عصر قم - حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری با تأکید بر اینکه بزرگترین انتظار از حوزه علمیه پس از انقلاب، حرکت به سوی «فقه امتساز» و عینیت بخشیدن به دین در ابعاد گسترده تمدنی است، تصریح کرد: حوزه علمیه نباید خود را صرفاً در اندازه فردی تعریف کند.
حجتالاسلام والمسلمین محمد عالمزاده نوری، معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با اشاره به تفاوتی که حوزه امروز با حوزه پیش از انقلاب دارد، اظهار داشت: پیش از انقلاب، حوزه علمیه در مسیر فهم دین تلاش میکرد و عالمان و معلمان و پژوهشگران دین را تحویل میداد؛ در مسیر تبلیغ دین میکوشید و مبلغان و مروجان و مدافعان دین را تربیت میکرد و در زمینه تربیت انسان کار میکرد و جوانان رشید تربیتیافتهای تحویل میداد.
وی افزود: اما آن چیزی که بعد از انقلاب به رسالتهای حوزه افزوده شد، ساخت و مهندسی نظامات اجتماعی بر اساس اسلام و همچنین ساخت تمدن نوین اسلامی در ابعاد گسترده بود. این امکان و فرصت برای حوزههای علمیه پیش از انقلاب وجود نداشت، ولی بعد از انقلاب پدید آمد. وظیفه اقامه دین، اجرای دین و عینیت بخشیدن به دین در سطح کلان جامعه و نظامات اجتماعی در ابعاد گسترده تمدنی، پس از انقلاب محقق شد.
برجستهترین انتظار از حوزه علمیه
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری با بیان اینکه این بزرگترین و برجستهترین انتظار از حوزههای علمیه است، تأکید کرد: حوزه علمیه نباید خود را صرفاً در اندازه فردی تعریف کند و باید به سوی فقه امتساز برود.
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه با اشاره به اینکه قبل از انقلاب، علم فقه برای آحاد انسانها تکلیف بیان میکرد، تصریح کرد: فقه پیش از انقلاب، احکام افعال المکلفین را عن أدلتها التفصیلیه استخراج و عرضه میکرد و مکلف را یک فرد میگرفت که احکامی دارد؛ باید نماز بخواند، روزه بگیرد، حج برود، خمس و زکات بدهد، امر به معروف و نهی از منکر کند، معاملاتش چنین باشد و ازدواجش چنان باشد.
وی ادامه داد: اما بعد از انقلاب، علاوه بر اینکه تکلیف آحاد انسانها مشخص میشود، امتها هم تکلیفشان روشن میشود؛ فقه امتساز، امتسازی به سوی افق تمدنسازی، به فقه نظامات اجتماعی احتیاج دارد.
لزوم تحول در حوزههای علمیه
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری خاطرنشان کرد: امروز دیگر، فعالیتهای پیش از انقلاب حوزه های علمیه کفایت نمیکند و در تحول حوزههای علمیه باید به این ظرفیت جدید تاریخی که برای نهاد دین و عالمان دین پدید آمده، توجه کنیم. طلبه مطلوب و استاندارد پس از انقلاب با طلبه مطلوب و استاندارد پیش از انقلاب متفاوت است؛ یعنی الگوهای بزرگی که پیش از انقلاب فعالیت میکردند، پس از انقلاب برای ما الگوهای کاملی نیستند.
وی با اشاره به فرمایش قائد شهید انقلاب اسلامی درباره حوزه های علمیه تصریح کرد: حوزه پس از انقلاب باید دغدغه بزرگتری داشته باشد، فراتر از تربیت آحاد انسانها. به همین جهت رهبر شهید انقلاب اسلامی فرمودند کلمه «حوزه علمیه» کوتاه و نارساست؛ حوزه یک نهاد علمی تربیتی با کارکردهای اجتماعی سیاسی است. کارکردهای اجتماعی سیاسی ناظر به ساخت یک امت بزرگ و تمدن نوین است و این وظیفه پس از انقلاب حوزه است.
مجاهدت فرهنگی؛ فراتر از تربیت آدمهای خوب
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه با بیان اینکه مجاهدت فرهنگی یعنی فراتر از تربیت آدمهای خوب و عالمان خوب، ابراز کرد: قرآن کریم در کنار اصحاب المیمنه و آدمهای خوب، از گروهی به نام السابقون نام میبرد؛ یعنی پیشکسوتان، جلوداران و پیشتازان که همان مجاهدان هستند؛ منتها مجاهدت عرصههای مختلفی دارد؛ یک موقع در کسوت نظامیان است که میشود چمران و صیاد و حججی و باکری و خرازی و سلیمانی ها.
وی ادامه داد: یک موقع در کسوت هنرمندان است که میشود سید مرتضی آوینی؛ یک موقع در کسوت دانشمندان فیزیک است که میشود شهریاری و علیمحمدی و احمدیروشن و تهرانیمقدم و فخریزاده؛ و یک موقع در کسوت عالمان دین است که وظیفه بلاغ مبین دارند: این میشود مطهری و بهشتی و رئیسی و سید حسن نصرالله که برای تحقق مقاصدالله تلاش میکنند.
حجتالاسلام عالمزاده نوری در تبیین مفهوم مقاصدالله افزود: مقاصدالله یعنی همان طرح خدا و پروژه خدا که ساخت تمدن اسلامی است.
پرسش راهبردی؛ کارهای معمولی آخوندی کفایت میکند؟
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه تصریح کرد: ما الآن باید بنشینیم و فکر کنیم که در دنیای امروز، انجام دادن این کارهای معمولی آخوندی که البته انجام دادنش برای ما خیلی سخت هم نیست، آیا کفایت میکند؟ یا فراتر از این کارهای معمولی آخوندی باید کار دیگری انجام داد؛ یک عرصه حضور دیگر که عالم ربانی مجاهد در آن وارد شود.
رگه فکری رهبر شهید انقلاب؛ لُبّ تعالیم اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری با بیان اینکه این رگه فکری حضرت آقا واقعاً لُبّ تعالیم اسلامی است و در خیلی از آثار ایشان آمده است، خاطرنشان کرد: از آثاری که از ایشان در دهه پنجاه تولید کردهاند، در حوالی سن سیسالگی، مثل همین «روح توحید» که قلم خود آقاست، تا «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» که سخنرانی بوده و پیاده شده است، تا کتابهای تاریخ اسلام ایشان، در همه این آثار، حضرت آقا این معنا را به خوبی نشان میدهند.
وی در تشریح کتاب «دو امام مجاهد» رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: این کتاب درباره امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است. ما تصورمان شاید این باشد که امام حسین مجاهد بودند ولی امام حسن قاعد بودند؛ پیغمبر اکرم هم فرمودند «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا». قاما را میزنیم به امام حسین و قعدا را میزنیم به امام حسن، در حالی که حضرت آقا میفرمایند دو امام مجاهد، هر دو در صحنه جهاد بودند؛ نشانهاش هم این است که امام حسن را هم کشتند! اگر در صحنه جهاد نبود و قاعد بود که کسی نمیکشتش.
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه، در ادامه تبیین ضرورت تربیت «عالمان ربانی مجاهد»، به مقایسه «قاعد» و «مجاهد» در قرآن کریم پرداخت و اظهار داشت: در آیه شریفه «فَضَّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» خداوند قاعد را با مجاهد مقایسه کرده و مرتبه مجاهد را برده تا سقف؛ ولی درباره قاعد فرموده است که فقط به بهشت میرود: «و کلا وعد الله الحسنی»؛ یعنی هر دو بهشت میروند و خدا به هر دو وعده حسنی داده است.
امام معصوم هرگز «قاعد» نیست
وی ادامه داد: آیا شما باورتان میشود امام معصومی که در اوج مرتبه بندگی و تقرب است، یک آدم قاعد باشد؟ یعنی یک مؤمن حداقلی که فقط بهشت میرود؟ هرگز امکان ندارد. بنابراین هم امام حسن و هم امام حسین علیهماالسلام هر دو مجاهدند.
هم رزمان امام حسین؛ همه ائمه معصوم
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری با اشاره به کتاب «همرزمان حسین» رهبر شهید انقلاب، گفت: سؤال این است که همرزمان امام حسین چه کسانی و چند نفر هستند؟ یک تصور این است که همرزمان امام حسین، هفتاد و دو نفر در صحنه کربلا بودند که مقابل لشکر عبیدالله ایستادند و شهید شدند؛ اما حضرت آقا میفرمایند موضوع خیلی از این عمیقتر است؛ امام سجاد همرزم امام حسین بود، امام باقر هم، امام صادق هم، امام کاظم هم، امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسکری و امام زمان هم. همه همرزمان امام حسین(ع) هستند؛ یک جبهه واحد است که همه دارند میجنگند، منتها هر کسی به روشی و در عرصهای.
زیارت امینالله؛ شاهد مجاهدت همه امامان
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه تصریح کرد: به خاطر همین است که در معتبرترین زیارت یعنی زیارت امینالله که زیارت جامعه است و برای همه ائمه خوانده میشود، خطاب به همه امامان معصوم میگوییم: «أشهد أنّک جاهدت فی الله حق جهاده»؛ یعنی شما در راه خدا نهایت مجاهدت را به خرج دادهاید. «حق جهاده» یعنی آخر جهاد، ته مجاهدت. پس همه امامان مجاهد بودند، آن هم در اوج مجاهدت؛ همه جوری مجاهدت کردند که خار چشم طاغوت زمان خود باشند و وجودشان تحمل نشد.
وی ادامه داد: امامی که کرسی درس تشکیل داد، مجاهدت فرهنگی کرد که خار چشم طاغوت زمانش شد و او را هم کشتند. امامی که ولیعهد خلیفه شد و تحت سیطره و نظارت و مراقبت کامل طاغوت زمانش بود، او هم مجاهدت سیاسی و فرهنگی کرد و سایر امامان نیز چنین بودند.
عالِم معمولی و عالِم مجاهد
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری با بیان اینکه «العالِم علی قسمین»، تصریح کرد: یک عالم معمولی که یک سری کارهای خرد و معمولی انجام میدهد، و یک عالم مجاهد که باید وظیفه اجتماعی جهادی خود را به خوبی تشخیص دهد. ما باید این را تربیت کنیم و این کار سختِ ما است؛ تربیت مجاهدان در مقابل یک جبهه کفر.
وی افزود: باید بدانیم که دشمن کیست؟ و چطوری باید او را براندازیم؟ این را باید تشخیص بدهیم. حضرت آقا در همین بیانیه مربوط به تحول حوزه های علمیه، مشخص کردهاند که ما دو تمدن داریم: یک تمدن توحیدی و ایمانی و یکی دیگر نیز تمدن دنیاگرای مادی.
مأموریت حوزه؛ برانداختن تمدن دنیاگرای مادی
معاون تهذیب و تربیت حوزههای علمیه تأکید کرد: ما برای برانداختن تمدن دنیاگرای مادی باید کار کنیم؛ حوزه علمیه باید تمام تلاش خودش را به کار گیرد تا موجودیت و حیات تمدن مادی را به خطر اندازد. یعنی اقتصاد دنیاگرای مادی را باید نابود کرد، تعلیم و تربیت دنیاگرای مادی را باید نابود کرد و به جای آن تعلیم و تربیت الهی ایمانی توحیدی و خداگرا را بنیان نهاد.
وی ادامه داد: روانشناسی دنیاگرای مادی را باید نابود کرد و به جای آن روانشناسی توحیدی الهی عرضه کرد؛ نظام اداری طاغوتی یعنی نظام اداری دنیاگرای مادی را باید نابود کرد و به جای آن نظام اداری مدیریتی توحیدی و ایمانی بارگذاشت.
دو وجه هر نهاد تمدنی؛ الهی یا طاغوتی
حجتالاسلام والمسلمین عالمزاده نوری خاطرنشان کرد: تمام وجوه تمدنی را از سیاست و فرهنگ و نظام ارتباطی و نظام شهرسازی و نظام سلامت و نظام حقوقی و نظام جزایی و قضایی و تمام نظامات اجتماعی را در نظر بگیرید؛ هر کدام از اینها دو وجه دارند: یکی وجه الهی و ایمانی و مبتنی بر بندگی خدا و یکی هم وجه دنیاگرا مادی و طاغوتی و متکی بر بندگی غیرخدا.
مبارزه تاریخی به نقطه حساس رسیده است
وی افزود: امروزه مبارزه این دو جریان اجتماعی با همدیگر، در این دورهای که ما در آن قرار گرفتیم، به نقطه حساسی رسیده است. تمام جبهه دنیاگرای مادی و تمدن طاغوتی کفر در مقابل جبهه ایمان قرار گرفته است. در این مبارزه و رویارویی تاریخی، ما باید تبدیل شویم به عالمان ربانی، مجاهد و راهبر و باید این گونه انسان ها را تربیت کنیم.