دست گرفت.
پس از آن‌که محمد مصدق، نخست‌وزیر وقت ایران، در سال ۱۹۵۱ ثروت نفت ایران را ملی‌سازی کرد، پاسخ بریتانیایی‌ها کودتای انگلیسی-آمریکایی سال ۱۹۵۳ [۱۱]  بود که حکومت سلطنت مطلق شاه را دوباره به قدرت بازگرداند. سرکوب استقلال ایران، تخم ده‌ها سال خشم عمومی را علیه شاه محمدرضا پهلوی [۱۲]  کاشت که در نهایت به شکل انقلاب [اسلامی] ۱۹۷۹ ایران فوران کرد.

عصر قم


«محمد مصدق» نخست‌وزیر وقت ایران، ۲۷ سپتامبر ۱۹۵۱، پس از تأکید بر موضعش درباره‌ی ملی‌سازی صنعت نفت ایران، مقابل ساختمان پارلمان روی دوش حامیانش حمل می‌شود. دو سال بعد، سی‌آی‌ای و ام‌آی۶ با تحریک کودتا در ایران، مصدق را برکنار کردند. (+)
از نظر ملی‌گرایان ایرانی، این دو ماجرا ثابت می‌کند که واگذاری امتیاز به نهادهای خارجی ناگزیر به نفوذ اطلاعاتی و از دست رفتن کامل حاکمیت کشور منجر می‌شود. این همان میراثی است که قدرت‌های غربی آن را اشتباه می‌فهمند. همان‌طور که دباشی اشاره می‌کند: «مهم‌ترین بخش ملی‌گرایی ضداستعماری ایران» که آمریکا و اسرائیل در درک آن ناکام بوده‌اند، این است که این دو واقعه‌ی تعیین‌کننده «از زمان شروع این جنگ در ذهن همه‌ی ایرانی‌ها پررنگ بوده‌اند و تک‌تک جملات آن‌ها در مذاکرات با آمریکا تحت تأثیر این وقایع بیان می‌شوند.»
فارغ از هیاهوی لفاظی‌های دو طرف [۱۳] ، پذیرش شرایط کاملی [۱۴]  که آمریکا و اسرائیل در تلاش برای تحمیل آن به ایران هستند [۱۵] ، برای هر دولتی در این کشور به معنای خودکشی سیاسی خواهد بود. کاخ سفید دارد تلاش می‌کند تهران را به پذیرش یک تسلیم گسترده و آبرومندانه وادار کند که به موجب آن ایران باید اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی خود را واگذار کند، برنامه‌ی موشکی‌اش را متوقف سازد، اتحادهای منطقه‌ایش را منحل نماید، و کنترل دولتی‌اش بر تنگه‌ی هرمز را برای همیشه کنار بگذارد. از دید تهران، این‌ها معادل‌های امروزی همان امتیازات قرن نوزدهم و ارکان غیرقابل‌مذاکره‌ی دفاع ملی‌اش هستند که نمی‌توان بر سر آن‌ها معامله کرد.
از آن مهم‌تر، تهران به‌رغم مشکلات داخلی، همچنان اهرم‌های فشار قابل‌توجهی [۱۶]  را در اختیار دارد: از طریق تسلط خود بر [تنگه‌ی] هرمز بازار جهانی انرژی را گروگان گرفته، و ضمناً کارت غیرقابل‌پیش‌بینی [۱۷] و مخرب دریای سرخ را نیز از طریق اتحادش با حوثی‌ها [انصارالله] در دست دارد. واگذاری امتیازهای غیرقابل‌تصور، آن هم زمانی که هجمه‌ی نظامی اولیه را از سر گذرانده‌اند، به نفع آن‌ها نخواهد بود و روایت مقاومتِ رژیم را کاملاً زیر سؤال خواهد برد.
برخی از مقامات سابق آمریکا به این مشکل اذعان کرده‌اند. همان‌طور که بیل برنز، رئیس سابق سی‌آی‌ای، در مصاحبه با اکونومیست [۱۸]  اشاره کرد: «ما در حال حاضر به نوعی خودمان را در بن‌بست قرار داده‌ایم. می‌توانید اعلام پیروزی کنید و کنار بکشید، اما با توجه به این‌که آینده‌ی تنگه‌ی هرمز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، تبدیل این گزینه به یک گزینه‌ای امکان‌پذیر دشوار است.»
برنز استدلال کرد که تشدید تنش صرفاً از طریق محاصره و حمله به زیرساخت‌ها[ی ایران] بعید است «این رژیم سخت‌جان را مجبور به بالا بردن پرچم سفید کند»؛ و این یعنی دیپلماسی جدی با حمایت اهرم‌های فشار «کم‌ضررترین» گزینه‌ی باقی‌مانده است. به گفته‌ی رئیس سابق سی‌آی‌ای، چالش دشوارتر، آینده‌ی خود تنگه‌ی هرمز خواهد بود. تهران که اکنون دوباره پی برده که این آب‌راه چه اهرم راهبردی عظیمی در اختیارش می‌گذارد، بعید است داوطلبانه نفوذ خود بر آن را رها کند.

عصر قم


فرمانده «توماس اسکالابر»، ۲۷ آوریل، در «مرکز همکاری و آگاهی اطلاعات دریایی» در شهر بندری «بِرِست» در فرانسه، به موقعیت کشتی‌ها در تنگه‌ی هرمز بر روی یک صفحه‌نمایش اشاره می‌کند. اگرچه ایران بارها تهدید کرده بود اگر امنیتش به خطر بیفتد، اقتصاد جهان دیگر امکان استفاده از تنگه‌ی هرمز را نخواهد داشت، اما به نظر می‌رسد آمریکا و رژیم صهیونیستی این تهدید را دست‌کم گرفته بودند و اکنون با پیامدهای بسته شدن تنگه‌ی هرمز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
مسیر واقع‌بینانه به سوی توافق، در فرمولی نهفته است که به لطف آن هر دو طرف بتوانند بدون عبور از خطوط قرمز خودشان، ادعای پیروزی کنند. ایران با هدف مشخص بازپس‌گیری دارایی‌ها و وجوه مسدودشده‌اش وارد اتاق [مذاکره] می‌شود؛ همین موضوع، اصلی‌ترین اهرم فشاری است که آمریکا در دست دارد. [در سوی دیگر،] دستیابی به یک گزینه‌ی میانیِ قابل‌اجرا، مستلزم آن است که واشینگتن اهداف خود را به یک چارچوب صرفاً هسته‌ای محدود کند و موقتاً خواسته‌های خود برای خلع‌سلاح [متحدان] منطقه‌ای ایران یا ادغام [تهران در] پیمان‌های ابراهیم را کنار بگذارد. با این حال، مسیر پیش‌رو همچنین به این بستگی دارد که گذر زمان به سود چه کسی است. تهران از لحاظ تاریخی روی بی‌صبری آمریکایی‌ها حساب کرده تا یک گشایش دیپلماتیک را به واشینگتن تحمیل کند، در حالی که به نظر می‌رسد رئیس‌جمهورْ دونالد ترامپ عجله‌ای ندارد. وی اخیراً فشار سیاسی داخلی را هم انکار کرد و گفت: «انتخابات میان‌دوره‌ای برایم اهمیتی ندارد [۱۹] » و [ادعا کرد] می‌تواند بیش‌تر از ایرانی‌ها «صبر کند [۲۰]

عصر قم


مجموعه‌ی سفارت آمریکا در ریاض، پایتخت عربستان، شامل ساختمانی متعلق به سی‌آی‌ای، که در هفته‌ی اول جنگ هدف حمله‌ی پهپادی ایران قرار گرفت. نکته‌ی حیرت‌آوری که رسانه‌های آمریکایی گزارش می‌دهند این است که ابتدا یک پهپاد به این مجموعه اصابت کرده و حفره‌ای را در آن ایجاد کرده است، و به فاصله‌ی حدود یک دقیقه، پهپاد دوم از درون همان حفره عبور کرده و در قلب ساختمان منفجر شده است. گفته می‌شود دست‌کم سه طبقه از سفارت آمریکا در این حمله فروریخته است. ایران در جنگ رمضان اثبات کرد ابایی از رودررویی مستقیم و بالا بردن سطح تنش در مقابل آمریکایی ندارد. همین مسئله موجب شده تا دولت ترامپ وادار به کنار گذاشتن خواسته‌های حداکثری خود شود و به برقراری صلح با شرایط مدنظر ایران تن دهد.
تاریخ درگیری‌های اخیر نشان می‌دهد که احتمال وقوع یک مناقشه‌ی طولانی‌مدت بیش‌تر از حل‌وفصل سریع مسئله است. جنگ روسیه و اوکراین بیش از پنج سال است که به درازا کشیده، بدون این‌که هیچ توافق صلحی حاصل شود؛ دستیابی به توافقات دوحه [برای پایان دادن به جنگ بیست‌ساله‌ی آمریکا در افغانستان] ۱۸ ماه زمان برد؛ امضای نسخه‌ی اصلی «برنامه‌ی جامع اقدام مشترک» یا همان «برجام» ۲۰ ماه طول کشید؛ و مذاکرات صلح پاریس پس از جنگ جهانی اول تا حدود پنج سال بعد ادامه داشت. در مقابل، جنگ فعلی تازه سه ماه است که آغاز شده.
تهران می‌تواند پای میز مذاکره بنشیند، اما تنها تا جایی می‌تواند امتیاز دهد که منافع حیاتی‌اش دست‌نخورده باقی بمانند. عبور از چنین خط قرمزی به معنای تکرار اشتباهات مرگ‌بار پادشاهان قاجار و پهلوی خواهد بود و واکنش شدید داخلی را برخواهد انگیخت که هیچ دولتی در ایران نمی‌تواند از آن جان سالم به در ببرد. درس‌های انحصار تنباکوی تالبوت و استثمار نفتی شرکت نفت انگلیس و ایران از نظر رهبران فعلی همچنان حقایقی قطعی هستند. ترامپ ممکن است این گفت‌وگوها را یک معامله‌ی تجاری رایج ببیند، اما تاریخ به ایران آموخته است که سازش با غرب تله‌ای است که در آن، ابرقدرت خارجی همیشه با پیروزی نهایی صحنه را ترک می‌کند.

عصر قم


«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، ۱۹ آگوست ۲۰۱۵، در جریان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶، در مدرسه‌ی متوسطه‌ی «پینکرتون» در شهر «دِری» ایالت نیوهمپشر نسخه‌ای از کتاب مشهور خود «هنر معامله» را در دست گرفته است. ترامپ دست‌کم در مورد ایران، هم در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش و هم در جنگ اخیر باید به این نتیجه رسیده باشد که دنیای سیاست و روابط بین‌الملل با دنیای تجارت و املاک تفاوت‌های زیادی دارد.
منبع: مشرق نیوز


نظرات شما