عصر قم - تاریخِ پرفراز و نشیبِ نهضتهای دینی، همواره دربردارنده لحظات حساسی است که در آن «ثبات قدم» بر «مصلحتسنجیهای کوتاهمدت» مقدم میشود.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام علیاصغر مجتهدزاده مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور در یادداشتی با تأکید بر «عقلانیت انقلابی» و «ثبات قدم»، راهبرد نظام اسلامی ایران در قبال جبهه استکبار را مبتنی بر اصول الهی و دور از مصلحتسنجیهای کوتاهمدت دانست.
وی در آستانه تحولات جدید و تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا، بازخوانی دقیق نسبت میان «اصل استکبارستیزی» و «نرمشهای تاکتیکی» را ضروری دانست و با استناد به پیام ۲۸ خرداد رهبر معظم انقلاب و مبانی قرآنی، مذاکره با دشمن را نه غایت، بلکه ابزاری در صورت اضطرار و با رویکرد «علیالاصول» و عزتمندانه تفسیر کرد که سازشهای غیرعزتمندانه را نفی میکند.
متن این یادداشت به شرح ذیل است:
فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ[هود/112]
بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.[امام خامنه ای مدظله العالی 28/3/1405]
اصالتِ اصول در طوفان حوادث
تاریخِ پرفراز و نشیبِ نهضتهای دینی، همواره دربردارنده لحظات حساسی است که در آن «ثبات قدم» بر «مصلحتسنجیهای کوتاهمدت» مقدم میشود. نظام اسلامی ایران، بر پایه آموزههای الهی، در مواجهه با جبهه استکبار، راهبردی را برگزیده است که نه بر پایه احساسات، بلکه بر پایه «عقلانیت انقلابی» استوار است. در آستانه تحولات جدید و تفاهمنامه اخیر"ایران و امریکا"، بازخوانیِ دقیقِ نسبتِ میان «اصلِ استکبارستیزی» و «نرمشهای تاکتیکی»، ضرورتی اجتنابناپذیر برای نخبگان حوزوی، دانشگاهی و مردم بصیر است.
۱. مبانی اصولی و استدلالِ «علیالاصول»
در ادبیات دینی، «مذاکره با دشمن» نه یک غایت، بلکه در صورت اضطرار، یک ابزار است. وقتی مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در پیام 28 خرداد از موضع «علیالاصول» سخن میگویند، به مجموعهای از محکماتِ قرآنی و سیره معصومین علیهم السلام اشاره دارند که هرگونه سازشِ غیرعزتمندانه را نفی میکند:
جهاد و عزت: قرآن کریم صریحاً مؤمنان را از «مداهنه» و سستی در برابر دشمن برحذر میدارد: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» پس هرگز سست نشوید و(دشمنان را) به صلح(ذلت بار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید... (محمد: ۳۵).
بیاعتمادی به پیمانشکنان: تجربه تاریخیِ «برجام»، مصداق بارزِ «خسارت محض» است که بارها مورد تاکید رهبرشهیدمان قرار گرفته است. ایشان بارها گوشزد کردند که هدف دشمن از مذاکره، نه حل مشکلات ما، بلکه حل مشکلات خود و«نفوذ، فریب و تحمیل اراده» است.
۲. منطقِ «نرمشِ تاکتیکی» و مسئولیتِ کارگزاران
گاهی ولیّ امرمسلمین با لحاظِ مصلحتهای کلان و بر اساس تعهدات مشخصِ مسئولانِ اجرایی، اجازهی حرکت در مسیرِ تفاهم را صادر میفرمایند. اینجا نباید دچار «خطای تحلیل» شد؛ چرا که این اجازه به معنای تغییر در ماهیتِ خصومتِ دشمن نیست، بلکه آزمونی برای سنجشِ صدقِ ادعاهایِ طرفِ مقابل و صیانت از منافع ملی در شرایطی خاص است.
آنچه در این میان اصالت دارد، «تضمینهای قطعی» و «پاسداری از خطوط قرمز» است که ریاست محترم جمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، مسئولیتِ شرعی و قانونیِ آن را بر عهده گرفتهاند. بنابراین، اگر مذاکرهای در کار باشد، تنها در صورتی مشروعیت دارد که از موضع قدرت باشد و به هیچ وجه به معنای پذیرشِ «نظرِ دشمن» نیست.
۳. وظیفهِ بصیرتآفرینِ نخبگان و مردم
در شرایطی که دشمن با ابزارهای جنگ ترکیبی سعی در ساختن دوگانههای کاذب (مانند جنگ یا صلح) دارد تا جامعه را دچار تشتت و انفعال کند، وظیفه ما چیست؟
مطالبهگری فعال: مردم و نخبگان باید هوشیارانه، تحققِ شروطِ اعلام شده را از مسئولان مطالبه کنند.
پرهیز از انفعال: بصیرت یعنی همزمان با تفاهم، آمادگی برای مقابله قاطع با هرگونه پیمانشکنیِ دشمن حفظ شود. حضرت موسی علیه السلام، هارون علیه السلام را جانشین گذاشت تا در غیابش، امت دچار فتنه سامری نشوند؛ امروز نیز بصیرتِ جامعه، یعنی شناختِ دقیقِ «سامریهایِ مدرن» که میخواهند از خلأهای موجود، «گوسالهای از وابستگی» بسازند.
استمرارِ راه مقاومت در مکتب عاشورا
تفاهمنامه، نه یک نقطهِ پایان، که یک «آزمونِ گذرا» در مسیرِ طولانیِ قیامِ لله است. ما در این ایام، در سوگِ سیدالشهدا علیه السلام نشستهایم؛ امامی که به ما آموخت «هیهات منا الذّله» نه یک شعار، که یک سبکِ زندگی است. قیامِ حسینی، فراتر از یک واقعه تاریخی، «الگویِ بصیرت» در مواجهه با «دشمنِ غیرقابلاعتماد» است. مگر نه اینکه دشمنانِ امام حسین علیه السلام نیز با وعدههای فریبنده و نامه هایِ متعدد، پا پیش گذاشتند، اما در نهایت با چهرهی حقیقیِ فریبکار و پیمانشکنِ خود، حماسهی کربلا را رقم زدند؟
تجربهی تلخِ شهادتِ مظلومانهی امام خامنهای عزیز و نوه و خانوادهی بزرگوارش(رحمه الله علیهم اجمعین) توسط همین جبههی استکبار و ایادیِ آنها، سندی است متقن بر اینکه «دشمنِ کینهتوز»، هیچگاه از خونخواهیِ مکتبِ ما دست برنمیدارد و پای میزِ مذاکره نیز همان دشمنی است که در میدانِ ترور و جنایت ایستاده است. این داغِ بزرگ، به ما میآموزد که «اعتماد» به چنین جبههای، نه تنها خطایی راهبردی، که خطایی عقیدتی است.
ما به عنوان حوزویان، در این ماهِ خون بر شمشیر، به مسئولانِ خود یادآور میشویم که میراثدارِ نهضتی هستیم که در آن «مذاکره» به معنایِ تسلیمِ حق، هرگز جایگاهی نداشته است. عزتِ ما در گروِ تداومِ همان اصولی است که برای آن خونهای پاکی نثار شده است. تنها ضمانتِ موفقیت در این میانه، نه دلبستن به لبخندهایِ فریبندهی دشمن، که تمسک به همان راهبردی است که امام خامنهای شهید(رضوانالله علیه) در تداومِ قیامِ جدّش اباعبدالله علیه السلام ترسیم کرده است: «تکیه بر قدرتِ لایزال الهی، تقویتِ ارادهی ملی، حفظ وحدت و حفظِ آمادگیِ همهجانبه برای مقابله با پیمانشکنان».
در مکتب عاشورا، «صلحِ» حسنی نیز ناشی از شرایط اضطرار و برای افشای ماهیتِ دشمن بود، نه سازش با آن؛ و امروز نیز اگر گامی در مسیرِ تفاهم برداشته میشود، تنها برایِ نمایاندنِ ماهیتِ پیمانشکنِ دشمن به جهانیان است. ما همچنان با نائب امامِ زمان (عج) عهد میبندیم که تا پای جان بر سرِ اصولِ انقلاب ایستادهایم و از هیچ تهدیدی، هراسی به دل راه نخواهیم داد.
29/3/1405 علی اصغرمجتهدزاده عضوبسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم